• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3468
  • يکشنبه 1382/4/8
  • تاريخ :

اضطراب كنكور

سال ها پیش جاسولین جامعه شناس آمریكایی نوشت :"در این كشور یك موج هیستریك ( رفتار بدون آگاهی ) به وجود آمده است كه همه دانش آموزان باید به هر شكلی كه شده است وارد دانشگاه شوند ، بدون در نظر گرفتن این نكته كه استعداد ، توان و علاقه به تحصیل در دانشگاه را دارند یا نه ؟ ( البته منظور او كشور خودش بود ).چنین عقیده و اندیشه ای باعث می شود كه بسیاری از نوجوانان بعدها تاوان و جریمه این خودخواهی پدر و مادر را به بهای از دست دادن سلامت جسم و روان خود بپردازند و در نتیجه به عده ای تحصیل كردهیبی سواد ، سرگشته و انگیزه از كف داده مبدل شوند .پس چرا مابرای رفع این مشکلاستعداد ها و علاقه های جوانان خود را محك نمی زنیم ."

برای ورود به دانشگاه و تحصیل در یك رشته  عواملی را باید در نظر گرفت ، از جمله :

1- میزان هوش فرد كه باید حداقل بین 110 تا 115 باشد .

2- انگیزه جوان برای تحصیل .

3- تناسب رشته تحصیلی با علاقه فرد .

4- امكانات مادی متناسب با ادامه آن رشته .

5- شخصیت فرد كه باید متناسب با زیر و بم ها و مشكلات تحصیل در دانشكده مورد نظر باشد.

و ده ها شرط فرعی دیگر كه در صورت عدم رعایت آنها،باز هم شاهد همان تحصیل كرده های بی سواد خواهیم بود .

ما مکرربا پدر و مادرهایی رو به رو می شویم كه می خواهند با زور معلم خصوصی ، ارفاق ، پارتی بازی و غیره،كودكیراكه ضریب هوشی او در حد مرزی ( 100- 90 ) است از سد تحصیلات دبیرستانی گذرانده و باز هم با اصرار و زور وارد دانشگاه نمایند . در حقیقت این كودك قربانی زیاده خواهیوالدین  خود می شود ، در حالی که اگر این پدر و مادربا یك دیدگاه واقع گرایانه با توان و استعداد فرزند خود رو به رو شوند ، می توانند از او یك نجار ، یك كارگر چاپخانه،یا یک كاسب خوب ومستعد بسازند كه در این صورت نه تنها این فرزند احساس خوشبختی می كند بلكه خیلی بیشتر برای جامعه خودمفید خواهد بود. متأسفانه در چنین موارد خاصی به نظرات  مراكز توان سنجی هوش خصوصی برمی خوریم كه بدون هیچ گونه مدرك مستند و علمی، چنین افراد متوسط و یا ضعیفی  را صاحب استعداد درخشان جلوهمی دهند و والدین رامتقاعدمی نمایند كه دیگران اشتباه كردهاندو فرزند آنان بدون تردید شایستگی ورود به دانشگاه را دارد.

جای پرسش است كه چرا هنوز این اندیشه و تفكر در اجتماع ما جا نیفتاده است كه یك تكنسین با تجربه به اندازه یك استاد دانشگاه قابل احترام است و یا یك گروهبان كاردان و كارآمد كه در بخش اسلحه شناسی،استادی تمام عیار شدهو با چشم بسته قادر به باز كردن و بستن انواع اسلحه هاست ، به همان اندازه قابل احترام است كه یك ژنرال ارتش . در نتیجهیهمین نوع تفكر نادرست است كه ما سعی می كنیم  درست یا نادرستوبه هر قیمت، فرزند خود را راهی دانشگاه نماییم ، حال نتیجه هر چه كه می خواهد باشد .

نمی خواهیم راجع به توان خاص فرد و زمینه های شخصیتی افرادیا رشته ای كه انتخاب می كنند صحبت كنیمو برای چندمین بار تکرار کنیم کهشخصی كه قادر به دیدن خون و یا بخیه شدن دست بریده نیست. چطور می تواند به یك جراح تمام عیار بدل شود ؟!حرف ما این است که اگرتمام این شرایط رعایت شد و شخص به طور واقعی استعداد و توان ورود به یك رشته دانشگاهی را داشت ، ولی ذاتاً انسانی مضطرب و دلشوره ای بود كه در تمام مدت تحصیل از تجسم یك امتحان سخت دچار دلهره می شود ، بغض می كند ، غروب های روز جمعه و صبح های شنبه همیشه برایش یك غولاست ؛ از آن گروه كودكان شكننده ایاست كه اگر خانم آموزگار بر سرهمشاگردیش دادبزند ، این كودك بغض می كند و به قول ما روان پزشكان دچار"ترس از مدرسه " می گردد.  یعنی شاخص ترین و شایع ترین نوع اختلال اضطرابی. حالا این دختر یا پسر جوان در انتظار جلسه كنكور است.  چیزی كه تمام سرنوشت و آینده او را رقم خواهد زد . در این شرایط شب ها خوابش نمی برد ، دچار حالت تهوع ، استفراغ و سردرد می شود ، به طور مكرر به دوستان خود تلفن می زند و سؤال می كند كه چه تست هایی را بخوانیم و از کدام، دیسكت ها و نوارهای آموزشیاستفاده کنیم كه احتمال موفقیتم را بالا ببرد و اگر احیاناً گیر دوستان ناقلا بیفتد وی را این گونه اذیت می كنند :

هر چه خوانده ای بی ارزش بوده، اگر از فلان كلاس كنكور یا كانون استفاده نكنی محال است در كنكور قبول شویو...در این صورت اضطراب او صد چندان می شود.

از سویی دیگر اضطراب به جز جنبه ذاتی و ژنتیك خود،در درون و از محیط خانواده آموخته می شود. یك مادر مضطرب ، كمال طلب و دلشوره ای كه با یك زمین خوردن كودك نوپای خود و یا تب كردن او،دست و پای خود را گم می كند ، چطور می تواند الگوی مقاومت ، صبر و خونسردی برای كودك خود باشد .

با توضیحات فوق برای پاسخ به این پرسش كه چطور با اضطراب كنكور در فرزندان خود رو به رو شده و مقابله كنیم،باید به پیشگیری بهداشت روان اشاره نمائیم :

1- وظیفه والدین آن است كه از همان سال های نخستین به فرزندان خود بیاموزند كه دبستان جای خوبی است كه در آن مكان انسان درس می خواند ، دوستان جدید پیدا می كند و وارد دنیای تازه ای می شود كهبسیار بهتر از خانه و بودن در كنارپدر و مادراست . اینامرممكن نمی گردد مگر آن كه پدر و مادرها بیاموزند و به این حقیقت پی ببرند كه مهد كودك و آمادگی به همان اندازهیدبستان دارای اهمیت و اعتبار است . ثابت شده است كودكانی كه این مراحل را پشت سر هم سپری می كنند بسیار اجتماعی تر و موفق تر از سایرین بوده و همچنین كمتر از دیگران دچار اضطراب می شوند تا آنجا كه سپردن كودكان زیریک سال به مهد كودك،كوچك ترین لطمه ی شخصیتی و رفتاری را در پی نخواهد داشت.

2- نباید از كودكان موجوداتی قالبی بسازیم كه فقط شاگرد اول شدن را نهایت موفقیت بدانند، بلكه باید از همان ابتدای كودكی به ایشان بیاموزیم كه ما از تو تلاش و پشتكار می خواهیم و اگر هم نمره كم آوردی شرمنده نشو، ولی سعی كن كه در دفعات بعد اشتباهات خود را جبران نمایی.

3- یك برنامه ورزشی مستمر و روزانه حتماً باید در كنار درس خواندن نوجوانان و جوانان گنجانده شود. زیرا ورزش اضطراب فرد را كاهش داده و اعتماد به نفس را به طور چشمگیری بالا می برد . در برابر مقاومت و دلیل تراشی بعضی از نوجوانان و یا جوانان كه می گویند اگر به باشگاه و یا مكان ورزشی بروم باعث اتلاف وقت می شود، ایستادگی كنید و مطمئن باشید كه به نفع اوست ، خصوصاً تأكید داشته باشید كه این ورزش باید به طور گروهی و در كنار دیگران انجام شود ، حتی انجام ورزش های انفرادی مانند وزنه برداری بهتر است كه در یك باشگاه  یا مكان ورزشی صورت گیرد .

4- به آنان بیاموزید كه افراد موفق كسانی نیستند كه بیش از سایرین درس می خوانند بلكه آنانی كه كمتر، ولی عمیق تر درس خوانده و سعی در رفع اشتباهات گذشته دارند، پیروزترند.

به ایشان بگویید در جلسه كنكور هیچ كس از وی سئوال نمی كند چند بار فلان جزوه را خوانده ای ؟ بلكه معنای كنكور این است كه فرد به چه میزان متوجه مطالب آن جزوه شده است . بسیاری از جوانان كنكوری بر این باورند كه اگر بیست بار یك جزوه خاص را بخوانند بدون شک موفق می شوند و اگر كمتر بخوانند هرگز موفق نخواهند شد.این یك باور نادرست است که بایددر رفعآن به دانش آموزان كمك كرد .

5- اگر در جلسات پیش آزمون كنكور ( كنكورهای آزمایشی ) شركت می كند به وی بیاموزید كه بلافاصله پس از ختم جلسه یك مداد و كاغذ بردارد و نتایج ضعف خود را یادداشت كند ، مانند : درك مفاهیم ریاضی ، مقایسات ، ضعف در درك پاراگراف های طولانی ، ضعف در سریع نوشتن ، عدم توانایی رعایت یا تقسیم وقت در آزمون های طولانی كه حاوی 150 تا 200 تست چهار جوابی به مدت دو ساعت است. به جوان كنكوری بگویید:فردا خیلی دیر است ، پس همین امروز نقاط ضعف خود را یادداشت كن وگرنه فردا یادت می رود كه اشكالاتت چه بوده است.

6- به او بگویید با دیگران مشورت كن كه چه نوع جزوه یا نوارهای درسی را می خوانند ولی تصمیم گیرنده نهایی خودت هستی؛ هیچ وقت با طناب دیگران ته چاه نرو و به اشتهای دیگران غذا نخور. اگر متن یك درس را خوب و درست درك كنی و بفهمی، معادل هزار تست چهار جوابی است . در مقابل اگر دو هزار تست بزنی نمی تواند جای درس های عمیق فهمیده شده را بگیرد .

7- برای رفع اضطراب،روش های آرام سازیوانبساط خاطر را كه در خانه قابل اجرا می باشند به وی آموزش دهید.به عنوان مثال : روزانهسهیاچهار بار و هربار به مدت ده دقیقه روی مبل راحتی دراز بكشد و دست و پای خودراآویزان كند. در این زمان به هیچ چیز فكر نكند و اگر بتواند یك موسیقی ملایم را گوش كند یا یك صحنه آرامش بخش را مانند موج های دریا ، صدای شاخ و برگ درختان جنگل و ... در ذهن خود مجسم سازد .

8- شب امتحان از ساعت 6-7 بعدازظهر به بعد سراغ كتاب ، جزوه و ... نرود و چه بهتر كه بیرون از خانه به یك باشگاه ورزشی ، دیدن یك فیلم و یا نمایش برود . ثابت شده است كه از این ساعت به بعد تا صبح روز امتحان،انسان هر جزوه و كتابی بخواند نه تنها آن را درست درك نمی كند،بلكه بر اضطراب وی افزوده شده و دچار این باور می شود كه هیچ چیز نمی داند .

9- باورهای مذهبی وی را تقویتکنید و به وی قوت قلب بدهید و بگویید كه خداوند از نیت خوب او باخبر است و حامی و حافظ وی خواهد بود . اگر خود شما ( پدر ، مادر ، نزدیكان و دوستان ) هم نگران آینده و سرنوشت وی هستید، به گونه ای رفتار كنید كه به او آرامش بدهید و یك قیافه خونسرد به خود بگیرید . توجه داشته باشید كه یك انسان مضطرب هیچ گاه نمی تواند به دیگران آرامش خاطر بدهد .

10- اگر می دانید كه فرزند شما مستعد اضطراباستنگران نشوید و برای رفع این اضطراب به روان پزشك و یا روان شناس مراجعه كنید تا با روش های دارویی و یا غیر دارویی مناسب به او كمك كرده و آرامش را به وی بازگردانند . اطمینان داشته باشید كه بسیاری از داروهای ضد اضطراب نه تنها خواب آور نیستند، بلكه نجات دهنده سرنوشت انسان خواهند شد .

توصیه می شود كه در مورد فوق باافرادی که صلاحیت ندارند، مشورت نكنید ، زیرا بدون تردید پاسخ آنان این خواهد بود كه دارو انسان را معتاد و دیوانه می كند. این یك اظهار نظر كاملاً غیرمسئولانه و تباه كننده سرنوشت انسان است . امیدوارم با به كارگیریده دستورالعمل فوق ، وحشت و اضطرابنابجای این عزیزان برطرف شود و در امتحان كنكور و همه مراحل زندگی موفق گردند .

UserName