• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 20058
  • يکشنبه 1385/6/26
  • تاريخ :

علیرضا افتخاری و آلبومهای جدیدش

در هفته گذشته آلبوم ماه خراسان با صدای علیرضا افتخاری به بازار موسیقی آمد تا این خواننده پرکار و پرفراز و نشیب ظرف یکماه دو آلبوم ( آوای عشق و ماه خراسان) روانه بازار موسیقی کرده باشد. اتفاقی که البته در نوع خود جالب و تاحدودی غیر حرفه ای است.

***


افتخاری کیست؟

علیرضا افتخاری  دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر اصفهان دیده به جهان گشود. از کودکی به لحاظ صدای دلنشینی که داشت شروع به خواندن نمود .استاد نخست او ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بود .

بیش از 12 سال از سنش نمی‌گذشت که شاگرد جلال‌الدین تاج اصفهانی شد و 13 سال شاگرد او بود.

مرحوم تاج از همان ابتدا علیرضا را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشت و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواست .

شاگردی مرحوم تاج نقطه عطفی در زندگی افتخاری بود . چراکه تاج اصفهانی علاوه بر علم کامل به موسیقی ایرانی دارای منشهای اخلاقی فراوانی بود که تا به حال زبانزد خاص و عام بوده است.

در سال 1357 در سن 22 سالگی در آزمون باربد (که شامل سی لحن آوازی است) زیر نظر علی‌اکبر خان شهنازی، دکتر مهدی برکشلی، دکتر مهدی فروغ، دکتر داریوش صفوت و علی تجویدی، موفق به دریافت جایزه اول شد.

خود افتخاری از خاطرات آن روزها میگوید:

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

علیرضا به شیوه‌های آوازخوانی تاج، ادیب خوانساری، دادبه و طاهر زاده مسلط است. در سال 1360 پس از فوت استاد تاج اصفهانی نزد استادان دیگری چون حسن کسایی، جلیل شهناز، دادبه، محمد رضا شجریان رفت و از آنان در زمینه گوشه‌ها و ردیف‌های آوازی کسب معلومات نمود.

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

وی چنانچه ذکر شد در همین سالها نزد بزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است: :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند ».

از سال 1357 همکاریش را با رادیو و از سال 1363 همکاریش را با تالار وحدت و مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز کرد.

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد محمد علی کیانی نژاد را اجرا نمود.

و زندگی هنری علیرضا افتخاری هنرمندی که بزرگان موسیقی نوید یک بزرگمرد موسیقی ایرانی را از او میدادند اینگونه شروع شد و ادامه یافت تا امروز در جایگاهی است که برخی را چنان شیفته خود کرده که صدایش را آسمانی میدانند و برخی را چنان مبهوت که نمیدانند چگونه آواز خوان برگزیده باربد و شاگرد مرحوم تاج اصفهانی به خود می قبولاند خارج از دستگاه – اشتباه – شتابزده – عامه پسند – و سطحی بخواند.

***


بررسی آثار افتخاری

اگر آثار افتخاری را به ترتیب سال انتشار آنان مورد بررسی قرار دهیم متوجه میشویم که آثار ابتدایی او جملگی از آثار ماندگار موسیقی ایرانی هستند:

آتش دل (اثری که در حضور و به پیشهناد استاد مسلم موسیقی، جناب استاد فرامرز پایورو به یاد مرحوم تاج ضبط و منتشر شد) ،

- راز و نیاز (با آهنگسازی و نوازندگی موسیقی دان بزرگ معاصر حسین علیزاده)،

- مهرورزان (به آهنگسازی نوازنده ی شهیر نی محمدعلی کیانی نژاد) ،

- موسیقی فیلم امیرکبیر (کاری از موزیسین بزرگ، استاد کامبیز روشن روان به همراهی نی موسوی در ماهور)،

- دریغا (به همراهی نی استاد محمد موسوی) ،

- مقام صبر (به آهنگسازی و سرپرستی استاد پرویز مشکاتیان) ،

- کاروان (بازخوانی قطعاتی از استاد برازنده)

اینها گوشه ای از آثار ابتدایی (دهه ی 60) افتخاری محسوب می شوند و او با این آثار نوید خواننده ای آینده دار و شش دانگ را به اهالی موسیقی داد.

بخش اعظمی از آثار فوق را «آواز» (آنهم آواز در مکتب اصفهان و -عموما- به شیوه استاد تاج) تشکیل می داد و افتخاری با جرات و تسلط تمام از عهده ی اجرای این آثار برآمد. بی تردید اساتیدی چون پایور، موسوی، مشکاتیان، علیزاده، روشن روان و ... هنری را در وجود افتخاری دیده بودند که اجرای چنین آثاری را به وی واگذار می کردند. اساتیدی چون شهناز، بدیعی برای هر کسی ساز نمیزدند و مسلما در صدا و تکنیک افتخاری جوان جوهره ای دیده بودند .

با آغاز دهه ی 70 شاهد سرفصل تازه ای در آثار افتخاری هستیم . افتخاری با همراهی و همکاری هنرمندانی چون فریدون شهبازیان، جلال ذوالفنون، محمدجواد ضرابیان، عباس خوشدل، جمشید و جلیل عندلیبی آثاری را -عموما- در حوزه ی "تصنیف-خوانی" اجرا و منتشر کرد. «آواز» در این آثار جای خود را به تصنیف داد و افتخاری با گرمی و انعطاف صدایش زیبایی خاصی را به این تصانیف بخشید.

هنر او در آلبومی چون نیلوفرانه1 و یاد استاد (بازخوانی آثار ماندگار استاد علی تجویدی) با چنان اقبالی روبرو شد که نامش رفته رفته در کنار بزرگانی چون شجریان و ناظری (خوانندگان محبوب آن سالها) جای گرفت.

همانطور که ذکر گردید، افتخاری به «تصنیف خوانی» روی آورد و الحق در این زمینه آثار ماندگاری را به نام خود ثبت کرد. (آثاری چون سرمستان، نیلوفرانه، مهمان تو، یاد استاد، زیباترین، مهمان تو، افسانه، و )

حتی کمرنگ شدن نقش «آواز» در این آثار ضعف تلقی نمی شد، تصانیف با دقت و وسواس خاصی انتخاب می شدند و با ظرافت خاصی به اجرا در می آمدند. ملودی ها بر اساس اصول موسیقی اصیل ایرانی ساخته و تنظیم می شدند و همه ی عوامل در کنار هم آثار ماندگاری را ثبت و ضبط کردند. "افتخاری تصانیف را به بهترین شکل ممکن اجرا می کرد."

در همین سالها افتخاری به همراهی استاد جلال دوالفنون با آثاری چون مستانه و شب عاشقان تبحر و تسلط خود را بر بداهه خوانی به خوبی به نمایش گذاشت.

اما سالهای پایانی دهه 70 و آغاز دهه ی 80 را میتوان سالهای تغییر سبک (و شاید افول!) افتخاری نامید. تصانیف اصیل جایگاه خود را به ترانه های عامه پسند ( بخوانید سطحی! ) دادند و شکسته شدن کلام در ترانه ها (استفاده ازکلمات عامیانه) سطح کاری افتخاری را به طور فاحشی تغییر داد.

گل میخک، خنده بارون، خوش آمدی، نسیما، شکوه عشق، غم زمانه، خاطرات جوانی و ... همگی جزء آلبوم های اینچنینی افتخاری هستند. در این آثار دیگر هیچ ردپایی از «آواز» دیده نشد و آثار افتخاری خلاصه شد به ترانه ! سرعت انتشار تولید آثار افتخاری بقدری بالا رفته بود که طی یک سال 3 تا 5 آلبوم از افتخاری منتشر میشد. البته از حق نگذریم ! اقبال عمومی از این آثار به اندازه ای بالا رفت که پرفروش ترین آلبوم ها همواره آثار افتخاری بودند. اما بقول دوستی در کشور ما « اقبال مردم بیانگر ارزش هنری یک اثر نیست! »

افتخاری که سال 63 «راز و نیاز» را با «حسین علیزاده» ضبط کرده بود ، آثار دست چندم و نخ نما شده ی «فضل الله توکل» را اجرا کرد. (آثاری که بی شباهت به ترانه های عامیانه ی خوانندگان زن سالهای نه چندان دور نیست!)

افتخاری که با تار دلنواز «استاد جلیل شهناز» آواز می خواند به همکاری با برادران خدارحمی روی آورد.

همکاری های افتخاری با «فریدون شهبازیان» به همکاری با «فریدون خوشنود» ختم گردید و راست پنجگاه بی نظیر «مقام صبر» (مشکاتیان) به اجرای راست پنجگاه 5 دقیقه ای با سامان احتشامی رسید !

خودتان مضامین این دو اثر را با هم مقایسه کنید:

-- (شورعشق – آهنگساز فریدون شهبازیان – شاعر سایه)

عشق شوری در نهاد ما نهاد  * * جان ما در بوته سودا نهاد

گفت و گویی در زبان ما فکند * *  جست و جویی دردرون ما نهاد

داستان دلبران آغاز کرد * *  آرزویی در دل شیدا نهاد ...

-- (چشم شهلا – آهنگساز جوادلشگری – ترانه سرا علی اکبرشیدا)

چشم شهلای تو را آهوی صحرا نداره  * * قد و بالای تو را سرو دلارا نداره

بی تو رسوا دل من * * زارو شیدا دل من

این دل غافل من دشت جنونه به خدا * *  دریای خونه به خدا

وای وای وای...

( تو خود حدیث مفصل بخوان ....)

البته از حق نگذریم. طی سالهای اخیر آثاری چون به دنبال دل (بازخوانی آثار استاد تجویدی) و بردی از یادم (بازخوانی آثار اساتید بدیعی، خالدی و ملک) تا حدودی رنگ و بوی افتخاری دهه 70 را زنده کرد. اثری چون همسایه (عطا جنگوک) اثر بدیع و جالبی بود ... اما انتظارات از افتخاری بیش از اینهاست و هیچ کدام از آثار متاخر او در حد آثار ابتدایی اش نیستند.

***


چگونه افتخاری به این نقطه رسید؟

سالها پیش نقلی بود بر اینکه افتخاری نزد بزرگان موسیقی ( اعم از آهنگسازان و نوازندگان و حتی خوانندگان ) از اقبال برخوردار نیست . و این افراد حاضر نمیشوند برای او آهنگ بسازند. البته هیچ وقت این موضوع اثبات نشد . اما رفتار افتخاری نشان میداد خودش هم چندان تمایل به باقی ماندن در جایگاه سالهای دهه 60 و 70 نیست.

این جمله از او که: « ...چند بار در ابوعطا آواز بخوانیم؟ راست پنجگاه چقدر و ...موسیقی دوران قاجار کهنه و بسیار تکراری شده است ... » فراموش نشدنی است.

افتخاری اعتقاد دارد به دلیل تغییر ذائقه مردم بویژه در نظر داشتن سلایق نسل جوان باید آثار متفاوتی برای جامعه عرضه کرد.

او عقیده دارد امروز روزگاری نیست که بشود با آواز در دستگاهها و گوشه ها ی چندین و چند بار استفاده شده جامعه را به موسیقی ایرانی علاقمند ساخت.

اما افتخاری که روزگاری شجریان با تواضع در مورد اوگفته بود : « من اگر صدای افتخاری را داشتم دنیا را فتح میکردم» در ارائه آثار به گفته خودش بدیع و عامه پسند هم دچار شتابزدگی است.

اولا اینکه ای کاش او چنین وظیفه ای احساس نمیکرد و سعی میکرد همان لااقل تصنیف خانی دهه 70 را دنبال کند. به هر حال اگر بحث پسند جامعه است بد نیست افتخاری نیم نگاهی هم به فروش خارج از تصوراثری چون نیلوفرانه 1 داشته باشد .

دوما اشتباه خواندن تفاوت دارد با متفاوت خواندن.

به این اشکالی که یکی از منتقدین در مورد اثر جدیدش ( آوای عشق) ذکر کرده توجه کنید:

« ... فقط یک بیت و فقط یک بیت از یکی از تصنیف های کار آخری که ایشان در آن اثر خوانده است، چند اشکال دارد! توجه داشته باشید که عرض کردم فقط در یک بیت، آن هم از شاگرد مرحوم تاج!

هر نفس آواز عشق: آ...وا(اوج و کشش ساده به اندازه یکی دو ثانیه)...ز - آواز عشق، یک ترکیب وصفی است که در بیان آن، حالت صعودی به خاطر تأکید بر کلمه عشق باید وجود داشته باشد، در حالی که آقای افتخاری بر "وا" بیشتر از عشق تأکید کرده است! "وا" مخفف واویلا می تواند باشد! مخفف وامصیبتا می تواند باشد! مخفف واریس و واگیر هم، امّا این وا چرا باید در ترکیب وصفی "آواز عشق" این گونه مؤکّد شود؟!

می رسد از چپ و راست: چ --َ- پّ و ... - هر خواننده ای که نداند آوای کوتاه را در آواز نباید بکشد، چون در اصل کشیدنی نیست، به طور قطع جایی برای آواز خواندن باقی نمی گذارد! تازه چه بدتر وقتی که با کشیدن بیهوده حرف فتحه دار یا کسره دار، حرف بعدی اش را مشدّد هم بکند! چرا چ که فتحه دارد، فتحه اش با کشش خوانده می شود و چرا پ، تشدید دار می شود؟»

این نمونه ای از خطاهای بسیاری است که افتخاری در این اواخر دارد. یکی از منتقدین گفته بود افتخاری قدیمها زمان تمرین هم با این همه اشتباه نمیخواند!!

***


امروز افتخاری

به قول یکی از منتقدین موسیقی اگر این حرفها را در مورد افتخاری میزنیم برای این است که بزرگ است و صدایش منحصر به فرد است. برای این که روزگاری امید موسیقی مملکتی بوده و هست . و برای اینکه محمدرضاشجریان در وصف او میگوید من اگر صدای او را داشتم دنیا را فتح میکردم.

واقعیت این است که همین آثار دم دستی افتخاری از بسیاری صداهای عجیب و غریبی که امروزه از صدا و سیما میشنویم و آلبومهایی که روانه بازار میشود بسیار بهتر است . ولی قرار نبود ما افتخاری را با اینان مقایسه کنیم.

هفته گذشته آلبوم ماه خراسان به بازار آمد تا متوجه باشیم افتخاری توانایی خوب خواندن را هنوز هم دارد. در برخی از قطعات و در برخی از دقایقی که این آلبوم را میشنویم ردپایی از افتخاری اوایل دهه 70 را میبینیم . به نظرم باید از حسن میرزاخانی تشکر کنیم که با همکاری افتخاری این کار متفاوت با حدود 10 اثر اخیر افتخاری را روانه بازار کرده است. روزی که میرزا خانی چند قطعه محلی را با نام هنگامه با صدای افتخاری روانه بازار کرده بود با دوستان میگفتیم چرا افتخاری با میرزاخانی؟ چرا با ضرابیان و مشکاتیان نه؟ و امروز از همکاری او با میرزاخانی خوشحالیم. و از اینکه دست از سر برادران خدارحمی برداشته .(شاید هم بالعکس!!). ای کاش خودش هم بیشتر به فکر خودش باشد . شاید بد نباشد جمله ای که در روزگار کسب رتبه نخست باربد از استادش شنیده بود را مجددا به خاطر آورد . آنجا که خودش در خاطراتش میگوید:

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم »

گردآوری مهدی شادان

منابع:

سایت هنر و موسیقی

وبلاگ علیرضا افتخاری

روزنامه همشهری

UserName