• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1226
  • شنبه 1385/4/10
  • تاريخ :

مبانى جامعه دینى


جامعه از دو عنصر اصلى تشكیل مى‏شود: الف)افراد و آحاد انسانى؛ ب)روابط و مناسبات متقابل اجتماعى كه بین افراد برقرار است. تفاوت جوامع با یكدیگر براساس عنصر دوم است. در واقع، نحوه شكل‏گیرى روابط اجتماعى و عوامل دخیل در آن است كه جوامع را به اوصافى نظیر سنتى، صنعتى، بدوى، مدنى، دینى، لائیك و غیر آن موصوف مى‏كند. براساس این ضابطه، جامعه دینى جامعه‏اى نیست كه افراد آن متدین مى‏باشند، بلكه جامعه‏اى است كه شبكه روابط اجتماعى آن، اعم از روابط اقتصادى، سیاسى، حقوقى و اخلاقى، براساس دین و آموزه‏هاى آن تنظیم شده باشد. تجمع افراد دیندار، مادام كه شكلهاى روابط اجتماعى خود را بر طبق دین تنظیم نكرده و نسبت میان مناسبات اجتماعى خود را با دین نسنجیده باشند، موجب پیدایش جامعه دینى نمى‏گردد. جامعه دینى جامعه اى است كه در آن داورى با دین باشد و افراد خودشان را همیشه با دین موزون كنند. (1) جامعه دینى دغدغه دین دارد این دغدغه و نیاز به موزون كردن خود با دین تنها محدود به امور فردى و عبادیات و اخلاق فردى نمى‏شود، بلكه نسبت میان دین و كلیه امور و روابط اجتماعى باید سنجیده شود و داورى دین در تمامى شبكه روابط اجتماعى مورد استماع قرار گیرد. معناى این سخن آن نیست كه جامعه دینى همه چیزش را از دین اخذ و اقتباس مى‏كند و هیچ نیازى به منابع دیگر نظیر عقل و دانش بشرى ندارد؛ بلكه مقصود آن است كه در مواردى كه دین نظر خاصى در عرصه‏اى از عرصه‏هاى روابط اجتماعى دارد، نباید مورد غفلت قرار گیرد و آن رابطه باید با آموزه دینى موزون شود.

در نقطه مقابل، التفات گسترده اسلام به حیات جمعى و اعتنا به سامان دادن حیات مادى و زندگى دنیوى در كنار حیات معنوى و فردى بشر، اسلام را به دین زندگى بدل كرده است؛ دینى كه نه تنها براى خود در مقولات اجتماعى بشر زمینه‏ها و رخنه‏هایى براى تاثیر و مداخله مى‏یابد، بلكه انسانها را به سوى جامعه دینى اسلامى دعوت مى‏كند.

مطالعه توصیفى ادیان، پرده از این واقعیت‏برمى‏دارد كه بسیارى از آنها، به ویژه ادیان غیر وحیانى، فاقد ویژگیهاى لازم براى دینى كردن جامعه هستند. این دسته از ادیان صرفا به حیات فردى و انجام آداب و مناسك توجه دارند. در نقطه مقابل، التفات گسترده اسلام به حیات جمعى و اعتنا به سامان دادن حیات مادى و زندگى دنیوى در كنار حیات معنوى و فردى بشر، اسلام را به دین زندگى بدل كرده است؛ دینى كه نه تنها براى خود در مقولات اجتماعى بشر زمینه‏ها و رخنه‏هایى براى تاثیر و مداخله مى‏یابد، بلكه انسانها را به سوى جامعه دینى اسلامى دعوت مى‏كند. جامعه‏اى كه بر محور خیر و سعادت نهایى بشر سامان مى‏یابد و حقوق و آزادیهاى افراد در كنار فضایل و ارزشهاى اخلاقى محترم شمرده مى‏شود. روابط اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و اقتصادى بشر با الهام از آموزه‏هاى دینى و به مدد عقل و دانش بشرى تنظیم مى‏گردد.

همان طور كه جامعه مدنى بر پایه‏هاى نظرى و فلسفى خاصى استوار بود، ایده جامعه دینى و دخالت گسترده دین در عرصه اجتماع و سیاست و اقتصاد نیز بر پایه‏هاى نظرى ویژه‏اى مبتنى است. علاوه بر این نگاه نظرى و فلسفى خاص به انسان و جامعه، دینى كه مدعى بر پایى جامعه دینى و دخالت در مقولات اجتماعى است‏باید از قابلیتها و ویژگیهاى خاصى برخوردار باشد تا امكان ایفاى چنین نقشى براى او متصور باشد. در اینجا به طور بسیار اجمالى به پاره‏اى از این مبانى نظرى و ویژگیها اشاره مى‏كنیم:

الف) انسان در طبیعت و امیال و غرایز خویش خلاصه نمى‏شود و حقیقت انسان روح تجرد و غیر مادى اوست. بنابراین سعادت حقیقى انسان در گرو ارضاى نیازهاى روحانى او، در كنار ارضاى معقول و منطقى نیازهاى طبیعى و غریزى‏اش است.

ب) فردگرایى ارزشى و اخلاقى ناصواب است. انسان، مدار و محور اخلاق و ارزشها نیست. اصول و پایه‏هاى اخلاق و قضایاى ارزشى از ارزش مطلق و غیر نسبى برخوردارند. انسان باید امیال و غرایز خویش را با اخلاق هماهنگ كند، نه آن كه اخلاق بر مدار سرشت غریزى انسان گردش كند.

ج) فردگرایى هستى‏شناختى گرچه یك واقعیت است و فرد، زمانا و وجودا بر جامعه تقدم دارد، اما این تقدم هرگز نمى‏تواند به لحاظ منطقى، نتایج‏سیاسى‏اقتصادى و حقوقى‏اى را كه در جامعه مدنى غربى بر آن مترتب مى‏سازند، به دنبال داشته باشد. گرچه جامعه وجودى اعتبارى دارد و اصالت جامعه به معناى فلسفى آن كه برخى جامعه‏شناسان مدعى هستند ناصواب مى‏باشد، اما مقولاتى نظیر «نفع اجتماعى‏»، «مصلحت جامعه‏» و «رشد اجتماعى‏» اعتبارى محض نبوده و در تصادم و تزاحم با منافع و مصالح فردى باید بر آن مقدم شوند. در نظام حقوقى و سیاسى و اقتصادى اسلام، جمع‏گرایى در كنار فردگرایى كانون توجه است.

د) سكولاریزم و زدودن دین از عرصه‏هاى اجتماعى و محدود كردن آن به حیات فردى، تحریف حقیقت و واقعیت دین است. همان گونه كه رفتارهاى فردى در كمال آدمى و پى‏ریزى سعادت دنیوى و اخروى او سهیم است، رفتارهاى متقابل اجتماعى و هویت اجتماعى بشر نیز در كمال و سعادت آدمى مؤثر است. دین كامل نمى‏تواند و نباید نسبت‏به روابط اجتماعى و نقش سازنده و قوى آن در حیات انسانى و كمال او بى‏تفاوت باشد.

ه) عقل نباید صرفا به عنوان ابزارى براى تامین امیال و منافع مادى بشر تلقى شود، بلكه مى‏تواند هادى و كنترل‏كننده امیال و غرایز فرد باشد. علاوه بر این، خردگرایى به معناى آن كه خرد آدمى یگانه و برترین منبع شناخت آدمى است، ناصواب و غیر قابل دفاع است، و معرفت دینى متكى بر وحى و شهود و دریافت عرفانى و الهامى نیز به نوبه خود و در قلمرو و محدوده خویش معرفت‏بخش مى‏باشند.

و) دین علاوه بر داشتن جنبه‏هاى متغیر و انعطاف‏پذیر، داراى جنبه‏هاى ثابت و ایدئولوژیك نیز مى‏باشد. مراد از ایدئولوژیك بودن دین آن است كه دین، نه مجموعه‏اى بى‏تعین و متغیر و بى‏رنگ و سیال، بلكه مجموعه‏اى نظام‏مند و هماهنگ از اعتقادات و ارزشهاست؛ اعتقادات و ارزشهایى كه ثابت و تغییرناپذیرند و انسانها به سوى آنها و در جهت الگوپذیرى و موزون شدن با آنها دعوت شده‏اند. تنوع جوامع و پیدایش مناسبات اقتصادى و اجتماعى نو به نو مانع از آن نمى‏شود كه اسلام به عنوان یك مكتب و ایدئولوژى از انسانها بخواهد تا رفتارهاى فردى و اجتماعى و نظام ارزشى و اخلاقى و آرمانها و ایده‏آلهاى خود را با این مجموعه هماهنگ از اعتقادات و ارزشها، كه مكتب و ایدئولوژى اسلام نام دارد، هماهنگ و سازگار كنند.

ز) در فقه فردى و اجتماعى اسلام عناصرى تعبیه شده است كه این دین را محدود به ظرف اجتماعى خاص و ثابتى نمى‏كند و این قابلیت و انعطاف‏پذیرى را فراهم مى‏سازد كه محتواى پیام این دین در هر عرصه و نسلى و در هر ظرف اجتماعى‏اى قابل طرح باشد. التفات به نقش زمان و مكان در اجتهاد، پویایى و استمرار اجتهاد، توجه به عنصر عرف و مصلحت اسلام و مسلمین، وجود حكم حكومتى، جایگاه شرط و امضاى عقود عقلایى، عناصرى هستند كه فقه اسلامى را نسبت‏به تحول و پیچیدگى جوامع بشرى منعطف مى‏سازند و آن را از منحصر شدن به جامعه متناسب با بافت اجتماعى جوامع صدر اسلام بیرون مى‏آورند.


پی نوشتها:

1. عبدالكریم سروش، فربه‏تر از ایدئولوژى، تهران، مؤسسه فرهنگى صراط، ص‏65.

منبع: مجله نقد و نظر، شماره 12 - نویسنده: احمد واعظى


لینک مطالب مرتبط:

 علوم اجتماعی و پیوندهای آن با علوم شرعی 

 دین، جامعه و انحرافات اجتماعی 

 پیشگیری از انحرافات اجتماعی در دیدگاه اسلام 

 قلمرو دین، عرصه سیاست، همپوشانی یا...؟ 

 بنیادهاى دمكراسى... 

 ظهور پوزیتیویست‌های افراطی 

 تكثر بر پایه عقلانیت حق مدار 

 حكومت و جامعه الهی 

 آزادى ... 

جامعه مدنی ؛ مرادف با مدنیت

مبانی نظری جامعه مدنی

انتقاد از فقدان استراتژی ترامپ در سیاست خارجی

انتقاد از فقدان استراتژی ترامپ در...

انتقاد از فقدان استراتژی ترامپ در سیاست خارجی
ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
UserName
عضویت در خبرنامه