• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 862
  • شنبه 1385/6/11
  • تاريخ :

عقلانیت ابزارى


گفتارپیشین: تبعیت محض از نفع شخصى 

در مباحث گذشته برخلاف عقیده لیبرال - سرمایه‏دارى، انگیزه غریزه را براى توضیح رفتارهاى انسان كافى ندانستیم و اشاره کردیم كه انسان در فعالیت‏هاى تدبیرى خود از فرمان عقل و نیروى اراده نیز تبعیت مى‏كند. رفتارهاى تدبیرى در محدوده‏هاى كلان زندگى، نیازمند شناخت اهداف و صراط مستقیم وصول به آنها است و عقل انسان در چنین مواردى نیازمند ایدئولوژى راهنما است و كسانیكه از ایدئولوژى مذهبى، پیروى مى‏كنند، در رفتارهاى خود علاوه بر غریزه، عقل عملى، عقل نظرى و اراده از تعبد به شریعت هم پیروى مى‏كنند. بنابراین رفتار عقلایى مورد نظر اقتصاد سرمایه‏دارى از عمومیت لازم براى توضیح رفتارهاى انسان برخوردار نیست.


ارتباط منافع فرد و اجتماع (نظم طبیعى)

تحقق بخشیدن به آرمان بزرگ تعادل بخشیدن به منافع فرد و جامعه، بخش مهمى از رسالت پیامبران بوده است و آنان با دركى عمیق از سنت‏هاى خداوند در خلقت و درون انسان، براى تحقق این مهم، انسان را با تصحیح بینش و تربیت اخلاقى و معنوى، بگونه‏اى بار مى‏آورند كه منافع خود را در تامین منافع دیگران و زیان خود را در زیان آنان ببیند. و با این حال، موعظه و ارشاد را به تنهایى كافى نمى‏دانستند و براى استقرار عدالت و تامین بهترین نوع زندگى براى انسان، وجود حكومت صالح و مقتدر را امرى لازم به حساب مى‏آورند.

یكى از پیامدهاى «حداكثر نمودن نفع شخصى‏» و «حاكمیت نظم طبیعى‏»، این بود كه كارفرمایان براى حداكثر نمودن سود خود، حقوق كارگران را در پایین‏ترین حدى كه براى ادامه حیات، ضرورت داشت، نگه مى‏داشتند و به این وسیله، تا آنجا كه ممكن بود آنان را استثمار مى‏كردند.

در حالیکه در مکتب سرمایه داری با این ادعاء كه اگر هر فرد انسان روى انگیزه‏هاى فردى عمل كند در اینصورت از عمل متقابل افراد خود محور كه برپایه «نفع شخصى‏»، عمل مى‏كنند، نظام قابل قبولى مى‏جوشد كه منافع جامعه را به بهترین شكل تامین مى‏كند، دغدغه سالهاى متمادى مصلحان بزرگ اجتماعى را پندارى بى‏اساس قلمداد كردند و براین اساس، به دخالت‏حكومت صالح و تعالیم مذهبى و موعظه‏هاى اخلاقى براى سامان بخشیدن به مشكلات اقتصادى پایان دادند.


این قاعده را از جهات مختلف مى‏توان ارزیابى كرد:

1- مبناى هماهنگى:

وقتى از هماهنگى میان منافع فرد و اجتماع سخن مى‏گوئیم، باید مراد از آنها تعیین شود. در تعالیم اخلاقى پیامبران میان بعضى از خصوصیات فردى مانند خودپرستى، دنیاطلبى، ثروت‏اندوزى، بخل و حسد كه تحت عنوان رذائل اخلاقى قرار داشتند و اهداف و مصالح اجتماعى مانند، عدالت، برادرى، همبستگى، رفع فقر، صلح، امنیت و پایدارى رشد اقتصادى در طولانى مدت ناهماهنگى وجود داشت. بنابراین مبناى ناهماهنگى و تزاحم منافع فردى و جمعى در مواردى، در مكتب پیامبران، روشن است.

در مكتب سرمایه‏دارى، منافع و انگیزه‏هاى فردى، ابهامى ندارند چرا كه در این مكتب، انگیزه‏هاى فردى در خودخواهى و منافع فردى هم در ثروت و درآمد خلاصه می شود اما منافع اجتماعى كه گاهى هم خیر همگانى و یا مصالح عمومى به آن اطلاق مى‏كنند به این اندازه روشن نیست. آنچه از مجموع كلمات آنان و مواضع تاریخیشان بدست مى‏آید این است كه منافع اجتماعى همانند منافع فردى، در رشد و توسعه مادى خلاصه می شود. بنابراین معناى ساده هماهنگى در كلام بنیان گذاران اصلى آن، چنین است كه انگیزه خودخواهى و تعقیب منافع شخصى، موجب رشد تولید و ثروت جامعه مى‏گردد.

در مكتب سرمایه‏دارى، منافع و انگیزه‏هاى فردى، ابهامى ندارند چرا كه در این مكتب، انگیزه‏هاى فردى در خودخواهى و منافع فردى هم در ثروت و درآمد خلاصه می شود اما منافع اجتماعى كه گاهى هم خیر همگانى و یا مصالح عمومى به آن اطلاق مى‏كنند به این اندازه روشن نیست.

ملاحظه می شود كه مبناى «قاعده هماهنگى‏» در مكتب سرمایه‏دارى، در حالت اولیه آن كاملا متفاوت از مبناى قاعده ناهماهنگى در تعالیم اخلاقى مذهبى بوده اما از آنجاكه مكتب سرمایه‏دارى به موازات این قاعده، ارزشها و اهداف اجتماعى را هم از ارزشها و اهداف متعالى به رشد تولید و ثروت مبدل ساخت و این امر در جامعه آن روز اروپا كه از مدعیان دروغین عدالت و برادرى، خیرى ندیده بود مورد قبول واقع گردید. در یك مغالطه آشكار چنین وانمود شد كه مبناى این دو قاعده، یكى است و پس از آن قاعده هماهنگى كامل میان منافع فرد و اجتماع در قالب نظم طبیعى جایگزین نظام اجتماعى به جا مانده از تعالیم كلیسا گردید.

در زمان ما، گروهى ساده لوح كه توانایى درك این مغالطه و اندیشیدن به مسائل اساسى زندگى انسان را ندارند، نظم طبیعى را زائیده جامعه متمدن و تفاوت آن با جامعه سنتى مى‏دانند. به زعم این گروه، موعظه‏هاى اخلاقى و دستورات دینى كه در جوامع سنتى، اساس كنترل هواهاى نفسانى انسان و تنظیم روابط اجتماعى او بود، در جامعه مدرن، كارى از پیش نمى‏برند، و براى این منظور باید هواهاى نفسانى را در نزاع با یكدیگر تنها گذاشت و از یك گروه از آنها كه خصلت پرخاشگرى كمترى دارند براى تضعیف و رام‏كردن هواهاى خطرناكتر استفاده نمود[براساس اصل تفرقه بینداز و حكومت كن]، تا از كشمكش میان آنها صلاح نوع بشر تامین شود.

نتیجه‏اى كه از این بحث مى‏گیریم این است كه اصلهماهنگى و نظم غریزى در مهمترین بخش از ساختمان وجودى خود، یك اصل ایدئولوژیك است. معتقدین به این اصل از آنجا كه، رشد تولید و ثروت را به عنوان عالیترین ارزش و هدف قبول كرده بودند براى تحقق آن هرگونه پیشامد و هزینه‏اى را قبول مى‏كردند.

بنابراین بیشتر انتقادات معاصر بر نظم طبیعى را باید انتقاد بر ایدئولوژى اقتصاد سرمایه‏دارى و نشانه‏هاى شكست آن تلقى كرد.

نكته‏اى كه باقى مى‏ماند این است كه اقتصاد سرمایه‏دارى، علیرغم تمامى این ایرادات، در جنبه‏هاى مادى و رشد تولید موفقیت‏هاى چشمگیرى داشته است و همین امر براى اكثر انسانهایى كه با دیدن زرق و برق گنج‏هاى قارونى، چشم عقلشان كور می شود و توانایى اندیشیدن به حقیقت امر و عاقبت آن را از دست می دهند، كافیست كه همچنان ایمان خود را به مكتب سرمایه‏دارى حفظ كنند. بنابراین براى درك بهتر ماهیت واقعى سرمایه‏دارى لازم است در تكمیل این بحث گوشه‏هایى از پیامد حاكمیت نظم طبیعى و نتایج عملكردى آن را هم بررسى نمائیم.


2- نتایج عملكردى:

یكى از پیامدهاى «حداكثر نمودن نفع شخصى‏» و «حاكمیت نظم طبیعى‏»، این بود كه كارفرمایان براى حداكثر نمودن سود خود، حقوق كارگران را در پایین‏ترین حدى كه براى ادامه حیات، ضرورت داشت، نگه مى‏داشتند و به این وسیله، تا آنجا كه ممكن بود آنان را استثمار مى‏كردند.

«در انگلستان، تحقیقاتى در زمینه شرایط كار زنان و كودكان در معادن ذغال سنگ انجام شد كه گزارش آن در سال 1842 انتشار یافت. براساس این گزارش تحقیقاتى، ساعات كار روزانه زنان و كودكان در معادن و قعر چاهها به دوازده تا شانزده ساعت مى‏رسد. كودكان از سن شش سالگى كار را در معادن و در چاهها آغاز مى‏كنند. ابتدا مسئولیت‏باز و بسته كردن درهاى نقب معادن را عهده‏دار مى‏شوند و سپس در سن ده تا دوازده سالگى، اسبهاى ارابه‏هاى ذغال سنگ را روزانه 10 تا 12 فرسخ پیاده هدایت مى‏كنند. شرایط بسیار بد محیط كارى، خزیدن در دهلیزهاى كم ارتفاع و پر از چاله‏هاى آب و حمل لاوكهاى بزرگ ذغال سنگ تاثیر بسیار نامطلوبى بر سلامت و وضع بهداشت آنان مى‏گذارد.»

متفكران نظام سرمایه‏دارى، تمامى این وقایع را به حساب «نظام احسن و اكمل‏» گذاشته و به خیر و نیكى، تلقى مى‏كردند و تنها، زمانى از اصول اعتقادى خود اندكى عقب نشستند كه صداى خرد شدن ماشین آلات كارخانجات توسط كارگران، آزارشان مى‏داد. فقر گسترده و نابرابرى شدید توزیع ثروت و درآمد، یكى دیگر از پیامدهاى نظام آزاد طبیعى است. در ایالات متحده آمریكا كه نظام اقتصادى آزادترى دارد، توزیع درآمد و ثروت، به شدت نامتعادل است:

«براى مثال در سال 1970، 5/25 میلیون آمریكایى در خانواده‏هایى زندگى مى‏كردند كه درآمد سالیانه كمتر از 3900 دلار كه بطور رسمى به عنوان مرز فقر مشخص شده، داشته‏اند. اداره آمار كار ایالات متحده گزارش داده است كه با قیمت‏هاى بالاى سال 1970 ، درآمدى برابر 7100دلار براى خانوداه چهار نفرى لازمست تا بتواند با عزت نفس، احساس مشاركت اجتماعى، زندگى كند. بدین ترتیب، اغلب آنهایى كه در این جمع 5/25 میلیونى بودند، با درآمدى كمتر از نصف آنچه براى «احساس عزت نفس‏» لازم بود، زندگى مى‏كردند. دهها نفر دیگر نیز با درآمدى كمتر از 7100 دلار مى‏زیستند. «درست در مقابل این فقر گسترده، ثروتمندترین 5 درصد جمعیت آمریكا بیش از 20 درصد از تمامى درآمد را بدست مى‏آورد. در راس این 5 درصد، 6/1 درصد نخبگانى بودند كه بیشتر سهام سودآور و اوراق قرضه ایالات متحده را در دست داشتند. درآمد ثروتمندترین این نخبگان بین 50 تا 100 میلیون دلار در سال تخمین زده شده است (مقدار اخیر برابر است‏با 275هزار دلار در روز).»

توصیه برجامی رژیم اسرائیل به ترامپ

توصیه برجامی رژیم اسرائیل به ترامپ

توصیه برجامی رژیم اسرائیل به ترامپ
اگر برجام هست چرا آمریکا تحریم ها را تمدید می کند؟

اگر برجام هست چرا آمریکا تحریم ها را...

اگر برجام هست چرا آمریکا تحریم ها را تمدید می کند؟
پاشنه آشیل اصولگرایان در انتخابات 96

پاشنه آشیل اصولگرایان در انتخابات 96

پاشنه آشیل اصولگرایان در انتخابات 96
اوباما با اخراج دیپلمات های روس به دنبال نشان دادن اعتراضش به انتخاب ترامپ بود

اوباما با اخراج دیپلمات های روس به دنبال...

اوباما با اخراج دیپلمات های روس به دنبال نشان دادن اعتراضش به انتخاب ترامپ بود
UserName
عضویت در خبرنامه