• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3889
  • سه شنبه 1385/7/18
  • تاريخ :

ترسیم زندگی در جنگ با شکستن کلیشه‌ها

  

احتمالاً شهرک سینمایی دفاع مقدس از اخبار تغییرات آب و هوایی که بواسطه تغییرفصل در همه جا محسوس است، بی‌اطلاع مانده. روزهای پایانی فصل تابستان گرمای هوا در این شهرک سینمایی نه تنها کاهش نیافته، بلکه یادآور ظهرهای داغ مرداد است. ورزش بادهای گرم نیز مزید بر علت شده در خلاصه اینکه هر جانداری در این منطقه به دنبال سایه‌بانی برای نجات از گرماست. من به همراه مدیر روابط عمومی پروژه سوار بر خودرویی هستیم که قرار است ما را تا محل فیلمبرداری برساند. از میان خاکریزها، تانک‌های از کار افتاده و جیپ‌های سوخته و واژگون شده در حال عبوریم.

با توجه به اینکه هیچ‌گاه در جبهه نبوده‌ام، اما می‌توانم حال و روز رزمندگان اعزامی به خط مقدم در آن سال‌ها را حس کنم. در قسمتی از شهرک دفاع مقدس که چند سوله بزرگ و مرتفع کنار هم واقع شده‌اند، سینه‌ موبیل اولین چیزی است که از فیلمبرداری در این محل خبر می‌‌دهد. در کنار سینه موبیل مسعود ده‌نمکی و حسن‌پویا مشغول گفت وگو هستند و آماده شدن بازیگران و همچنین بقیه عوامل را انتظار می‌کشند.

از فرصت به دست آمده استفاده می‌کنم و اولین گپ را با مسعود ده نمکی انجام می‌دهم.


ده نمکی در پی شکستن کلیشه‌ها

مسعود ده‌نمکی درباره نگارش فیلمنامه و چگونگی رساندن آن به عرصه ظهور می‌گوید: نگارش فیلمنامه مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت. وقتی که من سیناپس فیلمنامه را به عده‌ای از دوستان ارائه کردم تا نظرات آنها را جویا شوم، دریافتم که هر کدام از این دوستان از دیدگاه خودش اظهارنظر می‌کند، مثلاً یکی از دوستان با مضامین معارف دینی بیشتر آشنایی داشت و به بعد عرفانی فیلمنامه اهمیت بیشتری می‌‌داد، برخی دیگر از آنان ابعاد مختلفی از فیلمنامه اعم از طنز، جنگ و ادبیات شفاهی رزمندگان را مورد ارزیابی قرار می‌دادند.

جمع‌بندی نظرات ایشان و اعمال آنها منجر به فیلمنامه نهایی و فعلی شد. ده نمکی معتقد است که کستینگ اخراجی‌ها؛ فیلم را بیش از پیش به سمت طنز برده او می‌گوید: من در ابتدا بیشتر به بعد جدی کار فکر می‌کردم، اما حضور کاراکترهای فیلم شرایطی را ایجاد کرد که زبان طنز مقداری پر رنگ‌تر شود. در ادامه اجرای مطلوبات فیلمنامه، مسائلی هست که امیدواریم حل شود و با پرداخت صحیح به بعد نظامی و جنگی داستان بتوانیم طنز آن را تلطیف کند.

ده‌نمکی ادامه می‌دهد: من معتقدم که با زبان طنز می‌توان جدی‌ترین حرف‌ها را بیان کرد و کمترین واکنش منفی را از آن دید. بدون زبان طنز بیان جدی‌ترین حرف‌ها حتی اگر تلطیف شده باشند نیز واکنش شدیدی در پی خواهد داشت. فیلم نگاه متفاوتی به آدم‌های جنگ دارد و به نظر من شکستن کلیشه‌ها، مراعات یکسری حساسیت‌های کاذب را می‌طلبد. به هر حال زبان طنز شیرین است و فکر می‌کنم شروع خوبی برای شکستن کلیشه‌ها باشد ولی امیدوارم این ساختار شکنی در فیلم‌های بعدی جدی در نظر گرفته شود.

ده نمکی به بازیگرانش اعتماد کرده است. او بر این باور است که باید خلاقیت‌های یک بازیگر را شناخت و در پرداختن به نقش، شکوفایی خلاقیت‌ها را از بازیگر انتظار داشت، او می‌گوید: استفاده از بازیگرانی با این شرایط آن هم در بستری مناسب به نفع فیلم خواهد بود. برای من فیلم از اهمیت بالاتری برخوردار است و حاصل آن را ارجح می‌دانم. در تأمل با بازیگرانم به طرح قالبی از دیالوگ می‌پردازم و چگونگی لحن بیان را به عهده خودش می‌گذارم تا اتد بزند. در ادامه به وی اجازه می‌دهم تا نظرش را درباره جمله بگوید و اجازه تغییر شکل جمله را نیز دارد.

ده نمکی در شرح شرایط و ویژگی‌های اولین تجربه بلند سینمایی‌اش می‌گوید: کستینگ پربار فیلم از لحاظ فنی کار را مشکل‌تر و یکسری اقتضاعات را به کار تحمیل می‌کند که باید به نوعی این مقتضیات از قبیل تعدد بازیگر و... در فیلم دیده شود. زمان فیلم محدود است ما در 100 دقیقه باید کاراکتر را معرفی کنیم و با حضورش آن بخشی از داستان را جلو ببریم. البته از طرفی این شرایط یک حس رقابت را میان بازیگران به وجود آورده است و در اصطلاح سعی در «دوربین دزدی» دارند تا بهتر دیده شوند. البته باید به صراحت بگویم که فضای فیلم و تولید آن رفاقتی و جو صمیمانه‌ای بر کار حکم‌فرماست.

«اخراجی‌ها» به جای شخصیت محور، قصه محور است. این قصه است که فیلم را جلو می‌برد و هر نقشی در جای خودش نقش اول است و هنرپیشه‌ای موفق‌تر است که بتواند ابعاد مختلف کاراکترش را در حد همان چند سکانس که مربوط به او است به تصویر بکشد.

ده نمکی جنگ را در توپ و تانک خلاصه نمی‌کند و ژانر دفاع مقدس و فیلم‌های جنگی را منوط به لحاظ کردن این ویژگی‌ها نمی‌داند: جنگ زوایای مختلفی داشته است. جنگ تنها کروکی، نقشه عملیات و خاکریز نیست، بعد انسانی جنگ و روابط بین آدم‌ها و آدم‌هایی که در آن شرایط بوده و رشد کرده‌اند باید دست‌مایه داستان‌های بسیار زیادی باشد و متاسفانه معمولاً این‌چنین نبوده یا اگرهم بوده خیلی کلیشه‌ای مطرح شده است. من به عنوان کسی که فضای جنگ را در طول آن سال‌ها درک کرده و با توجه به شناختی که از آدم‌ها و از خودم دارم به این فضاسازی یکسویه معترض هستم. در واقع به همین خاطر است که نسل امروز ما با سینمای دفاع مقدس نمی‌تواند ارتباط برقرار کند. در این نگاه یکسو، دشمن خوار و زبون و تا حدودی ابله نشان داده شده است. بنابراین نسل امروز محق است که بپرسد جنگ با دشمنی اینچنینی چرا باید هشت سال به طول انجامد. همیشه شجاعت‌ها به نمایش درآمده و ترس به تصویر کشیده نشده است.

فیلم‌های موفق در زمینه جنگ نگاه تک بعدی نداشته‌اند ما حتی در بحث ایدئولوژیک و مسائل اعتقادی تا حدی اغراق‌آمیز عمل می‌کنیم بنابراین بعد عرفانی برای مخاطب باورپذیر نمی‌شود... . من در اخراجی‌ها زندگی جنگ را ترسیم کردم و موقعیت‌ها را فراهم کرده و کنار یکدیگر قرار دادم.زندگی در جنگ باید برای مخاطب ترسیم شود تا با آن ارتباط برقرار کند.

  


حرکت به سوی محل استقرار دوربین

با آماده شدن بازیگران، به همراه ده نمکی و حسن پویا مدیر فیلمبرداری پروژه به محل استقرار دوربین می‌رویم.دوربین بر روی سه پایه‌ای قرار دارد و داخل حیاطی نسبتاً بزرگی را نشان می‌دهد که چندین ماشین جنگی در آن پارک شده است. در این سکانس قرار است اخراجی‌ها در قالب نیروهای داوطلب سوار بر یک وانت تویوتا وارد قرارگاه پشتی‌بانی شوند تا یکسری لوازم جنگی را تحویل بگیرند. سیدجواد هاشمی رانندگی می‌کند و کامبیز دیرباز و عبدالرضا اکبری در کنار او نشسته‌اند. پشت وانت اکبر عبدی، امین حیایی، ارژنگ امیرفضلی و علی اوسیوند متعجب به اطراف نگاه می‌کنند. تویوتا مقابل یکی از سوله‌ها می‌ایستد و اخراجی‌ها برای بار زدن ماسک‌های ضد شیمیایی پیاده می‌شوند. در فیلمنامه این سکانس این‌گونه تشریح می‌شود:

34- روز- جاده- قرارگاه پشتی‌بانی ارتش و سپاه نیروهای داوطلب پشت تویوتا به سمت قرارگاه حرکت می‌کند. مجید، محمود، مرتضی در جلو نشسته‌اند، مجید سیگار را بر گوشه لب می‌گذارد، ولی با یادآوری قول خود، می‌خندد و سیگار را از گوشه لب بر می‌دارد و به بیرون پرت می‌کند.

مرتضی- محمودآقا پاتون چی شده؟!

محمود- مادر زادیه (هر دو می‌خندند)

مجید- دزدی، مزدی که نکردی...؟!

محمود- تویه تصادف قطع شده

مرتضی لبخند معنی‌دار و تلخی می‌زند و گاز ماشین را بیشتر فشار می‌‌دهد.

  


بایرام کاراکتری واقعی( اکبرعبدی)

اکبر عبدی این روزها پر کارتر از همیشه است و به قول کامبیز دیرباز «خدا حفظش کند». فضای صمیمانه‌ای که بر کار حاکم است، بر قراری ارتباط با اکبر عبدی را برایم آسان می‌کند. عبدی بازیگری است که هر خبرنگاری آرزوی گفت‌و گو با او را دارد و انتظار به دست آمدن فرصتی مناسب برای پیشنهاد گفت‌و گو، انتظار شیرینی است. اکبرعبدی جملاتش را این گونه آغاز می‌کند:

من در این فیلم کاراکتر بایرام را بازی می‌کنم که خواستگار خواهر مجید است و با توجه به رفاقتی که با مجید دارد تصمیم می‌گیرد تا همراه آنان عازم جبهه شود.

وی ادامه می‌دهد: فیلمنامه بسیار زیبا به نگارش درآمده و واقعی جلوه می‌کند. این کاراکتر جزو افرادی است که با مسعود ده نمکی همرزم بوده و ده نمکی نیز به واسطه آشنایی نزدیکی که با این کاراکتر داشته او را خواب دیده. به همین دلیل بایرام به طور کامل شخصیت پردازی شده است.

کار زیبایی ده نمکی به واسطه عینی بودنش رنگ و بویی از واقعیت دارد. عبدی در خصوص ویژگی‌های کاراکتر بایرام می‌گوید:

بایرام با سایر اخراجی‌ها همسایه و در واقع بچه محل است. او خاطرخواه خواهر مجید شده و برای رسیدن به هدفش مجبور می‌شود با سایر دوستانش همراه شود... قصه به دلیل اینکه واقعیت عینی داشته خوب نگارش شده و از شعار زدگی به دور است. سناریوی روانی دارد و معتقدم ده نمکی در این بخش از کار بسیار استادانه عمل کرده است و باید به او تبریک گفت. او ادامه می‌دهد: در پرداخت دیالوگ‌ها بسیار راحت هستیم و تامل خوبی با کارگردان داریم، من در کار لهجه آذری دارم و با توجه به لحنم از طرف کارگردان مجاز هستم تا حدی دیالوگ‌هایم را تغییر دهم. البته این تغییرات به شکلی نیست که فرمت و قالب کلی دیالوگ تغییر کند. کار کردن با ده نمکی خیلی راحت و شیرین است. این فیلم اولین تجربه فیلم جنگی اکبر عبدی به شمار می‌رود. وی چندی پیش نمایش از خاک تا افلاک را با مضمون دفاع مقدس روی سالن اصلی تئاثر شهر اجرا کرد. عبدی این روزها علاوه بر بازی در اخراجی‌ها نمایش «اکبرآقا اکتور تیاتر» را روی صحنه دارد که بعضاً اجرای هر شب آن با بازی در این فیلم به تداخل می‌خورد. آخرین حضور عبدی در سینما به فیلم قاعده بازی ساخته احمدرضا معتمدی می‌رسد که هنوز اکران نشده است.


مجید سوزوکی، شرور ولی عاشق(کامبیز دیرباز)

شاید اصلی‌ترین کاراکتر اخراجی‌ها به دیرباز سپرده شده و کلیت داستان حول محور شخصیت او در گردش است. ظاهر و چهره‌پردازی دیرباز تا حدودی زوایای شخصیتش را مشخص می‌کند، اما بهتر است تعریف کاراکتر مجید رااز زبان دیرباز جویا شویم:

در سناریوی اخراجی‌ها، ایفاگر نقش مجید سوزوکی هستم. او یکی از اراذل و او باش تهران است که بواسطه علاقه‌مندی‌اش به یکی از دخترهای محله، مجبور می‌شود شرط پدر دختر را برای پذیرفتن او به دامادی قبول کند و شرط پدر دختر چیزی نیست جزء حضور در جبهه‌های جنگ...

خط فکری مجید و دارودسته‌اش با رزمندگان جبهه‌ها کنتراست دارد و این تضاد خط اصلی قصه را رقم می‌زند. در واقع مجید شخصیت شروری است که عاشق شده...

دیرباز دلایل اصلی قبول نقش مجید را این‌گونه بیان می‌کند:

سناریوی خاص و بکر اخراجی‌ها در وهله اول مرا جذب کرد که فکر می‌کنم اتفاق تازه‌ای در سینمای ایران است. همچنین قرار گرفتن در کنار تعداد زیادی از بهترین بازیگران سینمای ایران می‌تواند فرصت مغتنمی برای کسب تجربه باشد. احساس کردم نقش مجید سوزوکی برای من بستری را فراهم می‌کند که بتوانم از زاویه‌ای جدید در ایفای یک نقش، فضای تازه‌ای را تجربه کنم به اضافه اینکه حضور مسعود ده نمکی در مقام نویسنده و کارگردان بواسطه شناخت کاملی که از این آدم‌ها دارد، در راهنمایی بازیگران کمک شایانی است. دیرباز ادامه می‌دهد: هر کدام از بازیگران این فیلم وزنه سنگینی به شمار می‌روند و این مسئله باعث می‌شود که بیان بازیگران هنگام ایفای نقش بسیار حرفه‌ای شکل بگیرد. من از حضور آنان استفاده و به تجاربم دردنیای بازیگری اضافه می‌کنم. دیرباز در باره تامل با کارگردان در چگونگی ایفای نقش‌ها می‌گوید: رابطه بسیار خوب و صمیمی‌ای با آقای ده نمکی داریم و در روزهای اول طی جلساتی که داشتیم، من را با کاراکتر و در واقع ما به ازای خارجی مجید آشنا کرد. عکس‌های او را به من نشان داد و در واقع کلیتی از آن به من ارائه داد. من نیز طی روتوشی که برای دیالوگ‌ها صورت می‌گرفت پیشنهاداتی داشتم که آقای ده‌نمکی از آنها استقبال کرد. بازی‌ها طی مشورت‌هایی که صورت می‌گیرد جلو می‌رود...

وی در پایان اظهار امیدواری می‌کند تا اولین اکران فیلم اخراجی‌ها در جشنواره فیلم فجر امسال اتفاق بیفتد. کامبیز دیر باز این روزها فیلم به نام پدر را روی پرده دارد و همزمان با اخراجی‌ها در سریال تلویزیونی «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی بازی دارد. هم‌چنین «سرگیجه» با بازی دیرباز به کارگردانی محمد زرین دست نیز در نوبت اکران است.

  


بیژن، سارق کمک‌های مردمی(امین حیایی)

امین حیایی همیشه پر کار است، اما این پرکاری او، خدشه‌ای به نحوه بازی‌اش وارد نساخته و ارائه نقش‌های متفاوت، آنهم در یک برهه زمانی خبر از به بلوغ رسیدن این بازیگر می‌‌دهد. تیپ‌سازی شاید وسوسه انگیزترین مسئله برای قبول یک نقش از جانب او به شمار رود. این نکته را می‌توان در نقش‌های اخیرش به وضوح دریافت.

امین حیایی می‌گوید: من نقش یک دزد را بازی می‌کنم (می‌خندد) موقعیت تازه‌ای را پشت سر می‌گذارم و همچنین زبان طنز تازه‌ای را در کار دیدم که تاکنون مشابه آنرا نداشته‌ایم. فیلمنامه هم از ساختار محکم و مطلوبی برخوردار است که آنرا دوست دارم.

حیاتی ادامه می‌دهد: یک‌دسته اراذل تهران به جبهه می‌روند. من هم به دنبال بدست آوردن کمک‌های نقدی و غیرنقدی مردمی راهی جبهه می‌شوم، اما شرایط و فضای خاص محیط جنگ تحولاتی را در شخصیت‌های ایجاد می‌کند، ... اخراجی‌ها داستان بسیار شیرینی دارد، همچنین گروه خوب و صمیمی در ساخت این فیلم همکاری‌ دارند. واقف بودن آقای ده‌نمکی به داستان و آشنایی‌اش با ابعاد مختلف این مقوله باعث شده تا او بداند که چه مسیری را باید دنبال کند تا به مطلوبات خود برسد؛ فکر می‌کنم تا ثبت آخرین سکانس‌های فیلم در شهرک دفاع مقدس هستیم، حیایی در خصوص چگونگی ایفای این نقش می‌گوید: بخش اعظمی از کار به بداهه‌پردازی مربوط می‌شود و چهارچوب‌هایی که توسط آقای ده‌نمکی برای ایفای نقش‌ها مشخص می‌شود بواسطه شناخت عینی‌اش از این کاراکترها صورت گرفته است. البته در ابتدا زاویه دید ایشان به کاراکتر بیژن متفاوت بود، اما طی تاملاتی که میان ما صورت گرفت به این نتیجه رسیدیم که بیژن، کاراکتر جدایی از گروه اخراجی‌هاست که با آنها قاطی می‌شود. در واقع از روز اعزام که برای دزدیدن کفش‌ها به مسجد رفته بود، وارد ماجرا می‌شود.(می‌خندد)

حیایی که همزمان در سریال کلاه پهلوی نیز بازی دارد معتقد است روزهای سخت، اما شیرینی را پشت سر می‌گذارد: در حال حاضر بازی‌ام در این فیلم با حضورم در سریال کلاه پهلوی همزمان شده ولی چون هر دو کار برایم شیرین و دوست داشتنی است، سختی کارها زیاد به چشم نمی‌آید، هر چند که در کلاه پهلوی شب کار هستم و روزها به شهرک دفاع مقدس می‌آیم تا اخراجی‌ها را دنبال کنم. هر دو کار را واقعاً دوست دارم و عاشقانه در آنها بازی می‌کنم.


مصطفی؛ کم حرف و منزوی(اوسیوند)

علی اوسیوند زودتر از سایر بازیگران سرصحنه آمده البته این به واسطه گریم نسبتاً ساده او است.

او سیوند در اخراجی‌ها شخصیت مصطفی را بازی می‌کند که شرایطی پیش می‌آید تا او نیز در کنار دوستانش به جنگ برود. اوسیوند می‌گوید: جنگ بستری می‌شود تا این کاراکتر در آن حضور باید و به تهذیه نفس برسد و از نظر درونی متحول شود. مصطفی گذشته‌ای مثل مجید با بازی کامبیز دیر باز را داشته است و این یکی از دلایل اصلی حضور او در کنار سایر دوستانش به شمار می‌رود.

اوسیوند مصطفی را کاراکتری کم حرف و منزوی تشریح می‌کند او می‌گوید: این ویژگی در ابتدا خیلی پر رنگ بود و کم حرفی مصطفی پررنگ جلوه می‌کرد، اما طی تاملی که با آقای ده نمکی داشتیم سعی کردیم زوایای تاریک این شخصیت تا حدودی روشن شود. وی در پایان می‌گوید: نقش مصطفی برایم به نوعی متفاوت از سایر نقش‌هایم به نظر می‌رسید. البته در بعضی موقعیت‌ها مثل موقعیت‌ شهری داستان اخراجی‌ها، شباهت‌هایی با برخی از کاراکترهای قبلی‌ام دارد، اما حضور در جنگ با چنین کاراکتری برایم تازگی داشت. اوسیوند پیش از این در مجموعه تلویزیونی «کتاب فروشی هدهد» ساخته مرضیه برومند بازی داشته است.


امیر، اصلاً معتاد نیست!(ارژنگ امیرفضلی)

ارژنگ امیر فضلی، مدتی را به کم کاری گذراند و در رجعت دوباره‌اش به این عرصه نقشی متفاوت را قبول کرده است.

او درباره دلایل قبول کاراکتر «امیر» می‌گوید: اخراجی‌ها فیلمنامه خوبی داشت و نقشی که به من پیشنهاد شد کاراکتر فردی معتاد بود، نقش جالب و متفاوتی که برایم جای کار داشت. چون در یک موقعیت تازه‌گیر می‌افتد و آن هم حضور در میدان جنگ است. امیر در یک محله با سایر دوستانش زندگی می‌کند. آنها قصد می‌کنند که به جبهه بروند و امیر نیز به خاطر رفاقت و تنهایی‌اش تصمیم می‌گیرد که با دوستان دلسوزش همراه شود. امیر به رفقایش بسیار علاقه‌مند است و مدام سعی در پنهان کردن اعتیادش دارد، اما این قضیه در او و رفتارش مشهود است. او بسیار با معرفت است و به جزء این دوستان کس دیگری را ندارد.

امیرفضلی برای ایفای این کاراکتر از درون آن را حس کرده است. او می‌گوید: پس از حس کردن این کاراکتر آن را باور کردم و در ضمیر خودم آن را پرورش دادم. این قضیه در ایفای سایر نقش‌هایم نیز اتفاق افتاده است. ایفای کاراکتر یک ورزشکار نیز چنین شرایطی را می‌طلبد. از کار راضی‌ام و آینده فیلم را موفق قلمداد می‌کنم. آخرین حضور ارژنگ امیر فضلی مقابل دوربین به سال گذشته و به فیلم «شام عروسی» می‌رسد و تمایل دارد که دوباره در عرصه بازیگری فعالیت‌اش پررنگ شود. البته اگر پیشنهادات نظرش را جلب کند...


شناسنامه اخراجیها

حبیب‌ا... کاسه‌ساز: تهیه کننده، -- مسعود ده‌نمکی: کارگردان و نویسنده گروه کارگردانی-- نورالدین گودرزی: دستیار اول کارگردان-- مسعود عجمی: دستیار دوم کارگردان-- بیژن حجازی: منشی صحنه -- محمدرضا شریفی‌نیا: انتخاب بازیگر.

گروه تولید: محمودمحمد طائمه: مدیر تولید، سید مهدی افتخاری، محمدحسین کاسه‌ساز، محمد اسکندری: دستیاران تولید، علیرضا احمدی کیا: مدیر تدارکات، اصغر جبارپور: دستیار تدارکات، ولی جامه بزرگ: دستیار تدارکات، یوسف آقایی، خدمات، قربان خدادوست: خدمات، احمد مرادی: خدمات، مریم غلامی دریا کناری: مسوول امورمالی

گروه برنامه‌ریزی: محسن اورنگ: مدیر برنامه‌ریزی، سعید جلیلی دستیار برنامه‌ریزی

گروه فیلمبرداری، حسن پویا: مدیر فیلمبرداری، جلال عالی فکر: دستیار اول، ابراهیم خلیل عزت‌خواه: دستیار، کاوه حاج رمضان: دستیار، محمدحیدری: گروه فنی فیلمبرداری، صفر صلاح‌لو: گروه فنی فیلمبرداری، حسن علیزاده: گروه فنی، علی‌اکبر قاسمی: سینه موبیل، میثم هاشم‌زاده: تصویربردار پشت صحنه

گروه صحنه و لباس، مجید میرفخرایی: مدیر هنری، محمدرضا شجاعی: طراح صحنه و لباس، میثم ماهانی: دستیار اول، مهدی افتخاری: دستیار لباس، مینا نادری: دستیارلباس، بهزاد جعفری: مدیر صحنه، محمد شهریاری: دستیار صحنه، پژمان ابراهیمی: دستیار صحنه، محمد حقیقت طلب: دستیار صحنه

گروه گریم: امیر اسکندری طراح، کوروش علیزاده: مجری، شهرام خلج: مجری، ایمان امیدواری: مجری، پیام ابوالحسنی: مجری، سالومه اسکندری: مجری

گروه صدا: مهران ملکوتی: صدابردار، امیر نوبخت: دستیار عکس، با بک برزویه: عکاس، سحاب زری باف: دستیار جلوه‌های ویژه جواد شریفی‌راد: مسوول جلوه‌های ویژه، جواد دوستدار: دستیارجلوه ویژه، زهرا ابوعلی: روابط عمومی

گروه حمل و نقل: ناصر دانایی، حسن سمیاری، حسن عباسی، رضا قاسمی، رضا خان، مجید چالش، امید اصغری، ناصر سهل‌‌آبادی، مهدی جماعت مقدم، محمود صفاری‌زاده، حسن طلوعی، علی‌اکبر قاسمی، محمدرضا محمدی، اسماعیل وکیلی

بازیگران: اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، امین حیایی، محمدرضا شریفی نیا، علی اوسیوند، منوچهر آذر، فخرالدین صدیق شریف، ارژنگ امیرفضلی، نگار فروزنده، مینا جعفرزاده، نیوشا ضیغمی، شهره لرستانی، سیدجواد هاشمی، قاسم زارع، محمود مقامی، عبدالرضا اکبری

و با حضور: مریلا زارعی، سپند امیرسلیمانی، غلامرضا علی‌اکبری، سیروس اسنقی، لیلا بلوکات، ابوالفضل همراه، نوا عارف، شهرام شکیبا، محسن نبوی، احمد ایراندوست، بهروز خوش فطرت، نوبر قنبریان، ایلیا مقرب، فریبا ترکاشوند، سیدرضا هاشم‌زاده، علیرضا توتونچیان، معین محمد رحیمی، محمد مقنی یزدی، نجات علی مرادی، روز به میر فخرایی، محمدحسن خانی

با حمایت: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، شهرک سینمایی انقلاب دفاع مقدس، وزارت جهاد سازندگی و سازمان هلال احمر جمهوری اسلامی ایران.

احسان سامان‌پور- بانی فیلم


لینک:

 اكبر عبدی هم جزو اخراجی ها شد 

 ده‌نمكی اخراجی‌ها را كلید می زند 

 رژه "اخراجی ها" جلوی دوربین "ده نمکی"‏ 

 اینها «اخراجی های » ده نمكی هستند 

 اوسیوند هم جزو اخراجی ها شد 

UserName