• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3676
  • يکشنبه 1385/5/22
  • تاريخ :

احمد مرسل، آن چراغ جهان

احمد مرسل آن چراع جهان

رحمت عالم آشكار و نهان

آمد از رب سوی زمین عرب

چشمه زندگانی اندر لب

هم عرب هم عجم مسخّر او

لقمه خواهان رحمت در او

در جهانی فكنده آوازه

با خود آورده سنّتی تازه

دین بدو یافت زینت و رونق

زانكه زو یافت خلق راه به حق

سخن او برد تو را به بهشت

ادب او رهاندت ز كنشت

دل پر درد را كه نیرو نیست

هیچ تیماردار چون او نیست

بر تو از نفس تو رحیم‌تر است

در شفاعت از آن كریم‌تر است

از كرم، نزهوا و نزهوسی

مهربانتر ز تست بر تو بسی

گر تو خواهی كه گردی او را یار

از حرام و سفاح1دست بدار

در حریم وی ای سلامت جوی

شرم‌دار از حرام و دست بشوی

ای فرو  مانده زاروار و خجل

در حجیم تن و جهنم دل

گر تو را دیده هست و بینایی

چون ز دوزخ سبك برون نایی؟

پاك شو، پاك، رستی از دوزخ

كو رهاند ترا از آن برزخ

خاك او باش و پادشاهی كن

آن او باش و هر چه خواهی كن

تا به حشر ای دل ار ثنا گفتی

همه گفتی چو مصطفی گفتی

شمع بود آن همای فرخنده

از درون سوز و از برون خنده

گنج همسایه بد دل پاكش

رنج سایه نبود بر خاكش


پی‌نوشت:

1- سفاح : زنا كردن

* برگزیده حدیقه سنائی، به كوشش ناصر عاملی، كتابخانه طهوری 1356هـ. ش. تهران ص40.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار

آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار

آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار
کیست عیدش را فدای حضرت زهرا کند؟

کیست عیدش را فدای حضرت زهرا کند؟

کیست عیدش را فدای حضرت زهرا کند؟
آرزوی گمشده

آرزوی گمشده

آرزوی گمشده
تو فقط غصه نخور

تو فقط غصه نخور

تو فقط غصه نخور
UserName