• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1074
  • شنبه 1385/6/25
  • تاريخ :

مگر از نسل من در تئاتر باقی مانده اند

  

داود رشیدی بازیگر و كارگردان پیشكسوت تئاتر این روزها در دهه هفتاد زندگی اش مشغول بازی در نمایش «زمین مقدس» به كارگردانی ایوب آقاخانی است. او پس از سال ها و حضورهای ماندگارش در تلویزیون و سینما هنوز به تئاتر وفادار مانده است و او را یگانه عشق خود معرفی می كند. داود رشیدی متولد تهران، دیپلم كارگردانی و بازیگری را از آكادمی موزیك ژنو و پس از آن كارشناسی علوم سیاسی را از دانشگاه ژنو گرفت. او از دوره جوانی برای تحصیل به اروپا رفت و از سال 1959 تا سال 1963 به طور حرفه ای به عنوان بازیگر در تئاتر COLLOGUE ژنو به مدیریت و كارگردانی «فرانسوا سیمون» كه كارگردان بزرگی بوده و با گروه «ژرژ ولود میلا پیتوئف» GERSGEFERALU همكاری كرد. همچنین با كارگردانی با نام «فلیپ مانتا» كه هم اكنون مدیر تئاتر «كلبر ملو» شهر لوزان است، همكاری داشت. همچنین اولین نمایشی كه او در ایران كارگردانی كرد، نمایش «می خواهید با من بازی كنید» نوشته مارسل آشار در سال 43 بود كه در تالار اداره هنرهای دراماتیك كسری روی صحنه رفت.

در سال 45 نیز گروه تئاتر امروز را در اداره تئاتر راه اندازی كرد. با داود رشیدی قبل از اجرای نمایش در تالار قشقایی گفت وگو كردیم.

  


زمین مقدس

كارگردان: ایوب آقاخانی

نویسنده: ایوب آقاخانی

طراح صحنه: لادن سیدكنعانی

طراح لباس: لادن سیدكنعانی

موسیقی: ایوب آقاخانی

طراح پوستر: ارسلان آقاخانی

منشی صحنه: سعیده نیازخانی، گروه كارگردانی: اصلان شاه ابراهیمی، هومن خدادوست،جلوه های صوتی: فرشاد آذرنیا، عكاس: شكوفه هاشمیان، روابط عمومی: علی هاشمی، طراح نور: مجید ناخدا، اجرای نور: علی اصغر فرخی، طراح چهره پردازی: بهمن صنیعی، اجرای صدا: مهرداد مصلحی

بازیگران: داود رشیدی، افسانه ماهیان، با همكاری هما روستا، گروه تئاتر معاصر، محل اجرا: تالار قشقایی، زمان اجرا: مرداد و شهریور 1385، ساعت اجرا: 20، مدت اجرا: 80 دقیقه


خلاصه:

«زمین مقدس» در چهار تابلو روایت، مواجهه، مكالمه و مشاجره روی صحنه می رود. این چهار روایت در بستر تاریخ، سیاست، عشق و نوسان های اجتماعی به نمایش گذاشته می شود. در این مسیر چالش و برخورد پدر و دختری پس از سال ها در آن سوی مرزها محوری شكل می دهد كه این مفاهیم در دل آن تعریف می شوند. رازی در میان است، رازی كه رنگ نامكشوف آن رابطه این دو را رنگ آمیزی می كند و فرجامی خاص برای آن دو رقم می زند.

  


شما تجربه كارگردانی «حسن كچل» علی حاتمی و نمایشنامه هایی از ساعدی را داشته اید اما از آن پس تا به حال فقط نمایشنامه های خارجی را روی صحنه بردید و یا در آنها بازی داشتید. چرا ارتباط تان با نمایش های ایرانی كم رنگ شده است ؟

نمایشنامه فرنگی و ایرانی برایم فرقی نمی كند. وقتی نمایشنامه ای با مردم امروز ارتباط برقرار كند مسلما برای اجرا هم مناسب است. خیلی از نمایشنامه های فرنگی هستند كه با روحیه و سلیقه ما رابطه برقرار می كنند و خیلی از نمایشنامه های ایرانی هم هستند كه بیشتر فرنگی هستند. نمایشنامه خوب ربطی به تابعیت نمایشنامه نویس ندارد. فقط مهم این است كه چقدر یك نمایش با مردم ارتباط برقرار می كند.


«زمین مقدس» به شیوه تئاتر ارسطویی نوشته شده است به نظرتان در این حیطه توانسته مواد خام خوبی را در اختیار بازیگرانش قرار بدهد؟

ببینید اگر این نمایش چنین كاری را نمی توانست انجام دهد، من اصلا بازی نمی كردم و یا وسط تمرین رهایش می كردم. مهم این است كه كارگردان و بازیگر با هم بتوانند ارتباط برقرار كنند. بتوانند با هم دیالوگ داشته باشند و كارگردان بتواند به نحو معقولی نظراتش را اعمال كند چون باید در نهایت او حرف آخر را بزند و بازیگر هم در نهایت باید حرف كارگردان را گوش كند. رابطه من با ایوب آقاخانی خوب بود و حرف های یكدیگر را می فهمیدیم. من خیلی با نظرات ، هدایت و ذهنیت اش موافق بودم. البته چیزهای كوچكی هم بود كه شاید خیلی موافق نبودم. در هر كار این اختلاف ها طبیعی است. در كل سلیقه ا م خیلی از او دور نبود.


اولین باری كه متن را خواندید، شخصیت مازیار نژاده و خود متن برایتان چه جذابیت هایی داشت كه بازی در آن نمایش را پذیرفتید؟

من همیشه اولین باری كه نمایشنامه ای را می خوانم، روح كل نمایشنامه را در نظر می گیرم و نه شخصیتی كه قرار است من بازی كنم، چون امكان دارد آن شخصیت، دوست داشتنی و خوب باشد، اما خود نمایشنامه، خوب نباشد یا برعكس. پس در مرحله اول من كلیت نمایش را مدنظر قرار می دهم. «زمین مقدس» هم، نمایشنامه خوبی بود. اجزایش خیلی خوب در كنار هم چیده شده بود و تمام چیزهایی كه در متن مطرح می شد، جوابی برایش وجود داشت. بهتر بگویم مهندسی نمایش درست و بجا بود. این ویژگی ها خیلی من را شگفت زده كرد. داشتن چنین شناخت دقیقی از نوشتن نمایشنامه از سوی یك نویسنده جوان برایم جالب بود. برای این كه در اكثر متن های ایرانی چنین ویژگی ای دیده نمی شود، یعنی شاید در خیلی از متن ها فكر خوبی وجود داشته باشد، اما دیالوگ هایش خوب نباشند به عبارتی اگر دیالوگ ها حذف شوند و یا جایشان عوض شود، اتفاقی نمی افتد در حالی كه در «زمین مقدس» امكان چنین اتفاقی وجود نداشت، چون آن وقت همه چیز به هم می ریخت. بعد از خواندن متن وقتی با آقاخانی صحبت كردم، متوجه شدم دارای تفكر و ایدئولوژی است و متوجه است كه دارد چه می كند. در ضمن شخصیت نمایش را خیلی دوست داشتم. مازیار نژاده بسیار به من نزدیك بود. من در خارج تحصیل كرده ام و فعالیت های دانشجویی داشته ام. كم وبیش با مسائل مطرح شده در نمایش، روزگاری دست و پنجه نرم كرده ام. از لحاظ سنی هم با هم شبیه بودیم. فقط شاید تا حدودی من با تفكر آقای نژاده موافق نباشم این كه تهمت هایی كه به او می زنند را با این فلسفه كه «باید صبر و تحمل را زیاد كرد تا خود به خود مسئله حل شود» پذیرا می شود. من شخصا با چنین فلسفه ای موافق نیستم. اما از آن جهت كه شخصیت نژاده یك بعدی تصویر نشده مثلا لجباز نیست خیلی سرزنده و شوخ است و در ضمن، یك انسان روشنفكر و نویسنده است، راه را برای كنار آمدن با شخصیت باز می كرد و در كل باعث می شد كه برایم جالب باشد. خوشبختانه، كارم خوب پیش رفت و باز هم خوشبختانه رسانه ها و مردم تا اینجا نشان دادند كه نظرشان مثبت بوده است.


شما در صحنه، حضور فیزیكی پررنگی دارید چیزی حدود ?? دقیقه در صحنه بازی می كنید. برای بازیگری در سن شما، چنین حضوری بسیار سخت است. چه كارهایی برای آماده نگه داشتن خودتان در صحنه انجام می دهید.

بازیگران هم مثل ورزشكاران از آن جا كه كار سختی را انجام می دهند باید خیلی چیزها را از نظر جسمی و روحی رعایت كنند مثلا مواظب تغذیه و استراحت خود باشند و باید زیاد ورزش كنند. خیلی ها به انرژی كه در صحنه صرف می كنم، اشاره می كنند اما من واقعا صرف انرژی زیادی را احساس نمی كنم چون این كار را خیلی دوست دارم. عاشق تئاتر هستم و برخورد نزدیك با تماشاگر را دوست دارم. به همین دلیل برای من، انجام این پرفورمنس كار لذت بخشی است. اگر در كل بخواهم بگویم، من كار به خصوصی برای آماده نگه داشتن خودم در صحنه انجام نمی دهم، با خنده مثلا دوپینگ نمی كنم برای این كه آن وقت از بازی محروم می شوم. تنها كارهای خاصی كه انجام می دهم این است كه به خاطر علاقه ام به تئاتر سعی می كنم قبل از این كه به تئاترشهر بیایم استراحت كنم و ذهنم را از گرفتاری ها دور كنم.


شخصیت مازیار نژاده به گونه ای طراحی شده كه تماشاگر نمی تواند تصمیم قطعی بگیرد كه آیا با شخصیت مثبتی روبه رو است یا منفی و یا خاكستری تماشاگر، مدام در حال تغییر قضاوتش است. چه راهكارهای برای كنار آمدن با این تضادها داشتید؟

اتفاقا یكی از چیزهایی كه در این پرسوناژ برایم جالب بود، وجود همین تضادها بود این كه خیلی وقت ها نژاده كارهایی می كند و حرف هایی می زند كه به نظرش احمقانه است اما باز هم آنها را انجام می دهد و درباره شان حرف می زند. نشان دادن این تضادها از جمله كارهای مورد علاقه بازیگران است كه البته كار سختی هم است. برای این كه باید فیزیك و نگاه و درون بازیگر با دیالوگ هایی كه می گوید در تضاد باشد. حالا این كه بازیگر چطور می تواند اینها را به درستی به تماشاگر انتقال دهد، كار بسیار سختی است و فرمول خاصی هم ندارد. گاهی اوقات، بازیگر با یك حركت دست یا نگاه و یا رفتار می تواند تضادها را در یك لحظه نشان دهد مثلا در جایی از نمایش مازیار نژاده درباره یك نفر می گوید: «زن هم دارد و زن خوبی هم دارد.» این جمله باید با حسی گفته می شد كه تماشاگر احساس كند كه منظور نژاده زن خودش است. باید بازیگر چیزهایی را پیدا كند كه به واسطه آنها تماشاگر دوگانگی حس ها را متوجه شود. البته خیلی جاها ممكن است كه بازیگر موفق نشود چون كار بسیار ظریفی است. اغراق هم به درد نمی خورد. نه من و نه آقاخانی اغراق را دوست نداشتیم. شاید گفتن این نكته كمك كند كه ما 20 روز مانده به اجرا، تمرین هایمان را شروع نكردیم بلكه از 3 ماه قبل از اجرا شروع كردیم. بچه ها در دفتر من جمع می شدند. در ابتدا، تمرین ها، یك روز در هفته بود بعد شد 2 روز و به تدریج تعداد روزها بیشتر شد و حدود 25 روز هم در تئاترشهر تمرین كردیم. این روند تمرین، به ما خیلی كمك كرد. به این شكل نبود كه از روز اول، سه، چهار ساعت تمرین كنیم ما در اوایل تمرین مان فرصت كافی برای فكر كردن داشتیم و بیشتر هم روی خوانش متن تمرین كردیم تا روی میزانسن ها.


شما خودتان در مقام كارگردان وقتی می خواهید نمایشی را با گروه تان تمرین كنید، بیشتر به خوانش متن اهمیت می دهید یا به میزانسن ها ؟

من خودم خواندن متن را در دور میز در چند جلسه خلاصه می كنم یعنی بیشتر از جلسه سوم دیگر اعتقاد به خواندن متن ندارم و تمرین ها را با توجه به پیام ها و به حركات و میزانسن هایی كه در ذهنم برای بازیگران در نظر گرفته ام، شروع می كنم. حالا بعضی اوقات حركت های ذهنی من با حركت های بازیگرها هماهنگ نمی شود و باید حركت های دیگر را انتخاب كرد كه بازیگر هم بیشتر با آن م?نوس باشد كه خود به خود در تمرین ها شكل می گیرد. به طور خلاصه، من، تمرین ها را زودتر آغاز می كنم و میزانسن ها هم، بیشتر، همان چیزی خواهد بود كه در ذهن من بوده است.


این گروه جوان، كارگردان و یا متن برایتان چه ویژگی هایی داشت كه بازی در این نمایش را پذیرفتید می گویند نسل شما چندان راغب نیستند كه با نسل جوان كار كنند؟

من از نمایشنامه، خیلی خوشم آمد بعد هم كه با كارگردان صحبت كردم از افكارش خوشم آمد و همین دلیلی شد برای انتخاب كار. اما شما بر چه اساسی می گویید كه نسل من از كار كردن با نسل جوان خوشش نمی آید اصلا مگر از نسل من در تئاتر باقی مانده اند آنها جذب سینما و تلویزیون شده اند. شاید چون بازی در تئاتر سخت است یا آمادگی فیزیكی و روحی اش را ندارند و یا به خاطر دستمزدهای پائین نسبت به سینما و تلویزیون به سمت تئاتر نمی آیند و یا شاید متن جذابی از دید خودشان به آنها پیشنهاد داده نشده است. اما به هر جهت آنها در تئاتر حضور ندارند و به همین خاطر من هم از آنها گله دارم كه چرا حداقل به عنوان تماشاگر به سراغ تئاتر نمی آیند. واقعا جایشان خالی است. چند شب پیش سمندریان به دیدن نمایش «زمین مقدس» آمده بود و بعد از پایان نمایش دیدم كه 15 دقیقه با آقاخانی درباره كارگردانی نمایش اش صحبت می كرد. خب این تبادل نظرها خیلی خوب است نباید تجربیات یك جا بماند و دفن شود، بلكه باید به نسل های بعدی هم منتقل شود. نمی دانم، شاید منتظر دعوت هستند و شاید جوان ها هم نمی خواهند كه مزاحم آنها شوند. به نظرم جوان ها به طور جدی باید از آنها دعوت كنند. بدون وجود آنها تئاتر كار كردن خیلی دردناك است.

  


بعضی ها معتقدند كه بازیگر باید در هر بازی اش متفاوت باشد و تكرار نشدنی، اما برخی دیگر هم می گویند، چون بازیگر از وجود خود مایه می گذارد، بنابراین در همه بازی های او می توان وجوه مشترك زیادی پیدا كرد؟

به نظر من از یك سو هر بازیگری، هر بار شخصیت متفاوتی را بازی می كند، ولی هر بار هم خودش است با ظاهر، ذهن، فرهنگ، سواد و تجربیاتش. این همان قضیه دوگانگی بازیگر است. خیلی از فیلسوف ها هم به خاطر جذابیت این مسئله به آن پرداخته اند. مثلا د یدرو اثری دارد راجع به دوگانگی بازیگر. بازیگر، نقشی را بازی می كند كه بسیار با خودش متفاوت است. ولی همین دوگانگی برای بازیگرها شیرین است. اما این كه هر دفعه باید یك جور دیگر شود، غلط است. وقتی من داود رشیدی بازی می كنم، سعی می كنم به شخصیت، نزدیك شوم، اما نسبت نزدیكی من با نقش با مجموعه ای از سواد، تجربه، فیزیك و ذهنیتم شكل می گیرد. خیلی از نمایشنامه هایی كه قرن ها اجرا می شوند و كارگردان ها و هنرپیشه های مختلفی آن را روی صحنه می آورند و تماشاگرها هم هر بار تابلوهای متفاوتی از نقش ها و نمایشنامه ها را می بینند كه گویای همین نكته است. در ضمن با این جمله كه بعضی ها مدام می گویند: «باید در شخصیت غرق شد » موافق نیستم. به نظرم خیلی جمله خنده داری است مثلا من اگر بخواهم نقش قاتلی را بازی كنم باید چطور در نقشم غرق شوم ضمنا براساس میزانسن های صحنه و تمرین ها همه چیز باید با حساب و كتاب در صحنه انجام شود. آن وقت اگر من در نقشم غرق شوم شاید دیر یا زود بیایم روی صحنه و یا اصلا نخواهم كه روی صحنه بیایم یا حرف بازیگر مقابلم را قطع كنم و نگذارم او حرف بزند، چون بالطبع آن قدر غرق شده ام كه متوجه نمی شوم. به نظرم این از جمله حرف های رمانتیك است. من در لحظه هم دارم شخصیت مازیار نژاده را بازی می كنم و هم رهنمودهای كارگردان را اجرا می كنم. مثلا سر یك جمله باید حرفم را قطع كنم و اجازه دیر یا زودتر قطع كردن حرف هایم را ندارم به عبارتی من هم مازیار نژاده هستم و هم داود رشیدی، كه كارگردان به من سفارش هایی كرده است. اینها پیچیدگی بازیگری در سینما و تئاتر است. حالا سینما یك جور دیگر است، پیچیدگی های خاص خودش را دارد. مثلا بازیگر باید در نقطه ای ثابت جلوی دوربین بایستد وگرنه مثلا فوكس اش به هم می خورد، نور از بین می رود و... به نظرم در سینما سخت تر است حداقل در تئاتر بازیگر می تواند یكی، دو قدم عقب تر یا جلوتر برود.


چقدر آقاخانی اجازه اعمال سلیقه به شما را می داد و تا چه حد در ارائه بازی ها آزاد بودید؟

خیلی راحت بود. ایوب آقاخانی با وجود آنكه می دانست نهایتا به كجا می خواهد برسد، دست ما را در بازی باز می گذاشت. در روزهای اول خیال می كردم كه خودم دارم بازی ام را هدایت می كنم مثلا كارهایی می كردم كه به من نمی گفت این كارها را انجام نده. اما آرام آرام متوجه شدم كه در واقع همان چیزی كه او می خواهد من انجام می دهم. یا اگر من پیشنهادی داشتم از آن استقبال می كرد اگر چه كه شاید آخر سر می گفت بهتر است مثلا فلان كار را انجام بدهی. برخلاف خیلی از كارگردان هایی كه اصلا خوش ندارند كه پیشنهادهای بازیگر را بپذیرند و آن هم بیشتر نه به خاطر این كه پیشنهادها بد است بلكه بیشتر به این دلیل كه می خواهند پرستیژ كارگردانی خود را حفظ كنند و مثلا بگویند كه بازیگر نباید دخالتی كند. اما آقاخانی با بازیگرانش رابطه نزدیكی داشت و از این به بعد من هیچ مشكلی نداشتم.


بالاخره متنی را كه قرار است برای ? ماه دوم سال روی صحنه بیاورید انتخاب كردید در جلسه ای گفتید كه خیلی در انتخاب متن وسواس دارید ؟

بله. من وسواس بسیار دارم. زمانی می خواستم كه نمایشی را انتخاب كنم كه كمدی صرف باشد، چون فكر می كردم مردم ما خنده كم دارند و باید حسابی بخندند گاهی اوقات هم دوست داشتم متن هایی را انتخاب كنم كه بسیار عمیق و تاثیرگذار و تراژیك باشند. واقعیتش این است كه هنوز تصمیم قطعی نگرفتم اما قطعا بعد از پایان اجرای «زمین مقدس» دو، سه روزی را صرف انتخاب نمایشنامه ام خواهم كرد.

نیلوفر رستمی


لینک :

 عكس هایی از « زمین مقدس » 

UserName