• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1832
  • شنبه 1385/8/13
  • تاريخ :

مسعود ده‌نمكی‌: اخراجیها ، روایت نگاه انسانی به جنگ


سناریوی‌ فیلم‌ جدیدتان‌ به‌ نام‌ اخراجی‌ها را چه‌ كسی‌ نوشته‌ است ‌

سناریو را خودم‌ نوشتم‌، خب‌ به‌ فیلم‌های‌ دفاع‌ مقدس‌ می‌توان‌ نگاه‌ متفاوتی‌ داشت‌. مضمون‌ سناریوی‌ این‌ فیلم‌ بر گرفته‌ از یك‌ سری‌ حوادث‌ واقعی‌ در جنگ‌ است‌ آدم‌هایی‌ كه‌ خودم‌ در جنگ‌ می‌شناختمشان‌ و در مقاطع‌ مختلف‌ زمانی‌ اینان‌ را درك‌ كرده‌ بودم‌ همه‌ آنها را در یك‌ جا جمع‌ كردم‌. در یك‌ قصه‌ این‌ كار در چند سال‌ گذشته‌ نگارشش‌ انجام‌ پذیرفت‌.


مضمون‌ این‌ نگاه‌ جدید چه‌ تفاوتی‌ با نگاه‌های‌ متعارف‌ به‌ جنگ‌ دارد

بیشتر یك‌ نگاه‌ انسانی‌ به‌ آدم‌های‌ جنگ‌ است‌ تا به‌ توپ‌ و تفنگ‌ و تانك‌. اخراجی‌ها روابط‌ بین‌ آدم‌ها را بیشتر بررسی‌ می‌كند. من‌ كه‌ چند وقت‌ در جنگ‌ بودم‌ در بطن‌ فیلم‌های‌ سینمایی‌ جنگمان‌ بیشتر آدم‌های‌ تك‌بعدی‌ دیدم‌. آدم‌هایی‌ كه‌ به‌ تعبیر خودمان‌ در یك‌ خانواده‌ مذهبی‌ به‌ دنیا آمدند و در یك‌ جای‌ مذهبی‌ بزرگ‌ شده‌اند و خیلی‌هایشان‌ هم‌ در راه‌ مذهبی‌ شهید شدند یك‌ نگاه‌ تك‌ بعدی‌.

به‌ هر حال‌ یك‌سری‌ اسطوره‌های‌ دست‌ نیافتنی‌ برای‌ نسل‌ امروز تعریف‌ كرده‌ایم‌ كه‌ دیگر نمی‌شود مثل‌ آنها شد. استثناهایی‌ بودند در ابعاد انسان‌هایی‌ كه‌ هر روزه‌ می‌بینیم‌ یا مثلا در تعریف‌ و نمایاندن‌ دشمنی‌ كه‌ با آن‌ جنگیده‌ایم‌، همیشه‌ با یك‌ الله‌اكبر ما دشمن‌ فرار می‌كرد و هیچ‌ وقت‌ مقاومت‌ نمی‌كرد. خب‌ سوال‌های‌ زیادی‌ ایجاد می‌كند كه‌ این‌ 200 هزار شهید از كجا آمد؟

پس‌ چرا با همان‌ الله‌اكبر اول‌ این‌ جنگ‌ تمام‌ نشد و 8 سال‌ طول‌ كشید.؟

از چرایی‌ جنگ‌ نگفتیم‌، خیلی‌ مسائلش‌ را نگفتیم‌ فقط‌ به‌ یك‌ بعد خاص‌ پرداخته‌ بودیم‌ البته‌ شاید امروز بیشتر اقتضا می‌كند كه‌ وارد این‌ مباحث‌ شد آن‌ موقع‌ این‌ نگاه‌ نبود، این‌ بحث‌ها نبود. ولی‌ من‌ با طرح‌ این‌ فیلمنامه‌ چند هدف‌ را دنبال‌ می‌كنم‌أ یكی‌ اینكه‌ ارزشها و تاریخ‌ دفاع‌ مقدس‌ متعلق‌ به‌ همه‌ هست‌ یعنی‌ همه‌ كشور و مردمش‌ به‌ آن‌ افتخار می‌كنند. در جنگ‌ هم‌ آدم‌های‌ متفاوتی‌ بودند شاید ورودی‌ و خروجی‌ جنگ‌ با هم‌ فرق‌ می‌كرد. اینكه‌ آدم‌ها همه‌ خوب‌ بودند و از جبهه‌ می‌آمدند نبوده‌ و حالا در ساختار هم‌ آدم‌هایی‌ كه‌ توی‌ فیلم‌ ذخیره‌ هستند برای‌ اولین‌بار یك‌ اتفاقی‌ افتاد كه‌ خیلی‌ آدم‌هایی‌ كه‌ هنرپیشه‌های‌ مطرح‌ سینما در فیلم‌های‌ جنگی‌ نبودند در این‌ فیلم‌ هستند و سعی‌ كردم‌ نگاه‌ مستندگونه‌ در فیلم‌ حفظ‌ شود هم‌ در ساختار و هم‌ در بیان‌ و روایت‌.


در بحث‌ اسطوره‌ و آیین‌ می‌گویند كه‌ هر اسطوره‌، سازنده‌ آیینی‌ خاص‌ است‌. اسطوره‌های‌ جنگی‌ كه‌ آقای‌ ده‌ نمكی‌ می‌شناسد آیینشان‌ چیست‌؟

مثلا رستم‌ قهرمان‌ ایرانی‌ها است‌ و آیینش‌ فتوت‌ است‌ و سیاوش‌ برای‌ خودش‌ آیین‌ دارد. یك‌ مظلومیتی‌ در زندگی‌اش‌ دارد. آیین‌ این‌ افرادی‌ كه‌ در ذهن‌ به‌ عنوان‌ قهرمان‌ شناخته‌ می‌شوند به‌ اسطوره‌ تبدیل‌ می‌شوند را هر كس‌ چیزی‌ نام‌ می‌گذارد.

كسانی‌ كه‌ علاقه‌مند به‌ جنگ‌ هستند یا در این‌ جنگ‌ بودند یا بعدا به‌ این‌ اسطوره‌ها علاقه‌مند می‌شوند خودشان‌ را شبیه‌ این‌ اسطوره‌ها كنند و به‌ آیین‌ آنها زندگی‌ كنند.


این‌ آیین‌ در زندگی‌ امروز ما چه‌ نشانه‌هایی‌ دارد؟ شاید فعلا شما بیشتر دنبال‌ عدالت‌ هستید آدم‌های‌ جنگ‌، یعنی‌ نسلی‌ كه‌ در جنگ‌ بودند دنبال‌ چه‌ سبكی‌ از زندگی‌ بودند؟

من‌ فكر می‌كنم‌ از این‌ جنگ‌، همه‌ آیین‌ها و اسطوره‌های‌ تاریخی‌ و ایرانی‌ را می‌شود در این‌ آدمها جمع‌ كرد. ما اگر نقشه‌ ایران‌ را نگاه‌ كنیم‌ در تاریخ‌ می‌بینیم‌ كه‌ با هر جنگی‌ یك‌ تكه‌یی‌ از آن‌ كنده‌ شده‌. ساسانیان‌، اشكانیان‌. هی‌ كوچیك‌ كوچیك‌ كوچكتر شده‌ تا رسیده‌ به‌ گربه‌ ملوس‌ نقشه‌ امروز.

برعكس‌ همه‌ تاریخ‌ گذشته‌ جنگ‌های‌ ایرانی‌ و برعكس‌ سرنوشت‌ كشورهایی‌ كه‌ تك‌ و تنها در مقابل‌ دنیا می‌ایستند بعد از جنگ‌ ما از 16 كشور اسیر گرفته‌ بودیم‌. جنگی‌ كه‌ سوپراستانداردش‌ را فرانسه‌ می‌داد هواپیمایش‌ را شوروی‌ و امریكا می‌داد. سلاح‌ شیمیایی‌اش‌ را اروپا می‌داد از 16 ملیت‌ اسیر آزاد كردند.

پول‌ طرف‌ ما را هم‌ كه‌ به‌ عربستان‌ و غیره‌ می‌دادند یك‌ نسلی‌ می‌آید در برابر اینها مقاومت‌ می‌كند و حتی‌ یك‌ وجب‌ از خاك‌ ایران‌ را هم‌ از دست‌ نمی‌دهد. به‌ نظر من‌ كاری‌ كه‌ اینان‌ كردند از كار رستم‌ باستان‌ خیلی‌ بالاتر بوده‌. اینها انگار قهرمان‌ زاده‌ شدند. حرفی‌ كه‌ اول‌ مصاحبه‌ عرض‌ كردم‌. هیچكس‌ از شكم‌ مادرش‌ قهرمان‌ زاده‌ نمی‌شود. شرایط‌ اجتماعی‌ ملی‌ و تربیت‌، نقش‌ استاد و معلم‌، نقش‌ آن‌ كسی‌ كه‌ مدعی‌اصلاح‌ جامعه‌ است‌ خیلی‌ موثر است‌ امام‌ وقتی‌ آمد به‌ این‌ كشور گفتند امام‌ چه‌ جوری‌ امام‌ شده‌ می‌گفتند كه‌ ما حدیث‌ داریم‌ هر كس‌ 40 شب‌ عمل‌ خودش‌ را اصلاح‌ كند و خودش‌ را صالح‌ كند برای‌ خدا، خدا عزیزش‌ می‌كند.

امام‌ یك‌ عمر خودش‌ را صالح‌ كرده‌ بود بخاطر همین‌ لات‌ و لوت‌های‌ خیابان‌ هم‌ شیفته‌ او می‌شوند. اون‌ مذهبیه‌ هم‌ حول‌ محور امام‌ به‌ اینها وصل‌ می‌شود و می‌جنگند مملكتی‌ كه‌ در زمان‌ شاه‌ عرق‌ فروشی‌هاش‌ بیشتر از كتاب‌فروشی‌هاش‌ بود در همین‌ مملكت‌ انقلاب‌ شد.

در همین‌ انقلاب‌ خیلی‌ شهدای‌ سرشناس‌ بودند كه‌ من‌ هم‌ جرات‌ نمی‌كنم‌ اسمشان‌ را بیاورم‌ كه‌ سابقه‌ مذهبی‌ نداشتند. خیلی‌هاشون‌ تیپ‌های‌ دیگه‌ بودند چرا؟

چون‌ قهرمان‌ واقعی‌ قرن‌ ما امام‌ بود. این‌ امام‌ بود كه‌ توانست‌ این‌ تحول‌ ارزشی‌ را در جامعه‌ ایرانی‌ ایجاد كند. درك‌ خودم‌ از جنگ‌ را بگویم‌. بحث‌ جنگ‌ می‌شود تصاویری‌ كه‌ به‌ ذهن‌ می‌آید از رزمنده‌های‌ ما اگرچه‌ واقعا این‌ جوری‌ بوده‌ ولی‌ مجموعه‌یی‌ از قدیس‌ها می‌سازیم‌ كه‌ خیلی‌ فرق‌ می‌كند با نسل‌ امروزه‌ چیزی‌ كه‌ باعث‌ شد ما آن‌ همه‌ قهرمان‌ داشته‌ باشیم‌.


همه‌ آن‌ چیزهایی‌ كه‌ می‌گویند درست‌ است‌ ولی‌ یك‌ قدرت‌ اصلی‌ باعث‌ شد یك‌ فرد عادی‌، قهرمان‌ ملتش‌ شود. چه‌ موقع‌ این‌ تحول‌ ایجاد می‌شو؟

آن‌ وقتی‌ است‌ كه‌ تجربه‌ ملت‌ها، مشاهده‌ ذاتی‌ و غرور یك‌ ملت‌ به‌ یك‌ فهم‌ مشترك‌ بین‌ مردم‌ و نظام‌ سیاسی‌ و رهبران‌ سیاسی‌ برسد. اینها باورهای‌ مشترك‌ داشتند. یعنی‌ من‌ یادم‌ هست‌ روز اولی‌ كه‌ عراق‌ حمله‌ كرد به‌ ایران‌ درست‌ فرداش‌ به‌ اهواز حمله‌ شد.

ولی‌ مردم‌ سر كوچه‌هاشون‌، داخل‌ شهر سنگر می‌ساختند و احساس‌ می‌كردند كه‌ در خیابان‌ آنها را تهدید كرده‌اند. هر جنگی‌ كه‌ می‌شود یك‌ تهدید است‌ برای‌ نظام‌ سیاسی‌ و در مورد این‌ جنگ‌، مردم‌ باور می‌كردند كه‌ این‌ تهدید، تهدیدی‌ علیه‌ تمام‌ ملت‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ تهدیدی‌ علیه‌ نظام‌ ارزشها، تمام‌ باورها و تهدیدی‌ علیه‌ انقلابی‌ كه‌ برایش‌ شهید دادند، معلول‌ دادند و سالها به‌ خاطرش‌ هزینه‌ دادند به‌ همین‌ دلیل‌ وقتی‌ كه‌ با این‌ باور كسی‌ می‌آید و كشته‌ می‌شود خود به‌ خود در آنجا قهرمان‌ تولید می‌شود. آنها قهرمان‌ نیستند كه‌ حالا به‌ نظر من‌ وقتی‌ باور یا تعهد به‌ انجام‌ باورها با هم‌ دیگر كنار هم‌ قرار بگیرد این‌ اسطوره‌ها و آیین‌ها به‌ وجود می‌آیند. خود به‌ خود به‌ وجود می‌آید.

چرا برویم‌ سراغ‌ اسطوره‌های‌ ملی‌. اسطوره‌های‌ دینی‌ خودمان‌، ما مصداق‌ حضرت‌ عباس‌ را چقدر داشتیم‌ در جبهه‌ها ، ما مصداق‌ شهدای‌ كربلا را چقدر در جبهه‌ها داشتیم‌ یعنی‌ این‌ نشان‌ می‌داد كه‌ این‌ باور حتی‌ تاریخ‌ را نادیده‌ می‌گیرد.

در جنگ‌های‌ قبلی‌ هم‌ عالم‌ داشتیم‌، هم‌ مجاهد داشتیم‌، هم‌ فقیه‌ داشتیم‌ منتها چرا این‌ اتفاقی‌ كه‌ در این‌ جنگ‌ 8 ساله‌ افتاد و بچه‌هایی‌ كه‌ این‌ طوری‌ پرورش‌ پیدا كردند در گذشته‌ كمتر بودند! مگر آنها هم‌ اعلام‌ فتوی‌ نمی‌كردند؟! مگر نمی‌گفتند از مرز كشور اسلامی‌ دفاع‌ كنید؟

من‌، منتقد فقط‌ نگاه‌ تك‌بعدی‌ به‌ جنگ‌ و آدم‌های‌ جنگ‌ هستم‌ یعنی‌ همون‌ یك‌ بعد را هم‌ لغو نمی‌كنم‌ بله‌ بسیاری‌ از بچه‌های‌ ما واقعا قدیس‌ بودند این‌ كه‌ امام‌ تعبیر شیران‌ روز و زاهدان‌ شب‌ می‌كرد همین‌ بود مثلا بعد روحی‌ و نشاط‌ تو جبهه‌ همیشه‌ بوده‌. طنزگویی‌، بذله‌گویی‌ ولی‌ شب‌ كه‌ می‌شد سجاده‌های‌ نماز شب‌ پهن‌ می‌شد ولی‌ ما اگر بخواهیم‌ تعریفش‌ كنیم‌ همان‌ یك‌ بعدش‌ را می‌گوییم‌ فقط‌ همان‌ تقدسش‌ را مطرح‌ می‌كنیم‌ یا فقط‌ همون‌ صحنه‌ نماز شب‌ را نشان‌ می‌دهیم‌ آدم‌هایی‌ كه‌ مثلا از اول‌ این‌ جوری‌ بودند در صورتی‌ كه‌ من‌ می‌گم‌ بستر جبهه‌ به‌ صورتی‌ بود كه‌ مثل‌ یك‌ دانشگاه‌ بوده‌ تقریبا ممكن‌ بود آدم‌ اولش‌ بیسواد بیاد داخلش‌ ولی‌ وقتی‌ واردش‌ می‌شد تحصیلات‌ می‌كرد و ممكن‌ بود اصلا مشروط‌ بشود بعضی‌ می‌آمدند جبهه‌ می‌فهمیدند كه‌ نباید بایستند می‌رفتند دیگر هم‌ نمی‌آمدند، مردش‌ نبودند.

یك‌ نكته‌ را ما نباید فراموش‌ كنیم‌ واقع‌نگری‌ به‌ مساله‌ جنگ‌ هم‌ هست‌. ما طبق‌ آمارهای‌ رسمی‌ به‌ تعبیر امام‌ كه‌ می‌فرمود، ما 20 میلیون‌ جوان‌ داریم‌، 20 میلیون‌ تفنگدار باید داشته‌ باشیم‌ الان‌ اصطلاحش‌ ارتش‌ 20 میلیونی‌ شد.

امروز به‌ نوعی‌ دارد این‌ باب‌ باز می‌شود كه‌ در مورد جنگ‌ حرف‌ زد، در مورد خیلی‌ از مسائل‌.

ولی‌ آمار می‌گوید ما در جنگمان‌ كسانی‌ كه‌ مشاركت‌ مستقیم‌ داشتند بیشتر از یك‌ میلیون‌ نفر نبودند. ما یك‌ میلیون‌ نفر داشتیم‌ ولی‌ افرادی‌ كه‌ صدام‌ داشت‌ افرادی‌ بودند كه‌ اسلحه‌ پشت‌ گردنشان‌ بود ولی‌ بچه‌های‌ ما چگونه‌ بودند؟ ما از سال‌ 59 تا 67 اصلا نیاز به‌ اینكه‌ بخواهیم‌ فراخوان‌ بدهیم‌ و بگوییم‌ مردم‌ بیایید و بروید به‌ جبهه‌ نداشتیم‌. تا سال‌ آخر جنگ‌ مردم‌ خوزستان‌ با ذوق‌ می‌رفتند.

اینها مظلومانه‌ جنگیدند ناگفته‌های‌ جنگ‌ اینهاست‌. فقط‌ ما همه‌ جنگ‌ را به‌ تعریف‌هایش‌ نچسبیم‌ كه‌ آدم‌های‌ خوبی‌ بودند. خب‌ این‌ آدم‌های‌ خوب‌ چه‌ كسانی‌ بودند؟ چه‌ جوری‌ بودند؟ ما بچه‌های‌ رزمنده‌یی‌ داشتیم‌ كه‌ می‌رفتند به‌ جبهه‌ها و زن‌ و بچه‌هایشان‌ در تهران‌ گرسنگی‌ می‌كشیدند.

صدام‌ یك‌ روز می‌رود در یكی‌ از بیمارستان‌ها به‌ یكی‌ از مجروحان‌ می‌گه‌ كه‌ بهت‌ می‌رسن‌ می‌گه‌ نمی‌رسن‌ همون‌ جا رییس‌ بیمارستان‌ را از طبقه‌ پنجم‌ پرت‌ می‌كنه‌ پایین‌. ما برای‌ ایجاد آن‌ روحیه‌ مقاومت‌ ملی‌ در جامعه‌مان‌ درست‌ عمل‌ نكردیم‌ ما جنگ‌ را به‌ صورت‌ یك‌ پدیده‌ ملی‌ در نیاوردیم‌ یك‌ اقلیتی‌ جنگیدند برای‌ بقای‌ یك‌ اكثریت‌. اینها از همان‌ بخش‌هایی‌ است‌ كه‌ وقتی‌ می‌خواهی‌ واردش‌ بشوی‌ همه‌ می‌گویند نه‌. كل‌ جامعه‌ 60 میلیونی‌ ما به‌ این‌ صورت‌ درگیر

جنگ‌ بودند كه‌ یه‌ موشكی‌ می‌آمد و همه‌ ما صدای‌ آژیر می‌شنیدیم‌ ولی‌ در جنگ‌های‌ مهم‌ دنیا همه‌ مردم‌ مستقیم‌ در جنگ‌ دخیل‌ بودند.همه‌ زن‌ها و مردها.

این‌ بود كه‌ ماحصلش‌ می‌شد نبرد ملی‌ چون‌ خودم‌ جزو این‌ آدم‌ها بودم‌ اگر نبودم‌ می‌توانستم‌ از حقوقشان‌ دفاع‌ كنم‌ بگویم‌ كه‌ اینها با چه‌ مظلومیتی‌ جنگیدند، با چه‌ مسائلی‌. حتی‌ وقتی‌ برمی‌گردند از جنگ‌ بعد از اینكه‌ این‌ همه‌ افتخار آفریدند چرا ما این‌ را نمی‌گوییم‌؟ همه‌ جنگ‌های‌ دنیا وقتی‌ با پیروزی‌ برمی‌گردند جشن‌ و استقبال‌ از رزمنده‌هاشون‌ می‌شه‌ ما بعد از 8 سال‌ جنگ‌ برای‌ بازگشت‌ رزمنده‌ها چه‌ كاری‌ كردیم‌؟


مقصر كیست‌؟

مقصر همه‌ آنهایی‌ بودند كه‌ آنجا نبودند. بچه‌های‌ جنگ‌ یا این‌ ور خاكریز بودند یا آن‌ طرف‌ خاكریز. ما كه‌ آنور خاكریز بودیم‌، امروز هم‌ از یك‌ نقطه‌ بیرونی‌ دارند به‌ قصه‌ نگاه‌ می‌كنند. می‌گویند كه‌ اونها كه‌ از جنگ‌ برگشتند سنت‌ اخلاقی‌ است‌ كه‌ باید ازشون‌ تقدیر می‌كردند آیا كردید؟ یا باهاشون‌ خیریه‌یی‌ وار برخورد كردیم‌ و بهشون‌ گفتیم‌ كه‌ یك‌ سهمیه‌ 40 درصد به‌ شما می‌دهیم‌ و تو بوقش‌ كردیم‌ در روزنامه‌ها 40 درصد را علنا كردیم‌ 7 درصد تا حداقل‌ نمره‌ براشون‌ بگذاریم‌. بعد نسل‌ امروز هم‌ كه‌ با آنها هیچ‌ ارتباط‌ خاصی‌ برقرار نكرده‌ بود گفتند كه‌ اینان‌ حقشون‌ رو خوردن‌.

در صورتی‌ كه‌ در دنیا من‌ خبر دارم‌، مطالعه‌ دارم‌ كه‌ در ژاپن‌ كسانی‌ را كه‌ در جنگ‌ نبودند را محروم‌ می‌كردند می‌گفتند نه‌، اول‌ تسهیلات‌ مال‌ كسانی‌ است‌ كه‌ در جنگند. عموم‌ مردم‌ این‌ جوری‌ بودند. بعد آمدند یواش‌ یواش‌ حقوقی‌ هم‌ قایل‌ شدند برای‌ اونهایی‌ كه‌ در جنگ‌ نبودند. در آلمان‌ هنوز كه‌ هنوزه‌ صندلی‌هایی‌ در اتوبوس‌ها هست‌ كه‌ مخصوص‌ مجروحان‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ است‌. من‌ كه‌ اول‌ بار این‌ بحث‌ها را در نشریه‌ شلمچه‌ كردم‌ الان‌ باب‌ شده‌ كه‌ در تلویزیون‌ می‌گویند جانباز شیمیایی‌، سالها اینها را نادیده‌ می‌گرفتند اصلا نمی‌خواستند اینها را باین‌ یك‌ روند تكاملی‌ دارد.

منبع: خبرگزاری انتخاب

UserName