• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 8886
  • پنج شنبه 1382/4/12
  • تاريخ :

مصاحبه با استاد مجید كیانی

نخبه كسی است كه به علت نیاز شدیدی كه به علوم و فنون و .... در خود احساس می كند ، با تواضع در پی آن بر می آید و تمام همت و تلاشش را صرف رسیدن به آن می كند .

تبیان : لطفاً شرح مختصری از زندگی خود را برای مخاطبین سایت تبیان بفرمایید .

بنده به سال 1320 هـ . ش در تهران متولد شدم.از همان كودكی به موسیقیعلاقهداشتم ، به همین دلیل تحصیلات متوسطه را درهنرستان آزاد موسیقیگذراندم ، سپسوارددانشكده هنرهای زیباشدم و پس از این كه به مدت چند سال در خدمت بزرگانی چون استاد برومند و استاد دوامی كار كردم ، به قصد آشنایی بیشتر با فرهنگ مشرق زمین ، بخصوص موسیقی ایرانی به اروپا رفتم . در سال 1358 به ایران بازگشتم و از آن زمان تاكنون در دانشكده هنرهای زیبا مشغول تدریس هستم . البته كار اصلی من نوازندگی موسیقی ایرانی،و ساز تخصصی ام سنتور است .

تبیان : چرا از میان رشته های مختلف هنری ، به موسیقی پرداختید ، آیا این علاقه شما دلیل خاصی داشت ؟

من از كودكی به طبیعت بسیار علاقه داشتم و با نقاشی كردن با آن ارتباط برقرار می كردم ؛ اما موسیقی زیبای طبیعت مرا بیشتر مجذوب خود كرد و چون از همان زمان معتقد بودم كه انسان باید تنها یكیار داشته باشد ، نقاشی را كنار گذاشتم و فقط به موسیقی پرداختم . آن هم به طور جدی و با علاقهایوافر .

تبیان : اساتید شما چه كسانی بودند ؟

در دوران هنرستانتحت تعلیم ابوالحسن صبا ، استاد عبداللهدوامی و استاد تهرانی بودم . در همان زمانزیر نظرآقایان منوچهر صادقی و محمد حیدری ، یك دوره ردیف كامل سوار و نیز قطعات نوشته شده علی نقی وزیری ،روح الهخالقی و دیگران را تكمیل نمودم . در دانشكده نیز زیر نظر دكترنورعلیبرومند و دكترداریوشصفوت با موسیقی كلاسیك خودمان كه ردیف است ، آشنا شدم . در آن زمان صفحه ای از استاد حبیب سماعی شنیدم كه مرا خیلی تحت تأثیر قرار داد . برای همین تصمیم گرفتماین شیوه را ،شیوه نوازندگی خود قرار دهم و چون استادنورعلیبرومند شاگرد وی بود ، به مدت هشت سال زیر نظر ایشان كار كردم . دو سال و نیم هم در خدمت استاد دوامی ، استاد آواز بودم تا حالت های موسیقیراكه هنگام آواز در اجرای ایشان بود ، فرا گیرم .

تبیان : سفر شما به اروپا چه كمكی به آشنایی تان به موسیقی ایرانی كرد ؟

من در اروپا با فرهنگ های دیگر آشنا شدمو با اساتید آنجا كه برای هنر ایرانی بخصوص موسیقی ما اهمیت بسیار قائل بودند . آنهامارا تشویق می كردند كه شیوه های سنتی و اصیل خود را حفظ كنیم و تا آنجا كه ممكن است از تغییرات و تأثیراتی كه فرهنگ غرب بر روی موسیقی ما می گذارد دوری كنیم . در آنجا بود كه به اهمیت و ارزش فوق العادهیموسیقی ایرانی پی بردم و تصمیم گرفتم آن را به طور جدی تری دنبال كنم .

تبیان : لطفاً درباره تاریخچه ساز سنتور توضیح بفرمائید .

سنتور، سازی بسیار قدیمی است؛ آنقدر قدیمی كه سازنده آن مشخص نیست. قدمت آن تقریباً به بیش از دوازده هزار سال پیش می رسد . اصولاً در فرهنگ های كهن ، سازها را به پیامبران نسبت می دهند و حتی مقام ها را كه مربوط به فواصل موسیقی می شوند .

تبیان : آیا موسیقی هم مانند سایر پدیده های هنری در طی دوران های گوناگون دچار تغییر و تحول گردیده است ؟

می توان گفت كه تغییر موسیقی نیز مانند زبان فارسی به صورت یك تداوم تدریجی بوده است . می بینید كه زبان فارسی با تمام تغییر و تحولاتی كه در طول تاریخ داشته ، همچنان حفظ شده است و این به دلیل حفظ ویژگی های خاص این زبان است . در موسیقی هم ، پنج محور اصلی وجود دارد كه خوشبختانه تاكنون حفظ شده و از تغییر كلی موسیقی جلوگیری نموده است . این محورها عبارتند از :

 1ـ صوت یا ساز: سازهایی كه در ایران هستند ، یك نوع صدا دهی خاص دارند كه مطابق با ذوق ما ایرانی هاست . برای همین اساتیدی كه ساز درست می كنند ، می دانند كه باید یك ساز چه نوع صدا دهی داشته باشدتا با فرهنگ منطبق باشد .

2- فواصل موسیقی : منظور فاصله ای است كه بین دو نغمه وجود دارد. عده ای معتقدند كه ما این فواصل را ازفاصله موجود بین ستارگان گرفته ایم و بدین جهت بسیار طبیعی و دلنشین هستند . به همین دلیل اگر تحریفاتی در این زمینه پیش آید ، كاملاً مشخص می شود كه این فواصل تحت تأثیر موسیقی كلاسیك غرب قرار گرفته است .

3- گردش نغمه ها : یعنی اگر ما یك سری از نتها را داریم ، اینها به گونه ای گردش می كنند كه ملودی آهنگ ها را درست می كنند. درهر فرهنگی نیز آن را به طریقی به گردش در می آورند . در نغمه هایی كه ما در موسیقی اصیلمان به كار می بریم یك نت را به عنوان شاهد انتخاب می كنیم ، به گونه ای كه گویاهمهبه یك محور توجه داریم و نغمه هایی كه فرعی است ، در اطراف این نغمه شاهد در حال دوران و گردش هستند .

4- اوزان : كه در موسیقی هم مثل شعر رعایت می شوند . مثلاً مثنوی را باید با وزن مثنوی خواند و ...

5- تزئینات : كه در فرهنگ ما بسیار دقیق و حساب شده استودر دو معنی به كار می رود ، یكی در معنای زینت كردن و آراستن ؛ دیگر به معنیرسیدن به آن معنا و عالم خیال و تصاویری كه هنرمندان از آن عالم معنا دارند .

تبیان : لطفاً در مورد هنر موسیقی به طوركل ، توضیحاتی بفرمایید .

هنر موسیقی ، صوت است كه آن را گوش می تواند بشنود ، در حالی كه در هنرهای دیگر هم اصواتی هست كه قابل شنیدن نیست؛ مانند موسیقی ای كه در خط خوش یا در كاشی كاری های زیبا نهفته است و ما با چشم از آنها لذت می بریم .در واقعانسان چون از شنیدن صداهای طبیعی لذت می برد ،تصمیم گرفت به گونه ای آنها را تداوم بخشد . برای همین ، دست به ساخت ابزاری زد تا بتواند صداهایی ایجاد كند و از شنیدن آنها لذت ببرد . موسیقی دانصوتراجوهر نظام هستیو جلوه ای از خدا می داندكه باید به گونه ای آن را متجلی كند . به همین علتاست كهاصوات در فرهنگ ها مقدس هستند . به خصوص در فرهنگ ما كه هنر به معنایART نیست ، بلكه به معنای فضیلت است وهنرمند كسی است كه دارای فضایل اخلاقی باشد . در اصوات چیزهایی هست كه هنرمند را به سمت خود می كشاند ، به گونه ای كه او دوست دارد ، با آنها حرف خود را بزند . این علاقه و نیاز عاطفی در وجود همهیانسان هاست، فقط یك قدرت عجیب یا به عبارتی سحر الهیوجود دارد كه عده ای را به سمت هنری خاص می كشاند . از طرفی اگر هنرمندی ، خود با عشق و علاقه راهش را انتخاب كند ، هنرش بر دل ها می نشیند و ماندگار می شود . به هر حال در فرهنگ های سنتی عقیده بر این است كه انسان خود محور نیست كه خودش خلق كند ، بلكه خالق اصلی خداست و هنرمند الهامات را از او دریافت می كند و آن را به اجرا در می آورد، به همین سبب هم اثرش همیشه تازگی و طراوت دارد .

تبیان : روند پیدایش موسیقی در ایران به چه صورت بوده است ؟

ما در تفكر الهی و دینی خود برای هر چیز مبدأ و معادی قائل هستیم و بر همین اساس مبدأ موسیقی را بهشت می دانیم  و معتقدیم كه چون در كارگاه خلقت،روح با بدن تركیب نمی شد ، خداوند به جبرئیل دستور داد كه با آهنگ حزین در مقام راست بر قالب آدم بخواند. چون چنین كرد ، روح با قالب تركیب شد . به همین دلیل در فرهنگ ما عقیده بر این است كه انسان زمانی كه به دنیا می آید تمام نواها و مقام هاو به طور كل تمام علوم و فنون و هنرهارا می داند ، منتهی فراموش كرده است و باید تحت تعلیم قرار گیرد تا آنها را به یاد بیاورد. در واقع ما فرهنگیداریم كه به آن فرهنگ یادآوری می گوییم .

تبیان : لطفاً تعریف خود را از نخبه و نظرتان را راجع به سایت اینترنتی تبیان بفرمائید .

انسان به واسطه نیازش به علم است كه عالم می شود . انسان وقتی به چیزی نیاز شدید داشته باشد و تواضع و فروتنی رانیز ضمیمه آن كند ، جذب چیز باشكوهی می شود كه معشوق او می گردد و تمام هم و غم خود را صرف رسیدن بهآن می كند . طبیعی است كه چنین فردی ، خواه ناخواه موفق می شود و در میان دیگران نخبه . اگر چه من معتقدم كه نخبگان نیز بنا به اندوخته علمی و فكری و .... و كاری كه ارائه می دهند در درجات مختلفی قرار دارند .

سایت تبیان هم تا آنجا كه من با آن آشنا هستم فوق العاده و باارزش است ، چون از طریق كاملاً اسلامی و صحیح ، اطلاعات بسیار خوبی در اختیار كاربران قرار می دهد . امیدوارم موفق باشید و از این تكنولوژی با ارزش برای آگاه كردن مردم ، بیشتر و بهتر استفاده كنید .

nokhbegan@tebyan.net

UserName