• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3252
  • دوشنبه 1385/2/18
  • تاريخ :

كراماتى از سلاله پاك نبی صلی الله علیه و آله

 

كرامات حضرت معصومه علیها السلام 

1. حریم حضرت معصومه علیهاالسلام 

2. عنایت‏ حضرت به زوار مرقدش 

3. امام زمان علیه السلام در كنار حرم 

4. شفاى بیمارى 

5. اداى دین و گشایش در زندگى 

حضرت معصومه علیها السلام بیست و پنج ‏سال بعد از تولد امام رضا علیه السلام در اول ذى قعده سال 173 ه . ق . دیده به جهان گشود و در دهم، یازدهم، یا دوازدهم ربیع الثانى 201 ه . ق . وفات یافت.

پدرش امام موسى بن جعفر علیهما السلام و مادرش بانویى پاكیزه به نام نجمه بود كه با نام‌هاى تكتم، خیزران، اروى، ام البنین، طاهره، سمانه، شقراء، سكن و صقر نیز از وى یاد شده است. (1)

در مقام و منزلت و جایگاه این بانوى بزرگوار نزد اهل بیت علیهم السلام همین بس كه امام صادق علیه السلام فرمودند: «الا ان للجنة ثمانیة ابواب ثلاث منها الى قم فیها امراة هى من ولدى اسمها فاطمة بنت موسى، تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة باجمعهم; (2) آگاه باشید بهشت هشت در دارد كه سه در آن به سوى قم است . بانویى از فرزندان من در آنجا وفات مى‏كند كه نامش فاطمه دختر موسى است . همه شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى‏شوند.»

همچنین امام رضا علیه السلام درباره آن حضرت فرمودند: «من زارها عارفا بحقها فله الجنة؛ (3) هر كس او را - در حالى كه حقش را مى‏شناسد - زیارت كند، بهشت ‏از آن اوست.»

در این مقاله، به مناسبتوفات حضرت معصومه علیهاالسلام به بیان كراماتى از آن بانوى بزرگوارمی‌پردازیم.


 

كرامات حضرت معصومه علیها السلام 

كرامات حضرت معصومه علیهاالسلام زبانزد خاص و عام است. در طول تاریخ وجود مقدس این بانوى كرامت در قم، بیماری‌هاى زیادى با عنایت او برطرف شده، مشكلات علمى عالمان حل گردیده و گره از كار گرفتاران باز شده است. در این نوشته مختصر بر آنیم تا چند خاطره از كرامات آن بزرگوار را به مناسبت وفات حضرتش باز گوییم .


 

1. حریم حضرت معصومه علیهاالسلام 

حضرت آیت الله اراكى نقل مى‏كردند: «آقاى شیخ حسنعلى تهرانى رحمة الله (جد مادرى آقاى مروارید) كه از علماى بزرگ و شاگردان فاضل میرزاى شیرازى محسوب مى‏شدند و حدود 50 سال در نجف به تحصیل علوم اشتغال داشتند، برادرى داشت ‏به نام حاج حسینعلى شال فروش كه از تجار بازار بود و در تمام مدتى كه حاج شیخ مشغول تحصیل بودند، ایشان ماهى 50 تومان به او شهریه مى‏داد تا این كه برادر تاجر فوت مى‏كند و جنازه او را به قم حمل مى‏كنند و در آنجا دفن مى‏نمایند.

حاج شیخ حسنعلى (كه در اواخر عمر در مشهد ساكن بودند)به وسیلهتلگراف، از فوت برادر مطلع مى‏شود، به حرم مشرف شده و به حضرت رضا علیه السلام عرض مى‏كنند: «من خدمت ‏برادرم را یك بار هم نتوانستم جبران نمایم جز همین كه بیایم اینجا و از شما خواهش كنم كه به خواهرتان حضرت معصومه علیهاالسلام سفارش ایشان را بفرمائید كه كمكى به برادرم بكند.»

همان شب یكى از تجار كه از قضیه اطلاع نداشت، خواب مى‏بیند كه به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام مشرف شده است. در خواب به او مى‏گویند: «حضرت رضا علیه السلام به قم تشریف آوردند، یكى براى زیارت خواهرشان و یكى براى سفارش برادر حاج شیخ حسنعلى به حضرت معصومه علیهاالسلام.»

او معناى خواب را نمى‏فهمد و آن را با حاج شیخ حسنعلى در میان مى‏گذارد و ایشان مى‏فرماید: «همان شب كه شما خواب دیدى، من (درباره برادرم) به حضرت رضا متوسل شدم و این خواب شما درست است.» مرحوم آقا سید محمد تقى خوانسارى پس از شنیدن این خواب فرمود: «از این خواب استفاده مى‏شود كه قم در حریم حضرت معصومه علیهاالسلام است. باید حضرت امام رضا علیه السلام به قم تشریف فرما شوند و سفارش برادر حاج شیخ حسنعلى را به حضرت بفرمایند والاّ خود حضرت امام رضا علیه السلام مستقیما در كار مداخله نمى‏كنند؛ چون این در محدوده حضرت معصومه علیهاالسلام است و مداخله در این محیط نمى‏شود. (4) »


 

2. عنایت‏ حضرت به زوار مرقدش 

آقاى شیخ عبدالله موسیانى از حضرت آیت الله العظمى مرعشى نجفى نقل كردند: «شب زمستانى بود كه من دچار بى‏خوابى شدم؛ خواستمبهحرم بروم؛ دیدم بى‏موقع است؛ آمدم خوابیدم و دست ‏خود را زیر سرم گذاشتم كه اگر خوابم برد، خواب نمانم؛ در عالم خواب دیدم خانمى وارد اطاق شد.چهره او را به خوبى دیدم ولى آن را توصیف نمى‏كنم . او به من فرمود: «سید شهاب! بلند شو و به حرم برو، عده‏اى از زوار من پشت در حرم از سرما هلاك مى‏شوند، آنها را نجات بده.»

ایشان مى‏فرماید: «من به طرف حرم راه افتادم؛ دیدم پشت در شمالى حرم (طرف میدان آستانه) عده‏اى زوار اهل پاكستان یا هندوستان (با آن لباس‌هاى مخصوص خودشان) در اثر سردى هوا پشت در حرم دارند به خود مى‏لرزند؛ در را زدم، حاج آقا حبیب - كه جزو خدام حرم بود - با اصرار من در را باز كرد؛ من از مقابل (جلو) و آنها هم پشت‏ سر من وارد حرم شدند و در كنار ضریح آن حضرت به زیارت و عرض ادب پرداختند؛ من هم آب خواستم و براى نماز شب و تهجد وضو ساختم . (5) »


 

3. امام زمان علیه السلام در كنار حرم 

در كتاب انوار المشعشعین آمده است: «شخصى به نام سید عبدالرحیم كه مورد وثوق بود، گفت: در عالم خواب دیدم در قبرستان بزرگ قم جمعیت ‏بسیارى هستند. در این هنگام شخص بزرگوارى را - كه سوار بر اسبى بود - دیدم . او را كه از بازارچه مى‏آمد، مشاهده نمودم . پشت‏ سر آن سوار، شخصى گفت: «این سوار، حضرت حجت علیه السلام مى‏باشد.» تا این خبر را شنیدم، سراسیمه به دنبال آن حضرت شتافتم؛ دیدم آن حضرت به صحن مطهر آمد و در آنجا پیاده شد. صحن خلوت بود؛ كسى را جز آن حضرت و شخصى كه همراه بود، در آنجا ندیدم، مشاهده كردم كه آنها عبور كردند تا به صحن عتیق رسیدند، افسار اسب را به دست من دادند تا آن را نگهدارم . با خود گفتم: «نگهداشتن اسب خوب است‏ یا همراه حضرت بودن؟ سرانجام همراهى حضرت را برگزیدم و افسار اسب را به دست همان شخص كه همراه امام بود، دادم و خودم به دنبال حضرت روانه شدم، دیدم حضرت وارد حرم شد و در بالاسر مرقد حضرت معصومه علیهاالسلام توقف كرد.

هیچ كس از خدام نبودند. پیش خودم فكر كردم آیا به حضور حضرت بروم یا نروم؟ در كنار رواق ایستادم؛ صداى آن حضرت را مى‏شنیدم، اما چیزى نمى‏فهمیدم. پس از مدتى آن حضرت از حرم بیرون آمد و من نیز از حرم بیرون آمدم و پشت ‏سر او به راه افتادم . ناگهان ناپدید شد و هر چه جستجو كردم، دستم به دامنش نرسید و از فیض حضور آن بزرگوار محروم گشتم. (6) »


 

4. شفاى بیمارى 

آیت الله اراكى ‏قدس سره مى‏فرمود: دستم باد مى‏كرد و قاچ مى‏خورد و لذا همیشه باید خاك تیمم همراهم مى‏بود تا تیمم كنم، چون نمى‏توانستم وضو بگیرم و معالجات هم تاثیر نمى‏كرد. تا این كه به حضرت معصومه علیهاالسلام متوسل شدم و ملهم شدم كه دستكش دست كنم و چنین كردم، خوب شد. (7) »


 

5. اداى دین و گشایش در زندگى 

حاج آقا تقى كمالى، از خدام آستانه مقدسه مى‏گوید: «در سال 1302 ه . ق . در آستانه مقدسه متحصن شده و پناهنده به آن بانوى معظم بودم و در یكى از حجرات صحن نو منزل داشتم، روزگارم به تلخى و سختى سپرى مى‏شد و كاملا تحت فشار بى‏پولى و ندارى قرار گرفته بودم؛ زندگانى را با قرض از كسبه اطراف حرم مى‏گذراندم، تا این كه یك روز بعد از اداى فریضه صبحبه حرم‏بى‏بى مشرف شدم و وضع خود را به عرض رساندم .

در این حال دیدم كیسه پولى روى دامنم افتاد، مدتى صبر كردم، به خیال این كه شاید این كیسه پول مال زوار محترم باشد تا به صاحبش رد نمایم؛ دیدم خبرى نشد، فهمیدم كه مرحمتى خانم است؛ به حجره خود برگشتم؛ وقتى كیسه را باز كردم، مبلغ چهار تومان در آن بود؛ ابتدا بدهی‌هایم را پرداختم و به مدت چهارده ماه خرج كردم و تمام نمى‏شد تا این كه روزى حضرت حجة الاسلام حرم پناهى تشریف آوردند و از وضع زندگى من جویا شدند، من موضوع را اظهار نمودم. در همان ایام به آن عطیه خاتمه داده شد. (8) »


پى‏نوشت‌ها:

1- بحار الانوار، ج‏ 48، ص‏290.

2- همان، ج‏60، ص‏228/ جامع احادیث الشیعة، ج‏12، ص‏617.

3- همان، ج 48، ص 317.

4- فروغى از كوثر، نشر زائر، ص‏56 و 57.

5- همان، ص 58 و 59.

6- انوار المشعشعین، ج‏1، ص‏212/ فاطمه دوم حضرت معصومه علیهاالسلام، ص‏152.

7- حضرت معصومه علیهاالسلام فاطمه دوم، ص‏167/ فروغى از كوثر، صص‏55 - 54 .

8- بشارة المؤمنین، آشیخ قوام اسلامى، ص‏52/ فروغى از كوثر، ص‏70 .حسن اردشیرى"

منبع:

مجله مبلغان، شماره 49.

لینك ها

- شفیعه روز جزا 

 - پناه بی پناهان 

 - زنان نام آور ، زنان سخنور 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName