• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2764
  • پنج شنبه 1385/3/11
  • تاريخ :

امام خمینی (رض) و تحولات تاریخ معاصر (2)



كودتاى انگلیسى رضاخان

كودتاى 1299- ش و روى كار آمدن رضاخان و انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوى و آنچه در عصر رضا شاه‏ گذشت، نیز تجلى گسترده‏اى در آثار امام دارد. تقارن زندگى نوجوانى و جوانى امام با این عصر نیز در توجه ‏بیشتر ایشان مؤثر مى‏باشد:

«شما مى‏دانید كه در ظرف پنجاه و چند سال در ایران چه گذشت. البته همه شما شاهد حوادث ایران نبودید.چون اكثرا جوان هستید لیكن من از زمان كودتاى رضاخان تا به امروز شاهد تمام مسایل بوده‏ام (1) ».

«رضاخان آمد و در اول كار با چاپلوسى، اظهار دیانت، سینه‏ زدن، روضه‏ خوانى بپا كردن و از این تكیه به آن‏ تكیه در ماه محرم رفتن، مردم را اغفال كرد. پس از آنكه حكومتش مستقر شد، شروع به مخالفت‏ با اسلام و روحانیون كرد به طورى كه برگزارى مجالس روضه امكان نداشت.»

امام درباره نقش انگلستان در روى كار آوردن و کنار گذاشتن وى مى‏گویند:

«از اول كه رضاشاه آمد اینجا، این را انگلیسیها آوردند. آن وقت آمریكاییها خیلى مطرح نبودند. انگلیسیها آوردند. در رادیو دهلى كه آن وقت تحت تسلط انگلیسیها بود گفتند كه رضاخان را ما آوردیم در ایران وبعد به ما خیانت كرد بردیم آن را (2)».


جریان ملى شدن نفت

نهضت ملى شدن صنعت نفت نیز از حوادث قابل توجه تاریخ معاصر كشور ماست كه مورد توجه امام ‏قرار گرفته است. امام در نگرش تاریخى خویش به این تحول، نقش شخصیت‏هایى چون آیت‏الله كاشانى و دكتر مصدق را مورد ارزیابى قرار داده است:

«قدرت دست دكتر مصدق آمد لكن اشتباهات هم داشت. او براى مملكت مى‏خواست ‏خدمت‏ بكند لكن‏اشتباه هم داشت. یكى از اشتباهات این بود كه وقتى كه قدرت دستش آمد این را (منظور شاه است) خفه‏اش نكرد كه تمام كند قضیه را. این كارى براى او نداشت. آن وقت هیچ كارى براى او نداشت... آن وقت‏اینطور نبود كه این یك آدم قدرتمندى باشد مثل بعد كه شد.

ذهن و اندیشه تاریخ ‏نگر امام خمینى(ره) و نگاه نقد گونه ایشان به تاریخ ‏نگارى، امام را نسبت‏ به چگونگى ‏ثبت و ارائه تحلیل صحیح و درست از حادثه بزرگ قرن حاضر - یعنى انقلاب اسلامى ایران كه او رهبرى وهدایت آن را در دست داشت - نگران مى‏ساخت.

آن وقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود لكن‏غفلت ‏شد. دیگر اینكه مجلس را ایشان منحل كرد و یكى یكى وكلا را وادار كرد كه بروید استعفا بدهید. وقتى استعفا دادند یك طریق قانونى براى شاه پیدا شد و آنكه بعد از اینكه مجلس نیست، تعیین نخست‏ وزیر با شاه است. شاه تعیین كرد نخست وزیر را. این اشتباهى بود كه از دكتر واقع شد و دنبال او این مرد را دوباره برگرداندند به ایران، به قول بعضى كه محمدرضا رفت و رضا شاه آمد. بعضى گفته بودند این را به‏ دكتر كه كار شما این شد كه محمدرضا شاه رفت - محمدرضا آن وقت ‏یك آدم بى‏عرضه‏اى بود و تحت‏چنگال او بود - او رفت و رضا شاه آمد یعنى یك نفر قلدر آمد (3) .»

امام همچنین در مورد نزاع آیت‏الله كاشانى و دكتر مصدق مى‏گویند:

«اولش هم وقتى كه مرحوم آیت‏الله كاشانى دید كه اینها دارند خلاف مى‏كنند؛ صحبت كرد. اینها كارى‏ كردند كه یك سگى را نزد یك مجلس عینك بهش زدند، اسمش را آیت‏الله گذاشته بودند. این در آن زمان ‏بود كه اینها فخر مى‏كنند به وجود او. آن هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یكى از علماى تهران بودم‏ ، كه این خبر را شنیدم كه یك سگى را عینك زدند و به اسم آیت‏الله توى خیابانها مى‏گردانند. من به این آقا عرض كردم كه این دیگر مخالفت ‏با شخص نیست، این سیلى خواهد خورد و طولى نكشید كه سیلى را خورد و اگر مانده بود، سیلى را بر اسلام مى‏زد (4) .»

اقدامات آیت‏الله كاشانى نیز از نظر امام، بى‏ایراد نبوده است:

«در خلال نهضت (آیت‏الله كاشانى) و دكتر مصدق كه جنبه سیاسى نهضت قویتر بود، در نامه‏اى به كاشانى ‏نوشتم كه لازم است‏ براى جنبه دینى نهضت اهمیت قائل شود. او به جاى اینكه جنبه مذهبى را تقویت كند و بر جنبه سیاسى چیرگى دهد، به عكس رفتار كرد به گونه‏اى كه رئیس مجلس شوراى ملى شد و این‏ اشتباه بود. من از او خواستم كه براى دین كار كند، نه اینكه سیاستمدار شود (5) .»

در اندیشه امام خمینى(ره) معلوماتى منقطع از زمان حال نبود و بین دیروز و امروز در نظر آن اندیشمند فرزانه جدایى یافت نمى‏شد. او مى‏كوشید تا با مطالعه گذشته نه تنها از تعامل حوادث با خبر گردد بلكه با ژرفا بخشیدن به اندیشه خویش، پاسخ‏هاى مناسب براى چالش‏هاى موجود را نیز بیابد.

گذشته از آنچه تاكنون ذكر كردیم، تحولات و حوادث دیگرى همچون واقعه پانزده خرداد سال 42 نیزانعكاس زیادى در اندیشه تاریخ ‏نگرى امام خمینى(ره) دارد. امام به روزهاى تاریخى نیز توجه فراوانى داشتند و بر زنده ماندن یاد آنها تاكید مى‏ورزیدند:

«باید پانزده خرداد و نوزده دى جاوید و زنده نگه داشته شود تا جلادى شاه از خاطرها نرود و نسلهاى آتیه‏ جرائم شاهان سفاك را بدانند.» «ملت ایران نباید پانزده خرداد را از یاد ببرند.» «پانزده خرداد را بشناسید، مقصد پانزده خرداد را بشناسید (6) .»


پی نوشتها:

1- همان، ص 211.

2- همان، ص 210.

3- همان، ص 84.

4- همان، ص 84.

5- همان، ص 85.

6- همان، صص 129 و 123 و 122.


نویسنده: سیدحسین فلاح‏زاده


منبع: کتاب نقد – شماره 13


لینک مطالب مرتبط:

 امام خمینی (رض) و تحولات تاریخ معاصر(1) 

 متن وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره) 

 امام خمینى از نگاه اندیشمندان خارجى 

 هجرت خورشید 

 آرامش خاطر امام خمینی رحمة الله علیه (1) 

 عشق مسیحا دم 

 طراوت عبادت در سیره امام خمینى (ره) 

 از عشق و شور و مستی 

 آثار حدیثى امام خمینى (ره) 

 سیره‏ عملى امام خمینى(ره) در ماه مبارك رمضان 

 داستان نفت 

تفاوت های نهضت امام خمینی و نواب

تفاوت های نهضت امام خمینی و نواب

تفاوت های نهضت امام خمینی و نواب
آیا عامل کودتا رضاخان میرپنج بود؟

آیا عامل کودتا رضاخان میرپنج بود؟

آیا عامل کودتا رضاخان میرپنج بود؟
تمجيد «آيرونسايد» از رضاخان

تمجيد «آيرونسايد» از رضاخان

تمجيد «آيرونسايد» از رضاخان
قاجارها چگونه منقرض شدند؟

قاجارها چگونه منقرض شدند؟

قاجارها چگونه منقرض شدند؟
UserName