• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1717
  • دوشنبه 1385/3/1
  • تاريخ :

حقیقت ادراك و مراحل آن در فلسفه ملاّ صدرا(2)


آنچه تاكنون گفته شد، تاریخچه كوتاه برخی مسائل مهم معرفت‏شناسی در فلسفه ماقبل دوره ملاّ صدرا است كه از نقش مهمی در مباحث معرفت‏شناختی «فلسفه ملاّ صدرا» برخوردارند. اكنون به تبیین برخی مسائل مهم «معرفت و ادراك» در فلسفه ملاّ صدرا می‏پردازیم:


بخش نخست: نوآوری‏های مهم ملاّ صدرا در فلسفه معرفت و ادراك

از مهمترین ابتكارات فلسفی ملاّ صدرا نظریه «اصالت وجود» است. این نظریه بنیاد فلسفه ملاّ صدرا را تشكیل می‏دهد، و در بیشتر مباحث فلسفی نقش تعیین ‏كننده‏ای دارد. در دوره پیش از ملاّ صدرا نظریه «وجود ذهنی» با ابهامات و اشكالات فراوانی رو به‏ رو بود كه با ابتكار نظریه «اصالت وجود» بسیاری از آن ابهامات و اشكالات مرتفع شد. یكی از مهمترین اشكالات وجود ذهنی، كه با «اصالت وجود» مرتفع گردید، مشكل انتقال آثار و خصوصیات وجود خارجی معلوم به وجود ذهنی آن بود. بر مبنای نظریه «وجود ذهنی» حقیقت شی‏ء معلوم در ذهن وجود پیدا می‏كند و بدون آن «علم» به اشیاء ممكن نیست. در اینجا مسئله‏ای مطرح می‏شود كه با پیدایی حقیقت معلوم در ذهن، خصوصیات و آثار آن نیز باید بر آن مترتب شوند؛ مثلاً با تصور آتش باید حرارت و سوزندگی در ذهن پدید آید، و با تصوّر برف و سرما، سردی و انجماد در ذهن موجود شود، و با تصور حرارت و سرما ذهن باید در آن واحد سرد و گرم شود؛ امّا ما بالبداهه می‏دانیم كه با تصور این اشیاء خصوصیات و آثار آنها در ذهن به وجود نمی‏آید و اجتماع ضدّین در آن واحد عقلاً محال است. ملاّ صدرا بر مبنای نظریه اصالة الوجود چنین پاسخ می‏دهد:

از مهمترین ابتكارات فلسفی ملاّ صدرا نظریه «اصالت وجود» است. این نظریه بنیاد فلسفه ملاّ صدرا را تشكیل می‏دهد، و در بیشتر مباحث فلسفی نقش تعیین ‏كننده‏ای دارد.

مبنی الایراد علی عدم التفرقة بین الوجود المتأصل الّذی به الهویّه العینیّة و غیر المتأصّل الذی به الصورة العقلیّة، فانّ المتّصف بالحرارة ما یقوم به الحرارة العینیّة لاصورتها الذهنیّة.(6)

مبنای این اشكال عبارت است از عدم تفكیك میان وجود اصیل، كه ملاك هویت خارجی اشیاء است و وجود غیر اصیل ـ یعنی ماهیت ـ كه ملاك صورت عقلی آنها است؛ زیرا آنچه به گرمی متصف است وجود خارجی حرارت است نه صورت ذهنی آن.

ابتكار فلسفی دیگر ملاّ صدرا نظریه حركت جوهری است. طبق این نظریه، طبیعت جوهر جسمانی از حركت تفكیك نمی‏پذیرد و همه تحولات عالم اجسام ریشه در حركت جوهری دارد. بر مبنای حركت جوهری، نفس آدمی در ابتدای وجود جسم محض است، ولی در نتیجه حركت جوهری تكامل پیدا می‏كند و به مرحله تجرّد می‏رسد. مرحله تجرّد آغاز پیدایی نفس آدمی است كه آغاز پیدایی علم و معرفت نیز هست. بر همین اساس ماهیت نفس همان علم و ادراك است، و علم و ادراك با تجرّد ملازمت دارد و از یكدیگر قابل تفكیك نیستند. جسم مادّی نمی‏تواند از علم و ادراك بهره‏مند شود. علم و ادراك و معرفت مقوله‏ای است كه تنها به وسیله نفس مجرّد قابل تحصیل است. ملاّ صدرا در این‏ باره می‏گوید:

ابتكار فلسفی دیگر ملاّ صدرا نظریه حركت جوهری است. طبق این نظریه، طبیعت جوهر جسمانی از حركت تفكیك نمی‏پذیرد و همه تحولات عالم اجسام ریشه در حركت جوهری دارد. بر مبنای حركت جوهری، نفس آدمی در ابتدای وجود جسم محض است، ولی در نتیجه حركت جوهری تكامل پیدا می‏كند و به مرحله تجرّد می‏رسد.

فالحق إنّ النفس الانسانیّة جسمانیّة الحدوث و التصرف، روحانیّة البقاء و التعقل.(7)

پس حق این است كه نفس انسانی در پیدایی و نیز در افعال و تصرفاتی كه انجام می‏دهد جسمانی است، و در بقا و نیز در تعقل و اندیشیدن روحانی است.

و نیز با اشاره به نظریه حركت جوهری می‏گوید:

والجمهور لعدم تفطّنهم بهذا الاصل الذی بیّنّاه فی هذا الموضوع و قبل هذا بوجوه قطعیّة أخری تراهم تحیّروا فی احوال النفس و حدوثها و بقائها و تجردها و تعلّقها.(8)

چون جمهور فلاسفه به این اصل ـ یعنی حركت جوهری ـ كه ما آن را در اینجا و پیشتر با دلائل قطعی بیان كردیم، راه نیافته‏اند، در احوال نفس و حدوث و بقاء آن، یا تجرد و تعلق آن دچار حیرت و سردرگمی شده‏اند.

از قاعده «جسمانی بودن نفس در حدوث و تصرف، و روحانی بودن آن در بقاء و تعقل» بساطت نفس نتیجه گرفته می‏شود؛ زیرا لازمه تجرّد بساطت است. از همین رهگذر ملاّ صدرا درباره نفس انسان و نحوه پیدایی معلومات نخستین و نیز تكثر معلومات انسان به نتایج زیر می‏رسد:

حق این است كه نفس انسانی در پیدایی و نیز در افعال و تصرفاتی كه انجام می‏دهد جسمانی است، و در بقا و نیز در تعقل و اندیشیدن روحانی است.

ـ پیدایی نفس آدمی پس از پیدایی جسم او است. نفس در نتیجه حركت جوهری جسم پدید می‏آید؛

ـ نفس آدمی در آغاز تولد از هرگونه معرفتی تهی است و دارای هیچ‏گونه معرفت بالفطره نیست؛

ـ نفس آدمی به دلیل تجرّد بسیط است، و از وحدت حقیقی برخوردار است؛

ـ پیدایی معلومات در ذهن آدمی از محسوسات آغاز می‏شود، و پس از آن كه ذهن به شماری از معلومات حسّی دست یافت، به فعالیت پرداخته، معلومات بدیهی را تولید می‏كند. پس از دست‏یابی ذهن انسان به معلومات بدیهی، سیر تفكر آغاز می‏شود، و با به كارگیری بدیهیات تصوری و تصدیقی به اندیشه‏های جدید تصوری و تصدیقی دست می‏یابد و بدین سان، سلسله معلومات بشری شكل یافته، ساختمان گسترده معلومات انسان برپا می‏گردد.

در اینجا ملاّ صدرا با گشودن فصلی تحت عنوان «در اینكه نفس با اینكه بسیط است چگونه بر معلومات كثیر دست می‏یابد»(9) سؤالی مطرح می‏كند و با پاسخ به آن به نحوه پیدایش معرفت و نیز افزایش و گسترش آن در ذهن آدمی می‏پردازد. استاد علامه شهید مطهری با خلاصه كردن این فصل، بیانات بسیار مهم ملاّ صدرا را با شیوه‏ای دقیق و رسا بیان كرده است:

كثرت معلومات به طور كلی یا به واسطه كثرت علل ایجاد كننده است، و یا به واسطه كثرت محل‏های قبول ‏كننده، و یا به واسطه كثرت آلات و یا به واسطه ترتب طولی و علت و معلولی كه بین خود معلولات است، در مورد نفس و معلومات وی ممكن نیست كه این تكثر از ذات نفس سرچشمه بگیرد؛ زیرا نفس بسیط است، و از بسیط ممكن نیست متكثرات صادر شود و بر فرض تركب، جهات تركیبی نفس وافی نیست به این همه تعقلات كثیره. و همچنین ممكن نیست كه این تكثر مستند به جهات متكثره قابل باشد؛ زیرا در مورد معلومات، قابل نیز خودِ نفس است، و همچنین ممكن نیست تكثر معلومات را از راه ترتب طولی معلومات توجیه كرد؛ زیرا می‏دانیم بسیاری از معلومات است كه رابطه طولی یعنی علیت و معلولیت بین آن‏ها نیست. مثلاً نه می‏توان گفت كه تصور سفیدی تولید كننده تصور سیاهی است، و نه می‏توان گفت تصور سیاهی تولید كننده تصور سفیدی است. پس، از هیچ‏ یك از این سه راه نمی‏توان تكثر معلومات را توجیه كرد، تنها راه صحیح توجیه تكثر معلومات، كثرت آلات حسیه است.

كثرت آلات حسیه از یك طرف، و تعداد احساس‏های جزئی از طرف دیگر كه در طول زمان به واسطه حالات و شرایط و حركات و كوشش‏های مختلف كه انسان برای اغراض و غایات مختلف می‏كند پیدا می‏شود، موجب می‏شود كه صور محسوسه زیادی در ذهن جمع شود. این اجتماع و تراكم ادراكات حسّی، نفس را مستعد می‏كند برای پیدایش بدیهیات تصوری و بدیهیات تصدیقی. پس از پیدایش بدیهیات، تكثر معلومات به طور دیگری آغاز می‏شود به این نحو كه ذهن آن‏ها را با شكل‏ها و صورت‏های مختلف تركیب می‏كند، و حدود و قیاسات می‏سازد، و به انواع نتایج نایل می‏شود، و از این راه علوم نظری را كسب می‏كند.(10) قاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» از دیگر ابتكارات فلسفی ملاّ صدرا است كه به قاعده فلسفی بسیار مهم دیگری انجامید؛ قاعده‏ای كه پایه و اساس بینشی جدید در فلسفه معرفت به شمار می‏رود. این قاعده عبارت است از «نشئت گرفتن علم حصولی از علم حضوری» كه می‏توان آن را انقلابی در جهان فلسفه معرفت قلمداد كرد.


پی‌نوشت‌ها:

6ـ ملاصدرا، اسفار، ج 1، ص 210 و نیز در همین باره: ج 3، ص 280 به بعد.

7ـ همان، ج 8، ص 347.

8ـ همان، ص 346.

9ـ همان، ج ?، ص 381.

10ـ سید محمدحسین طباطبائی، اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 2، ص 21 و 22.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName