• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1247
  • چهارشنبه 1385/8/17
  • تاريخ :

شخصیت حضرت عبدالعظیم در نظر امامان(ع) و عالمان بزرگ شیعه


عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن حسن بن زیدبن حسن بن على بن ابى طالب علیه السلام، صاحب كتاب «خطب امیرالمؤمنین» و «الیوم و اللیلة»، مشهور به حضرت عبدالعظیم و شاه عبدالعظیم، از سادات حسنى و از بزرگان این خاندان، و مورد احترام امامان عصر خود و از راویان موثق است.

متأسفانه با همه جلالت قدر، زندگانى و حتى تاریخ ولادت و رحلت او به درستى روشن نیست. لیكن به موجب روایتى كه از امام هادى علیه السلام در باب فضیلت زیارت او آمده، روشن مى‌شود كه پیش از شهادت این امام بزرگوار (254 ه* .ق.) درگذشته است و مى‌توان گفت در آغاز دهه ششم از سده سوم هجرى و در خلافت «المعتز» زندگانى را بدرود گفته است.

مؤلف كتاب «جنة النَّعیم» با آن كه نام زوجه آن جناب را هم نوشته[1]، متعرض تاریخ ولادت، سن و سال دقیق رحلت او نشده و تنها می‌نویسد:

«پس باید وفات حضرت عبدالعظیم، اوایل 250 هجرى، چند سال قبل از شهادت حضرت امام على النقى علیه السلام باشد.»[2]

از امامان بزرگوار، با امام جواد، امام هادى و امام عسكرى ـ علیهم السلام ـ معاصر بوده است. امّا آیا محضر حضرت امام على بن موسى علیه السلام را هم درك كرده و از او حدیثى شنیده است؟ مؤلف الذریعه در این باره می‌نویسد:

«عصر امام رضا و امام جواد ـ علیهماالسلام ـ را درك نمود و ایمان خود را بر امام هادى علیه السلام عرضه كرد. و از برخى كتاب‌ها نقل است كه وفات او در نیمه شوال سال 252 هجرى رخ داده است.»[3]

ابن بابویه در «من لایحضره الفقیه[4]» در باب روزه یوم الشك، روایتى از او از امام رضا علیه السلام آورده و ذیل آن نوشته است: «مصنف كتاب گوید حدیثى است غریب و آن را جز از طریق عبدالعظیم حسنى نمى‌شناسم.»

همچنین در تعلیقه شهیدثانى بر «خلاصه» آمده است كه حضرت رضا علیه السلام بر زیارت او توصیه فرموده است.[5] لیكن عالم رجالى معاصر جناب آقاى شوشترى می‌نویسد:

«ظاهر این است كه روایت حضرت رضا علیه السلام در وجوب بهشت براى زیارت فاطمه دختر موسى بن جعفر (ع) است، نه براى عبدالعظیم.»[6]

سید استاد بزرگوار آیت الله خویى (ره)، آنچه را كه در كتاب «اختصاص» آمده است كه امام هشتم به عبدالعظیم فرمود: «سلام مرا به اولیاى من برسان»، به خاطر ارسال حدیث نامعتمد دانسته و نوشته‌اند: «متحصل از كلمات اصحاب ما این است كه عبدالعظیم، امام رضا علیه السلام را ندیده است، تا چه رسد كه در حیات آن امام درگذشته باشد.»[7]

پس ظاهراً بلكه مطمئناً وى محضر امام هشتم را درك نكرده و مستقیماً از او روایتى نشنیده است.

به هر حال چون موضوعى كه این جانب، تحقیق در آن را تعهد كرده‌ام حرمت این بزرگوار در دیده علما و ائمه اطهار است، بیش در این باره سخن را به درازا نمى‌كشانم.

سید عبدالعظیم حسنى مورد احترام امامان عصر خویش بوده است و عالمان انساب و تذكره نویسان در طول زمان او را به جلالت قدر ستوده‌اند. و روایت‌ها از او در كتاب‌هاى علماى شیعه آمده است؛ از جمله، روایتى كه از ابوبصیر از امام صادق علیه السلام در بیان (الذین یستمعون القول فیتَّبعُون أحسنه) در كافى است.[8]


مقام او نزد ائمه اطهار

آنچه جلالت قدر این بزرگوار و امامزاده عالى مقدار را هر چه بیشتر آشكار مى‌سازد، و عظمت مقام او را نشان مى‌دهد، فرموده امام عصر اوست درباره‌اش و همین سخنان است كه دانشمندان علم رجال را به تكریم او واداشته است.


فرمایش امام هادى علیه السلام درباره وى

ابوتراب رویانى از ابوحماد رازى آرد كه بر على بن محمد (ع) در «سُرّ مَنْ راى» درآمدم، و او را از مسائل حلال و حرام پرسیدم و مرا پاسخ گفت. چون او را وداع گفتم فرمود:

«حماد! اگر براى تو مشكلى در دین پیش آید، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان.»[9]

همچنین این امام بزرگوار درباره او دعا كرده و دین او را درست خواند. صدوق به اسناد خود از وى نویسد:

بر امام خویش على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام درآمدم. چون مرا دید فرمود: «مرحبا بر تو اى ابوالقاسم! تو به حق دوست مایى.» گفتم: «پسر رسول خدا! مى‌خواهم دین خود را بر تو عرضه كنم تا اگر پسندیده است بر آن ثابت بمانم تا خدا را دیدار كنم.» فرمود: «بگو!» و چون عقیده خویش عرضه كردم امام فرمود: «ابوالقاسم؛ به خدا این دین خداست كه آن را براى بندگانش پسندیده است. بر آن پایدار باش. خدایت در دنیا و آخرت بر آن پایدار بدارد.»[10]

نیز صدوق آورده است كه مردى بر ابوالحسن على بن محمدهادى علیهماالسلام درآمد. امام از او پرسید كجا بودى؟ گفت به زیارت حسین علیه السلام رفته بودم. فرمود: «اگر قبر عبدالعظیم را كه نزد شماست زیارت مى‌كردى، چون كسى بودى كه قبر حسین علیه السلام را زیارت كرده است.»[11] (قابل ذکر است که شاید این روایت فقط در مورد آن فرد بوده است نه در همه موارد)


نظر دانشمندان شیعه درباره او


سده چهارم هجرى[12]

1) صدوق، محمدبن على بن حسین بن موسى بن بابویه (م 381 ه* .ق.) كتابى درباره این بزرگوار به نام «اخبار عبدالعظیم»[13] دارد كه در آن خبرهاى روایت شده از او را آورده است. وى درباره عبدالعظیم نوشته است: عابد، پارسا و مرضى بود.[14]

2) صاحب، اسماعیل بن عبّاد، ادیب و دانشمند معروف (متوفاى 385 ه* .ق.)، وزیر مؤیدالدوله و فخرالدوله دیلمى، مشهور به صاحب بن عبّاد، به تقاضاى شخصى، رساله‌اى در نسب این بزرگوار نوشته و در ضمن آن چنین آورده است:

پارسا و دین دار و عابد و شناخته به امانت و صدق لهجت بود، و عالم به امور دین، و قائل به توحید و عدل، و روایت بسیار از او نقل است. از ابوجعفر محمدبن على بن موسى علیهم السلام و پدرش ابوالحسن صاحب عسكر علیه السلام روایت كند و آن دو امام را براى او نامه‌هاست.[15]

3) ابونصر [سهل بن عبدالله] بخارى مؤلف كتاب «سرالانساب» كه به نقل مؤلف الذریعه از دانشمندان سده چهارم هجرى است، او را به زهد و علم ستوده و گوید در رى، در مسجد شجره مدفون است.[16]


سده پنجم هجرى

1) علم الهدى و التّقى سیدمرتضى(م 436 ه* .ق.) وى را با صفت‌هاى «سید پارسا، عالم، زاهد، بلند مرتبت، بزرگ منزلت» ستوده و نویسد:

از امامان؛ امام جواد، امام هادى و امام عسكرى ـ علیهم السلام ـ را درك كرد و شیعه از حدیث‌ها و روایت‌هاى او تاكنون بهره برده است.[17]

2) دانشمند رجالى مشهور ابوالعباس احمدبن على بن احمدبن عباس معروف به نجاشى(م ـ 450 ه* .ق.) در كتاب رجال خود داستان آمدن این سید بزرگوار را به رى و مخفى زیستن و به عبادت پرداختن او را آورده است. سپس سلسله روایت خود را از وى از طریق احمدبن على تا به ابوتراب رویانى مى‌آورد و مى‌نویسد: عبدالعظیم بن عبدالله، همه روایت‌هاى خود را براى ما حدیث كرد.[18]

3) شیخ الطائفه محمدبن الحسن الطوسى (م 460 ه* .ق.) نویسد: عابد، پارسا و مرضى بود.[19]

4) سید عالم نسب دان ابواسماعیل ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن على شاعر، صاحب كتاب «منتقلة الطالبیه»[20]، در زمره طالبیانى كه به رى آمده‌اند درباره عبدالعظیم نویسد:

ابوالقاسم، عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن حسن بن زید، محدث و زاهد بود. او را مشهدى است در شجره رى و قبر او زیارت كنند. مادر او ام ولد است.


سده هفتم

در كتاب «الشجرة المباركة فى الانساب الطالبیة» كه آن را از امام فخر رازى[21] دانسته‌اند آمده است:

عبدالعظیم در رى كشته شد و مزار او بدان جا معروف و مشهور است.[22]

آنچه در باب كشته شدن حضرت عبدالعظیم در این كتاب(منسوب به امام فخر) آمده، در كتاب‌هاى دیگر نیست. تنها مؤلف «جنة النعیم» نویسد:

بناءً على هذا استبعادى نمى‌رود كه حضرت عبدالعظیم به امر سلطان جائر و خلیفه معاصر مقتول شده باشد و این بعد از اجتماع شیعیان و محبین و نشر احوال و فضایل و مآثر شریفش بوده است.[23]

ولى آیا كتاب «الشجرة المباركة» از فخر رازى است؟ چنانكه مصحح محترم در مقدمه كتاب نوشته‌اند، هیچ كس از تذكره نویسان، چنین كتابی را در شمار تألیفات فخر رازى نیاورده است.


سده هشتم

1) تقى الدین، حسن بن على بن داود حلّى؛ [مرحوم سید جلال الدین محدث نویسد:

وى ظاهراً متوفى در نیمه اول سده هشتم هجرى است چه كتاب خود را در هفتصد و هفت به پایان رسانیده است.]

تقى الدین درباره او نویسد:

ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب، عابدى پارسا و پسندیده بود.[24]

2) حسن بن یوسف بن على بن مطهّر معروف به علامه حلى (م 726 ه* .ق.) در كتاب «خلاصه» درباره او گوید:

عالم، عابد و پارسا بود و او را حكایتى است كه دلالت بر حسن حال او كند و ما آن حكایت را در كتاب كبیر آورده‌ایم.

مؤلف «روضات» نویسد:

شاید مقصود از حكایت، داستان عرض دین است بر امام عصر خویش.[25]


سده نهم

1) مؤلف كتاب «عمدة الطالب»، سید احمد بن على داودى حسنى (م 828 ه* .ق.) نویسد:

از عبدالله بن على شدید، عبدالعظیم متولد شد. سیدى زاهد كه در مسجد شجره رى مدفون است و قبر او را زیارت كنند و فرزند او محمد است و محمد را اولادى نبود.[26]

و هم این مؤلف در كتابى دیگر نویسد:

و نسل على الشدید بن الحسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیه السلام) از عبدالله بن على است و نسل عبدالله از احمدبن عبدالله و عبدالعظیم و حسن... و عبدالعظیم زاهدى بزرگ بود و پسر او محمد نیز.[27]


سده یازدهم

1) محمد باقر بن محمد استرآبادى مشهور به میرداماد (م 1041)؛ وى در «الرواشح السماویة» گفته است:

از سخنان ذایع شایع این است كه طریق روایت از جهت ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله حسنى، مدفون به مشهد شجره رى ـ رضى الله تعالى عنه و أرضاه ـ حسن است، چه او ممدوح است و نصى بر توثیق او نیست. لیكن در نظر من، ناقد بصیر و متبصر خبیر این نظر را مستهجن و قبیح مى‌شمارد و اگر درباره او جز حدیث عرض دین و حقیقت معرفت او و فرموده امام هادى ابوالحسن ثالث علیه السلام كه «تو به حق دوست مایى» و نسب شریف وى كه از سلاله نبوت است نبود، او را كفایت مى كرد.[28]

مرحوم نورى نویسد:

محقق داماد در «رواشح» در شرح حال و در فضل زیارت او روایت‌هاى متضافره آورده؛ از جمله این كه كسى كه او را زیارت كند بهشت براى او واجب است.[29]


سده دوازدهم

1) شیخ محمد بن حسن حر عاملى (م 1104) مؤلف كتاب «وسائل الشیعه» نویسد:

ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب علیه السلام، عابد و پارسا بود و او را حكایتى است كه دلالت بر حسن حال او كند. ابن بابویه گفته است او مرضى بود. علامه و نجاشى نیز چنان گفته‌اند. صدوق در «ثواب الاعمال» آورده است كه زیارت او چون زیارت حسین علیه السلام است.[30]

2) علامه مجلسى (م: 1110 ه* .ق.) ذیل عنوان «فضل زیارت عبدالعظیم» روایت منقول از امام هادى علیه‌السلام را كه زیارت عبدالعظیم برابر زیارت حسین علیه السلام است از «ثواب الاعمال» صدوق و «كامل الزیارات» و نیز داستان در آمدن او را به رى تا به خاك سپرده شدنش در باغ عبدالجبار نقل كرده است.

3) محمدبن على اردبیلى (تاریخ ولادت و وفات او به تحقیق معلوم نیست و چون اجازه مجلسى براى او در سال 1098 صادر شده پس مى‌توان او را از علماى سده یازدهم و متوفاى سده دوازدهم به شمار آورد).

اردبیلى درباره عبدالعظیم نویسد:

عبدالعظیم بن عبدالله حسن علوى ... عابد و پارسا بود و او را حكایتى است كه بر نیكویى او دلالت كند (سپس همان روایتى را كه مردى از اهل رى نقل كند آورده است.)[31]


سده سیزدهم

1) محمدبن اسماعیل حائرى (م 1215 ه* .ق.) در كتاب «منتهى المقال فى علم الرجال» درباره او نویسد:

او راست كتاب «خطب امیرالمؤمنین.»[ع] وى مردى عابد و پارسا بود.


سده چهاردهم

1)حاج میرزا ابوالقاسم نراقى مؤلف كتاب «شعب المقال فى احوال الرجال» نویسد:

ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن على بن حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب ثقه‌اى جلیل‌القدر بود. گریزان از سلطان به رى درآمد و در آنجا بمُرد و به خاك سپرده شد. امام هادى علیه السلام به بعضی از اصحاب خود فرمود: اگر قبر عبدالعظیم را زیارت مى‌كردى چون كسى بودى كه حسین بن على علیه السلام را زیارت كرده است.[32]

[2 و 3) سخن حاجى حسین محدث نورى (م 1320 ه* .) و نیز سخن سیدمحمد باقر خوانسارى، صاحب روضات (م 1313 ه* .) درباره او، ذیل سده یازدهم نقل شد.]

مفصل‌ترین و جامع‌ترین شرحى كه تاكنون درباره طبقه او در میان راویان و روایت‌هاى رسیده از او دیده‌ام به شرحى است كه استاد معظم حضرت آیة الله خویى در مجلد دهم از «معجم رجال الحدیث» از صفحه 46 تا 51 و از 407 تا 408 آورده و پس از او آنچه در «قاموس الرجال» است.[33]

بالجمله از آنچه این عالمان بزرگوار در طول هزار سال و بیشتر نوشته‌اند و آنچه امام عصر وى درباره او فرموده است، وثاقت و بلكه جلالت قدر و بزرگى شأن او معلوم مى‌گردد.


پی‌نوشت‌ها:

1- جنة النعیم والعیش السلیم، المولى باقر بن اسماعیل اللمازندرانى (م 1313 ه* .) ص 124 چاپ سنگى تهران.

2 - جنة النعیم، ص 402.

3 - الذریعه، ذیل عنوان خطب امیرالمؤمنین (ع).

4 - من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 80.

5 - روضات الجنّات، محمدباقر الخوانسارى، ج 4 ص 210.

6 - قاموس الرجال، التسترى، ج 5، ص 374.

7 - معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 49.

8 - اصول كافى، ج1، ص392. براى اطلاع از مجموع روایت‌هاى رسیده از وى به «معجم رجال الحدیث» مراجعه شود.

9 - رساله صاحب بن عباد به نقل رى باستان، حسین كریمان، ج 1، ص 356/ روضات، ج 4، ص 208.

حضرت آیة الله خوئى نوشته‌اند این روایت لااقل از جهت مرسل بودن ضعیف است (معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 49).

10- توحید، ص 81 ـ 82/ روضات، ج 4، ص 207 و 208.

11- روضات، ج 4 ص 211 به نقل از ثواب الاعمال، ص 460/ قاموس الرجال، ج 5، ص 346.

12- ترتیب قرن بر حسب درگذشت نویسنده است.

13- ریحانة الادب، محمدعلى مدرّس تبریزى.

14 - جنة النعیم.

15- روضات، ج 4، ص 208.

16- سرالانساب، ص 10 به نقل رى باستان، ج 1، ص 389.

17- جنة النعیم، ص 479؛ رى باستان، ج 1، ص 387.

18- رجال نجاشى، چاپ سنگى تهران 1317 ه* .ق.

19- جنة النعیم، ص 471.

20 - منتقلة الطالبیه، نسخه عكسى كتابخانه لغت نامه دهخدا.

21- امام فخر رازى (م 606 ه* )، از دانشمندان اهل سنّت است.

22 - الشجرة المباركة، ص 64، منشورات كتابخانه آیة الله مرعشى.

23 - جنة النعیم، ص 401.

24 - كتاب الرجال، چاپ مرحوم محدث، ص 226.

25 - روضات، ج 4 ص 210.

26 - عمدة الطالب فى انساب آل ابى طالب، ص 75.

27 - الفصول الفخریة، چاپ مرحوم محدث، ص 107.

28 - روضات، ج 4، ص 209 و آن از الرواشح.

29 - مستدرك الوسائل، ج 10، ص 367.

30 - وسائل، چاپ دار احیاء التراث، ج 20، ص 229 ـ 228.

31 - جامع الرواة، الاردبیلى، ص 460.

32 - شعب المقال، النراقى، ص 71 ـ 70.

33 - قاموس الرجال، التسترى، ج 5، ص 347 ـ 345

منبع: فصلنامه علوم حدیث، شماره 1. - "دكتر سیّدجعفر شهیدى"


لینک مطلب مرتبط :

 رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName