• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4212
  • دوشنبه 1385/6/27
  • تاريخ :

شعر استاد شهریار تقدیم به مهدی موعود


به بارگاه نگاهت بهار میِ‌بینم

بهار را بدرت جان نثار می‌بینم

***

به بال عشق تو بتوان بر اوج‌ها پر زد

فـلـک بـه نـام تـو انـدر مـدار می‌بینم

***

نوای نای دل کعبه جز ولای تو نیست

ط‌ـواف کـوی تو را افـتـخار می‌بـیـنـم

***

جـمـال کعبه ز خـال تو آبرومند است

وگرنه سنگ و گل بی‌عیار می‌بینم

***

چو سعی بی تو یکی پسته ایست دور از مغز

نـمـاز بـی تـو بـسی شـرمـســار می‌بـیـنـم

***

محمد و علی و فاطمه، حسن و حسین

ز چـهـر پـاک تـو مـهـدی، نـگار می‌بینم

***

مقام و حجر و حجرناودان و زمزم مهر

چو مستجار درت، خاکسار می‌بینم

***

به عشق روی تو بوسند حاجیان عرفات

تـو را فــروغ سـمـاوات یـار می‌بـیـنـم

***

به‌دور شمع گرانت وقوف و بیتوته است

به سوی خصم تو رمی جـمار می‌بینم

***

رخ تو چشمه خورشید و دیده ام خفاش

ز گرد و خاک معاصی است تار میبینم

***

تـو آفتاب گـران سـنـگ عـرصـه امـیـد

جهـان به‌راه تو چشم انتظار می‌بینم

***

رخ کریم تو از کعبه می دمد فردای

ازیـن سـرای گـل روزگار می‌بـینم

***

بتاب شمس پس ابر غیب، ای موعود

زمـانه در کـف قـوم شـرار می‌بـینــم

استادشهریار

UserName