• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 350
  • شنبه 1385/6/25
  • تاريخ :

روح یك شورشی در من بود

  

مارسل خلیفه در 1950 در خانواده ای مسیحی در لبنان به دنیا آمد. او در زمینه موسیقی در كنسرواتوار ملی بیروت موسیقی خوانده و ساز تخصصی اش عود است. از سال 1970 تا 1975 در كنسرواتوار بیروت و دیگر مراكز كشور به تدریس عود پرداخت. در همین دوره شروع به برگزاری كنسرت در خاورمیانه، شمال آفریقا، اروپا و ایالات متحده كرد.

در سال 1972 در روستای زادگاهش گروه موسیقی را با هدف باز زنده سازی میراث موسیقایی و عربی بنیانگذاری كرد. این گروه كه المیادین نام داشت، برای اولین بار در1976 در لبنان به اجرای موسیقی پرداخت. سپس گروه به دیگر كشورهای عربی، اروپا، ایالات متحده، آمریكای جنوبی، استرالیا و ژاپن مسافرت كرد و به اجرای برنامه پرداخت. همزمان با كار در گروه، مارسل به تحقیق و كار در زمینه موسیقی ادامه داد. علاوه بر تصنیف آهنگ و ترانه، مارسل در زمینه موسیقی فیلم داستانی و مستند نیز كار كرده است.

ویژگی كار مارسل آن است كه او علاوه بر موسیقی و اجرای آن به شعر و متن ترانه هایی كه می خواند توجه دارد. از جمله شاعران معروف عرب كه مارسل از اشعارشان برای ترانه هایش استفاده كرده است، محمود درویش است. او همواره در كارهایش سعی بر شكستن كلیشه های مرسوم در موسیقی عربی و تاثیرگذاری بر مردم و زندگی اجتماعی داشته است.

موسیقی مارسل خلیفه، روح یك انقلابی و بینش یك فرهیخته را داراست. به عنوان استاد مسلم عود، او همواره در تعامل با سنت های عربی بوده است. دوران كودكی او در دهكده زادگاهش امشیت در 40كیلومتری بیروت گذشت. خودش در این باره می گوید: «به نظرمان از روستا تا بیروت راه درازی بود.» روستای امشیت كه نه جاده درست و حسابی و نه وسیله حمل ونقل مناسبی داشت، از بیروت جدا افتاده بود. نهایت آرزوی مردم آن بود كه بچه هایشان روزی دكتر یا وكیل شوند. از این رو وقتی مارسل 14ساله اولین عودش را برداشت و به كنسرواتوار ملی رفت كه موسیقی بخواند، والدینش با اكراه از او حمایت كردند. آنها نمی دانستند كه در روزهای جنگ داخلی، موسیقی پسرشان مردم لبنان را متحد خواهد ساخت یا اینكه او موسیقیدانی برجسته در خاورمیانه خواهد شد.

مارسل درباره علاقه اش به موسیقی می گوید: «من از همان كودكی عاشق موسیقی بودم. پدربزرگم ماهیگیر بود و ترانه های دریا را برایمان می خواند. وقتی به كلیسا می رفتم به موسیقی كلیسایی گوش می دادم. از قرائت قرآن هم خوشم می آمد. ما در لبنان فرهنگ اسلامی و مسیحی را در كنار هم داریم و همه اینها با هم آگاهی موسیقایی مرا شكل دادند.»

در موسیقی، مارسل عناصر نامتجانسی را باهم پیوند زده است: فرهنگ عربی را با ایمان مسیحی، سنت های كلاسیك را با سلایق عوام و ظرافت شاعرانه را با اصطلاحات كوچه و خیابان. او همواره در كار سعی به پیشبرد سنن داشته است و در پرورش ایده های نو و روش های موسیقایی جدید پیشتاز بوده است. به عنوان مثال می گوید: «چرا ما خانواده ای از عود نداریم چنانكه مثلا برای ویولن، ماندولین یا بالالایكا هست» جالب اینكه، اخیرا كنسرتویی از عود كه توسط یك كوارتت مركب از چهار عود نواخته می شود، تصنیف كرده است.

مارسل بر این باور است كه موسیقی سنتی خاورمیانه در واقع بخشی از همان سنتی است كه موسیقی كلاسیك غربی را در خود دارد. مفاهیمی مثل كنترپوان واركستراسیون در هر دو موسیقی وجود دارند. تفاوت تنها در نواهای سنتی است كه موسیقیدانان در كارشان استفاده می كنند: «موسیقی عربی بخشی از موسیقی جهانی است. سال های طلایی این موسیقی سال هایی است كه عرب ها در اندلس بودند. آن موقع هیات هایی از كشورهای اروپایی به اندلس می رفتند تا موسیقی عربی را بیاموزند. حتی هانری هشتم، برادرزاده اش را به اندلس فرستاد تا این موسیقی را فراگرفته و به انگلیس بیاورد. عود وارد اروپا و به لوت تبدیل شد، همچنین رباب به ویولن. بعد از این سال های طلایی، در حدود 600 سال پیش پیشرفت موسیقی عربی متوقف شد. در این دوره، امپراتوری اتومان بر سرزمین های عرب استیلا یافت. اگر موسیقی عربی به پیشرفت خود ادامه می داد به مراحل بالاتری می رسید. به همین دلیل است كه من كوشش می كنم با برگشت به میراث موسیقیایی عربی و با نگاه به همه انواع موسیقی از پاپ تا سنتی، علاقه به موسیقی عربی واقعی را افزایش دهم.»


در جست وجوی مفاهیم نو در موسیقی

در كوشش برای پیشبرد محتوای موسیقی عربی او نظرات جالبی را دنبال می كند: «موسیقی عربی همواره درباره معشوقی سخن می گوید كه تو نه می توانی ببینی اش، نه می توانی لمسش كنی. كاری كه ما كردیم بسیار ساده بود. ما معشوق را پیش محبوبه اش بردیم و دستش را در دست او گذاردیم. آنها با هم زندگی و كار و فكر كردند. دیگر وصال محبوب آرزویی محال نبود. به همین دلیل است كه موسیقی ما به مردم امید می دهد و آنها را در روابط انسانی شان به یكدیگر نزدیكتر می سازد.»

درباره ارزش های موسیقی عربی و غنای فرهنگ عرب می گوید: «ما فرهنگی بسیار قدیمی به قدمت هزاران سال داریم. من به دنبال اشكال جدید موسیقی می گردم. ممكن است تاثیراتی از موسیقی جاز یا كلاسیك داشته باشم، اما همه اینها تنها موسیقی مرا غنی تر می سازند. اگر قرار است جهان غرب به من فرهنگ مك دونالد یا پپسی كولا را بیاموزد، من آن را رد خواهم كرد. این جور چیزها بعد از مدت كوتاهی از بین می روند. من به دنبال هدفی هستم كه انجامش سال های مدید به درازا خواهد كشید. هدفی كه به عمر من نیز قد نخواهد داد.»

معروفیت مارسل تنها به خاطر جسارت او در عرصه موسیقی نیست. مردمی كه از جنگ داخلی لبنان جان به در بردند، اجراهای او را در تالارهای متروك بیروت به یاد دارند. در آن روزهای سخت، مارسل با عود و ترانه هایش سعی در زنده نگاه داشتن روحیه مردم داشت. تعجب آور نیست كه وقتی اسرائیل در 1982 به لبنان حمله كرد، نوارها و ترانه های مارسل در لیست «موسیقی ممنوعه» قرار گرفت. او خود در باره این دوره می گوید: «من با مسائل مردم درگیر شدم. در آن دوره، همه آموزشگاه ها و موسسات تعطیل شده بودند.» كار مارسل در این دوره با الهام از موسیقیدانان عرب بعد از دوره اتومان و بعدها با كارهای برادران رهبانی1 عجین شد.

در موسیقی، مارسل شنونده اش را به چالش می كشد. وقتی در كنسرواتوار تدریس می كرد، به او توصیه شد نوشته هایش را ساده كند تا برای دانشجویان قابل فهم باشد، اما او مخالفت كرد و گفت: «وقتی مردم به كنسرت های من می آیند، مجبورند به ادبیات و شعر ترانه ها دقت كنند. ترانه ها اشعار دشواری دارند ولی مردم با خواندن همراه من، شروع به یاد گرفتن این اشعار كردند.»


مارسل شورشی

مارسل در جان خود یك شورشی است. خود او در این باره می گوید: «از زمانی كه زاده شدم، روح یك شورشی در من بود. من با چیزهای موروثی كه به گمانم نادرست بودند سر جنگ داشتم. این چیزها ممكن بود در خانه، كالج یا حتی كنسرواتوار باشند. نه اینكه بخواهم هر چه سر راهم هست نقد كنم، نه، من با بعضی نظرات و دیدگاه های مشخص مخالف بودم.» در جایی دیگر او می گوید: «ارزش هنرمند به چیست اگر شورشی نباشد تمدن در لحظه ای از شورش زائیده شد.»


در دفاع از آزادی

همچون همه هنرمندان واقعی، مارسل هرگز از مردم خود و دردهای آنها جدا نبوده است. شاید بتوان بن مایه هنر او را بر همین اساس تبیین كرد. تعجبی ندارد كه برخی به او لقب «پیت سیگر خاورمیانه» و «باب دیلن شرق» داده اند:

من جز شاخه درختی نیستم

كه با باد خم می شود.

من روحم را آویخته ام،

بر ستاره ای در آسمان شب مردم خویش،

و به راه خویش رفتم.

چون بسیاری دیگر از هنرمندان عرب، مسئله فلسطین و مردم آن از دغدغه های همیشگی مارسل بوده است. در شعرگونه ای خطاب به مردم فلسطین می گوید:

اگر توانش را داشتم مرگ را نابود می كردم پیش از آنكه شما را لمس كند،

اگر توانش را داشتم، مرگ را می كشتم و شما را در آغوشم پناه می دادم.

من چهره هایتان را دیده ام هزاران چهره بی نام، چهره خداوند.

من چهره هایتان را دیده ام چون گل های اردیبهشتی كه بر آب شناورند.

چون عاشقی حسود، تمجیدتان می كنم و برایتان خوفناكم. چه باید برایتان بخوانم

از نگاه كردن بر چهره هایتان شرمگینم.

از نگاه كردن بر چشم هایتان كه از تصویر روزنامه ها بر ما می نگرند، شرمگینم.

چشم هایی كه در سكوت سخن می گویند، در سكوت.


پیام آور صلح و دوستی

سال گذشته یونسكو، مارسل را به عنوان هنرمند صلح برگزید. این عنوان برای مارسل و موسیقی عرب افتخاری بزرگ و تاییدی بر زندگی سراسر تلاش او در راه صلح، عدالت و آزادی بوده است. بعد از تجاوز اسرائیل به لبنان در ژوئیه سال جاری كه مارسل از آن به زمانی كه «اسرائیل كودكان ما، گل ها، خیابان ها، ترانه ها، شادی ها و عشق به سرزمین مان را می كوبد» یاد می كند، طی دادخواستی خطاب به هنرمندانی كه به لقب هنرمند صلح مفتخر شده اند، از آنها خواست كه به تجاوز ارتش اسرائیل به لبنان و فلسطین اعتراض كنند. در این نامه كه مارسل در آن با بیانی شاعرانه از هنرمندان یونسكو خواستار یاری و همدردی با مردم لبنان و فلسطین می شود، مارسل به رابطه بین هنر و وظیفه هنرمند در دفاع از مردم و حقوق آنان اشاره دارد. این مقاله را با ذكر بخش هایی از این نامه به پایان می بریم:«هنر ما چیزی نیست جز سخن گفتن به جای آنانی كه سخن گفتن نمی توانند. این هدفی است كه ما كوششهایمان را وقفش كرده ایم و این دلیلی است كه صدای ما را تایید می كند. ما آرزو كردیم كه این صدا را به دورترین جاها برسانیم و سوگند خوردیم كه ترانه هایمان برای صلح و اتحاد با همه قربانیان ستم در همه جا، فارغ از نژاد، مذهب، رنگ یا ملیت باشد.»...

«در این لحظات حساس كه هموطنان من از سر می گذرانند، من از شما می خواهم بیایید بار كشتار مردم را كه در برابر دیدگان جهان «متمدن» اتفاق می افتد، از شانه های خود برداریم. بگذارید با بلندترین صدا، به كشتار مردم توسط نیروهای اشغالگر اسرائیل اعتراض كنیم.»...

«بگذارید برای مردم شادی به ارمغان بیاوریم و آنان را از عذاب جنگ رهایی بخشیم. بگذارید شادمانی هدیه كنیم كه با غم می جنگد، امیدی كه نومیدی را شكست می دهد، سبزی كه سترونی را می خشكاند و مردم را به افق هایی ناشناخته ببریم، با نجواهایی كه عشق را در خود دارد.»...

«حاكمان بی شرم ایالات متحده با جنایات مستمر و منظمشان، با بیرحمی و نفرت كورشان، سازمان ملل و قوانین بین المللی را نادیده گرفته، بر چهره خود نقاب دفاع از نیكی می زنند. جامعه جهانی، در برابر جنایات سكوت كرده و چشم بر قساوت «رهبر جهان آزاد» می بندد.

دوستان من،بگذارید با نفرت و تخریب بجنگیم. بگذارید كوشش كنیم تا واقعیت كنونی را تغییر دهیم، ارزش هنرمند به چیست جز آزادی و رهایی انسان»


پی نوشت:

1 آسی رهبانی، همسر فیروز خواننده مشهور لبنانی و منصور رهبانی برادر او، از پیشگامان موسیقی نوین عرب. مقام این سه هنرمند برجسته لبنانی با هیچ گروه دیگر از هنرمندان عرب قابل مقایسه نیست.

منبع : روزنامه شرق


لینک :

 موسیقی 

UserName