• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3993
  • سه شنبه 1385/9/7
  • تاريخ :

جریان حصیر کهنه شیخ انصارى (ره)


حدود صد و پنجاه ‏سال از وفات شیخ اعظم استاد المتاخرین شیخ مرتضى انصارى (م 1281 ق) مى‏گذرد . «در طول این مدت تمام افكارى كه در مجامع علمى و حوزه‏هاى شیعه مطرح و مدار بحث ‏بوده، یا سخنان شیخ بوده و یا از سخنان ایشان الهام گرفته است.‏» (1)

یكى از صاحب منصبان قاجار كه در سفر خود به نجف اشرف با شیخ انصارى دیدار كرده، او را چنین وصف مى‏كند:

امروز را هم به دیدن شیخ مرتضى انصارى رفتم. در منزل او حصیرى كهنه بود كه به هیچ جا نمى‏اندازند؛ احدى از فقرا مصرف نمى‏كند. مى‏گفتند: عیالش هم آن را مصرف نمى‏كند. خوراك شبانه روز آنها نان خالى است . با این كه از اطراف مبالغ خطیر به نزد او مى‏آورند، قبول نمى‏كند. مرجع عالم است از بلاد و ممالك مردم به در خانه‏اش ریخته‌اند. بعضى، مسائل مى‏پرسند و برخى، فتوا مى‏خواهند. به توسط سیدى كه معتبر و معتمد بود به خدمتش شرفیاب شدم، سوالهایی نوشته‏ بودم، یك‏یك جواب دادند. همین كه تمام شد برخاست. خیلى مرد بزرگوارى است. دقیقه‏اى عمر خود را تلف نمى‏كند. یا تالیف و یا مطالعه [مى‏كند] و یا نماز مى‏خواند. (2)

همین شخص در جاى دیگر مى‏نویسد:

جناب شیخ مرتضى انصارى مرد مجلل و مجتهد بى‏نظیر و بدیلى است. از اوضاع دنیاى دنیه به یك عباى كهنه و تسبیح صد دانه قانع است. در یك مجلسى دیدم كه بى‏كلال و ملال در صف نعال نشسته، چون از احوالش تفتیش نمودم گفتند: همیشه، شیوه مرضیه او این است كه در كفش‌كن مى‏نشیند و اصلا تفاوتى به احوال و اخلاق او ندارد. (3)

شیخ انصاری خیلى مرد بزرگوارى است. دقیقه‏اى عمر خود را تلف نمى‏كند. یا تالیف و یا مطالعه [مى‏كند] و یا نماز مى‏خواند.

همچنین عبدالعلى خان ادیب الملك یكى دیگر از درباریان قاجار، دیدارش با شیخ انصارى را با قلم شیوا و منشیانه این گونه وصف كرده است:

روزانه چهارم: جناب شریعت انتساب حقیقت اكتساب عوارف و معارف آداب، زبدة المجتهدین، قدوة المحققین، ملجا الانام و حجة الاسلام شیخ مرتضى (سلمه الله تعالى) برادرش را به دیدن فرستاد و بسى منت نهاد، معذرت خواست كه جناب شیخ از احدى دیدن نمى‏كند، و راست گفت و زیاده از حد درهاى محبت ‏سفت .

تا آنجا كه گوید:

نظر به ارادت ظاهر و باطن و سعادت موجود و كائن، تمناى شرفیابى خدمت جناب فخر المجتهدین و قدوة المحققین شیخ مرتضى (سلمه الله تعالى) در دل افتاد و ادراك خدمت ایشان در مقام خلوت. زیاد از حد زحمت‌ها كشیدم و برادر ایشان را دیدم تا این كه یك شبى را معین فرمودند و از این بابت درِ بهجت ‏بر رویم گشودند.

چون شب معین رسید و آفتاب اقبالم از مشرق امید درخشان گردید، به شرف آستانش مشرف شدیم و بسى پاك یزدان را سپاس و شكرگزارى كردیم .

چون داخل خانه خلد نشانه گشتیم، دیدیم راهش باریك است و از بى‏چراغى بیرونش چون دل بى‏خردان تاریك! فانوس جلو را در اتاق گذاشتیم و تخم ارادتش را در دل كاشتیم .

چون نشستیم دیدیم فرش حصیر است و به اعتقاد جمعى عرشش سریر! چون از اندرون برآمد، شب انتظار سرآمد! بى‏مضایقت دستش را داد، بوسیدیم و بى‏ممانعت در برابر رویش آرمیدیم .

گفتم: شرفیابى خدمت ‏شما بسى سعادت بود. گفت: راست است، لیكن بازدید، كسى از من مطالبت ننمود .

گفتم: پس كجا، پس از این شرفیابى، خدمت ‏بیایم؟ گفت: من براى نماز ظهر و مغرب، به حرم (حضرت علی علیه السلام) مى‏شتابم .

گفتم: خیلى دلم مى‏خواهد كه شما را زیارت كنم و ببینم . گفت: ببخشید كه من بیش از این نمى‏توانم بنشینم .

ایشان به اندرون رفتند و دعاى ما گفتند، بنده نیز به خدمت ‏شافع روز جزا و شیر خدا شتافتم و عین مقصود از آن آستان یافتم . (4)


پی‌نوشت‌ها:

1- مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، ش 11 - 12 ، ص 270 / مقاله «ابعاد شخصیت ‏شیخ انصارى‏» از حضرت آیة‏الله شبیرى زنجانى .

2- روزنامه وقایع سفر كربلاى معلا (سال 1272)، به كوشش على مختارى، ص 43 - 44 ، (چاپ شده در میراث اسلامى ایران، به كوشش رسول جعفریان، دفتر اول، 1373).

3- همان، ص 50 .

4- مكارم الآثار، تالیف مرحوم میرزا محمد على حبیب آبادى با حواشى و تعلیقات حضرت استاد حاج سید محمد على روضاتى، ج 7 ، ص 2364 - 2365 . به نقل از دلیل الزائرین (ص 182 - 185) كه سفرنامه عبدالعلى خان به عتبات عالیات در سال 1373 است .

منبع: ماهنامه پیام حوزه، شماره 10 و 11. محسن صادقى.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
رسم شیدایی - اندر احوالات آخوند خراسانی

رسم شیدایی - اندر احوالات آخوند...

رسم شیدایی - اندر احوالات آخوند خراسانی
رویای صادقه در مورد شیخ انصاری

رویای صادقه در مورد شیخ انصاری

رویای صادقه در مورد شیخ انصاری
سیره عملی شهیدثانی در تهیه معاش

سیره عملی شهیدثانی در تهیه معاش

سیره عملی شهیدثانی در تهیه معاش
فلانی چای می‌خورد!

فلانی چای می‌خورد!

فلانی چای می‌خورد!
UserName