• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2990
  • پنج شنبه 1385/8/25
  • تاريخ :

نقش امام صادق علیه السلام در

تربیت محدثین و تدوین حدیث



مقدمه

پیشواى ششم حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه در 17 ربیع الاول سال 83 هجرت در شهر مدینه منوره دنیا را به ولادت خود منور فرمود. پدرش امام پنجم؛ امام محمد باقر علیه السلام و مادرش فاطمه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود. آن امام همام شصت و پنج سال در دنیا عمر كرد و در سال 148 هجرت در 25 ماه رجب رحلت فرمود و در قبرستان تاریخى «بقیع» در مدینه مدفون گردید، مدت امامت ایشان 34 سال بود.

در زمان حیات آن بزرگوار بنى‌امیه در حال اضمحلال بود و شاهان آن از جامعه بی‌خبر و فقط به فكر ابقاء خود بودند، از آن طرف بنى‌عباس به فكر رسیدن به خلافت بودند و تمام همّ و غمشان بر كوبیدن بنى‌امیه و روى كار آمدن خود بود و از جریان جامعه بی‌خبر بودند. این امر به امام صادق علیه السلام مجال داد كه بدون مزاحم قیام علمى خود را شروع كند و علوم اسلامى را بیان دارد و محدثان و علماى دین را تربیت كند و نویسندگان را به تألیف حدیث و درس‌هاى خود كه در مسجدالنبى تشكیل می‌شد وا دارد. این مقاله تركیبى است از تربیت محدثین و تدوین حدیث كه توسط آن بزرگوار انجام شده و جهان اسلامى را با علوم اسلامى پر كرده است.

مرحوم محقق حلى صاحب شرایع در كتاب معتبر (مقدمه معتبر) فرموده: از جواب‌ها و فرمایشات امام صادق علیه السلام چهار صد كتاب نوشته شد كه آنها را «اصول» نامیدند.

امام صادق علیه السلام براى این كار از سه راه وارد شد؛

1- تشكیل جلسات درس كه در مسجد رسول خدا صلّی الله علیه و آله تشكیل می‌شد و ورود به آن براى همه، اعم از شیعه و اهل سنّت و غیر آنان آزاد بود.

2- تشكیل مجالس خصوصى كه اغلب در منزل آن حضرت انجام می‌گرفت و فقط اشخاص خاص در آن شركت می‌كردند.

3- تربیت شاگردان بحاث و مُبلغ، امثال هشام بن حكم و مؤمن طاق (ابوجعفر احول) و دیگران كه همه جا تبلیغ می‌كردند و بدعت گزاران و مدعیان زعامت دینى از دستشان خواب راحت نداشتند.

شیخ مفید (رحمة الله) كه از علمای شیعه و از اركان فقه و كلام است در كتاب ارشاد می‌نویسد: «مردم از شهرها به خدمت امام صادق علیه السلام می‌آمدند و كسب علم می‌كردند، شهرت آن حضرت به همه جا رسید، از هیچ یك از اهل‌بیت علیهم السلام مانند آن حضرت از علوم و آثار نقل نشده است.»

ارباب حدیث نام راویان موثق را كه از سوى حضرت نقل حدیث كرده‌اند به چهار هزار نفر رسانده‌اند كه همه با اختلاف آراء و نظراتى كه داشتند از آن حضرت نقل روایت كرده‌اند، عین عبارت ارشاد چنین است:

«و نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الركبان وانتشر ذكره فى البلدان و لم ینقل عن احد من اهل بیته... ما نقل عنه... ولانقلوا عنه كما نقلوا عن ابى عبدالله(علیه السلام) فان اصحاب الحدیث قدجمعوا اسماء الرواة عنه من الثقات على اختلافهم فى الاراء و المقالات فكانوا اربعه الاف رجل.»

ابوالعباس نجاشى در كتاب رجال خود معروف به «رجال النجاشى» در شرح حال حسن بن على بن زیاد الوشا، از احمدبن عیساى اشعرى نقل كرده، گوید: «من در طلب علم حدیث به كوفه رفتم و در آنجا به خدمت حسن بن على وشا رسیدم كه از اصحاب امام رضا علیه السلام بود، و به او گفتم: كتاب علاء بن زرین و ابان بن عثمان احمر را به من بدهید تا از روى آنها نسخه بردارى كنم؛ او آن دو كتاب را من داد، گفتم: اجازه روایت نیز بدهید. فرمود: خدا تو را رحمت كند، چقدر عجله دارى ببر بنویس؛ سپس بیا براى من بخوان تا بشنوم؛ آنگاه اجازه روایت بدهم.

گفتم: بر خودم از پیشامدهاى زمان خاطر جمع نیستم، حالا كتاب‌ها را دادید؛ اجازه روایت نیز بدهید.

حسن بن وشا گفت: عجب! اگر من می‌دانستم كه حدیث اینگونه مشترى و خواهان دارد، بیشتر از این جمع می‌كردم، من در این مسجد كوفه 900 (نهصد) شیخ را درك كرده‌ام كه همه می‌گفتند: جعفربن محمد به من چنین حدیث كرد: «لو علمت ان هذا الحدیث یكون له هذا الطلب لاستكثرت منه فانى ادركت فى هذا المسجد تسع مأة شیخ كل یقول حدثنى جعفربن محمد.»

این همان سخن است كه مرحوم نجاشى در حالات حسن بن على بن زیاد وشا تحت شماره (80) در رجال خود نقل كرده و واقعاً انسان از این قضیه در حیرت می‌افتد كه یك نفر 900 راوى را در طول مدت در یك مسجد ببیند كه همه می‌گفتند: «حدثنى جعفربن محمد(علیه السلام)» عالم معروف ابوالعباس احمدبن عقده متوفاى 333 هجرى كه زیدى مذهب بود و كتابى نوشته به نام «اسماء الرجال الذین رووا عن الصادق (علیه السلام)» یعنى نام‌هاى آنان كه از امام صادق علیه السلام حدیث روایت كرده‌اند و در آن كتاب نام چهار هزار نفر را نقل كرده كه همه از آن حضرت حدیث نقل كرده‌اند، متأسفانه این كتاب مانند كتاب‌هاى دیگر از بین رفته فقط بزرگان از آن یاد كرده‌اند.

علامه حلّى در قسم دوم رجال خود در باب چهارم فصل همزه در شرح حال ابن عقده گوید: «از جمله كتاب‌هاى او كتاب نام‌هاى راویانى است كه از امام صادق علیه السلام حدیث نقل كرده‌اند و در آن نام چهار هزار نفر را نقل كرده و هر حدیث را كه از آن حضرت نقل كرده‌اند آورده است.

مرحوم سیدمحسن امین صاحب اعیان الشیعه در كتاب (سیرالائمه، ج4، ص 34) نقل كرده: حافظ بن عقده زیدى در كتاب رجال خود نام چهار هزار راوى موثق و كتاب‌هاى آنها را ذكر كرده كه همه از جعفر بن محمد(علیه السلام) نقل حدیث كرده‌اند.

مرحوم شیخ طوسى در مقدمه رجال شیخ به كتاب ابن عقده اشاره كرده و فرموده: ابن عقده درباره رجال امام صادق علیه السلام آنچه توان داشته به كار برده است و مرحوم محدث قمى در الكنى والالقاب، ج 1، ص 358 در شرح حال ابن عقده از مرحوم شیخ طوسى چنین نقل می‌كند: «له كتب... منها اسماء الرجال الذین رووا عن الصادق (علیه السلام) اربعه الاف رجل أخرج فیه لكل رجل الحدیث الذى رواه، مات بالكوفه سنة 333 انتهى»؛ یعنى از جمله كتاب‌هاى ابن عقده، كتاب نام‌هاى راویان امام صادق علیه السلام است كه چهار هزار نفر بودند و حدیث هر یك را در آن كتاب آورده است و ابن عقده در سال 333 هجرى در كوفه از دنیا رفته است.

گفتیم متأسفانه این كتاب مانند «مدینة العلم» مرحوم صدوق از بین رفته است و مرحوم شیخ طوسى در رجال خویش در باب كسانى كه از امام صادق علیه السلام نقل حدیث كرده‌اند نام سه هزار و دویست و چهار (3204) نفر را ذكر كرده است ولى ابن عقده آنها را به چهار هزار نفر رسانده‌ است.

مرحوم محقق حلى در مقدمه كتاب «معتبر» ص 26 فرموده: « از جعفر بن محمد (علیه السلام) علوم چنان گسترش پیدا كرد كه عقول به حیرت می‌افتد، حتى گروهى درباره او غلو كرده؛ نسبت الوهیت به او دادند «نعوذبالله» و حدود چهار هزار نفر از آن حضرت حدیث روایت كرده‌اند و عده زیادى از فقهاء بزرگوار را او تربیت فرموده است. امثال:

1ـ زراره بن اعین

2ـ بكیر بن اعین

3ـ حمران بن اعین

4ـ جمیل بن دراج

5ـ برید بن معاویه

6ـ هشام بن حكم

7ـ هشام بن سالم

8ـ ابى بصیر

9ـ عبیدالله جلبى

10ـ محمد جلبى

11ـ عمران جلبى

12ـ عبدالله بن سنان

13ـ ابوالصباح كنانى و دیگر فقهاء كه همه تربیت شده آن حضرت بودند.


راویانی که اهل سنت هم از ایشان روایت نقل کرده‌اند

اكنون براى نمونه چهل نفر از راویان آن حضرت را كه علماء اهل سنت نیز از آنها حدیث نقل كرده‌اند از رجال شیخ از میان (3204) نفر نقل می‌كنیم و به منابع اهل سنت اشاره می‌نماییم.

1-ابراهیم بن سعد بن عبدالرحمن كه از رجال و راویان صحاح ششگانه اهل سنت است.

2- ابراهیم بن زیاد بغدادى كه مسلم و ابو داود و نسایى از او حدیث نقل كرده است..

3- ابراهیم بن على الحسن مدنى كه از راویان ابن ماجه است..

4- ابراهیم بن محمد ابى یحیى از راویان شافعى.

5- بسام بن عبدالله كه نسایى از آن حدیث نقل كرده است.

6- تلید بن سلیمان كه احمد بن حنبل و ترمذى از او نقل حدیث كرده‌اند.

7- جراح بن ملیح كوفى كه بخارى و مسلم از او حدیث نقل كرده‌اند.

8- حبیب بن نتمان كه ابو داود و ابن ماجه از او نقل حدیث كرده‌اند.

9- حسن بن عیاش كه مسلم و ترمذى و نسایى از او نقل حدیث كرده‌اند.

10- حارث بن عمران جعفرى كه از روات بخارى و غیر آن است.

11- حمید بن قیس كه از رجال صحاح ششگانه می‌باشد.

12- حماد بن عیسى كه ابن ماجه از او نقل حدیث كرده است.

13- حارث بن عمران اسدى كه از رجال ابن ماجه است.

14- داود بن زهرقان كه از روات ترمذى و ابن ماجه است.

15- ربیح بن حبیب از رجال ابن ماجه است.

16- رحیل بن معاویه از رجال ابى داود و ترمذى است.

17- ركین بن ربیع از رجال بخارى و مسلم است.

18- زكریا بن اسحاق از رجال صحاح سته است.

19- زیاد بن سعد خراسانى از رجال صحاح سته است.

20- زید بن الحسن القرشى از رجال ترمذى است.

21- سعید بن سالم از رجال ابى داود و نسایى است.

22- سعید بن عبدالجبار از روات ابن ماجه قزوینى است.

23- سعید بن عبدالرحمن از رجال مسلم و ابوداود و غیره است.

24- سلمة بن كهیل از رجال صحاح سته است.

25- سلیمان بن مهران اعمش از رجال صحاح سته است.

26- سلیمان بن بلال تیمى از رجال صحاح سته است.

27- سفیان ثورى از رجال صحاح سته است.

28- سنان بن هارون از رجال ترمذى است.

29- سعید بن ابى خیثم از رجال ترمذى و نسایى است.

30- سعید بن حسان از رجال مسلم و ابن ماجه و غیره است.

31- سعید بن سالم از رجال ابوداود و نسایى است.

32- سعید بن مسلمه از رجال ترمذى و ابن ماجه است.

33- سالم بن عبدالواحد از رجال ترمذى است.

34- شعبة بن الحجاج از رجال صحاح سته است.

35- شعیب بن خالد از رجال ابوداود است.

36- ضحاك بن مخلد از رجال صحاح سته است.

37- طلحة بن زید قرش از رجال ابن ماجه است.

38- عاصم بن حمید از رجال ابونعیم الطحان است.

39- عاصم بن سلیمان از رجال صحاح سته است.

40- عثمان بن فرقد از رجال بخارى و ترمذى است.

این چهل نفر به عنوان نمونه از رجال شیخ نقل گردید و این كه اهل سنت نیز از آنها نقل حدیث كرده‌اند از «الامام الصادق و المذاهب الاربعه» تألیف اسد حیدر، ج 2، ص 400 به بعد نقل شده است و نام همه آن (3204) نفر را می‌توانید در رجال شیخ باب اصحاب ابى عبدالله جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام) ملاحظه فرمایید.


تــدوین حـدیـث

اصحاب امام صادق علیه السلام از فرموده‌هاى آن حضرت چهار صد كتاب به نام (چهارصد اصل) نوشتند كه بعدها كتب اربعه و غیره از آنها و امثال آنها تألیف گردید، ناگفته نماند اصحاب ائمه علیهم السلام به امر امامان مطالبى را كه از آنها می‌شنیدند، می‌نوشتند.

سیدبن طاووس در منهج الدعوات نقل كرده: « جماعتى از اصحاب امام كاظم علیه السلام و اهل بیتش در مجلس آن حضرت حاضر می‌شدند و وسایل نوشتن حاضر می‌كردند و چون آن حضرت سخن می‌گفت و یا در جریانى فتوایى می‌داد آن را می‌نوشتند.» شیخ بهایى علیه الرحمه در كتاب مشرق الشمسین فرموده: « از مشایخ ما نقل شده كه شیوه اصحاب اصول آن بود كه چون از یكى از امامان علیهم السلام حدیثى می‌شنیدند سریعاً می‌نوشتند تا آن حدیث و یا مقدارى از آن از یادشان فراموش نشود. محقق داماد نیز این سخن را در راشحه بیست و نهم از رواشح خود نقل كرده است. (نقل از الذریعه، ج 2، ص 125- 126)

مرحوم محقق حلى صاحب شرایع در كتاب معتبر (مقدمه معتبر) فرموده: از جواب‌ها و فرمایشات امام صادق علیه السلام چهار صد كتاب نوشته شد كه آنها را «اصول» نامیدند.

علامه كبیر شیخ آقا بزرگ در كتاب الذریعه (ج 2، ص 129) از اعلام الورى تألیف مرحوم طبرسى نقل كرده: «از امام صادق علیه السلام چهار هزار نفر از مشاهیر اهل علم، حدیث نقل كرده‌اند و از جواب‌هایى كه در مسایل اسلامى داده چهار صد كتاب كه آنها را «اصول» نامند تألیف شد. آن اصول را اصحاب آن حضرت و اصحاب پسرش امام كاظم علیه السلام روایت كرده‌اند.» شهید اول در كتاب ذكرى فرموده: «از جواب‌هاى امام صادق علیه السلام چهار صد نفر كتاب نوشتند و از رجال معروف كه از آن حضرت حدیث نقل كرده‌اند، چهار هزار نفر تعداد شده است و محقق داماد در راشحه فوق فرموده: «المشهور ان الاصول اربع مأة مصنف لأربعة مأة مصنف من رجال ابى عبدالله الصادق (علیه السلام)، بل وفى مجالس السماع و الروایة عنه و رجاله زهاء اربعة الاف رجل و كتبهم و مصنفاتهم كثیرة الا أن ما استقر الامر على اعتبارها و التعویل علیها و تسمیتها بالاصول، هذه الأربعة مأة.» (الذریعه، ج 2، ص 129)

این بود نمونه‌اى از تدوین حدیث كه به دستور امام صادق علیه السلام توسط شاگردانش انجام گردید، ناگفته نماند بعدها كتاب‌هاى: كافى، فقیه، تهذیب، استبصار و غیره از آن اصول و غیر آنها تألیف گردیدند. در الذریعه فرموده: این اصول همه‌اش موجود است، بعضى از آنها اصلى است و بقیه به روایت‌ها به همان صورت بدون حذف و اضافه در مجامع آمده است، پس از آن‌كه كتاب‌هاى بزرگ به طور مبوّب (باب) تألیف شد، رغبت به اصول كم گردید؛ چون آنها به ترتیب ابواب فقه نبودند بدین علت مقدارى از آنها از بین رفت. (الذریعه، ج 2، ص 134) نگارنده بعد از تفحص زیاد 100 نفر از صاحبان آن اصول را از فهرست مرحوم شیخ طوسى و رجال نجاشى و الذریعه پیدا كرده‌ام كه آنها را در ذیل می‌آورم. با ذكر محل آن كه خواننده بتواند رجوع كند. مثلاً مرحوم شیخ طوسى نام یك نفر راوى را می‌آورد و می‌گوید: او از نویسندگان یكى از اصول است و یا مرحوم نجاشى نام راوى را ذكر می‌كند و مثلاً می‌گوید: «آدم بن المتوكل له اصل رواة عنه جماعة» اینك اصول و نویسندگان آنها:

1- اصل آدم بن الحسین النحاس از نجاشى

2- اصل ابان بن تغلب از فهرست

3- اصل آدم بن المتوكل از نجاشى

4- اصل ابان بن عثمان از فهرست

5- اصل ابان بن محمد بجلى از الذریعه

6- اصل ابراهیم بن ابى البلاد از فهرست طوسى

7- اصل ابراهیم بن صالح از الذریعه

8- اصل ابراهیم بن عبدالحمید از فهرست

9- اصل ابراهیم بن عثمان خزاز از فهرست

10- اصل ابراهیم بن عمر الیمانى از فهرست

11- اصل ابراهیم بن مهزم و اسدى از فهرست

12- اصل ابراهیم بن یحیى از فهرست

13- اصل ابو محمد خزاز از فهرست

14- اصل احمد بن حسین یوسف بن یعقوب از نجاشى

15- اصل احمد بن حسین بن عمر از الذریعه

16- اصل احمدبن یوسف بن یعقوب از نجاشى

17- اصل ادیم بن حر از نجاشى

18- اصل اسباط بن سالم از فهرست

19- اصل اسحاق بن جریر از فهرست

20- اصل اسحاق بن عمار از فهرست

21- اصل اسماعیل بن ابان از الذریعه

22- اصل اسماعیل بن بكر از فهرست

23- اصل اسماعیل بن عثمان از فهرست

24- اصل اسماعیل بن محمد از فهرست

25- اصل اسماعیل بن مهران از فهرست

26- اصل ایوب بن حر از نجاشى

27- اصل بشار بن یسار از فهرست

28- اصل بشر بن مسلمه از فهرست

29- اصل بكر بن محمد ازدى از فهرست

30- اصل جابربن یزید جعفرى از فهرست

31- اصل جعفر بن محمد بن شریع از الذریعه

32- اصل جمیل بن دراج از فهرست

33- اصل جمیل بن صالح از فهرست

34- اصل حارث بن احول از فهرست

35- اصل حبیب بن محلل از فهرست

36- اصل حسن بن ایوب از نجاشى

37- اصول چهارگانه حریر از فهرست و نجاشى

38- اصل حسن الرباطى از فهرست

39- اصل حسن بن زیاد عطار از فهرست

40- اصل حسن بن سرى الكاتب از الذریعه

41- اصل حسن بن صالح از فهرست

42- اصل حسن بن موسى الحناط از فهرست

43- اصل حسن بن ابى العلاء از الذریعه

44- اصل حسین بن ابى غندر از فهرست

45- اصل حسین بن عثمان از الذریعه

46- اصل حفص بن البخترى از فهرست

47- اصل حفص بن سالم از فهرست

48- اصل حفص بن سوقه از فهرست

49- اصل حفص بن عبدالله كه چهار اصل است از الذریعه

50- اصل حكم بن اعین حناط از فهرست

51- اصل است از الذریعه

52- اصل حمید بن مثنى از فهرست

53- اصل خالدبن ابى اسماعیل از فهرست

54- اصل خالدبن مسیح از فهرست

55- اصل داود بن زربى از فهرست

56- اصل ذریح بن محمد محاربى از فهرست

57- اصل ربتى بن عبدالله از فهرست

58- اصل ربیع بن محمد اصم از فهرست

59- اصل رفاعه بن موسى اسدى از الذریعه

60- اصل زرعه بن محمد حضرمى از فهرست

61- اصل زكار بن یحیى الواسطى از فهرست

62- اصل زیاد بن مروان از الذریعه

63- اصل زیادبن منذر ابوالجارود از فهرست

64- اصل سعدبن ابى خلف از فهرست

65- اصل سعدان بن مسلم عامرى از فهرست

66- اصل سعیدبن عبدالرحمن اعرج از فهرست

67- اصل سعیدبن غزوان از فهرست

68- اصل سعیدبن مسلمه از فهرست

69- اصل سعیدبن یسار از فهرست

70- اصل سفیان بن صالح از فهرست

71- اصل سلام بن ابى عمره از الذریعه

72- اصل شعیب بن اعین حلاد از فهرست

73- اصل شعیب بن یعقوب از فهرست

74- اصل شهاب بن عبد ریه از فهرست

75- اصل صالح بن زرین از فهرست

76- اصل قاسم بن الحمید از الذریعه

77- اصل عبدالله بن سلیمان از نجاشى

78- اصل عبدالله بن یحیى از الذریعه

79- اصل عبدالله بن هیثم از نجاشى

80- اصل عبدالملك بن حكیم از الذریعه

81- اصل على بن ابى حمزه از فهرست

82- اصل على بن احمد ابى القاسم از الذریعه

83- اصل علاء بن زرین القلاء از الذریعه

84- اصل على بن رئاب از فهرست

85- اصل مثنى بن الولید از الذریعه

86- اصل محمد بن جعفر بزاز از الذریعه

87- اصل محمدبن قیس الاسدى از الذریعه

88- اصل محمد بن قیس الیحیى از فهرست

89- اصل محمد بن مثنى بن قاسم از الذریعه

90- اصل مروك بن عبید از نجاشى

91- اصل مسعدة بن زیاد از الذریعه

92- اصل وهب بن عبد ربه از الذریعه

93- اصل هشام بن الحكم از فهرست

94- اصل هشام بن سالم از فهرست

اینها 95 اصلند كه با سه اصل حریز و سه اصل حفص بن عبدالله جمعاً صد و یك، اصل می‌شوند و می‌توان هر یك از آنها را در محل‌هایى كه نشان داده‌ایم پیدا كرد.


مؤلفان كتاب‌ها از شاگردان امام صادق علیه السلام

براى تكمیل مطلب باید بدانیم، شاگردان آن حضرت تنها اصول چهار صدگانه را ننوشتند، بلكه آنها كتاب‌هاى دیگرى نیز نوشتند مثلاً:

1ـ ابان بن تغلب غیر از اصلى كه گفته شد، كتاب معانى القرآن، كتاب القراآت و كتاب الشیعه را نوشت. (فهرست ابن ندیم ص 308)

2ـ ابوحمزه ثمالى متوفاى 150 از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام)كه كتاب تفسیر القران و كتاب نوادر را نوشته است. (رجال نجاشى)

3ـ اسماعیل بن ابى خالد كه كتاب «قضاء» نوشته. (فهرست شیخ)

4ـ مفضل بن عمر كوفى كه چند تا كتاب نوشته از جمله كتاب «ما افترض الله على الجوارح.» (رجال نجاشى)

5ـ هشام بن الحكم از اصحاب امام صادق (علیهم السلام) كه ابن ندیم در فهرست خود ص 249-250 براى او بیست و پنج كتاب نقل كرده است.

6ـ ابو جعفر احول (مؤمن الطاق) از اصحاب امام صادق (علیه السلام) است كه كتاب امامت، كتاب معرفت، كتاب رد بر معتزله، كتابى در امر طلحه و زبیر نوشته است.

اینها كه گفته شد براى نمونه بود و اگر كسى به رجال نجاشى و فهرست شیخ و الذریعه طهرانى و فهرست ابن ندیم مراجعه كند، واقعاً به حیرت خواهد افتاد.

این بود آنچه راجع به تلاش امام صادق علیه السلام در تربیت محدثین و تدوین حدیث اشاره گردید و این قطرهاى از دریا و گوش‌هاى از صحراست. و السلام علیكم و على عبادالله الصالحین.


"سید على اكبر قریشى"


لینک مطالب مرتبط :

 - سیماى شیعه در نگاه امام صادق علیه السلام 

 - جوانان را دریاب، زیرا آنان به نیكى و خیر از دیگران ‏پیشتازترند 

 - مذهب شیعه چرا مذهب جعفرى نامیده شد؟ 

 - امام صادق علیه السلام و اولویت جهاد فرهنگى 

 - تكیه بر عقل، منش صادق آل رسول 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName