• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2087
  • پنج شنبه 1382/3/15
  • تاريخ :

عرصه های مغموم حیات

تالاب ها را شايد بتوان از مغموم ترين عرصه هاي حيات در ايران ناميد . اگر چه فرسايش خاك ، نابودي مراتع را آنچنان هولناك كرده است كه كشور ما را در رتبه دوم فهرست زيانكاران اين بلا قرار داده است ، و اگر چه در دهه هاي اخير ، مساحت جنگل هاي كشور نصف شده و اگر چه هر دقيقه چهارصد متر مربع به مساحت بيابان هاي ايران افزوده مي شود ، و اگر چه بسياري از زيستمندان بي نظير طبيعت ايران در دهه هاي اخير يا منقرض شده اند ويا در لبه ی مغاك انقراض ايستاده اند ، اما سرنوشت تالاب ها حتي از همه ی آنچه كه گفته شد، غمبارتر است.

نكته اين است كه اگر هم جنگلها و مراتع و حيات وحش جانوري و گياهي و ... تن به زهر باد نيستي مي سپارند، دست كم اين است كه از خام دستي ماست و نه از اين تعمد كه ديگر نمي خواهيمشان و اين نيز هست كه بيشتر بليه را ما براي آنها ايجاد كرده ايم و نه اينكه اقليم هم با آنها سرناسازگاري داشته باشد. اما تالاب ها از سويي با قهر و عتاب عامدانه ما روبه رو بوده اند و از سوي ديگر با نامهرباني هاي مكرر در مكرر طبيعت.

بسياري از تالاب هاي شمال و جنوب ، شايد ناخواسته انباشتگاه فاضلاب هاي شهري و صنعتي شدند ، اما بسياري از آنها نيز به قصد خشكانده شدند ، تا سفره كم روزي كشتكاران ، چند هكتاري فراخ تر شود.

كيست كه نداند در پايين دست ِ هر كدام ازاين سدهاي تازه ساز، چه بسيار تالاب هست كه با قطع ارتباط با حوزه هاي آبگير بالا دست، قطعاً نابود مي شود؟

كيست كه نداند اندكي ارزان تر شدن هزينه ی احداث جاده هايي همچون آنها كه مقرر شد از درياچه اروميه و تالاب انزلي بگذرند، به بهاي سنگين نابودي گستره هاي وسيعي از اين دو زيستگاه مهم طبيعت ايران منجر مي شود؟ كدام تالاب در گيلان و مازندران هست كه كما بيش مسموم و رنجور نباشد ؟ كدام  تالاب درغرب وجود دارد  كه اندك حرمتي براي حريم آن مانده باشد؟

در جنوب و شرق ، البته اقليم مجدانه تر سر نابودي تالاب ها را داشته است . خشكسالي آنچنان كرد كه هامون و پريشان و ارژن و تنگه خوران و باهو كلات و.. شايد ديگر نتوانند كمر راست كنند .  شايد ، ترسالي در روزگاران پيش رو، دوباره جاني به كالبد تفتيده ی برخي از اين تالاب ها بدمد ، اما آنچه كه خواهد آمد، بي ترديد نه آن است كه پيش از اين بود.

بعيد است كه روزي دوباره  دُرناها به هامون بازگردند و دريغ از اين همه خام دستي و نامهرباني با نمياب هاي حيات آفرين ، در سرزميني تا بدين پايه ،  لب تشنه و تفتيده.

آلودگي هوا، معضل جهانی

حدود سي سال يا سه دهه است كه هواي ناپاك گرداگرد كره زمين را آلوده ساخته است.

هواي ناپاك كه غير قابل رؤيت مي باشد به صورت غباري زيان  بار در فضاي اطراف كره زمين قرار گرفته است.  اولين زيان اين قشرآلوده ، متوجه دستگاه تنفسي مي شود و مسموميت ناشي از گازهاي آلاينده براي اولين بار به قلب و دستگاه تنفس آسيب وارد مي سازد كه بيماري هاي قلبي را در پي خواهد داشت. آلودگي هوا نه تنها براي اشخاص سالمند بسيار زيانبار است ، بلكه بر سلامتي كودكان و نوجوانان ، تاثيرات بسيار زيان بخشي دارد. مخصوصاً هنگامي كه مردم در هواي آلوده دست به تمرينات ورزشی مي زنند هواي ناپاك از طريق دستگاه تنفس وارد بدن شده و تاثيرات نامطلوبي بر جا مي گذارد.

تحركات شديد بدن و انجام ورزشهاي پر تحرك در فضايي كه بسيار آلوده است ، شديداً به دستگاه تنفسي و بدن انسان صدمه مي زند. در عين حال آثار سوء هواي آلوده ، بيشتر براي كساني است كه سابقه ناراحتي هاي جسماني، ريوي و قلبي داشته باشند. نازك شدن لايه اوزون و درنتيجه تابش پرتوهاي زيانبار به زمين، مي تواند تاثيرات ناگواري بر سلامتي انسان و ساير موجودات زنده داشته باشد و حتي در مواردي باعث اختلالات شديد عصبي و رواني مي شود. تاثيرات مخرب تابش ناشي از لايه اوزون در كانادا، شيلي و استراليا، عوارض شديدي به جاي گذاشته است.انباشت گازهاي آلاينده در يپرامون كره زمين، موجب بارش باران هاي اسيدي نيز شده است و تا كنون خسارات بسيار سنگين وغير قابل جبراني به مزارع كشاورزي وارد كرده است. تنها راه كاهش اين گازها و خسارات ناشي از آن ، پايبندي كشورهاي صنعتي توسعه يافته به پيمان هاي جهاني به ويژه پيمان كبوتر مي باشد كه متاسفانه همچنان با بي اعتنايي و مخالفت آمريكا روبروست.

UserName