• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5288
  • يکشنبه 1382/4/15
  • تاريخ :

 نه زن سالاری ، نه مرد سالاری ، بلكه شایسته سالاری

گفت و گو با آیت ا... محمد ابراهیم جناتی

از : حیدر ضعیفی

نظر شما درباره فعالیت اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی زنان در جامعه چیست و آیا در این مورد محدودیتی هم قایل می شوید ؟‌

در جواب سؤال شما ، باید عرض كنم كه در بررسی های كاملی كه درباره زنان زمان تشریع وزمان صحابه و در زمان تابعین كه به ترتیب 23سال و حدود 100 سال و در حدود 70 سال به طول انجامید و همچنین با بررسی كه در مبانی فقه اجتهادی و عناصر استنباط و پایه های معتبر شناخت انجام دادم . برایم مشخص شد كه هیچ گونه محدودیتی برای زنان مسلمان با حفظ اصالت و موازین و ارزش های اسلامی در بعد علمی ، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی و ... نبوده است . ولی در موارد جزیی هم ، اگر چه محدودیت بر اساس مصالح كلی نظام بشری ملاك های تشریع برای آنها بوده ، ولی به زنان اختصاص نداشته ، بلكه برای مردان نیز محدودیت بر اساس مصالح كلی نظام بشری و ملاك های تشریع بوده است . لذا محدودیت برای زنان در موارد جزیی از باب تبعیض در جنسیت نیست ، بلكه از باب مصالح تشریع است . اما محدودیت هایی كه بیش از حد برای زنان در       زمان های پسین در وظایف اجتماعی و مسایل سیاسی وجود دارد ، نه به خاطر جنسیت آنها ، بلكه به سبب عوامل دیگری است .

این عوامل چیست و چرا به وجود آمده اند ؟

این عوامل عبارتند از :

اول : تاثیر ذهنیتهایی از برداشت های نادرست برخی از مقدس مابان و سطحی نگران و بسته دهنان و جمود گرایان درباره آنان آن هم به گونه ای كه ذهنیات خودشان را بر واقعیات و بر حقایق جامعه حاكم قرار دادند .

 دوم : اقتضای شرایط زمان است .

سوم : تعصب های نابجا ، تعصبی كه چشم را از دیدن حق باز می دارد و انسان را از درك حقایق و پذیرش آنها دور می كند .

 چهارم : خود ناشناسی و كوتاهی كردن زنان درباره خودشان كه بدین دلیل خود آنان هم در این زمینه مقصرند .

 پنجم : نداشتن شیوه مطلوب در زندگی ، زیرا برخی از زنان شیوه مطلوب در زندگی ندارند و همواره دنباله روی سنت های محیطی اند و به تحولات جامعه و شرایط زمان بی اعتنا هستند . اگر چه آن تحولات موجب تحول در وظایف دینی و اخلاقی ، اجتماعی و انسانی آنان نیز بشود . پس بر آنان است كه زمان و شرایط را بشناسند و در صورتی كه تحول آنها مطابق ارزشها باشد ، خودشان را با آن هماهنگ كنند .

ششم : مرد سالاری و بی عدالتی مردان و باور آنهاست به اینكه زن با ازدواج به ملكیت آنان در می آید ، یعنی این ذهنیت وجود داشت كه هنگام ازدواج زن ، در واقع برده آنها می شد . از این رو ، اعتقاد بر این بود كه كه او وظیفه ای جز خدمت به من و كارهای خانه ندارد.  هفتم : نبودن آگاهی برای مردان از حقوقی كه برای خانم ها در تعالیم دینی ، اخلاقی و اجتماعی اسلام معین شده است و هشتم : دید كوتاه افراد جامعه و نظرهای محدود آنان به اینكه وظایف اجتماعی و سیاسی برای زنان مناسبت ندارد ، زیرا آنها توانایی اجرای امور را ندارند و بالاخره ضعف فرهنگی مردم در بعد دینی و مذهبی است .

به نظر می رسد از این اعتقاد كه بیشتر زنان ویژگیهای خاص جسمی ، عاطفی و رفتاری دارند سوء تعبیر شده است كه آنان نمی توانند وظایف اجتماعی ، سیاسی را به عهده بگیرند و همین امر موجبمحرومیتزنان از مزایا و فعالیت های سیاسی و اجتماعی شده است ، جنابعالی در این باره چه نظری دارید ؟

این نادرست است . زیرا ویژگی های یاد شده هیچ گاه باعث تفاوت ماهوی ، فكری و اداری بین مردان و زنان نبوده و نیست و نمی توان آنها را ملاك محدودیت در وظایف آنان دانست. ملاك در تصدی وظایف اجتماعی ، توانایی و مدیریت است و نه جنسیت و این باور غلط  و ناروا در طول تاریخ متاسفانه دستاویزی برای مردان شد كه زنان را  از همه مزایای اجتماعی ، سیاسی و هنری محروم كنند . مرد وزن   را نباید در مقابل یكدیگر  قرار داد . زیرا هر یك تكمیل كننده دیگری است كه می توانند در تحقق بخشیدن جامعه مفید سازنده و آرام نقشی موثر داشته باشند . در اسلام  و جامعه ای كه فرهنگ  اسلامی دارد نه مرد سالاری مقبول است و نه زن سالاری بلكه شایسته سالاری مورد پذیرش است . پس نباید هیچ یك خود را بر دیگری بدون داشتن شایستگی ، برتر بداند .

این نظریه كه زن ، حق خروج از منزل را برای فعالیت اجتماعی و فرهنگی بدون كسب اجازه شوهر ، ندارد منتفی می شود ؟

بله ، زیرا زن در چارچوب حفظ حقوق  همسر و فرزندان حق فعالیت های اجتماعی ، علمی و فرهنگی را دارد و نباید  همسر او مانع از وظایف فرهنگی و اجتماعی او بشود وبه نظر من اگر در خانوده اصل بر تفاهم و گذشت باشد . هیچ مشكلی به وجود نخواهد آمد و باید همه بدانند كه زنان همانند ،‌مردان مستقل و توانا  هستند و می توانند  از عهده مسؤولیت ها بر آیندبسیار خوبی است وجای بحث وتردید نیست .

 همان طوری  كه مستحضرید . امروزه حجاب عرفی چادر است و در اینكه چادر پوشش لی آیا پوشش اسلامی  كه با مانتو هم حاصل می شود و امروزه بیشتر خانم های جامعه  از آن استفاده می كنند ، اگر با رعایت موازین اسلامی باشد  باید آنها را بدحجاب  بدانیم ؟

خیر ، زیرا همان گونه  كه با چادر ، پوشش مناسبی حاصل می شود با پوشش اسلامی  مانتو هم حاصل می شود و لذا گفتم كه مانباید  بر اساس ذوق و سلیقه ، سنت محیطی و اجتماعی       خانم هایی را كه شاغل اند و پوشش اسلامی دارند ،‌بی حجاب بدانیم زیرا پوششی را كه اسلام از زن خواسته با مانتو هم حاصل می شود و ما باید برای بیان حقایق .‌بر اساس دلایل دینی و مذهبی ، آنها را بیان كنیم و نه بر مبنای ذهنیت ها و ذوق و سلیقه .

 عواملی در طول تاریخ موجب محدودیت هایی برای زنان در جامعه از نظر وظایف اجتماعی  و سیاسی شده اندكه از این رو اگر این عوامل در جامعه استمرار یابند این امكان وجود خواهد داشت كه آنان به حقوق خود برسد  در بین عوامل یاد شده   عاملی كه بیش از همه در محروم كردن  زنان از حقوق آنان نقش داشته ، احادیث و روایات ضعیفی بوده كه آنها را در بعضی از كتا بها و مجالس می خوانند و گوش می دهند . برای مثال ، حدیثی را به حضرت فاطمه (س )‌ نسبت       می دهند كه بهترین زنان ، زنانی هستندكه مردان را نبینند و مردان نیز آنان را یا در حدیثی از رسول خدا (ص )  كه فرموده اند مردمی كه زن  بر آنها فرمانروایی كنند ، رستگار نخواهند شد و نمونه هایی  دیگر كه مجال طرح آنها نیست . این احادیث چه پیامدهایی دارند و چه اشكال هایی برآنها وارد است ،

به نكته  مهمی اشاره كردید همان  طوری كه می دانید و ما هم بارها در مصاحبه ها و مقاله ها گفته ایم ،‌نمی توان به حدیث و یا مطلبی  استدلال كرد مگر آن كه در سه ناحیه تمام بشود . اول ناحیه اصل صدور ،‌دوم ناحیه دلالت و سوم  ناحیه برای صدور و تا این سه ناحیه درست نشود  نمی تواند ملاك و مدرك  شرعی ما قرار بگیرد. ما كه مدرسه شناخت حدیث و تربیت مبلغ به اندازه كافی نداریم كه هر كسی حدیثی را برای  مردم خواند مردم از دریچه فقه اسلامی به آن نگاه كنند اصلا ما بارها گفته ایم كه حتی از دریچه رساله ها كه احكام فردی و عبادی اند  هم نمی شود به فقه اسلامی نگاه كرد تا چه رسد  به حدیث بدون واجد بودن  آن شرایط  اعتبار دنیا  امروزه از دریچه برخی از احادیث غیر معتبر و ناتمام و رساله عملیه كه هزاران  بار چاپ شده به فقه ما نگاه میكند كه چه طور می تواند تا روز قیامت برنامه جهانیان باشد لذا نباید ما احادیثی را كه اعتبار ندارند  مطرح كنیم اما در باره این احادیث كه نقل كردید اولاً حدیثی كه از حضرت زهرا (س )  نقل شد از ناحیه اصل صدور ناتمام است برای این كه مرسل است و سند ندارد و لذا زمینه ای برای استدلال  به آنها مهیا نیست ، ثانیاً  با سیره عملیه آن حضرت  منافات دارد ، زیرا او معصوم است امرش عملش و تقصیرش از منابع و پایه های شناخت قطعی است ایشان در مراسم و اجتماعات شركت و در جمع مردان صحبت می كرد و به خانه مهاجر و انصار برای احقاق حق می رفت و با انان سخن می گفت و احكام  خدا را بر اهل نیاز بیان می كرد و حتی در جنگ های خندق  ، احد و فتح مكه شركت داشت .

در خندق ، اكنون یكی از مساجد به نام اوست و این خود مبین حضور  ایشان در آنجا بوده است . در جنگ احد چهارده زن او را همراهی می كردند .

با این حساب چگونه خبر واحد آن هم مرسل و ضعیف می تواند با عمل معصوم كه در اعتبار آن تردیدی نیست معارضه كند و حتی  بر آن غالب شود ثالثا د ر حدیث منقول از ایشان منعی و نهیی حضور زنان  در صحنه های اجتماعی و سیاسی  منع و نهی كننده است زیرا در آن بر بیان شخصیت آرمانی  زن از حیث عفاف در اسلام كه مطلوبیت استحبابی دارد بسنده شده است زیرا در آن كلمه خیر النساء آمده كه كلمه  تفصیل است و این دلالت بر تعین ندارد .

گفت و گو

از : حیدر ضعیفی

UserName