• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 4267
  • شنبه 25/6/1385
  • تاريخ :

نگاهی به فیلم «مارها در هواپیما»

در این هواپیما مارهایی هست كه مردم از آنها به ساموئل ال. جكسون پناه می برند، به آدم یغور كله تاس بد دهنی كه نعره می زند: «می خواهم این مارهای لعنتی را از این هواپیمای لعنتی بیندازم بیرون.»

ترس از هواپیما و ترس از مار، شایع ترین موارد هراس های بیمارگونه در میان مردم، در فیلم «مارها در هواپیما» با هم تركیب شده اند تا هراس بزرگتری تولید كنند، اما حاصل این درهم آمیزی به جای آنكه ترسناك یا هیجان انگیز باشد، بیشتر فیلمی خنده دار و مفرح از كار در آمده است. احتمالا بیش از همه نوجوانانی با آن تفریح می كنند كه قاچاقی به سالن می روند تا این فیلم با درجه R را تماشا كنند.

یكی از سركردگان گروه های جنایتكار به نام ادی كیم بایرون لاوسون در هاوایی دادستانی را با چوب بیسبال به قتل می رساند و پسری موج سوار ناتان فیلیپس كه شاهد صحنه قتل است موفق می شود از دست او فرار كند. نویل فلین ساموئل ال. جكسون و جان ساندرز مارك هوتون، دو مامور اف بی آی، باید این شاهد را با پرواز 121 پاسیفیك ایر از هونولولو به لس آنجلس برسانند تا در دادگاه شهادت بدهد. اما ادی هم بیكار نمی نشیند و نقشه مبتكرانه ای طراحی می كند: به ماموران فرودگاه رشوه می دهد و 300 مار را درون جعبه هایی به داخل هواپیما می فرستد. قرار است این جعبه ها در زمان معینی باز شوند و مارها با پخش عطر خاصی در فضا تحریك شوند و به هر كس كه ببینند حمله كنند. مارهای خشمگین به سرنشینان و خدمه حمله می كنند و خلبان را هم نیش می زنند. فلین با كمك یك مهماندار جولیان مارگولیز مسافران را به قسمت جلوی هواپیما منتقل می كند، مانع موقتی در مقابل مارها به وجود می آورد و سعی می كند كنترل هواپیمای بی خلبان را در دست بگیرد.

فیلم در ابتدا «پرواز 121» یا «پاسیفیك ایر 121» نام داشت اما شركت نیولاین بعدا تصمیم گرفت عنوان زمخت SNAKES ON A PLANE را بر آن بگذارد، عنوانی كه داستان فیلم را لو می دهد و به اختصار SOAP می شود كه به معنی «آبكی» است. ترجمه فارسی زمخت «مارها در هواپیما» برای این عنوان، به روح آن نزدیكتر است. لزومی ندارد به دنبال عنوانی زیبا بگردید. شركت تهیه كننده سعی كرد بیشتر به تبلیغ و بازاریابی اینترنتی متكی باشد. مدت ها پیش از تولید سایت های اینترنتی برای تبلیغ فیلم به وجود آمد و از مخاطبان درخواست شد كه در مورد داستان پیشنهاد بدهند. تا روز اكران از هرگونه نمایش خصوصی جلوگیری شد تا داستان لو نرود اگر كسی داستان را نمی دانست كافی بود به عنوان فیلم توجه كند و مهمتر از همه، منتقدان نتوانند نقد منفی بر آن بنویسند در این مورد هم جای نگرانی نبود، چون از قرار معلوم مخاطبان كم سن و سال این نوع فیلم ها نه نقد فیلم می خوانند و نه چیز دیگر. ترفند های عجیب و غریب سازندگان بالاخره نتیجه داد و یك فیلم درجه 2 كم مایه كه به تقلید از فیلم های ژانر فاجعه دهه 1970 ساخته شده بود و غیر از ساموئل ال. جكسون هیچ در چنته نداشت، به یكی از پر فروش های گیشه تبدیل شد و لااقل برای یك هفته موفق بود. «مارها در هواپیما» در هفته اول اكران از جمعه 27 مرداد 20 میلیون دلار فروخت و در جایگاه اول قرار گرفت اما هفته دوم با سر به رتبه هفتم سقوط كرد و فقط 6 میلیون دلار در آورد.

قهرمانان این فیلم بیشتر مارها هستند كه بسیاری از لحظات روایت را از زاویه دید كج و معوج و سبز رنگ آنها می بینیم. موجوداتی كه اسمشان را باید شخصیت بگذاریم در واقع كاریكاتورهای یك بعدی هستند كه در تمام فیلم های این نوع نظیر آنها را می توان دید. به راحتی می توان حدس زد كه كدامیك از این تیپ های كلیشه ای زنده می مانند و كدام به نیش مارها مبتلا می شوند: میلیونر انگلیسی غرغرویی كه می خواهد در قسمت درجه یك جای خوبی داشته باشد، پسر بچه، دختر بلوند، مادری كه كودكی در بغل دارد، مهماندار زیبا، ستاره موسیقی رپ و محافظ چاقش...

مارها هم به طور كلی بر دو دسته هستند، آنهایی كه می بینیم نیش می زنند و در یك مورد هم مار بوآی غول پیكری كه می خواهد یك مرد درشت اندام را در سته قورت بدهد با جلوه های ویژه CGI بسیار آشكاری ساخته شده اند كه عجیب است اگر مادربزرگ داخل هواپیما هم از پشت عینك ضخیمش نتواند تشخیص بدهد و مارهای واقعی كه در نماهای زنده كنار بازیگران حركت می كنند و كاملا مشخص است كه سمی نیستند. نویسندگان فیلمنامه جان هافرنان و سباستین گوتیرز بدون توجه به اینكه رئیس گنگسترها برای از بین بردن شاهد و هواپیما می توانست راه ساده تری مانند بمب گذاری را انتخاب كند یا اگر می خواست ابتكار بیشتری به خرج دهد، می توانست همان طور كه یك هفته پیش از اكران فیلم اخبار آن بر سر زبان ها افتاد از مایعات منفجر شونده استفاده كند، سعی كردند مارها را به جان سرنشینان بیندازند و انتخاب نقاطی كه مارها بدن قربانیان را نیش می زنند، تنوع را رعایت كنند و این خزندگان را به هر جایی كه انتظارش می رود یا نمی رود، بفرستند. كارگردان فیلم، دیوید الیس، هم به غیر از شعار «مارها اینجا، مارها آنجا، مارها همه جا» به چیز دیگری اهمیت نداده است.

ساسان گلفر

UserName