• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 316
  • دوشنبه 1385/8/22
  • تاريخ :

ساختار و قالب اقتباس سینمایی در سینمای ایران رعایت نمی‌شود

اقتباس مانند ترجمه ساختار مشخص و نیاز به رویکرد و قالب تطبیقی دارد که معمولاً در ایران رعایت نمی‌شود. مشکل اصلی سینمای ایران در ندانستن گرامر اصلی اقتباس است.

سعید عقیقی در مورد روند اقتباس در سینمای ایران به مهر گفت: "نکته واضحی وجود دارد و آن اینکه اقتباس یک بحث خودجوش بین فیلمنامه‌نویسان ایرانی است. یعنی خودشان تصمیم می گیرند سراغ داستان مورد علاقه شان بروند. درست مانند کار خودم در "شب های روشن". من سراغ قصه ای از داستایفسکی رفتم که از نوجوانی دوست داشتم و فضای محدودی در اختیارم قرار می داد."

عقیقی در مورد رویکرد دیگر فیلمنامه نویسان به اقتباس افزود: "یکسری اقتباس غیرمستقیم هم هست که برخی همکاران ما انجام می دهند، آن هم اینکه ابتدا این کار را به صورت کار اصیل انجام می دهند و بعد وقتی کسی به آنها اعتراض کرد، در انتهای تیتراژ اضافه می کنند با برداشت از فلان داستان. ولی واقعیت این است که اقتباس مانند ترجمه ساختار مشخص و نیاز به رویکرد و قالب تطبیقی مشخص دارد که معمولاً در ایران رعایت نمی شود. مشکل اصلی در ندانستن گرامر اصلی اقتباس است."

وی در مورد دعوای همیشگی فیلمنامه نویس و کارگردان که در اقتباس کار را مشکل تر می کند گفت: "اصل اقتباس مبتنی بر توافق بین کارگردان و فیلمنامه نویس است. کارگردانانی هم که علاقه دارند عنوان فیلمنامه نویس ـ کارگردان را در تیتراژ به خودشان اختصاص دهند، معمولاً علاقمند به همفکری نیستند. به همین دلیل است که دعوای بین فیلمنامه نویس و کارگردان تبدیل به یک دعوای عادی شده است. اگر ما شجاعت پذیرش مسئولیت را هنگام اقتباس داشته باشیم، برخی از این موضوعات حل می شوند."

عقیقی در مورد تفاوت نحوه نگرش به اصیل بودن در سینمای ایران و جهان گفت: "هیچکس در اصالت کارهای ویسکونتی، برسون یا آنتونیونی شک نمی کند. در حالی که بسیاری از فیلم های این بزرگان سینما اقتباسی هستند ولی کسی آنها را زیر سئوال نمی برد. فیلمنامه نویسی به نام تونینو گوئرا وجود دارد که هم با آنتونیونی کار کرده هم با آنجلوپولوس، تارکوفسکی و رزی و خودش را با تمام این سلیقه ها تطبیق داده است."

این فیلمنامه نویس در مورد عملکرد دفتر اقتباس ادبی بنیاد سینمایی فارابی در یک سال گذشته گفت: "هر چیزی در این مملکت مد می شود، ولی پس از مدت کوتاهی هم فراموش می شود. تجربه شخصی من با این دفتر به واسطه قصه ای است که همراه فرزاد موتمن برای اقتباس پیشنهاد دادیم و برخورد آنها نشان داد که این مرکز تشکیل شده تا فیلمی در آنجا ساخته نشود. من اگر به تنهائی می خواستم این کار را انجام بدهم که سراغ دفتر اقتباس نمی رفتم، بلکه مانند "شب های روشن" عمل می کردم."

عقیقی با اشاره به تنها نقطه امیدوارکننده در حیطه اقتباس در سینمای ایران افزود: "یکسری آدم خودشان به انگیزه شخصی اقتباس کرده اند و "درخت گلابی"، "پری"، "گاوخونی"، "شب های روشن" و ... را ساخته اند، چه خوب و چه بد. حالا تصور کنید یک نفر در اتاقی چند کتاب را روی هم چیده و می گوید از روی اینها فیلمنامه بنویسید و فیلم بسازید. مگر فیلمنامه نویسی این گونه است؟"

UserName