• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3457
  • پنج شنبه 1382/5/2
  • تاريخ :

 فمنیسم ؛ برابر خواهی یا احقاق حقوق زنان ؟

زنان نیمی از نوع بشر را تشكیل می دهند ، اما جامعه دیدگاهی نسبتاً نابرابر و نامساوی نسبت به زنان و نقش آنان در جامعه داشته و دارد . پاسخ به این نابرابریها و این كه نمی توان شاهد بیطرفی باقی ماند ، در چند دهه اخیر باعث پیدایش نوعی نظام تفكری و نظریه هایی جامعه شناختی در باب زنان و موقعیت و نقش آنان در جامعه شده است به نام « نظریه فمینیسم »

این مقاله در مورد نگاه نابرابر جامعه به زنان مخصوصاً در عرصه كار و توجیه افسانه نان آور خانواده بودن مردان و اینكه اصولاً چه عواملی باعث پیدایش این نابرابریها شده است می پردازد و با ذكر مختصری از گفته های چند محقق ،كه در این زمینه به تحقیق پرداخته اند،می پردازد،كه به اشارهای كوتاه از هر كدام بسنده میكنیم.

« شیلا رابوتام » در مقاله ای به اسم « كار زن تمامی ندارد . »  در پی این است كه آیا كار زنان اصلاً كار به حســــــاب می آید یا نه و اینكه چرا زنان در كار استثمار می شوند مطالبی را بیان داشته كه در ذیل به اختصار به آن اشاره می شود :

كار در جامعه سرمایه داری چیزی است كه توسط مردان انجام می گیرد . دسترسی زنان به پول فقط از طریق شوهرانشان امكان تحقق پیدا می كند . بسیاری از مردان نائل آمدن زنان خود را به وضعیت  افراد حقوق بگیر ، با سوء ظن نگاه می كنند چون پول به معنای برخورداری از قدرت و استقلال است . از آنجا كه كار زن در برداشت های متداولی كه از مفهوم « كار » وجود دارد نمی گنجد ، به طرز اسرار آمیزی تبدیل به چیزی می شود كه اصلاً كار به حساب نمی آید . زنی كه در خانه بسر می برد را زنی می دانند كه كاری انجام نمی دهد در حالیكه ا ز نقطه نظر كمّیت طرف كار منزل ، حجم عظیمی از امر تولید را كه اجتماعاً ضرورت دارد در بر می گیرد . با این همه در جوامعی كه بنیانش بر تولید كالایی استوار است ، كار منزل معمولاً « كار واقعی » به حساب نمی آید چون خارج از حرفه و بازار داد و ستدهای تجارتی قرار دارد .

برآوردی كه از كار زنان خانه دار انجام گرفته نشان داده است كه این قبیل زنان  با داشتن بچه  بدون اشتغال خارج از خانه ، هفته ای هشتاد ساعت كار انجام می دهند . زنان دیگری كه با داشتن بچه در خارج از خانه هم به كار اشتغال دارند علاوه بر آن ، پنجاه ساعت نیز در خانه كار می كنند .

عدم شناسایی كار زنان در خانه به عنوان « كار» سبب می شود كه آنها ابداً نتوانند به عنوان یك گروه ، ارزشی برای خود احساس كنند . ماهیت خاص شرایط زن بودن به حفظ این وضع  كمك می كند هر چند زنان می توانند ازجهات اخلاقی و معنوی ارزش خود را مورد تأكید قرار دهند . اما این ایستادگی صرفاً در حد مقاومتی دفاعی باقی می ماند .

این نویسنده در ادامه می افزاید : ( كار منزل نه فقط مشمول برداشت اقتصادی متداول نمی شود بلكه ماهیت بالفعل این نوع كار ، آنرا به یك معنای دیگر نیز غیر قابل رؤیت می كند . به نظر او مردها عموماً انجام شدن این « كار» را نمی بینند و در برگشت به خانه توجه شان به كمبودها و چیزهایی است كه انجام نگرفته اند . به نظر وی دامنه كار منزل ، سراسر هستــی زن خانه دار را در بر می گیرد و فقط بیماری او یا تعطیلاتش ( مهمانی و سفر و ... ) وقفه ای در این گستره بوجود می آورد . فضای آن ، تمامی فضای عمر یك زن است و زن سركار نمی رود بلكه بیدار می شود كه كار كند خانه همان كار است و كار همان خانه )

شیلا رابوتام در تحقیق خود می كوشد كه اصولاً كار زنان را در منزل برجسته و مهم نشان بدهد و به نحوی شیوع روابط نظام سرمایه داری را در پیوندهای خانوادگی باعث كاهش ارزش زنان و باعث استثمار آنان می داند . آنچه از تحقیق وی بر می آید این است كه او كار منزل را در نظام سرمایه داری به انگ كار بدون مزد ویا كار غیر تولید به خاطر اینكه خارج از بازار داد و ستد تجارتی قرار دارد كاری می داند كه به فرو دستی زنان كمك می كند . به همین جهت در پی این است كه نظام سرمایه دارانه تولید چه درخانه و چه در محل كار در هم شكسته شود . در این صورت است كه زنان می توانند به ارزش هایی دست یابند و تنها در این صورت است كه هم روابط مرد و زن و هم رابطه موجودات انسانی با طبیعت ، خواهد توانست روابطی باشد كه ارزش و سرنوشت آنرا الزامات تولید كالایی تعیین نكند .

او در پی این است كه اولاً به كار زنان در منزل ارج وقرب  داده شود ثانیاً روابط بازاری نظام سرمایه داری از فضای كاری زنان خانه دار رخت بر بندد، درغیر این صورت باید گفت كه زنان ، در نظام روابط بازاری استثمار می شوند .

تحقیق دیگری توسط « هیلاری لاند » صورت گرفته است كه روشنگر این است كه فعالیت هایی كه یك زن به ازای دریافت دستمزد انجام می دهد فقط اهمیت درجه دوم دارند . به نظر او از آنجا كه ایدئولوژی نان آور بودن مردی كه زن و بچه به او وابستگی دارند از دیر باز پا بر جا بوده ، سهم زنان در اقتصاد ، از نظر آماری برجستگی كمتری پیدا كرده است . مثلاً در سال 1851 منع اشتغال زنان شوهر دار و كودكان در كارخانه ها آغاز شد  تا جنگ جهانی دوم زن شاغل « قابل رؤیت » زنی بود كه مجرد باشد .

زمانی اعتقاد بر این بود كه ازدواج بیشتر زنان به معنای جدایی همیشگی از اشتغال توأم با دریافت مزد می باشد .

تصویر موقعیت اقتصادی زنان در گزارش « بیوریج » كه بعداً مبنای قانون تأمین اجتماعی دوران بعد از جنگ قرار گرفت به گونه دیگری بود . طبق گزارش او تنها « اقلیت كوچكی » از زنان شوهر دار، به مشاغل استخدامی اشتغال داشته اند . بیوریج زنان متأهل خانه دار را طبقه ای خاص – و طبقه ای  وابسته در نظر می گرفت و به آنها توصیه می كرد تا بجای آنكه سهمی كامل در قبال جامعه و خانواده بر عهده گیرند ترجیح بدهند كه به كاركرد شوهرانشان متكی باشند . بدین ترتیب فكر نان آور بودن مرد، به ترتیبات گسترده تر تأمین اجتماعی سالهای پس از جنگ ( در انگلستان ) منتقل شد و بصورت جزء جدایی ناپذیری از آن در آمد . بنا بر این امتناع از پذیرفتن زنان به عنوان حامیان اقتصادی برخی خانواده ها ، بخصوص آنهایی كه هر كدامشان یك مرد بالغ را نیز شامل می شود ، وسیله ای است برای حفظ این فكر كه دستمزدهای زنان باید پایین ترا ز مال مردان باشد . چرا كه گویا یك زن یا برای تأمین شخص خودش كار می كند و یا در آمد او فقط مكمل دستمزد مرد خانه به حساب می آید .

نظام تأمین اجتماعی ( انگلستان ) بر پا نگهداشتن فكر نان آور بودن مرد و در نظر گرفتن زن به عنوان همسر و خانه دار ، نه فقط از استثمار اقتصادی زنان ، بلكه از پدر سالاری ها نیز فعالانه حمایت می كند

« جولیت میچل » در مقاله ای به اسم « كهن ترین نابرابری » ساختارهای كلیدی وضعیت زن را به شرح زیر فهرست بندی می كند ؛ تولید ، تولید مثل ، جنسیت ، تربیت یا پرورش اجتماعی بچه ها . در ذیل مختصری از نقش زنان و تفاوت های آنان را با مردان در باب مقولات فوق بیان می داریم.

متفاضلانه بودن جنسیت ها به صورت مذكر و مونث و تقسیم كار مبتنی بر این تفاضل ، در سراسر تاریخ ، ضرورتی ذاتاً متلازم با رابطه این دو جنس به نظر رسیده است . از آنجا كه زن جثه كوچكتر و ضعیفتری دارد ، فیزیولوژی او و متابولیسم روانی – جسمانی ،ظاهراً او را به عضو كم فایده تر نیروی كار تبدیل می كند .

همیشه تأكید شده كه چطور برتری جسمانی مرد – خصوصاً در اولین مراحل رشد ، وسیله غلبه بر طبیعت را كه از زنان دریغ شده بود در اختیار مرد قرار داد و بدین ترتیب موارد گوناگونی را ذكر میكند كه در اینجا بیش از این مجال نیست و در مقالات بعدی به ادامه چنین مباحثی خواهیم پرداخت.

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام...

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا
UserName
عضویت در خبرنامه