• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5584
  • يکشنبه 1382/4/15
  • تاريخ :

رد پای سطحی نگری در رسانه ها

وسایل ارتباط جمعی به عنوان ابزاری جهت ارتباط و انتقال پیامها به آحاد مردم بوده و سه كار كرد اساسی مطلع نمودن عموم مردم ، همگرا كردن آنان برای دست یابی به نظام واحدی از ارزشها ، باورها و رفتارهای اجتماعی و نیز سرگرم نمودن افراد را بر عهده دارند . رسانه ها در جریان دست یابی به اهداف فوق ، گاه به عنوان مجاری انتقال محتوای فرهنگی و گاه به عنوان ابزار ایجاد فرهنگ نوین عمل می كنند . در این فرآیند بین ساختار فكری و فرهنگی جامعه و رسانه های جمعی تأثیر و تأثری متقابل وجود دارد ، به گونه ای كه برخی مطبوعات ضمن توجه به نیاز مخاطبان ، همسو با ارزشهای معمول جامعه حركت می كنند و برخی در یك حركت ناملموس و خزنده در جهت خلاف هنجارها و ارزشهای نظام اجتماعی ادامه حیات می دهند .

از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران ، مطبوعات می توانند زمینه توسعه فرهنگی جوامع ، اقشار و گروههای مختلف جامعه را فراهم آورند ، لیكن در شرایط فعلی جامعه ما و با توجه به این نكته كه اكثریت مردم از سطح سواد پائینی برخوردارند ونیز وجود مشكلات اقتصادی كه موجب می گردد ، خرید كالاهای فرهنگی ، كمتر در سبد مصرفیخانوار قرار گیرد ، با معضل پس افتادگی و كم اقبالی جامعه به مطالعه مواجهیم . در چنین وضعیتی ، برخی نشریات می كوشند جهت بقاء در میدان رقابتی و جذب مخاطب از شیوه های ناپسندی بهره گیرند . لیكن در این مجال به ذكر برخی شیوه ها و ویژگیهای چنین مطبوعاتی می پردازیم .

الف ) انعكاس واژگونه وقایع و اخبار

تحت تأثیر بودن چنین نشریاتی از احساسات ، پیش داوریها ، تمایلات ، علاقه های شخصی و عدم رعایت بی طرفی در كسب و انتشار اخبار از اصول اولیه آنها در انعكاس اخبار است . حوادث و رویدادهای این نشریات با برداشت های نادرست و شخصی كه عمدتاً با واقعیت فرسنگها فاصله دارد ، به عنوان افكار عمومی مطرح می شود . تأثیر این قبیل مطبوعات در شكل دهی افكار عمومی گاه به صورت تلقین(suggestion) و گاه تحریك(stimolition) می باشد . در تمامی این روشها ، فرد متوجه نیست كه افكار و عقاید او توسط دیگران شكل داده می شود و این افكار و باورها ، از آن او نمی باشد .

اطلاع رسانی چنین نشریاتی به گونه ای است كه گویی آنچه می نگارند ، خیر و صلاح توده مردم است و قضاوت آنها به دلیل آنكه در متن مردم زندگی می كنند !! با منافعشان سازگار است و همان چیزی است كه آنان می طلبند .

این مطبوعات با مكانیسم هویت سازی كاذب در افراد و قلب ماهیت جریانات و رخدادها سعی می كنند فضایی بیافرینند كه نظر خوانندگان را جلب نمایند ؛ در این شرایط درجه صحت و سقم مطالب اهمیتی ندارد.

شیوه های این قبیل مطبوعات با توجه به سن ، جنس ، نیازها و موقعیتهای مخاطبین و نگرشها و تمایلات است . از نظر نوع نگارش ، نگارش آنها توصیفی است و حالات و احساساتی را در گیرنده پیام ایجاد می كند . الفاظ به كار رفته عمدتاً جذاب ، عاطفی و غیر منطقی است . از دیگر شگردهای مطبوعات عامه پسند جهت موجه جلوه دادن مطالب ، بیان صریح یا در لفافه آنها از زبان افراد متنفذ و مشهور است . این شیوه اكثراً در بین مردمی كه پرستش شخصیت برایشان امری پسندیده است ، مؤثر واقع می شود . بهره گیری از برخی واژه ها ، اصطلاحات و الفاظی كه تعریف دقیقی از آن وجود ندارد ، به این نشریات اجازه می دهد تا بر طبق شرایط خود ، تعابیر و تعاریفی ارایه نمایند كه برای رسیدن به هدفشان مفید فایده باشد .

صاحبان این مطبوعات چنین القاء می كنند كه مسائل سیاسی ، اقتصادی ، معرفتی ... خستهکننده است و خوانندگان ، مطالب هیجانی و مهیج را مطالبه می كنند تا احساس لذت و شادی واقعی را در خود ایجاد كنند . مطابق نظر این نشریات ، مردم در كشورهای جهان سوم ، علاقمند موضوعاتی هستند كه با تجربه بلاواسطه آنها مرتبط بوده و ملموس باشد . در این كشورها مردم درباره مسائل اطلاعات كافی ندارند و به علاوه مخاطبین ، نه توانایی تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده روز را دارند و نه فرصت كافی جهت این كار . لذا اكثریت افراد چنین جوامعی با مسائل و مشكلات خود از طریق غرایزشان برخورد می كنند و برخورد آنها اغلب جنبه عاطفی و غیر عقلانی دارد . بنابراین جهت جذب نظر آنها باید روی انگیزش ها و نیازهای افراد دقت نمود و موضوعات خاصی را برگزید كه مورد توجه آنها می باشد و بدین ترتیب از این نیازها جهت جلب توجه مخاطب بهره مند شد . از این منظر ، اجرای چنین هدفی با زمینه چینی های لازم و طرح حوادث و معضلات لاینحل ممكن می شود ، به طوری كه مخاطب خود را در درون این حوادث جای می دهد و یا احساس می كند كه این حوادث در زندگی او تأثیر گذار است . این شیوه موجب می شود تا مخاطبین چنین حوادثی را در ذهن خویش طبقه بندی نموده و آنها را متناسب با شخصیت خود و در یك نظام كلی از تصوراتشان جای دهند . نكته اصلی در چنین شیوه ای ، كشف معضلاتی است كه در محیط فردی و اجتماعی افراد وجود دارد . این معضلات زمانی مناسب طرح خواهد بود كه ضمن اغراق و زیاده پردازی ، تا حدی قلب واقعیت شوند تا توجه عموم خوانندگان را به خود معطوف نمایند . این عمل ، عكس العمل های منطقی افراد را كاسته و در مقابل عكس العمل های عاطفی آنها را نسبت به موضوع برمی انگیزد . عمده اشتیاق چنین مطبوعاتی معكوس سازی معانی حقیقت ، بیهودگی . اصول اساسی زندگی است . هر چند بخش كوچكی از واقعیات توسط این نشریات منعكس می شود ، اما در بخش عمده ای از وقایع ، تشدید و بزرگ نمایی اتفاق افتاده است . این نوع جنجال آفرینی ، افكار عمومی را مشوش و گمراه می سازد و راه تفهیم و تفاهم مسدود می گردد و نهایتاً قضاوت منصفانه و واقع بینانه و به دور از تشنج و التهاب عملاًُ غیر ممكن می شود و ادراك درست خواننده از دنیای خارج از محیطش صدمه می بیند .

روش دیگر ، روش ساده كردن بیش از حد مسائل است ، كه توسط نشریات عامه پسند به وفور استفاده می شود و فرد را از واقعیات پیچیده دور ساخته و ضمن تغییر صورت مسئله ، نگرش افراد را به مسائل ، یك جانبه می نماید . علاوه بر روش ساده سازی كه به اختصار بیش از حد مسائل منتهی می گردد ؛ روش سطحی سازی به تعریف ظواهر امر با پوسته خارجی موضوع می پردازد و هرگز ابعاد مختلف آن مقوله مورد بررسی قرار نمی گیرد . سطحی سازی می تواند شامل توجه به نمادهای مسائل تا اخذ نتایج سریع و غیر منطقی را شامل شود .

ب ) گسترش ارزشهای مادی

عمده ترین دلمشغولی این مطبوعات رواج سطحی نگری ، گسترش لذات حسی و توسعه احساس نیازهای مادی ، ... می باشد . محدود كردن نگرش مخاطبین به موضوعاتی پیش پا افتاده ، تحریف شده ، مادی گرایانه ، ... منجر به بحران قطع پیوند جامعه مطبوعات از پیشینه فرهنگی و عرف جامعه می شود . در بینش سطحی نگرانه این قبیل نشریات ، زندگی در تفریح ، لذات حسی ، جاذبه های جسمانی ، محبوبیت ظاهری و زیبایی ، .... خلاصه می شود و با هزاران ترفند این تظاهر و خودنمایی به زندگی روزمره مردم نفوذ می نماید . این شیوه ها ، ضمن ایجاد نیازهای جدید ، نیازهای ارضاء نشده قبلی را برمی انگیزد.

به طور نمونه تاكید بیش از حد  بر عنصر زیبایی به عنوان كلید و رمز موفقیت های فردی و اجتماعی زنان ، منجر به نیاز آفرینی شدید در آنها و نهایتاً متمسك شدن آنان به شیوه های زیبایی اندام ، زیبایی صورت و زیبایی های  مصنوعی می گردد . بدین ترتیب  انواع متدهای آرایش و زیبایی و نیز كالاها و  لوازم آرایش فرصت تبلیغ و توصیف در چنین مطبوعاتی را می یابند .

ارزشمند جلوه دادن مصرف هر چه بیشتر و تشویق افراد به ورود  در مسابقه های برتری جویانه ، موجب جایگزین  شدن ارزشهای مادی به جای ارزشهای معنوی می شود . جهت گسترش این فرهنگ پوششهای ظاهری افراد ، به جای محتوای درونی آنها مهم جلوه داده می شود . فرهنگ مصرفی با لطافت و ظرافتی نامحسوس نفوذ می نماید و افراد در یك مقایسه مادی .‌احساس نیاز شدید و محرومیت نسبی می كنند و در غایت  این جریان ، حلقه نهایی فرهنگ غرب كه مصرف ، رفاه طلبی و اسراف هر چه بیشتر است ، به جای فرهنگ اندیشیدن ، دانش و كار و ... مورد توجه واقع می شود . این نوع حركت خزنده و بطئی ،‌انسانها را به گونه ای  نامحسوس  به سوی ارضای نیازهای مادی سوق می دهد و با تقویت نیاز به احترام و خودنمایی آنها را به مصرف كالاهای مادی ترغیب می نماید . .‌

پ)رواج پرخاشگری و خشونت

بیان وقایع دلخراش با شیوه هیاهو و اغراق موجب می گردد  تا خواننده به جای قدرت سازندگی ، تنها به ویژگی ها و صفات منفی انسان و قدرت تخریب وی توجه نماید . نشریات عامه پسند  عموماً  جزئیات درگیریهای خیابانی ، خشونتهای خانوادگی ، خودكشی ،‌خودسوزی قتل ، سرقت ، فرار از منزل ، اسید پاشی و انواع بزه را توصیف می نمایند . این وقابع زمانی برای خوانندگان هیجانی تر و عجیب تر خواهد بودكه دختران و زنان مرتكبین این قبیل بزهها باشند . زیرا از نظر روانشناسی معمولاً زنان انفعالی تر بوده و كمتر اهل خشونت و درگیری می  باشند ، روحیه عاطفی و غیر خشن زنان ، آنها را از پرخاشگری ها و بسیاری از خشونت ها باز می دارد . لذا به محض وقوع چنین حوادثی ،‌این وقایع ، تیتر درشت و هیجانی این نشریات قرار می گیرد و احساسات و عواطف مخاطبین برای رسیدن مطامع مادی و غیر منطقی به بازی گرفته می شود .

از دیدگاه روانشناسی ، ستاره گرایی به معنی ارزشگذاری عاطفی از طریق جمع بر فردی معین می باشد . این پدیده ، زمینه را برای جریان « فرافكنی » و « این همانی » یا « همذات پنداری » از طرف مردم و یا جمع مساعد می نماید و در نهایت می تواند « شخصیتی پایه ای و بنیادی » را نه تنها برای یك فرد كه برای جامعه فراهم سازد . این عمل در نشریات به صورت استفاده بی رویه و بی ربط از تصاویر كلوزآپهنرپیشگان ( عمدتاً زنان هنرپیشه ) و چاپ عكسهای تمام قد و پرتره از زنان و دختركان زیبارو با رنگ آمیزی و دكور تند و مهیج انجام می شود و مخاطب به سبب جذابیتهای تصویری ، خریدار دائمی چنین نشریاتی می گردد . این نوع از مطبوعات ، با توصیف زندگی خصوصی هنرپیشگان ، سبك زندگی تلخ و شیرین دوران زندگیشان با چاشنی دروغپردازی در جزئیات و درشت نمایی وقایع و انتخاب و معرفی افرادی كه بعضاً در زندگی خصوصی و اجتماعی خود پیشینه  درخشانی  ندارند ، به ستاره سازی كاذب می پردازند . مخاطبین چنین مطبوعاتی نیز با همذات پنداری با چنین شخصیتهای  غلو شده ای ، همان ارزشها و برداشتها را در زندگی فردی و اجتماعی خود آرزو می نمایند و چه بسا همان مسیر را نیز در زندگی  خویش دنبال  كنند . این شیوه ، الگو و گروه مرجع فرد را نیز تغییر می دهد و فرد مسحور چنین ستاره هایی می گردد  .

ت ) – رواج مفاهیم غیر اخلاقی

این پدیده مذموم در قالب داستانها ، رمانها ، حتی به طرق غیر مستقیم  و در قالب مشاوره های خانوادكی بیان می شود . موضوعاتی چون آزادی  روابط جنسی ، دوستی با جنس مخالف ، آموزش روابط جنسی ، ... كه حیاء معصومانه دختران  و غیرت دینی مردان را بتدریج سلب می نماید .

ث ) – ایجاد چند پارگی فرهنگی

این قبیل  مطبوعات با تحقیر و استهزاء گروهها ،‌اقشار ، اقوام و خرده فرهنگ های دیگر ، شكاف  و فاصله میان فرهنگها  را افزوده  و فرهنگ هجو و لغو را در جامعه دامن می زنند . طرح اختلافات و مسائل قومی ، اختلاف افكنی میان زنان و مردان و تحریك آنها به مقابله با یكدیگر  ، طرح طنز و تمسخر فرهنگ روستاها و شهرستانهای ایران و بر چسب زدن  فلان خصوصیت زشت اخلاقی  به اقوام آن محل ، موجب اختلافات عمیق میان اقوام و پرورش حس ناسیونالیستی ( منطقه ای – قومی  )می شود .

ج) – ایجاد شكاف میان توده مردم و مطبوعات كمال گرا

از آنجا  كه چنین مطبوعاتی عمدتاً با انگیزه های مادی جویانه وارد امور مطبوعاتی می شوند ،‌سهل ترین و سریعترین راه را ، جهت جذب مخاطب و فروش هر چه بیشتر دنبال می نمایند ، لذا نوع نگارش آنها ، عامیانه ، غیر علمی ،‌سطحی و بسیار ساده است . همین رویه موجب می شود كه مذاق اكثر مخاطبین  چنین نگارشی را بپسندد این نگارش عامه پسند و ابتدایی ناخودآگاه بر ذهن و روان  مخاطب ،‌مفاهیم عامی را القا می كند كه فرد را به سمت سطحی نگری و عدم توجه و دقت و حوصله در مفاهیم عمیق  پیش می برد . این شیوه ، قدرت تعقل ،‌تفكر و استدلال افراد را می گیرد و آنها عادت میكنند تنها مطالبی را مطالعه نمایندكه قوه تخیل و رویای آنها را به جای قوه تعقل شان بپروراند. بدین ترتیب سطح فكری و فرهنگی مردم  روز به روز تنزل یافته و با بحران ركود عقل گرایی و گسترش خرافه گرایی و تقلید مواجه خواهیم بود و نهایتاً اگر جماعتی بخواهد رابطه ای با دنیای مطبوعات برقرار نماید ، مطبوعات عامه پسند رابه جای مطبوعات كمال گرا بر خواهد گزید .

چ ) – ارائه تصویری مخدوش از زن در بعد داخلی و خارجی

چنین مطبوعاتی به جای توجه به قابلیتها  و استعدادهای زنان كه می تواند  در جهت بهسازی زندگی فردی و اجتماعی افراد موثر واقع شود ، به ارائه كلیشه های سیاه و تاریك از شخصیت زن می پردازند  به گونه ای كه خصوصیات مثبت روحی زن ، همچون لطافت ، احساس ، عاطفه ، ایثار ، ... خدشه دار می گردد و بازخوردهای  روانی گسترده ای را در جامعه بر جای میگذارد . این شیوه ناپسند  مطبوعاتی ، ضمن ترویج نگرش  بدبینانه نسبت به زنان ، منجر  می شود تا اصحاب این نشریات از بازنمایی  موفقیت ها ، پیشرفت ها  ، فضایل و صفات انسانی زنان باز بمانند ، در حالی كه بسیاری از زنان  این مرز و بوم ، در بعد اخلاقی و علمی  موفقیت های چشمگیری بدست آورده اند و در بعد خانوادگی با خلعت زیبای عفاف و عصمت و با خصلت  ایثار و گذشت ، كیان خانواده را از تركشهای افراد و محیطهای ناسالم محفوظ نگاه داشته و در پاسداشت شان و كرامت خویش تلاش نموده اند .

در بعد وسیعتر و در انعكاس بین المللی ، این رویه نادرست مطبوعاتی ، تصویری واژگونه از جامعه ایران ،‌امنیت اجتماعی و وضعیت زنان ایرانی ارائه می دهد ،‌گویی اكثریتی عظیم از زنان ایرانی ،‌بزهكار ، متواری ، مفسد ، پرخاشگر ،‌معتاد ، سارق  ...  هستند . در حالی كه نرخ آسیبهای  اجتماعی زنان در ایران در مقایسه با بسیاری  از كشورها در سطح پائینی است . به بیان دیگر ، این نوع رویكرد مطبوعاتی ، نه تنها ناتوان از ارائه تصویر و الگویی آرمانی و ایده آل از زنان است ، بلكه در یك جریان معكوس ، چهره ای خشن و سیاه از زنان ایرانی را در اذهان تداعی می نماید .

ح )‌- واژگونه نمودن تعریف برخی مفاهیم

همانگونه كه قبلاً ذكر گردید ، یكی از كاركردهای مطبوعات ، سرگرمی و تفنن می باشد لیكن نكته قابل تامل ، تعریف این مقوله  و جهت گیری برای رسیدن به این هدف است . برخی از اصحاب مطبوعات ، تفنن را تخدیر اذهان ، توهم زایی و ابتذال ، ... تعریف نموده و از هر عنصری چه مثبت و چه منفی برای رسیدن به این هدف سود می جویند ، یا در مورد مفهوم جوانی كه دو دیدگاه متفاوت ،‌دو عملكرد متفاوت مطبوعاتی را ایجاد می نماید . در دیدگاه نخست ، جوانی ، دوران خوشی ، خوش خیالی ، بی قیدی ، بی مسئولیتی ،‌گذران فراغت باری به هر جهت ، .. است  در این دیدگاه  هر نوع جرم و خطایی  از جوان به بهانه چنین تعریفی مجاز ، عادی ، قابل اغماض و حتی گاه ممدوح است . در برابر  این نظر ، نگرشی وجود دارد كه جوانی را بهترین و طلایی ترین فرصت جهت خودسازی ، مقابله با هوای نفس و پرورش استعدادها و فضایل  انسانی ... قلمداد می نماید . در این نظریه اندوخته های علمی و تجربیات فردی و اجتماعی جوان ره توشه دوران میان سالی اوست . بدین ترتیب واژگونه كردن تعاریف ، رویكردهای منفی را در این نشریات محقق می سازد .

 

انتقاد از فقدان استراتژی ترامپ در سیاست خارجی

انتقاد از فقدان استراتژی ترامپ در...

انتقاد از فقدان استراتژی ترامپ در سیاست خارجی
ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
UserName
عضویت در خبرنامه