• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 844
  • چهارشنبه 1385/4/14
  • تاريخ :

مرزهاى سیاسى و كارآمدى حكومت (2)


مسلك معروفی در مورد مبناى نظرى مرزهاى سیاسى استفاده از عنصر كارآمدى حكومت است. اگرچه این نظر در آراى سقراط و افلاطون بیان شده است، لیكن ارائه مدون آن با ارسطو است. ارسطو خود را در موضع طراحى نظرى حكومت قرارمى دهد و از خود مى پرسد: حدود و ثغور حكومتى كه تمامى امور آن بر مبناى عقلایى استوار باشد (مدینه یا شهر سیاسى در اصطلاح ارسطو)، چگونه باید تحدید شود؟ در كتاب سیاست سه ویژگى مهم براى حكومت بیان شده است: اول: حكومت باید خود كفا باشد دوم: حكومت باید قادر به دفاع معقول از خود باشد سوم: حكومت باید بتواند با شهروندان ارتباط برقراركند.

گرویدن مردم به عقلانیتى خاص، مسئله اى جدا از حقانیت آن عقلانیت است، این گروش را باید پدیده اى اجتماعى با علل گوناگون قلمداد كرد.

ارسطو سعى مى كند از این سه اصل حدود عقلایى شهر سیاسى را (كه همان حكومت عقلایى یك كشور است) استنباط نماید.

لازم است در اصول ذكرشده تاملى بكنیم: خودكفایى در نظر ارسطو مادى نیست بلكه مدیریتى است یعنى مردم یك كشور مى توانند عمدتا بازرگان باشند و اصلا چیز مهمى تولید نكنند! اما حكومت باید در همه ی امورى كه براى سعادت شهروندان ضرورى است برنامه ریزى و مدیریت نماید، و هیچ امرى بدون تصدى یا مقررات نباشد. مسئله ی دفاع همواره در اندیشه ی سیاسى عنصر اساسى در وظایف حكومت بوده است. از نظر ارسطو كشورها باید آن قدر بزرگ باشند كه بتوان از آن دفاع كرد و آن قدر كوچك نباشند كه نتوان عِده و عُده لازم را براى دفاع تمهید نمود. البته وى با فرزانگى درمى یابد كه دفاع الزاما و ضرورتا متكى به قدرت نظامى نیست، بلكه باید از امكانات سیاسى و اقتصادى هم در این امر كمك گرفت مثلا گاه مى توان با خرج كردن و یا با برقرارى اتحادیه هاى سیاسى با رقباى دشمن، وى را از تهاجم بازداشت. در عین حال داشتن حداقلى از توان نظامى هم ضرورى است. عنصر ارتباطات هم از ابداعات ارسطو است وى معتقد است، بزرگى شهر باید تا حدى باشد كه اگر حاكم مردم را در میدانى جمع كند بتواند سخنش را به گوش همه برساند!

همان طور كه از توضیحات فوق روشن مى شود، محور مرزبندى حكومت ها امكان مملكت دارى حاكمان وانجام وظایف توسط آنان است و بدین خاطر تئورى مرزبندى بر اساس كارآمدى خوانده مى شود. لیكن نتایج این مبنا بستگى فراوانى به وضع علوم و فنون و امكانات هر زمان دارد مثلا در آخر قرن بیستم، مى توان گفت ارتباطات دیگر نمى تواند حدى را براى وسعت كشور الزام نماید، یا سلاح هاى اتمى بازدارندگى بالایى را ممكن مى سازند كه نقش و اهمیت تعداد سربازان را كاملا تغییر مى دهد.

مدیریت یا سازمان دهى حكومت هم مى تواند صرفا ابعاد بدیهى را حذف كند والا امروز جمعیت كشورها از صدهزار تا بالغ بر یك میلیارد تغییر مى نماید!

ویژگى مهم و اصلى ام القرى در این است كه در آن سرزمین اولا: حكومت اسلامى مستقر شده است و ثانیا: صلاحیت و گسترهی رهبرى ام القرى نسبت به كل امت اسلامى است یعنى این رهبرى، لیاقت ولایت بر كل امت را دارد، اگرچه فعلا سازمان دهى محدود به سرزمین ام القرى تحقق یافته است.


ماهیت حكومت و مسئله مرزها

الف) اكنون، پس از توضیح اجمالى درباره ی دو مسلك معروف در باب مرزبندى سیاسى، به بیان تئورى سومى كه مبتنى بر ماهیت حكومت است، مى پردازیم به عبارت دیگر، همه ی ویژگى هاى حكومت باید از ماهیت آن سرچشمه بگیرد و در این مورد مسئله مرزها مستثنا نیست. روش بحث چنین است: ابتدا فرض مى كنیم كه زمام امور كاملا به عقل سپرده شده و حدود حكومت ها را در چنین وضعیت ایده آلى به دست مىآوریم. مرحله ی دوم در بحث این است كه سیر از وضعیت موجود به سوى آن صورت كمالى را اولا: چگونه مى بینیم؟ و ثانیا: چه راه هایى مى تواند داشته باشد؟ نقطه ی آغاز بحث، سوال مهمى است: حكومت چیست؟ حكومت تجمع عاملى است كه در آن عقلانیت جامعى مشترك است. این حكم را با توضیحات زیر مورد توجه قراردهید. اولا: انسان ها كه مى توانند به صورت فردى مصدر عمل ارادى باشند، جمعا هم مى توانند حیثیت عامل بودن پیداكنند (وجود تجمع عامل).

ثانیا: تجمع عامل، دو ركن اساسى دارد: عقلانیت مشترك و سازمان دهى مسلط.

ثالثا: عقلانیت(RATIONALITY) مبناى عمل است (چه فردى و چه جمعى) بر اساس عقلانیت جایگاه عمل در شبكه ی مقاصد و طرق نیل بدان ها روشن مى شود. عقلانیت جامع آن است كه در این شبكه آن قدر بالا رود تا ربط عمل را به سعادت حقیقى انسان پیدا كند. عقلانیت هاى دیگر كه صرفا مقاصدى را دنبال مى كنند عقلانیت جزئى خوانده مى شوند.

رابعا: مشروعیت باید سیطره ی سازمان دهى را توجیه نماید، و این توجیه باید بر اساس عقلانیت جمعى مشترك باشد. كارآمدى جنبه دیگرى از سازمان دهى را ـكه همانا مربوط به انجام وظایف حكومت است ـ بیان مى نماید.

آن چه در بالا به اختصار آورده ایم، اصول مسلك خاصى در باب حكومت است كه آن را تئورى ذاتى حكومت نامیده ایم.1 تئورى ذاتى حكومت در پاسخ به سوال هاى اساسى فلسفه سیاسى از قدرت و استحكام چشمگیرى برخوردار است كه در این مقاله مسئلهی مرزهاى سیاسى را به عنوان نمونه مىآوریم.

ب) همان طور كه قبلا اشاره كردیم، همه ی خصوصیات حكومت و نظام مدنى باید از ماهیت حكومت استنباط شود لذا مسئله ی حدود كشورها و مسائل متفرع بر آن هم از این جمله اند. از تئورى ذاتى حكومت چنین به دست مىآید كه در حكومت دو ركن مهم وجود دارد: عقلانیت مشترك و سازمان دهى. البته گرویدن مردم به عقلانیتى خاص، مسئله اى جدا از حقانیت آن عقلانیت است، این گروش را باید پدیده اى اجتماعى با علل گوناگون قلمداد كرد. از سوى دیگر ظهور سازمان دهى هم تابع امكانات است و هم شدت و ضعف دارد. از این رو، به خلاف مبانى قدیمى در باب حكومت كه مرزهاى جغرافیایى معینى را طلب مى كردند، تئورى ذاتى حكومت مرزها را با شدت و ضعف (با قوت مدرج) مطرح مى كند! به عبارت دیگر، مرزهاى جغرافیایى، مرزهاى حقیقى عنصر حكومت نیستند!2

براى تحقق حكومت، مطابق این مسلك، ابتدا باید عقلانیتى جامع در میان جمعى از مردم فراگیر شود و سپس سازمان دهى خاصى سیطره پیدا كند. داشتن یك سرزمین ویژه، كمك بزرگى به استقرار سازمان دهى حكومتى مى كند، اما به هیچ وجه شرط ضرورى ذاتى آن نیست! از سوى دیگر سیطرهی سازمان دهى مى تواند در میان طرفداران آن عقلانیت، درجات متفاوتى از ظهور را دارا باشد. اكنون این مبناى نظرى عام را به كار مى گیریم تا مسئله ی مرزها را در نظام اسلامى مورد تجزیه و تحلیل قراردهیم.

ج) تعالیم اسلامى (كه در معارف مختلفى از قبیل فقه، تفسیر، اخلاق، عرفان و كلام و منطوى است) مبناى روشنى براى عمل ارائه مى دهد كه ما آن را عقلانیت اسلامى مى نامیم. حكومت اسلامى یعنى تجمع عاملى كه بر اساس این عقلانیت مشترك تشكیل شده است. بدیهى است كه صرفا گرویدن به این عقلانیت باعث تشكیل حكومت نمى شود، بلكه لازمه ی آن تسلط سازماندهى خاص حكومتى (شامل سه ركن رهبرى، نظام تصمیم گیرى و تقسیم كار) است. این سیطره مى تواند در یك سرزمین معین در برهه اى از تاریخ كامل و تمام عیار باشد و در سایر نقاطى كه امت اسلامى پراكنده هستند با درجات ضعیف تر وجود داشته باشد. اگرچه نمى توانیم در آن نقاط از سیطره ی حكومت صحبت كنیم، لیكن در عین حال وجود درجات خاصى از آن سازمان دهى هم قابل انكار نیست.

طبیعى است سرزمینى كه در آن حكومت اسلامى، ـبه معناى سازمان دهى كامل آن مسلط شده است، داراى موقعیت ممتازى مى باشد كه ما در آثار خود آن را ام القرى نامیده ایم.3

ویژگى مهم و اصلى ام القرى در این است كه در آن سرزمین اولا: حكومت اسلامى مستقر شده است و ثانیا: صلاحیت و گسترهی رهبرى ام القرى نسبت به كل امت اسلامى است یعنى این رهبرى، لیاقت ولایت بر كل امت را دارد، اگرچه فعلا سازمان دهى محدود به سرزمین ام القرى تحقق یافته است.


پی نوشت ها:

1. محمدجواد لاریجانى، حكومت: بحثى در مشروعیت و كارآمدى (تهران: انتشارات سروش 1374).

2. محمدجواد لاریجانى كاوشهاى نظرى در سیاست خارجى، ص256.

3. محمدجواد لاریجانى، مقولاتى در استراتژى ملى (تهران: مركز ترجمه و نشر كتاب، 1367)، ص25.

منبع: مجله حکومت اسلامی شماره 2 - دكتر محمد جواد لاریجانى


لینک مطالب مرتبط:

  دانش اسلامی؛ نگاهی متفاوت، چالشی نو...‌ 

  توسعه سیاسى در نظام سیاسى اسلام 

  اسلام و سرمایه دارى 

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام...

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا
UserName
عضویت در خبرنامه