• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 5582
  • پنج شنبه 2/5/1382
  • تاريخ :

فمینیسم و آموزش زنان

در این مقاله ، سعی ما براین است كه آموزش و تحصیل زنان را ، از منظر فمینیسم مورد بررسی قراربدهیم .

آنچه مسلم است ، همه جریانهای فمینیستی از آموزش و تحصیل زنان دفاع می كنند . ولی نوع برخورد جریان ها با این مسئله و نوع برنامه ها ، دفاعیات و راهكارهای پیشنهادی ایشان در این رابطه متفاوت است .

تاریخ فمینیست شاهد بروز نوسانات خاصی در جریانات دفاع از زن ، در رابطه با آموزش و تحصیل زنان است كه مانند موج در سالهای خاصی برخاسته و دوباره فروكش كرده و چندین سال بعد با سرعت دیگر و در جهت دیگری به حركت در آمده است . در « كتاب حقانیت حقوق زن كه در سال ( 1972) انتشار یافت ، اصلی ترین علت فروتری زنان ، محرومیت زنان از آموزش و تحصیل معرفی شده است . این كتاب نابرابری های میان مردان و زنان را نتیجه تفاوت طبیعی نمی داند، بلكه نتیجه محرومیت زنان از آموزش و تحصیل قلمداد می كند.ولی موج فمینیسم . كه از اوایل و نیمه دهه 1960 مطرح شد ، برای دفاع از تحصیل و آموزش زنان ، نظریه هایی در رابطه با بازسازی مفاهیم ارائه می دهد و علت محرومیت زنان از آموزش و تحصیل را این می داند كه دانش موجود ، از دید مردان به جهان نگریسته است . »

مسلماً نوع جبهه گیری هر یك از گرایش های پنجگانه ( فمینیست های لیبرال ـ ماركسیسم ـ رادیكال ـ سوسیال و فمینیست های جدید ) در برابر امر آموزش و تحصیل زنان از آبشخور نظرات و آراء كلی و جهان بینی فلسفی این گرایش ها ، تغذیه می شود .

فمینیستهای لیبرال

یكی از آرمان های فمینیست های لیبرال معاصر ، تحقق نوعی جامعه دو جنسی است كه ویژگی های مردانه و زنانه را با اختلافات اغراق آمیز روان شناختی نشان نمی دهند . قهراً اگر این گروه از فمینیست ها بخواهند با این آرمان ، به دفاع از آموزش و تحصیل زنان بپردازند ، اهداف آموزشی یكسانی را برای دفاع از آموزش زنان ، از طرح مسئله امكانات آموزشی برابر ، جانبداری خواهند كرد زیرا ایشان معتقدند : « نقش های جنسیتی ، محصول روابط اجتماعی در طول تاریخ است ، نه ودیعه های طبیعی » . بنابراین با طرح رشته ها و برنامه های واحد درسی و طرح الگوی تربیتی واحد برای دختران و پسران و حذف مطالبی كه در كتب درسی ، معنای نقش های جنسیتی را القاء می كند ، سعی می كنند زنان و مردان را در آموزش به یك الگو نزدیك نموده و جایگاه آموزش زنان را با مردان برابر نمایند . البته بیتمن معتقد است كه این نوع تفكر ، برخی پیامدهای منفی آشكار برای حقوق زنان را بدنبال می آورد .

فمینیست های ماركسیسم

این دسته از فمینیست ها به نظرات اقتصادی خود بهای زیادی داده و همه چیز را از منظر فلسفه ماركسیستی می بینند ، قهراً وقتی به مسئله آموزش و تحصیل زنان می رسند ، این مسئله را نیز در آن جریان كلی تفسیر می كنند ، یعنی اصول مبارزه برای دفاع از آموزش و تحصیل زنان را ، تابعی از مبارزه طبقاتی می پندارند . بنابراین گوشخراش ترین فریاد ماركسیستهای فمینیسم ، برای دفاع از حقوق زن ، این است كه آنها را از محیط خانه به كار عمومی جامعه منتقل كند تا با سرمایه داری و نظام بورژوایی بجنگند و برای آموزش زنان نیز برنامه هایی در این راستا ارائه می دهد . مسلماً لازمه كار عمومی برای تولیدات كلان ، این است كه آموزش عمومی یكسان برای زن و مرد با هدف تولید بیشتر و بهتر طراحی شود . در برنامه ماركسیستی برای هدف تولید واقتصاد بهتر ، از همه مسائل جزئی ، از جمله ویژگی های زنان ، صرف نظر می كند .

فمینیست های رادیكال

« فمینیست های افراطی رادیكال ، كه در اواخر دهه شصت بوجود آمدند بیش از هر چیز در این پدیده بر احساسات و روابط شخصی تكیه دارند . » فمینیست های رادیكال كه نگرشی بسیار افراطی درباره فرهنگ مردسالاری دارند ، موتور حركت تاریخ را در « دیالكتیك جنسیت » می بینند . ( یعنی در تلاش مردان برای تسلط بر زنان ) .

از دیدگاه افراطی این فمینیست ها و چنین سطح تقابلی بین دو جنس مرد و زن می توان نتیجه گرفت كه ریشه فرودستی زنان از نگاه آنها ، نه تنها در مرحله وضع قوانین ، بلكه در همه جوانب ، ناشی از خوی سلطه جویی مردان می باشد . پس این گروه باید برای برنامه ها آموزش و تحصیل زنان اهدافی خاص قائل شوند . اهدافی كه بیش از هر چیز مبارزه جنس زن با جنس مرد را تقویت نموده و برای زنان در دانش و آموزش و حتی استفاده از واژه های مؤنث در كتب درسی ، برنامه ای طراحی نمایند كه آموزش زنان را در تقابل با آموزش مردان قرار داده و قدرت مبارزه با مردان را در زنان زیاد كنند .

اما « جریان سوسیال فمینیست هم كه پس از دهه هفتادم شكل گرفت ، متأثر از فمینیست رادیكال است » و این جریان همانقدر كه نظام سرمایه داری را در تبعیض جایگاه آموزشی زن و مرد مؤثر می داند ، به همان اندازه معتقد است نظام جنسیتی و خود طبیعت مردسالاری مردان نیز در این امر مقصرند . اما بر خلاف این چهار گروه از فمینیست های فرامدرن كه دارای دیدگاههای پست مدرنیزم می باشند . و معتقدند كه زنان برای رهایی و برای بدست آوردن حق مساوی با مردان از جمله تساوی حقوق در جایگاه و شئون آموزشی باید بر فرامدرن بدین اعتقاد هستند كه ، باید تعریفی جدید از « مردان » و « زنان » در همه كتب آموزشی ارائه كرد . البته این گروه بر خلاف فمینیست های رادیكال ، معتقدند ، كه زن به همسر ، فرزند و خانواده نیازمند است . بنابراین از نظر ایشان در اهداف و جایگاه آموزشی زنان باید نهاد خانواده را در نظر داشت . « حذف نمادهای جنسی از كتب درسی از جمله مواردی است كه فمینیست های جدید و گروههای دیگر بر آن اصرار می ورزند و در سالهای اخیر بعضی از نشریات داخلی ، بلندگوی نظریات فمینیست های جدید بودند . »

فمینیست های اسلامی

عمر فمینیست های اسلامی در ایران شاید به كمتر از دو دهه برسد . در خور توجه است كه دستاوردهای فكری بعضی از روشنفكران دینی كه بی حد و مرز و بدون اذن شریعت ، مرزهای نسبیت و تغییر در احكام را گسترده اند ، دست آویز فمینیست های اسلامی شده است .

هر چند كه فقهاء و مجتهدین تحت ضوابطی كه شریعت ارائه می دهد ، می توانند بعضی از قوانین در باب مسائل زنان و از جمله امر تحصیل و آموزش زنان را بنا بر عناوین ثانویه ، مصالح عامه و حكومتی تغییر داده و طبق مقتضیات زمان و مكان تفسیر كنند . ولی طرح نسبی گرایی فرهنگی بدون ضوابط شرع و اذن شارع به اشكال دیگری منجر به اسارت زن ، خواهد شد .

البته باید توجه داشت ، هر كس كه با دید اسلامی ، از حق مسلم آموزش زن و مطالبات شرعی وی در زمینه تحصیل دفاع می كند ، به عنوان فمینیست اسلامی متهم نشود .

نمونه هایی از دفاع نادرست و ضعیف فمینیست ها از آموزش و تحصیل زنان

دفاعیات فمینیست ها از آموزش و تحصیل زنان ، متعالی و مستحكم نیست ، چرا كه اصل جهان بینی و فلسفه ایشان ضعیف است . وقتی دفاعیات فمینیست ها از آموزش و تحصیل زنان را با دفاعیات اسلام از این ارزش مقایسه كنیم ، بلندی نگاه اسلام و كوتاهی منظر فمینیست ها در این باره مشخص می شود . به عنوان مثال ؛ فمینیستی مثل « لوس ایریگارای » با سوء ظن به زبان فلسفه بسیار می نگرد و معتقد است اگر زنان در عرصه دانش فلسفه ، نبوغ و درخشندگی خاصی از خود بجای نگذاشتند ، فقط به این جهت بوده كه فیلسوفان ، زبان فلسفه را مردانه كرده اند . این فمینیست برای دفاع از زنان در داشتن فلسفه ، مبارزه با زبان فلسفه را پیشنهاد می كند .

در همین راستا و برای رسیدن به هدف فوق الذكر « ایریگارای » كه یكی از فمینیست هاست پیشنهاد می دهد كه باید با تأمل دوباره ای به سنت الهیات پرداخت . وی معتقد است : « باید برداشت مثبتی از مفهوم الهی ( نامتناهی ) بیابد تا مناسب زنان باشد ، چون خدای مسیحیت به عنوان نمونه ، امر تخیلی مردانه ، تجربه زنان را به عنوان منبع استناد حذف می كند . وی لازم می بیند كه چهره ای بیابد كه نمونه امر تخیلی زنانه باشد ، خدای زن ، خدایی است كه بتواند به چند گانگی . تفاوت ، سیالیت ، موزونی و « شكوه بدن » به عبارت دیگر ، به آن چیزهایی كه در محدوده تجربه دینی مردسالارانه نمی توانند تصویری زنده داشته باشند ، شكل دهد . »

از طرف دیگر بعضی از مدافعان دفاع از حقوق زن ، به علت عدم آگاهی از مبانی و نظرات بلند ادیان الهی تحریف نشده در خصوص ترویج علم و دانش برای زنان ، در بعضی از مناطق ، عوامل فرهنگی نظیر ادیان را مسبب عقب ماندن زنان در امر آموزش می دانند و برای پیشرفت آموزش و تحصیل زنان راه حل مبارزه با افكار دینی را پیشنهاد می دهند .

فمینیست های غیر متدین ، درباره تأثیر اسلام در آموزش و تحصیل زنان ، نظر گاهی بسیار غیر منصفانه دارند ، ایشان عملكردهای ناروای بعضی از مسلمانان در محروم نمودن زنان و دختران از تحصیل را از نظرات متعالی اسلام در دفاع از آموزش و تحصیل زنان جدا نمی كنند از این رو بسیار ناجوانمردانه به منظور دفاع از حق آموزش و تحصیل زن ، به پیكره دین و دیانت حمله می كنند .

بعضی از فمینیست ها مسائلی نظیر حجاب و انفكاك زن و مرد را ، از موانع تحصیل و آموزش زنان قلمداد می نمایند ، در حالی كه حجاب و انفكاك ، خود از عواملی است كه با ایجاد سلامت ذهن و روح افراد ، بستر آموزش و تحصیل بیشتر و مناسب تر را فراهم می كند .

فمینیسم و آموزش دانش های زنانه برای زنان

برخی از فمینیستها معتقدند باید دانش جدیدی تولید كرد كه از دیدگاه زنانه به روابط اجتماعی زنان و جایگاه زنان بپردازد .

« دوریتی اسمیت كه یكی از جامعه شناسان بزرگ فمینیسم است ، این دانش را جامعه شناسی برای زنان نامیده است ». از نظر ایشان ایجاد رشته مطالعات و ارائه واحدهای درسی مشتمل بر چنین دانشی به دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و آگاهی زنان به این دانش ، سبب می شود كه ایشان جایگاه خویش را بهتر باز شناسند . البته علاوه بر علوم اجتماعی فمینیستی ، « ادبیات زنان ، هنر زنان ، تاریخ زنان و زیست شناسی زنان نیز از نظر ایشان اهمیت دارد ». از نظر این فمینیست ها ، تحقیق و پژوهش فمینیستی » باید خود را مكلف ببیند كه از بینش اثبات گرای جامعه شناسی به عنوان یك یك علم دوری گزیند و نشان دهد كه تحقیق و پژوهش باید متضمن تعهد به آزادسازی زنان باشد ».

فمینیست ها برای آن كه مسائل زنان در تحقیقات و محتویات آموزش گنجانده شود ، به گسترش راهبردهای تحقیق می پردازند. هم اكنون اصلی ترین فعالیت فمینیست ها، به خصوص فمینیستهای رادیكال در زمینه تحصیل و آموزش زنان ،‌ « ارائه دانش از دید زنان است .

زیربنای فلسفی افكار فمینیستی

فمینیسم ، محصول عصر روشنگری در اروپا است و اومانیسم از بنیادی ترین مبانی فكری بسیاری از فمینیست ها محسوب می شود . در عصر روشنگری اروپا ، جریان های فكری به وجود آمد كه اندك اندك صبغه اجتماعی و سیاسی به خود گرفت و بیشتر این جریان ها در صدد تخریب تفكر دینی بوده و آن را نوعی تاریك گرایی قلمداد می كردند . اومانیسم یا مكتب اصالت بشر و انسان محوری كه در قرون اخیر و عصر روشنگری به عنوان جوهره تفكر غرب در آمده است به صورت جدی مقابل نظریه خدامحوری در عالم قرار گرفت با توجه به این دیدگاه به تمام نظریات دینی كه به عنوان نظرات خداوند متعال قلمداد می شود ، در تقابل با فهم انسانی قرار گرفته ، پس بنابراین باید از معركه خارج شود . در چهارصد سال اخیر طغیان و سركشی در مقابل الهیات از این نوع تفكر می جوشد و سپس در مجاری گوناگونی جاری می شود . اومانیسم را می توان از مبانی نظری سكولاریسم محسوب كرد و همه نقدها و اشكالاتی كه به سكولاریسم وارد است برل اومانیسم نیز وارد نمود .

فلسفه پوزیتویسم كه همه واقعیتهای عالم را مادی و محسوس می پندارند و با اعتقاد به نوعی اصالت تجربه افراطی ، اخلاق و دین را زا صحنه حكمرانی در عرصه نظریات خارج می نماید ، از دیگر مبانی نظری است كه شالوده فكری مستقیم یا غیر مستقیم بعضی از فمینیست ها می باشد . در اومانیسم و پوزیتیویسم به صورت های مختلف ، رابطه مخلوقیت ، خالقیت و همچنین حقوقی كه باید از مصدر خالقیت برای انسان وضع شود ، آگاهانه مورد انكار قرار گیرد .

عقل مداری افراطی و اصالت شناخت های عقلی در مقابل وحی نیز از دیگر مبانی فاسدی است كه آبشخور نظریات فمینیسم ها گردیده است . « راسیونالیسم » كه تكیه فراوانی بر عقلانیت دارد ، باز هم مهلكه و سقوط گاه دیگری برای بشر امروز است . زیرا با جدا كردن انسان از وحی كه متعالی ترین ، دقیق ترین و مطمئن ترین سرچشمه معارف و شناختهای بشری است ؛ بشریت را رو به سوی انحطاط می برد و دچار بحران هایی می نماید كه هم اكنون غرب در آنها دست و پا می زند .

فلسفه های لیبرالیسم ، ماركسیسم و سوسیالیسم و نظریات پست مدرنیزم و حتی گاهی مكاتب پلورالیسم و اگزیستانسیالیسم نیز پشتوانه های فلسفی نزدیكتری برای نظریات فمینیستی محسوب می شوند . مسلم است كه اعتقاد به اصل وجود واقعیت ، معرفت ، شناخت و اصل وجود خطا و همچنین راهی كه بتوان با آن صواب را از خطا تشخیص داد ، از پیش فرض های بیشتر فلسفه هایی است كه در جلوه های رویین فرهنگ و تمدن به نظریه پردازی و دفاع مستحكم از آن مشغولند .

به طور كلی می توان با وجه اشتراكی كه در پیش فرضهای انواع جریانهای فمینیستی وجود دارد ، این گونه نتیجه گرفت كه بیشتر آن ها مولود خلف « فلسفه اومانیسم » می باشند ، زیرا با وجود اختلاف نظرهای فراوانی كه در نظریات فمینیستی وجود دارد ، یك بنیاد فلسفی مشترك را می توان در همه آن ها یافت و آن این است كه :دست آوردها و رهیافت های فكر بشر را باید به عنوان معیار حقیقت و میزان صواب ، برای قانون گزاری در مسائل اجتماعی محسوب كرد .

تقریباً اكثر نظریات فمینیستی فرزندان ناشایسته این گونه طرز تلقی از معیار حقیقت هستند . چه بسا بتوان گفت كه بعضی از معادلات جوهری فكر ایشان این است كه : واقعیت عالم غیب غیر قابل اثبات است و اگر قابل اثبات باشد ، هیچ ربطی به مسئله قانون گزاری و حقوق و تكالیف فردی و اجتماعی بشر ندارد و اگر هم ربطی هم داشته باشد راهی برای ابلاغ وجود داشته باشد راهی برای معرفت ما نسبت به آن وجود ندارد و اگر هم راهی برای معرفت ما نسبت به آن وجود داشته باشد ، ممكن است معرفت ما از خطا مصون نباشد و اگر معرفت ما هم از خطا مصون باشد ، در هر حال نظریه صحیح ، نظریه ای است كه با انسان محوری ، عقل محوری و تجربه گرایی سازگار باشد و اگر عقل و تجربه نتواند آن را تأیید كند ، نباید به عنوان یك نظر دینی قابل استناد باشد . همه این خاستگاهها فلسفی در فلسفه جهان بینی مستحكم اسلام مورد نقد و ابطال قرار می گیرد و مسلم است كه با فروپاشی اركان فلسفی نظریات فمینیستی ، روبناهای این افكار هم از بین خواهد رفت.

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName