• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 12360
  • پنج شنبه 1383/1/27
  • تاريخ :

داروهای بیهوشی را چه كسی كشف كرد؟

یكی از گازهایی كه جوزف پریستلی در سال 1772، یعنی دو سال قبل از كشف اكسیژن با دستگاه هوایی خود كشف و مطالعه كرد، اكسید نیترو بود. به زودی معلوم شد كه این گاز سمی نیست، اما وقتی استنشاق شود آثار عجیبی به بار می آورد و افراد مشغول كارهای غریبی مثل آواز خواندن، دعوا كردن، و خندیدن می شوند. همین خندیدن باعث شد كه عوای اكسید نیترو را گاز خنده آور بنامند.

در سال 1798، همفری دیوی ( كه در آن هنگام 20 ساله بود) مسئولیت انستیتو هوایی را، كه دكتر توماس بدوز برای تحقیق درباره مصارف پزشكی گازهای مختلف در بریستول انگلستان تأسیس كرده بود، بر عهده گرفت. در اوایل سال بعد دیوی كشف كرد كه استنشاق طولانی تر اكسید نیترو باعث بیهوشی موقت می شود. دیوی این گاز را روی خودش امتحان كرد و گزارش داد پس از آنكه حدود 16 لیتر گاز را در مدت هفت دقیقه استنشاق كرد كاملاً مسموم شد. شرح های جالبی كه دیوی از تجربیات خود ارائه داد موجب شد كه او و انستیتواش آن قدر مورد توجه قرار گیرند كه در سال 1801 دیوی به لندن فراخوانده شد تا در انستیتوی سلطنتی منصوب شود. وی به زودی در آنجا مقام استادی را احراز كرد. شهرت دیوی در درجه نخست ، به سبب كشف عناصر شیمیایی گوناگون و روشن كردن ماهیت عنصریشان بود. اما یكی از كارهای دیگر اوكشف مایكل فارادی ، نابغه فیزیك الكتریسیته بود، كه دیوی او را دستیار خود قرار داد. بعدها فارادی به عنوان جانشین دیوی به استادی انستیتو سلطنتی نایل آمد. دیوی نیز در 34 سالگی مفتخر به دریافت لقب سر شد.

گر چه دیوی خاطر نشان كرد كه شاید بتوان از اكسید نیترو در اعمال جراحی استفاده كرد، اما كسی پیشنهاد او را پیگیری نكرد، و در سال های نخست سده نوزدهم تنها مصرف اكسید نیترو در سرگرمی ها بود. درسال 1844، در هاتفورد كانتیكت ، نمایشی عمومی برا ی تفریح مردم اجرا می كردند كه تصادفاً حادثه ای منجر به كشف داروهای بیهوشی برای جراحی ها شد.

صاحب نمایش كه مردی به نام كولتون بود، از مردم خواست داوطلب شوند تا گاز را استنشاق كنند . عده ای پذیرفتند، و در میان آنان مرد جوانی بود به نام ساموئل كولی، كه همراه دوستش هوراس ولز كه دندانپزشك بود، در جمع تماشاگران حضور داشت. پس از آنكه كولی گاز را استنشاق كرد، رفتاری خصمانه پیدا كرد- با دیگران درگیر شد، تعادلش را از دست داد و به زمین خورد. همین ضربه باعث شد كمی به خود آید و به آرامی در جای خود كنار ولز بنشیند. مدتی نگذشت كه كسی مقدار زیادی خون در زیر صندلی كولی دید؛ معلوم شد كه پای كولی به شدت زخم برداشته است. كولی متوجه علت زخم نشده بود، و تا زمانی كه اثر گاز از بین نرفت، هیچ دردی احساس نكرد. ولز كه یك دندانپزشك بود به اهمیت این حادثه پی برد. آن روزها كشیدن دندان بسیار دردناك بود. ولز با خود استدلال كرد كه اگر گاز مزبور ، شخص را آن قدر نسبت به اطراف خود بی اعتنا كند كه زخم عمیقی را كه كولی متحمل شده بود متوجه نشود، شاید كشیدن دندان را بدون هیچ گونه دردی ممكن سازد.

ولز برای امتحان این فرصیه لحظه ای درنگ نكرد. یكی از دوستان دندان پزشكش را خبر كرد و از او خواست پس از آنكه اكسید نیترو را استنشاق كرد، دندان آسیای خودش را كه پوشیده بود بكشد. این آزمایش در حضور چند نفر شاهد انجام شد، و آنان بعداً تصدیق كردند كه انجام این عمل را در مدتی كه ولز بیهوش بوده دیده اند، و این كه وقتی ولز به هوش آمد گفته بود هیچ گونه دردی احساس نمی كند.

آنگاه ولز نمایشی را در آمفی تئاتر بیمارستان عمومی ماساچوست در بوستون ترتیب داد. بیماری پیدا كردند كه حاضر شد گاز را استنشاق كند و در مدتی كه بیهوش بود دندانش را بكشند. ولز كه ظاهراً دستپاچه و هیجان زده بود، دستور داد قبل از آنكه داروی بیهوشی به طور كامل اثر كند دندان را بكشند، و بیمار از فرط درد فریاد كشید. ولز در میان هو كردن های مردم ، آمفی تئاثر را در كمال بدنامی ترك كرد، و به زودی مجبور شد حرفه اش را كنار بگذارد.

در سال 1846، دو سال بعد از شكست مفتضحانه نمایش ولز، یكی از دانشجویانش به نام ویلیام ت. گ. مورتون كه بعداً همكار او شد، تصمیم گرفت اكسید نیترو را بر روی بیمارانش امتحان كند. او می دانست كه ولز حتی پس از آن نمایش بد عاقبت هم عملاً اكسید نیترو را با موفقیت برای بیمارانش استفاده می كند. به گفته خود مورتون، او از چارلزت. جكسون كه در آن هنگام همكارش بود، چگونگی تهیه اكسید نیترو را سؤال كرد. جكسون به او پیشنهاد كرد به جای آن اتر را، كه خود ادعا می كرد قبلاً برای بیهوشی استفاده كرده است امتحان كند. مورتون همین كار را كرد و موفق شد. در 30 سپتامبر سال 1846، او دندان بیماری را كه تحت تأثیر اتر بود بی آنكه متحمل دردی شود، كشید. چندی نگذشت كه اجازه گرفت در همان بیمارستانی كه ولز استفاده كرده بود نمایشی ترتیب دهد. این بار مورتون با استفاده از اتر به عنوان داروی بیهوشی توموری را از گردن بیماری خارج كرد. عده زیادی شاهد این نمایش تاریخی بودند، و در نتیجه ی شهرت زیادی كه متوجه آن شد، زمینه برای بروز درگیری بین ولز، مورتون و جكسون فراهم آمد ( نام شیمیایی صحیح مایع فَـّراری كه مورتون استفاده كرد دی اتیل اتر است. این ماده رایجترین نمونه گروهی از تركیبات مشابه است كه در مجموع به اترها موسوم اند؛ وقتی فردی غیر متخصص از اتر سخن بگوید معمولاً منظورش دی اتیل اتر است).

داستانی كه جكسون حالا تعریف می كرد خیلی متفاوت بود. او ادعا می كرد مورتون را به استفاده از اتر وادار كرده ، چون شخصاً آثار بیهوش كنندگی اش را مدتها قبل تجربه كرده بود. جكسون توضیح داد كه چطور در زمستان 1841-1842 وقتی در آزمایشی از كلر استفاده می كرد، دستگاهی كه حاوی آن بود شكست، و نزدیك بود بر اثر آزاد شدن كلر سمی بمیرد. او به طور متناوب اتر و آمونیاك استنشاق كرد، و آنها را بسیار آرامبخش یافت. صبح روز بعد اتر بیشتری استنشاق كرد و دریافت كه گلودردش را بسیار تسكین می دهد، و حتی موجب از بین رفتن درد و بیهوشی می شود. وی گفت وقتی درباره این پدیده ها تأمل كردم، این فكر به ذهنم خطور كرد كه سرانجام آن چیزی را كه مدتها به دنبال آن بودم كشف كرده ام : راهی برای بی حس ساختن موقت اعصاب، تا بتوان بی آنكه بیمار متحمل دردی شود، به اعمال جراحی دست زد .

جكسون كوشید كه نه تنها مورتون را از افتخار این كشف بی نصیب سازد، بلكه نقش ولز و حتی دیوی را نیز انكار كند. او به غلط می گفت كه دیوی ، اكسید نیترو را به منزله داروی بیهوشی نمی شناخت، و اینكه ولز نیز گمان نمی كرد اكسید نیترو درد را تخفیف دهد، بلكه خود او بود كه این مسئله را اثبات كرده بود. آتش نبرد بین جكسون، ولز و مورتون تا مدتها شعله ور بود، و حتی پس از خودكشی ولز در سال 1848 تا مدتها بین طرفدارانشان ادامه داشت. سرانجام این مجادله در كنگره ایالات متحده مطرح شد. در همین موقع بود كه سروكله چهارمین مدعی كشف داروی بیهوشی پیدا شد.

این مدعی چهارم دكتر كراوفور و .لانگ از جفرسون جورجیا بود. در اوایل دهه 1840 در جنوب ایالات متحده رسم شده بود كه مهمانی هایی نظیر نمایشی كه ولز در هارتفورد كانتیكت دیده بود برای نشئه شدن با اكسید نیترو برپا شود. بعضی از دوستان لانگ از او اكسید نیترو می خواستند. او كه چیزی از آن نداشت، به آنان گفت كه اتر دارد، و به تجربه شخصی خود می دانست كه آثار نشاط آور و مشابهی دارد. آنان اتر را گرفتند، و پس از لذت بردن از آثاری كه برخودشان داشت، تصمیم گرفتند برای سرگرمی هم كه شده، آن را بر روی برده سیاهی كه نوشیدنی تعارف می كرد امتحان كنند. بَرده با این كار موافق نبود، ولی در حین كشمكشی كه در گرفت او نفس عمیقی كشید و همین باعث شد آن قدر اتر استنشاق كند كه كاملاً بیهوش بر زمین افتد. خوش گذرانها كه می ترسیدند برده مرده باشد، بی درنگ دكتر لانگ را خبر كردند. در معاینه معلوم شد كه نبضش طبیعی و تنفسش منظم است، اما بیدار نمی شود. وقتی چندی بعد به هوش آمد حالش طبیعی بود، ولی به یاد نمی آورد كه چه اتفاقی افتاده است.

لانگ نیز مانند ولز دریافت كه شاید در بیمارانی كه تحت تأثیر داروی بیهوشی بودند، (كه در این مورد اتر بود نه اكسید نیترو) بتوان اعمال جراحی انجام داد. وقتی در 30 مارس سال 1842، دكتر لانگ ، دو تومور را پس از دادن اتر بدون هیچ گونه دردی از گردن بیماری بیرون آورد، فرصتی به دست آمد تا این نظریه را امتحان كند. این واقعه چهار سال قبل از آنی بود كه مورتون در بوستون بیماری را كه با اتر بیهوش شده بود جراحی كند. از آن پس لانگ به طور معمول از اتر برای بیهوش كردن بیمارانش استفاده كرد، و چون مرد متواضعی بود، كشفش را علنی نكرد.

وقتی بین جكسون ، مورتون و ولز درگیری پیش آمد، دوستان لانگ ادعای اولویت او را در كنگره مطرح كردند، اما كنگره از اتخاذ تصمیم رسمی خودداری كرد. ولز(پس از مرگش) در سال 1864 از طرف انجمن دندانپزشكی امریكا و در سال 1870 از طرف انجمن پزشكی امریكا به عنوان كاشف داروی بیهوشی در ایالات متحده شناخته شد.

مورتون و لانگ به استفاده ازاتر در جراحی هایشان ادامه دادند. حوادثی كه در حین بیهوشی با اتر روی داد به حدی شد كه اعضای بسیار محافظه كار جامعه پزشكی و دندانپزشكی با مصرف آن به مخالفت برخاستند، و مورتون آن قدر مورد اذیت و آزار قرار گرفت كه از حرفه اش كناره گرفت. در سال 1868 او را در پارك مركزی نیویورك بیهوش یافتند، كه كمی بعد بر اثر جراحاتی كه گمان می رفت نتیجه حمله مهاجمی ناشناخته باشند، درگذشت. جكسون نیز جز به هنگام دریافت نشان عقاب سرخ پروس، مورد تقدیر قرار نگرفت؛ وی در سال 1880 در یك بیمارستان روانی فوت كرد. كراوفورد لانگ نیز به علل طبیعی در گذشت. ایالت جورجیا در تالار مشاهیر واشنگتن دی . سی . مجسمه او را با این نوشته نصب كرد: اهدایی جورجیا ، كراوفورد و.لانگ ، ابداع كننده استفاده از اتر سولفوریك به عنوان داروی بیهوشی در جراحی، به تاریخ 30 مارس 1842، در جفرسون ، از بخش جكسون جورجیا، ایالات متحده امریكا . ( در واقع این اتر به زبان فنی دی اتیل اتر بود).

به ندرت اتفاق افتاده است كه كشفی بخت یارانه تر از كشف بیهوشی با اكسید نیترو و اتر باشد، كمتر كشفی به اندازه اینها برای بشر پر اهمیت بوده، و شاید هیچ كشفی نبوده است كه انتساب افتخار و اعتبار آن به شخصی معین به این اندازه دشوار باشد.

یك نكته :

ضرب المثلی است كه می گوید: تابوده ، چنین بوده و ضرب المثل دیگری نیز هست كه : از ماست كه برماست . هر دو این جمله ها را می توان در مورد كشف و استفاده از اكسید نیترو صادق دانست. جوانان از نخستین روزهای سده نوزدهم اكسید نیترو را به منزله گاز خنده آور مصرف می كردند، و امروزه نیز جوانان یاد گرفته اند كه چگونه از آن برای نشئه شدن استفاده كنند. در خامه هایی كه در ظروف حلبی بسته بندی می شوند، از اكسید نیترو به عنوان گاز پیشران استفاده می شود تا خامه را به بیرون براند، بنابر این به راحتی می توان آن را در خواروبار فروشی ها و فروشگاههای عرضه كننده لوازم رستوران ها تهیه كرد. در گزارش های پلیس آمده است كه به دلیل دسترسی گسترده به اكسید نیترو، عده زیادی از آن استفاده نادرست می كنند.


لینک ها

تفلون؛ از بمب اتمی تا درون ماهیتابه

رؤیایی كه سبب یك كشف شد

دانستنی هایی درباره ی قندی كه شیرین است اما چاق نمی كند.

چرا مولكولهای چپ دست و راست دست با یكدیگر متفاوت اند؟

كپكی كه سبب كشف پنی سیلین شد

یك سرخپوست بیمار چگونه موفق به كشف داروی بیماری مالاریا شد ؟

UserName