• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 702
  • چهارشنبه 1385/6/22
  • تاريخ :

استراتژی برگزاری جشن خانه سینما چیست؟

هیچ وقت عمرم عضو هیچ نهاد و حزب و صنف و گروه و دسته و تیمی نبوده ام و برعكس هیچ نهاد و حزب و صنف و گروه و دسته و تیمی هم نخواسته كه من عضوش باشم.

عضو خانه سینما هم نیستم، اما از ته دل و با تمام وجود دلم می خواهد این سینما، جشن پرخیر و بركتی داشته باشد. چرا چون آبرو و نفوذ و شخصیت این جشن بین مردم، فایده اش به همه ما می رسد.

این جشن اگر خوب برگزار شود، سینما را بین انبوه مخاطب های داشته و نداشته اش جا می اندازد. سفره ای پهن می شود كه هر كس بهره ای از آن می برد. لقمه ای از آن می خورد. حالا هر كی كه می خواهد داور باشد، هر كی كه می خواهد جایزه بگیرد. اینها را همان اول كار نوشتم كه بعد اگر گفتم جشن روز ملی سینما و جایزه هایش، هنوز اعتبار و شخصیت و نفوذ لازم و به اندازه را بین مردم به دست نیاورده است، كسی اصل نیت ام را زیر سئوال نبرد.

هر جایزه ای قدرت و اعتبارش را از مخاطب های بالقوه اش می گیرد و سینما هنر ، صنعت توده ها است. مخاطب های بالقوه فراوانی دارد كه اگر بالفعل شوند و بلند شوند بیایند فیلم ببینند، سینما را خیلی خیلی بانفوذتر از سایر هنرها جلوه می دهد.

جشن خانه سینما هم در عین حال كه یك مراسم صنفی است، باید بین مخاطب های بالقوه اش هم معتبر باشد. این جشنی است كه قرار است مردم را متوجه سینما كند. مثل هر مراسم دیگری، به چیزها و كسانی كه اجرایش می كنند، قدر و اعتبار ببخشد و بالاخره این كه حس رقابتی ایجاد كند و به بهترین های هر سال جایزه بدهد.

اما ظاهرا مردم ما چندان اعتنایی به این جشن ندارند. نه فقط موقع برگزاری اش، كه بعد از پخش جایزه ها هم كمتر كسی رغبت می كند بپرسد: «هی رفیق، امسال جایزه بهترین موسیقی را چه فیلمی گرفت؟» یا حتی جایزه بهترین فیلم را.

كسب جایزه در این جشن، دستمزد چند نفر را بالاتر می برد؟ برنده ها را بین چند نفر از مردم محبوب تر می كند؟

شاید بگویید كه خب این دوره های اول است. هنوز مانده جشن خانه سینما اسكار و یا حتی سزار بشود. اما مشكل این جاست كه در چنین شرایطی آینده روشنی هم در كار نیست. مشكل این جاست كه هنوز در این جشن سینما مسئله اصلی نیست.

بیشتر روابط بیرونی و درونی خانه سینما با نهادها و گروه های دیگر شرط است. این كه جایزه ها چطور «تقسیم» شود: به این یكی كارگردانی را بدهیم و به آن یكی جایزه بهترین فیلم را. این كه برنده شدن فلان فیلم چقدر «حساسیت» ایجاد می كند. این كه چند سال است به «فلانی» جایزه نداده ایم، پس امسال نوبت اش است.

طبعا داوری ها در هیچ جشنواره و جشنی، این قدر خالص نیست كه هیچ عامل بیرونی و غیرسینمایی در آن دخیل نباشد، اما درباره جشن خانه سینما، در چنین اعمال نفوذها و تاثیرگذاری هایی خیلی بالا است. به هر حال خانه سینما مثل جشنواره فجر چنین امكانی ندارد كه ده روز قبل از مرحله اعطای جوایز، برای مراسم نهایی اش تبلیغ كند و جو و اتمسفر ایجاد كند. پس باید به این اعتبار، با قدرت و شدت بیشتری از درون خودش و بالذات شكل دهد.

وقتی تماشاگر نگاهی به فهرست بهترین های هر سال می اندازد و می بیند كه مثلا فیلمبرداری حمید خضوعی ابیانه در خیلی دور، خیلی نزدیك، حتی نامزد دریافت جایزه هم نیست، حق دارد به خیلی چیزها شك كند.

معیارهای ارزش گذاری در هنر دیگر این قدر هم نسبی نیست. این كه قبل از اعلام جوایز اسكار درصد مهمی از آن را می شود حدس زد، خیلی هم بد نیست. این نشان می دهد كه فاصله این جایزه با درك بخشی از منتقدهای آن ور آب و حتی طیف عظیمی از مردم چندان زیاد نیست و این كه چنین مراسمی بعد از سال ها در هر رشته استراتژی خاص خودش را یافته است. به نام برندگان جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه در مراسم اسكار سال های پیش دقت كنید. هر كدام معیارهای خاص خودشان را دارند كه با دیگری یكی نیست اما تا حدی دامنه و حوزه اش مشخص است و این اتفاقی است كه در مورد جوایز خانه سینما كمتر می افتد.

هر بار یك جور نگرش یك جور درك خاص و تماشاگر می ماند حیران كه این بار داوران جشن كدام نوع سینما را می پسندند و كدام جور فیلم را ترویج می كنند. كم نیستند تماشاگرهایی كه در آمریكا، می نشینند ببینند اسكار كدام فیلم را تایید می كند، تا آنها در جهت عكس حركت كنند و تحویل اش نگیرند. چون به این نتیجه رسیده اند كه نگرش اسكاری كارشان را راه نمی اندازد. این كه نظر من درباره فلان فیلم چیست برای خودم و خوانندگان نقدهایم مهم است، جشن باید استراتژی تعیین شده خودش را داشته باشد كه شاید هیچ ربطی هم به سلیقه آدم هایی مثل من نداشته باشد.

تا آخر این یادداشت دیگر زیاد فرصت ندارم و خیلی چیزها ناگفته ماند. بخواهیم خلاصه كنیم، باید این طوری جمع بندی كنیم كه باید بدانیم و بفهمیم كه چنین جشنی قدرت اش را از مخاطب هایش یعنی مردم می گیرد و این كه آبرویش به استقلال و نگرش حساب شده و استراتژیك اش است. پس در كنار تبلیغات گوناگون كه امسال جلوه اش را از همیشه بهتر و بیشتر می بینیم باید روی به دست آوردن دیدگاه و روش خاصی تاكید داشته باشد. برای رسیدن به این استراتژی هم، یك جور دموكراسی درون صنفی، قابل قبول ترین مسیر ممكن است. یعنی همان به راه انداختن آكادمی و دخیل كردن آدم حسابی هایی كه به نوعی در صنعت سینما دخیل اند. مسیری كه ابوالحسن داودی و همكاران اش دو سه دوره قبل شروع كردند و هنوز به نتیجه درخوری نرسیده است. جشن خانه سینما باید به سمتی برود كه تهیه كننده ها با اشتیاق اسم جایزه هایی كه فیلم شان از این جشن گرفته روی مواد تبلیغاتی درج كنند تا مردم تشویق به تماشای فیلم شان شوند و حالا كه از این خبرها نیست.

امیرقادری – روزنامه شرق

UserName