• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 290
  • دوشنبه 1385/8/15
  • تاريخ :

این ره که ما – برای اسکار - می‌رویم ....

  

در حدود یک دهه است که هر سال نماینده‌ای از سینمای ایران به اسکار معرفی می‌شود. البته در سال‌های 1356 و 1357 فیلم‌های دایره‌ی مینا ساخته‌ی داریوش مهرجویی و باد صبا به کارگردانی آلبر لاموریس ، اولین نماینده‌های سینمای ایران بودند که راهی به اسکار نیافتند.

پس از شانزده سال وقفه به خاطر تغییر حکومت و جنگ هشت ساله ، از سال 1373 با فیلم زیر درختان زیتون ساخته‌ی عباس کیارستمی ، روند هر ساله‌ی معرفی فیلم به اسکار آغاز شد و هر سال کمیته‌ای به انتخاب نماینده‌ی سینمای ایران پرداختند.

در کشوری که « انتخاب نماینده » در هر زمینه‌ای همیشه با شرایط بحرانی مترادف است . قصه از همین‌جا شروع می‌شود.

آن‌چه در این سال‌ها بیش از هرچیز خودنمایی می‌کند ، انتخاب غلط اعضای کمیته‌ی انتخاب است! این اعضا کارشناس نیستند و گستره‌ی دیدشان فراتر از جشنواره‌های داخلی نمی‌رود. در این شرایط طبیعی است که فیلمی وظیفه‌ی « نمایندگی » سینمای ایران را بر عهده گیرد که به دلایل ناموجه ، از جمله موفقیت در جشنواره‌های گمنام داخلی ، انتخاب شده است. در اکثر موارد نیز نفوذ تهیه‌کننده ، کارگردان یا حتی دست‌های نه چندان پنهان دولتی بر این انتخاب تاثیر می‌گذارد.

امسال هم مسوولیت این انتخاب بر دوش هیات هفت نفره‌ای متشکل از محمدرضا سکوت ، امیر اسفندیاری ، سیروس الوند ، رضا درستکار ، مجید مجیدی ، مرتضی شایسته و رویا تیموریان نهاده شد. هیاتی که نادرستی ترکیب‌اش از همان نگاه اول پیدا است.

فیلم‌های منتخب این هیات عبارت بودند از « یک بوس کوچولو » ، « به آهستگی » ، « کافه ترانزیت » و « چهارشنبه سوری » .

دو فیلم ضعیف اول که گویا برای کنار گذاشته‌شدن به میان نامزدها راه یافته بودند!

نگاهی به نشریات سینمایی و استقبال تماشاگران در دوره‌ی اکران « کافه ترانزیت » و « چهارشنبه سوری » و نیز نظرسنجی از کارشناسان سینما ، « چهارشنبه سوری » را در کفه‌ی سنگین ترازو قرار می‌دهد. فیلمی _ با تمام ضعف‌های‌اش _ تحسین‌شده از سوی تماشاگران و صاحب‌نظران سینما و در مقابل _ به دلیل نگاه تلخ و در عین حال صادقانه‌اش به جامعه _ مورد سرزنش متولیان دولتی سینما ! بنابراین این‌بار « کافه ترانزیت » نماینده شد.

این شرایط همیشه بوده و اتفاق خاصی هم نیافتاده جز ناکامی سینمای ایران!

بادکنک سفید ، گبه ، نفس عمیق ، من ترانه پانزده سال دارم ، لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند ، خیلی دور خیلی نزدیک و ... فیلم‌هایی بودند که عنوان « فیلم برگزیده » ‌ی سینمای ایران را به دوش کشیدند و با تمام نقاط قوت‌شان راه به جایی نبردند. تنها فیلم « بچه‌های آسمان » با یاری پخش‌کننده‌ی آمریکایی‌اش به میان پنج نامزد غیر انگلیسی زبان اسکار راه یافت.

نمی‌توان تعریف رایج ما از فیلم جشنواره‌ای و بی‌علاقه‌گی اعضای آکادمی اسکار به فیلم‌های هنری اروپایی و دنباله‌روندگان آن‌ها را نفی کرد. نمی‌توان انکار کرد که سینمای ما با استانداردهای مد نظر اسکار فاصله‌ی زیادی دارد. اما هم‌چنین نمی‌توان از نقش یک پخش‌کننده‌ی حرفه‌ای به عنوان مبلغ و معرف فیلم چشم پوشید. نمی‌توان از تاثیر موفقیت فیلم در جشنواره‌های معتبر خارجی و پرداختن نشریات مطرح خارجی به آن غافل شد. در عین حال نمی‌توان نگاه سیاسی اسکار را نادیده گرفت.

اما امسال قضیه کمی متفاوت است. مسوولان فرهنگی تمام ناآگاهی خود را به کار گرفتند تا سینمای ایران را با بحران دیگری روبه‌رو سازند. به غیر از « کافه ترانزیت » - نماینده‌ی سینمای ایران – دو فیلم ایرانی دیگر نیز به اسکار معرفی شده‌اند. « نیوه مانگ » ساخته‌ی بهمن قبادی و « آفساید » ساخته‌ی جعفر پناهی . فیلم اول نماینده‌ی عراق است و فیلم دوم را کمپانی سونی پیکچرز (SONY PICTURES) معرفی کرده است.

با توجه به آن‌چه پیش‌تر ذکر شد ( انکار ناپذیری تاثیر موفقیت فیلم در جشنواره‌های معتبر خارجی و نقش پخش‌کننده‌ای حرفه‌ای به عنوان مبلغ فیلم ) بد نیست که به پرونده‌ی این فیلم‌ها نگاهی بیاندازیم.

کافه ترانزیت ، برنده‌ی دو سیمرغ بلورین از جشنواره‌ی فجر است و در جشنواره‌های تورنتو ، نیویورک ، شیکاگو ، تسالوینکی و ریودوژانیرو به نمایش درآمده است.

« آفساید » نیز امتیاز پخش‌کننده‌ی حرفه‌ای را دارد.

اما « نیوه مانگ » به تازگی صدف طلایی جشنواره‌ی سن‌سباستین اسپانیا را ( به طور مشترک با فیلم « پسرم » به کارگردانی مارتیل فوژه‌رون از فرانسه ) کسب کرده است. هم‌چنین جایزه‌ی بهترین فیلم‌برداری و نیز جایزه‌ی انجمن بین‌المللی منتقدان فیلم ( فیپرشی ) را از آن خود کرده است. سن‌سباستین ، معتبرترین جشنواره‌ی فیلم در میان کشورهای اسپانیایی زبان است.

نوشته جواد قاسمی


لینک :

 گزارشی از مراسم اسكار 2006 

چهره های برتر تلویزیون در ماه رمضان

چهره های برتر تلویزیون در ماه رمضان

چهره های برتر تلویزیون در ماه رمضان
شیرین مثل خندوانه و پایتخت

شیرین مثل خندوانه و پایتخت

شیرین مثل خندوانه و پایتخت
«نقی معمولی» را من قهرمان کردم

«نقی معمولی» را من قهرمان کردم

«نقی معمولی» را من قهرمان کردم
مرد شصت انگشتی

مرد شصت انگشتی

مرد شصت انگشتی
UserName
عضویت در خبرنامه