• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1438
  • دوشنبه 1385/7/17
  • تاريخ :

دیگران در مورد عمران صلاحی چه میگویند


جواد مجابی: یكی از نویسندگان تراز اول در طنز بود.

او همچنین به خبرنگار ایسنا گفت: صلاحی كسی است كه مسائل اجتماعی را با یك دید موشكاف بررسی كرده و هر مسأله‌ی زودگذر را در روشنای یك تجربه‌ی تاریخی دیده است و مهم‌ترین خصیصه‌ی عمران، دوست داشتن مردم و سخن گفتن به شیوه‌ی آن‌هاست؛ به این معنا كه زبان مردم كوچه و بازار را در حد كمال به‌كار می‌برد.

به اعتقاد جواد مجابی، صلاحی از دردهای مردم جدا نبود، برای اینكه خودش از مردم جدا نبود و در تمام آثاری كه خلق كرده، مسائل مشترك بین او و مردم ایران را می‌بینیم و این صفت به كار عمران ویژگی می‌دهد.

این شاعر و طنزپرداز در ادامه خاطرنشان كرد: پشت طنزهای شوخ و شاد عمران همواره یك اندوه عظیم بر سرنوشت آدمی موج می‌زند و این خصیصه‌ی یك طنزپرداز برجسته است.

مجابی همچنین معتقد است: كار عمران صلاحی به پایان نرسیده بود و در زمینه‌ی ادبیات طنز رو به شكفتگی و رسیدن به قله‌های هنرش بود كه متأسفانه در این راه فروماند.

وی همچنین تاكید كرد: جامعه‌ی ایرانی احترام خود را نسبت به عمران حفظ خواهد كرد، به دلیل شادخویی و این‌كه شادخویی‌اش را تقسیم می‌كرد. برای مردم می‌نوشت و خود یكی از بهترین مردمان بود.


منوچهر احترامی: از هر مسأله‌ی جاری روز، طنز ماندگاری می‌نوشت

به‌اعتقاد منوچهر احترامی، نوشتن یك طنز ماندنی از هر مسأله‌ی جاری روز، ویژگی منحصر به‌فرد عمران صلاحی است.

این طنزپرداز در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران، عنوان كرد: شاید كم‌تر افراد دست به‌قلم به این مسأله توجه داشته باشند، اما صلاحی با بازنگری ادبیات كلاسیك، از نو نوشتن و تفسیر آن، استفاده از شعرها، قصه‌ها و ضرب‌المثل‌های معروف، در بازسازی طنز‌آمیز مسائل روز تلاش می‌كرد و آن‌ها را عمق می‌داد و به این ترتیب در خزانه‌ی فرهنگی مردم ماندگارشان كرد.

وی ادامه داد: به این ترتیب صلاحی سعی می‌كرد حتی مسائل كوچك را از دست‌برد آفت زبان دور نگه دارد و ماندی‌ترشان كنند.

احترامی با تأكید بر این‌كه صلاحی شیوه‌ی خودش را داشته و كارش منحصربه‌فرد بوده، اثرگذاری او را در مقوله‌ی طنز ایران در شعر، نثر، عرصه‌ی مطبوعاتی و غیرمطبوعاتی مثل رمان، غیرقابل انكار دانست.

او در این زمینه متذكر شد: شیوه‌ای كه صلاحی آورد، خاص خودش بود و به نام خودش ماندگار خواهد شد.

احترامی در ادامه یادآور شد: شناخت زبان فارسی، فرهنگ متداول جامعه و شناخت ادبیات كلاسیك ایران كه این‌ها همه‌اش لازمه‌ی خوب فكر كردن و خوب نوشتن است، در كار صلاحی دیده می‌شود. او همچنین شناخت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داشت، ظرفیت‌های زبان را به‌كار می‌گرفت و ذوق و استعداد سرشارش هم باعث می‌شد كارهای ماندگاری ارایه دهد.


شمس لنگرودی: از شاخص‌ترین شاعران طنز‌پرداز پس از مشروطیت بود

محمد شمس لنگرودی، عمران صلاحی را یكی از محبوب‌ترین شاعران نسل خودش می‌داند.

این شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به جنبه‌های مختلف كاری صلاحی ازجمله شعر، داستان، گفتارهای كوتاه طنز، رمان و تحقیق یادآور شد: او در همه‌ی عرصه‌ها كار كرد و شاید همین پراكندگی تا حدودی به كارش لطمه زده باشد؛ اما فكر می‌كنم یكی از شاخص‌ترین شاعران طنز‌پرداز ما پس از مشروطیت بود.

او افزود: به خودش هم می‌گفتم اگر بیش‌تر وقتش را در آن عرصه به كار می‌پرداخت، موفق‌تر بود؛ اما در هر حال اگر گزینه‌ای از شعرهای صلاحی منتشر شود، حتما ماندگار خواهد بود.

وی همچنین متذكر شد: عمران صلاحی در دوره‌ای بیش‌تر به اجتماعیات می‌پرداخت، اما پس از نوعی سرخوردگی عمومی كه پیدا شد، به عاشقانه‌سرایی روآورد و اواخر عمر بیش‌تر شعرهای عاشقانه می‌گفت.

نكته‌ی دیگر مورد اشاره‌ی شمس لنگرودی، نو‌آوری عمران صلاحی در حوزه‌ی وزن شعر فارسی بود كه در این‌باره توضیح داد: او از مدت‌ها قبل نوآوری را در این زمینه شروع كرده بود كه به‌گمانم به نتیجه هم رسید. تحت تأثیر شعر تركیه و شعر آذری از مدت‌ها بیش شعر هجایی می‌گفت. اوایل فكر می‌كردم شعرهایش منثور است و وزن ندارد، بعد متوجه شدم كه این‌طور نیست، اما متأسفانه به این موضوع توجهی نشده است. خود عمران هم اهل خودنمایی نبود كه آن را مطرح كند و پیروان و هوادارانی پیدا كند. اما اگر كسی كه از زبان آذری و شعر هجایی شناخت خوبی دارد، پیدا شود و روی این شعرها كار كند، حتما تأثیر خوبی خواهد داشت.

وی در توضیح دلیل محبوبیت صلاحی هم گفت: این به‌خاطر خصلت‌های انسانی و طنز حضوری بود كه داشت. كسی را ندیدم كه با او خصومتی داشته باشد و این به سعه‌ی صدر و دل بازش برمی‌گردد.

او همچنین از شعر "پرستار" صلاحی به‌عنوان یكی از درخشان‌ترین شعرهای طنز پس از مشروطیت نام برد.


مفتون امینی: هیچ شاعری به اندازه‌ی او در معاشرت با مردم محبوبیت نداشت

به‌گفته‌ی یدالله مفتون امینی، شعرهای عمران صلاحی از نظر اجتماعی، عمیق و دقیق و از نظر عاطفی بسیار زیبا هستند.

این شاعر در گفت‌وگویی با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران، متذكر شد: صفت عمده‌ی صلاحی، سازگار و قابل تطبیق بودن بود. هیچ شاعری به اندازه‌ی او در معاشرت با مردم محبوبیت نداشت. بسیار مردمدار بود و حالا همه در بهت‌زدگی هستند.

وی در این زمینه توضیح داد: صلاحی با گروه‌ها، قشرها و طیف‌های مختلف مردم معاشرت داشت و دایره‌ی تأثیر‌پذیری و تأثیرگذاری‌اش خیلی متفاوت بود كه این تنوع لایه‌های روابط اجتماعی در شعرش اثر گذاشت؛ به‌طوری‌كه این تنوع، خاصیت اول شعر او شد.

به‌اعتقاد مفتون، شعر صلاحی همیشه در آن واحد جنبه‌های متفاوت داشت و تنوع در كار او جنبه‌ی عرضی داشت.

وی همچنین خاطرنشان كرد: صلاحی علاوه بر مضامین متنوع، در آن واحد، غزل، شعر نیمایی یا شعر سپید می‌گفت، كه به‌قول محد حقوقی، در هیچ‌یك از جنبه‌ها تمركز پیدا نكرد. اما كل این كارها در نوع خود، خوب و دلنشین‌اند، بخصوص كتاب "هزار و یك آیینه"ی او كه متأثر از "هزار و یك شب"، شعرهای زیبای سپیدی دارد.

مفتون امینی همچنین درباره‌ی مضامین شعر صلاحی عنوان كرد: او بیش‌تر به مسائل اجتماعی می‌پرداخت و كم‌تر شعر عاشقانه می‌گفت، كه البته شعرهای عاشقانه‌اش از آن نوع هستند كه من می‌پسندم؛ یك‌سره نیستد و كاملا جنبه‌ی امروزی و این‌قرنی دارند؛ در آن‌ها حقارت، اسارت و فلاكت نیست و این شعرهای عاشقانه‌ی صلاحی را باارزش می‌كند.

او همچنین با اشاره به این‌كه طنز‌های عمران صلاحی بی‌نظیرند و هیچ‌كس جز عبید زاكانی تاكنون نتوانسته در عرصه‌ی طنز این‌طور بدرخشد، یاد‌آور شد: اواخر بیش‌تر به مطایبه و لطیفه‌گویی متمایل شده بود و از طنز‌های اولیه‌اش فاصله گرفته بود، چرا كه می‌خواست همه را راضی كند و مردم بیش‌تر مطایبه را می‌پسندند؛ اما كارهای اولیه‌ی طنز صلاحی قطعا در تاریخ ماندگار خواهند شد.

وی در پایان با اشاره به آشنایی‌اش با صلاحی در سال 50 در تبریز و ادامه‌ی این رابطه از سال 60 در كوهنوردی‌های تهران، گفت: شهریار به من می‌گفت تو از من 20 سال كوچك‌تری و پس از من 20 سال فرصت داری. چند روز پیش به این موضوع فكر می‌كردم و بلافاصله به نظرم رسید، صلاحی هم 20 سال از من كوچك‌تر است و 20 سال بعد از من خواهد ماند كه حالا او رفته است...


علیرضا طبایی: هم دنبال ایده‌آل بود و هم نگران سرنوشت انسان

علیرضا طبایی، عمران صلاحی را دارای دو جنبه‌ی شاخص، یكی جنبه‌ی انسانی و پاكی در ذات و دیگری جنبه‌ی ممتاز آثار شعر و طنز او دانست كه هر دو نمونه هستند.

این شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا،‌ یادآور شد: كم‌تر كسی را می‌شناسم كه پاكی، صداقت، دوستی و خوبی صلاحی را تا آخرین لحظات زندگی‌اش داشته باشد و در عین حال شعرش هم - چه از دیدگاه طنز و چه از نگاه جد - برای خود شاخص باشد.

به‌گفته‌ی وی، طنز و شعر صلاحی در نوع خود خاص هستند و ویژگی ممتاز و برجسته‌ای كه در آثار طنز و جدی او دیده می‌شود، این است كه هر دو را درهم می‌آمیزد. در عین حال كه جدی‌ترین اثر او را می‌خوانیم، در آن لحظه چراغ‌ها و لحظاتی از طنز در كار او می‌درخشند و ادغام این دو را در هم جابه‌جا می‌بینیم كه در كار شاعران دیگر كم‌تر دیده می‌شود.

طبایی در ادامه گفت: صلاحی چهره‌ای بود كه ادب كلاسیك را می‌شناخت، با دست‌مایه‌های كلام و سرودن در قالب‌های كهن، نیمایی و آزاد، آشنا بود و بنابراین می‌دانست ارزش هر كلمه چیست. هر كلمه را سبك و سنگین می‌كرد، طعمش را می‌چشید و آن را در جای درست خود می‌نشاند.

او همچنین خاطرنشان كرد: در شعر صلاحی با دغدغه‌ی انسان شاعری روبه‌روییم كه غم انسان و سرنوشت نامفهوم و اندوه‌بار او را دارد، نگران آینده می‌شود و به‌دنبال وضعیت بهتری از وضعیت كنونی است. هم دنبال ایده‌آل است و هم نگران سرنوشت انسان كه دواسبه به سوی تباهی می‌رود.

طبایی با بیان این‌كه این نگرانی در شعر صلاحی در ساده‌ترین و شاید كودكانه و صمیمانه‌ترین شكل بیان می‌شود، متذكر شد: او در عین حال كه چهره‌ی نگرانی دارد، سعی می‌كند پیامی را كه به مخاطب می‌دهد، با چهره‌ی خندان و گشاده باشد؛ اما در پشت آن چهره‌، عمیق‌ترین و تلخ‌ترین نگرانی‌های یك انسان متعهد را می‌بینیم. این ویژگی هم در شخص و هم در آثار صلاحی به چشم می‌خورد و اگر نگوییم همه‌ی كارهایش، اما بسیاری از آن‌ها ماندنی و جزو آثار خوب ادبیات این صدسال به حساب می‌آیند.

طبایی با تاكید بر تلخی این فقدان گفت: در زندگی دومرتبه شوكه شدم؛ دو سال پیش با درگذشت همسرم و امروز كه این خبر را شنیدم. متاسفانه در دو سال گذشته خیلی از چهره‌های شعر و ادب را از دست داده‌ایم كه هركدام برای این مساله محملی داشتند و رفتن‌شان دور از انتظار نبود، اما رفتن صلاحی را نمی‌شود تصور كرد.


سیدحسن حسینی: شاعر ستایشگر خوبی‌ها

سیدحسن حسینی، این‌گونه از عمرن صلاحی یاد می‌كرد: شاعری فروتن، نازك‌خیال، حساس، نكته‌دان، شوخ‌طبع، بذله‌گو و مهربان و بامعرفت؛ همراه با ذهنی مدام حساس و فعال در قبال همنشینی كلمات؛ چه در محاوره و چه در نوشتار و چه در اسامی خاص.

به گزارش بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حسینی در نشست نقد و بررسی آثار صلاحی در سال ‌82 كه خود در آن جلسه گفته بود، «خورجین شعر من مثل سبد میوه‌فروشی است و هر نوع شعری در آن یافت می‌شود»، با اشاره به دوستی سالیان دورش با صلاحی عنوان كرده بود: او مصرف‌كننده صرف طنز و شوخی نیست، بلكه از تولیدكنندگان مواد اولیه خنده برای صدور به لب‌های در حال توسعه است. عمران شاعر ستایشگر خوبی‌هاست؛ چه در عاشقانه‌ها، چه در طبیعت‌سرایی و چه در وصف مادر. سلاح او در این ستایش و ستیز ایجاز زیبایی، دامن زدن به شوخ‌طبعی و خنده است.

به‌اعتقاد حسینی، در جدی‌ترین سروده‌های عمران، عنصر طنز را می‌بینیم و در طنزآلوده‌ترین نوشته‌هایش رگه‌هایی از جدیت به‌خوبی مشهود است؛ چنان‌كه در شعری كه برای شخصی كه سرطان دارد، با عنوان "عیادت" در كتاب "گریه در آب" می‌گوید:

مرگ / از پنجره بسته به من می‌نگرد / زندگی‌ از دم در / قصد رفتن دارد / روحم از سقف گذر خواهد كرد / در شبی تیره و سرد / تخت حس خواهد كرد / كه سبك‌تر شده است / در تنم خرچنگی است / كه مرا می‌كاود / خوب می‌دانم من / كه تهی خواهم شد/ و فروخواهم ریخت / توده‌ی زشت كریهی شده‌ام / بچه‌هایم / از من می‌ترسند / آشنایانم نیز / به ملاقات پرستار جوان می‌آیند.

***

عمران صلاحی

-- متولد اسفندماه سال 1325 -- كارش را با مجله‌ی "توفیق" شروع كرد و آن‌جا با پرویز شاپور آشنا شد. او سال‌ها در مطبوعات ازجمله "گل‌آقا" طنز می‌نوشت.

تعدادی از آثار منتشرشده‌ی او عبارت‌اند از: طنزآوران امروز ایران، گریه در آب، قطاری در مه، ایستگاه بین راه، پنجره‌دن داش گلیر و آینا كیمی (به زبان تركی)، حالا حكایت ماست، رؤیاهای مرد نیلوفری، شاید باور نكنید، یك لب و هزار خنده، آی نسیم سحری، ناگاه یك نگاه، ملانصرالدین، باران پنهان، از گلستان من ببر ورقی، هزار و یك آیینه، گزینه اشعار و مرا به نام كوچكم صدا بزن (گزینه شعرها).

وی همچنین قرار بود ‌"تفریحات سالم"، "طنز سعدی در گلستان و بوستان" و "زبان‌بسته‌ها" (منتخبی از قصه‌های حیوانات به نظم) را منتشر كند.

وی سه شنبه شب گذشته در سن 60 سالگی در بیمارستان طوس تهران دار فانی را وداع گفت.

روحش شادو یادش گرامی

نه شتر نه مرغ!

نه شتر نه مرغ!

نه شتر نه مرغ!
 آقای طنازنده

آقای طنازنده

آقای طنازنده
از دیرین دیرین تا پایتخت

از دیرین دیرین تا پایتخت

از دیرین دیرین تا پایتخت
«خندوانه» سیاسی نمی شود

«خندوانه» سیاسی نمی شود

«خندوانه» سیاسی نمی شود
UserName
عضویت در خبرنامه