• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 593
  • شنبه 1385/7/8
  • تاريخ :

سخنرانی غلامحسین دینانی درباره مولانا و سهروردی

غلامحسین ابراهیمی دینانی، یكی از مشهورترین استادان فلسفه و عرفان اسلامی است كه از سال 1362 در دانشكده فلسفه دانشگاه تهران به تدریس مشغول است. او سخنرانی ها و مقالات زیادی درباره بزرگان اندیشه ایران و اسلام دارد و در اغلب آنها تلاش كرده است علاوه بر معرفی این شخصیت ها، پاسخ هایی نیز به سئوالات امروزی بدهد. نویسنده «شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی» در روز بزرگداشت سهروردی و مولانا، یكی از میهمانان و سخنرانان موسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران بود. این نوشتار، متن كامل سخنرانی او درباره جایگاه و اهمیت فرهنگی و هویتی سهروردی، مولانا و فردوسی است. به عقیده او، آثار سهروردی، چكیده معانی موجود در مثنوی مولانا و شاهنامه فردوسی است و این سه چهره، افتخار و بیمه زبان و فرهنگ فارسی و ایرانی هستند.


آگاهی، خرد و زمان

حق شب قدر است در شب ها نهان تا كند جان هر شبی را امتحان

اگر مولانا غیر از این بیت نگفته بود، برای حكمتش كافی بود. دانایی و خرد با همه زمان ها معاصر است زیرا كه دانایی و خرد، زمان را می گستراند. زمان برخلاف پندار متعارف، یك خط موهوم نیست. زمان، مجموعه ای از توجه ها، التفات ها، قصدها و انگیزه ها است. اگر آگاهی و خرد با همه زمان ها معاصر و زمان را می گستراند، در چرخه زمان فرسوده نمی شود. آگاهی و خرد آنقدر لطیف و چنان زیباست كه به قول دارانی: اگر زیبایی خرد را بر صفحه ای تصویر كنم، بیننده ای آن را نبیند مگر این كه از كثرت زیبایی در دم بمیرد و همه نورها جنب نورانیت آگاهی و خرد، تاریك گردد. مظهر این آگاهی و خرد در این كشور در دو كتاب متجلی است و این كتاب ها، دو حماسه جاودان بشری برای همیشه روزگاران است. یكی شاهنامه فردوسی پیش از اسلام و دیگری مثنوی مولوی بعد از اسلام.


حماسه عرفانی

نباید چنین پنداشت كه در حماسه، تنها سخن از جنگ است. آری سخن از جنگ هم هست اما شاهنامه درس فتوت، انسانیت و مهربانی می دهد اگرچه چكاچك شمشیر هم در خلال آن به چشم می خورد. در مثنوی هم اگرچه جنگ ظاهری وجود ندارد اما ابتدا تا انتهای آن جنگ است. جنگ فرشته و اهریمن. جنگ جنبه رحمانی با جنبه شیطانی انسان و جنگ عقل با اهریمنان. مولوی گاهی از اوزان و قافیه ها هم فراتر می رود و ساختارشكنی می كند. هرچند ساختارشكنی بحثی است كه بیشتر امروز مطرح می شود. مولانا، بزرگترین ساختارشكن زبان فارسی است. به این شعر توجه كنید:«در دو چشم من نشین ای آنكه از من من تری» درباره همین واژه «من تر» باید كتاب ها نوشت. او از یك من بالاتر سخن می گوید. حماسه شاهنامه، سند هویت ملی ما برای همیشه است. ما باید به ملیت خود افتخار كنیم. ما وارث فرهنگ و تمدنی هستیم كه چشم بشریت تا كنون مانند آن را ندیده است. هنگامی كه ایران مهد تمدن بود، اروپا در توحش به سر می برد. خلاصه این دو كتاب به زبان فلسفه، آثار سهروردی است. كتاب های سهروردی، به خصوص حكمت الاشراق، خلاصه و عصاره شاهنامه و مثنوی معنوی است.


بزرگداشت مولانا

چندی پیش خبر دادند سازمان یونسكو به مناسبت بزرگداشت مولانا در سه كشور فعال است. تركیه، افغانستان و مصر. از ایران هم صحبتی نیست. اگر تركیه بزرگداشت می گیرد، حرفی نیست زیرا مقبره مولوی در آن جاست. افغانستان هم حق دارد چون مولد او بلخ است. هر چند اشكالی ندارد. مولانا فردی جهانی است. مرد همه تاریخ بشری است. اما چرا اسمی از ایران نیست مولانا به زبان فارسی شعر گفته است. این، افتخار و بیمه زبان فارسی است البته اگر برخی از ترك ها نگویند كه اشعار مولانا اول تركی بوده و بعد به فارسی ترجمه شده خدا را شكر كه ما این قدر نمونه درخشان فارسی داریم كه مشكلی به وجود نمی آید. این مشكل در میان عرب ها هم وجود دارد. یك الف و لام ابتدای كلمه می گذارند و آن را مصادره می كنند. مولانا مرد غریبی است. بشریت نیازمند است تا قیامت فارسی یاد بگیرد كه بتواند مثنوی بخواند.


نیاز جهان به مولانا

هر بیت مولانا، مثنوی معنوی است. دنیایی كه روح آن پیشرفت و تكنولوژی است، به این اندیشه ها نیاز دارد.

یكی از اندیشمندان غربی سه جمله عمیق دارد كه گویای بسیاری از حقایق موجود در اندیشه انگلیسی زبانان است. او می گوید: «جامعه بشری با برادركشی آغاز شده، هیچ زبان مشتركی بین گرگ و گوسفند نیست و از وقتی كه خدا و بشر همدیگر را فراموش كردند، بشر دیگر انتظار عدالت ندارد.» در هر حال، اگر یك صدم سخنان عمیق، بشری و الهی مولانا ترجمه شده باشد، كافی است كه بشر تشنه حقیقت، علاقه نشان دهد. مثنوی معنوی، كتاب غریبی است.

سهروردی عبارت دیگری از مولانا و فردوسی است. او نیز مانند مولانا بر تهی شدن از خود، تاكید می كند. از خود تهی شدن، مطلع شعر مولاناست. بشنو از نی چون شكایت می كند از جدایی ها حكایت می كند

خصلت نی، تهی بودن آن است. صدای نی از خودش نیست و اگر تهی نبود اصلا صدایی نداشت.ما باید به مثنوی معنوی افتخار كنیم و برایش جشن ها بگیریم. درست نیست كه منتظر یونسكو بمانیم كه به ما سفارش برپایی جشن بدهد. شاهنامه را هم باید خواند. لازم است نوع تفكر انسانی فردوسی، باز شود. مردم برای این كه اومانیسم را بشناسند باید شاهنامه بخوانند. هر چند زبان و فرهنگ فارسی و ایرانی، دشمنان زیادی دارد. ما از سویی با غرب و از سوی دیگر با اعراب مبارزه فرهنگی داریم هر چند عرب ها نمی دانند اگر ایرانی ها نبودند معلوم نبود الان آنها چه داشتند. ایران، شخصیت های ماندگاری به جهان معرفی كرده است. بشریت تا قیامت به امثال ابن سینا نیاز دارد.

علی حجوانی

UserName