• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4249
  • سه شنبه 1385/6/21
  • تاريخ :

استاینبرگ

كارتونیستى از جنس پیكاسو

سائل استاینبرگ یكى از محبوب ترین هنرمندان آمریكایى است كه حدود شش دهه آثارش را روى جلد و داخل مجله « نیویوركر» دیده ایم.

او بیشتر به دلیل نقاشى ها، طراحى ها، مجسمه ها، آثار چاپى و كلاژهایى كه در سراسر جهان در گالرى ها و موزه ها به نمایش گذاشته است شهرت دارد.

آثار هنرى استاینبرگ را نمى توان به یك شاخه یا جنبش هنرى خاص محدود كرد. او مدرنیستى منحصر به فرد است كه دائماً به سمت مرزهاى ناشناخته و كشف نشده محدوده بصرى تغییر مسیر داده است. استاینبرگ در كارتونِ «منظره جهان از خیابان نهم» یكى از آثار مشهورش كه در سال ???? بر روى جلد مجله نیویوركر چاپ شده است، جغرافیاى ذهنى شهر منهتن را به تصویر كشیده است، هر چند این نقشه حقیقتاً به مكان خاصى تعلق ندارد.

استاینبرگ در طرحى دیگر موسوم به «سرزمین اثر انگشت ها» عكس هاى مجرم ها را در مكانى كه آسمان آن با اثر انگشت پر شده به ما نشان مى دهد.

تمام اجزاى آثار او كلمات، شماره ها، اعداد و علائم پیام آوران شك، ترس و یا سرزندگى در زندگى هستند.

خط هاى موجود در «صفحه موسیقى» یكى دیگر از آثار او با استفاده از سوژه سیم هاى ویولن و ردیف آوازها، لبخند گربه را مى سازند.

خط هاى استاینبرگ با وجود تغییر معنى از یك اثر به اثر دیگر همچنان روى طبیعت انتقال دهنده خود پافشارى مى كنند. «نقاشى هنرمند از خودش» كه به صورت غلط اندازى ساده به نظر مى رسد یك مارپیچ بزرگ است كه ابتدا از پاى چپ او شروع شده، سپس پاى راستش، پس از آن بالاتنه و در آخر به دست نقاش مى رسد كه خودكارى را نگه داشته است. این اثر هنرمند مظهر اصول ذاتى آثار استاینبرگ است. كارهاى او راجع به راه هایى است كه هنرمندان به خلق هنر مى پردازند.

استاینبرگ به خلق مجدد آنچه كه دقیقاً مى بیند نمى پردازد بلكه به جاى آن او با قرض گرفتن فرم از هنرهاى دیگر، مردم، مكان ها و حتى كلمات، گذشته و حال را تصویر مى كند. در آثار مصور او، با روشى بسیار زیركانه تصویرهایى كه در گذشته در هنر پردازش شده اند، به عنوان وسایلى براى بررسى مشكلات و نقاط ضعف اجتماعى، سیاسى، جغرافیایى، معمارى، زبان ها و مسلماً خود هنر، مورد استفاده قرار مى گیرد.

سائل استاینبرگ در سال 1914 در رومانى به دنیا آمد. پس از یك سال مطالعه فلسفه در دانشگاه بخارست در سال 1933 در «پلى تكنیك میلان» در رشته معمارى ثبت نام كرد و در سال 1940 فارغ التحصیل شد. دقت طرح هاى معمارى، به او پتانسیل یك خط آزاد دوبعدى را براى بیان یك فرم مركب سه بعدى آموخت.

در طول دهه 1930 استاینبرگ ترسیم كاریكاتور را شروع كرد. او در میلان براى هفته نامه انتقادى طنزآمیز «برتولدو» شروع به كار كرد. در سال 1945 نقاشى هاى استاینبرگ در مجله لایف و هارپرز بازار چاپ شد. در همان سال كانون رادیكال هاى فاشیست ضدجهود ایتالیا او را مجبور به فرار به آمریكا كرد. در سال 1941 زمانى كه در سانتودومینگو منتظر دریافت ویزاى ورود بود، همكارى اش با نیویوركر را نیز آغاز كرد.

همكارى استاینبرگ با نیویوركر حدود 60 سال ادامه یافت و حاصل آن ?? طرح روى جلد و بیش از 1200نقاشى بود؛ كه در بالا بردن سطح سلیقه مردم از گرافیك مردم پسند تا قلمروى اصیل هنرهاى زیبا بسیار موثر بود.

استاینبرگ اهدافش در دنیاى هنر را با كار در نیویوركر و دیگر مجلات به نمایش گذارد. اولین نمایشگاه او در سال 1943 در گالرى ویك فیلد در نیویورك برگزار شد كه آثارش در میان چهارده آمریكایى دیگر قرار داشت، در این میان آثارى هم از آرشیل گوركى، اسیامو نوگوچى و روبرت مادرول دیده مى شد. آثار استاینبرگ را سه گالرى دار عمده نیویورك به نمایش گذاشتند كه عبارت بودند از: بتى پارسونز، سیدنى جیمز و ویلدستاین.

از سال 1982 تا به امروزه بیش از 80 نمایشگاه انفرادى از آثار او در اروپا و آمریكا برپا شده است كه از مهم ترین آنها مى توان به نمایشگاه مرورى به آثار استاینبرگ در سال 1987 در موزه آمریكایى هنر ویتنى و موسسه هنر مدرن اسپانیا در والنسیا 3 در سال 2002 اشاره كرد.

استاینبرگ در سفرى پس از جنگ جهانى دوم قسمتى از نقاشى دیوارى «مارپیچ كودكان» در سال 1954 در میلان را تكمیل و «پاویون آمریكایى ها براى ایالات متحده آمریكا» را در بروكسل خلق كرد. در سال 1966 دیوار گالرى Maeght در پاریس با كلاژ le Masque از آثار معروف او پوشیده شد.

le Masque تكامل یافته «ماسك هاى» معروف استاینبرگ هستند:

كاغذهاى قهوه اى بریده شده یا پاكت هاى كاغذى. این ماسك ها را تنها براى تغییر شكل دادن خود و دوستانش طراحى و ساخته بود و شخصیت هاى متنوعى داشتند كه »اینگ مورات» 4 از آنها عكس گرفته بود.

در هنر استاینبرگ ایده تغییر شكل دادن از عمده ترین مسائل بود. او معتقد بود كه در جهان همه انسان ها چه به صورت حقیقى و چه مجازى ماسك هایى زده اند. مردم با نحوه لباس پوشیدن، مدل مو، اثاث منزل و ژست هایشان نقاب هایى خلق مى كنند، و شهرها و ملت هاى خود را با سبك معمارى و نمادها و سمبل هایشان كه بى شباهت به ماسك نیست معرفى مى كنند.

استاینبرگ كار خود، یعنى به صورت مبدل درآوردن چهره ها را، به اخلاق سبك شناسانه هنر تشبیه كرده است: او با روى آوردن و عمل كردن به هنر، فرهنگ، سادگیِ زندگى و حقیقت را به سمت خلاقیت هاى تصویرى هدایت مى كرد.

استاینبرگ از سبك ها براى بیان مسائل عیان فرهنگى استفاده مى كرد. در نقاشى «شهر ویومینگ» كوه هاى مجستیك آرت دكو با هیبت در طبیعت جلگه اى نمودار شده اند كه شهر كوچك ویومینگ را نشان مى دهد. این نقاشى تصویر پرطمطراق آمریكایى ها از خود در غرب را نشان مى دهد. سبك كار او در «جورج تاون كازینو» پیغام پیچیده اى راجع به كم اهمیت كردن نقش زنان مى دهد. در این اثر كه روى جلد یك مجله چاپ شد پنج زن را مى بینیم كه مشغول باز كردن جعبه هایى هستند. (این احتمالاً تبلیغى براى لوازم آشپزخانه بوده است.)

استاینبرگ در آثارش صورت ها را به گونه كاریكاتورى مى كشید و اشیاى مورد توجهش را به شكل مجسمه هاى ابتدایى درمى آورد. اثر «بدون عنوان» او در سال 1971 بیلبوردها را تصاحب كرد. در این اثر او از رنگ ها و كلمات «آبى» و «قرمز»، «زرد» و «سبز» استفاده كرد، اما كلمات و رنگ ها را برعكس انتخاب كرد. منظور او از انجام این كار نشان دادن فریبندگى آگهى هاى تبلیغاتى بود.

در نقاشى «پاریس» این شهر را به یك شهر پرگل با ایستگاه هاى مترو و ساختمان هایى با نقشه مثلثى شكل و دورنمایى خالى و خسته كننده تنزل داد. در این شهر هیچ ماشینى وجود نداشت و عابران نیز تنها در پیاده روها حركت مى كردند. استاینبرگ از این شهر به عنوان شهر ایده آل او با معمارى شهرى یاد مى كند.

در «لاس وگاس» فرم و محتوا كاملاً برهم انطباق دارند. رنگ هاى تند مواد سمى در پرده بى رنگ پرزرق و برق كازینو كاملاً با سیل خروشان فرم ها هماهنگ است.یك زن، جلوتر از همه براى دریافت جایزه بزرگ از دستگاه جك پات تلاش مى كند، كه البته جایزه آن پول یا چیزى شبیه به آن نیست، بلكه قطعاتى از شكل هاى هندسى است. دراین اثر خط هاى داخل دستگاه در حد رسیدن به یك ثروت ناگهانى احمقانه و بچگانه هستند.

تنوع فرم هاى گرافیكى در آثار استاینبرگ نیز خود حاوى معنى هستند. مثلاً در «خیابان كانال» او تراكم یكى از شلوغ ترین خیابان هاى اصلى نیویورك را با مدل هاى خطى از ماشین ها كه بى دقت و خط خطى كشیده شده اند، جمعیت درهم، كوبیسم ساختگى و دو آسمانخراش وحشتناك و بسیار بزرگ نزدیك خیابان نشان داده است.

استاینبرگ در سال 1964در نقاشى خود از یك اتاق پذیرایى ایده اش را با موتیف دیگرى بیان كرد. خود او راجع به علاقه زیاد بین كشف سبك ها صحبت مى كند و مى گوید:

«در نقاشى مكالمه بین افراد تصویر شده است، افرادى با ظاهرى خیلى سخت و درونى نرم كه روى صندلى هاى پشت صاف به صورت مارپیچى و فرفرى قرار دارند. روى كاناپه نیز گفت وگویى خسته كننده بین مارپیچ ها با خط هاى جنون آمیز و صداى قهقهه دیده مى شود و پس از آن گفت وگویى بین دایره هاى متحدالمركز و مارپیچ را مى بینیم. دایره هاى متحدالمركز نماد انسان هاى محتاط و یخ زده اند. مارپیچ ها هم مى توانند یك سرى دایره متحدالمركز باشند... اما حقیقتاً ماهیت مارپیچ ها با ماهیت دایره متحدالمركز متفاوت است.»

استاینبرگ در آثارش از طیف وسیعى از مواد طراحى استفاده مى كرد و معمولاً همه آنها را در تصویرى مى گنجاند. او جوهر، مداد، زغال، مداد شمعى، آبرنگ، رنگ روغن و گواش را مانند وسایل نوظهورى در آثارش به كار مى برد. او مهره هایى از انسان ها، پرندگان، سواركارها و كروكودیل ها طراحى كرد كه مى توانستند با آن تركیب بندى ها شكلى ادارى را نشان دهند اما او عمداً این مهره ها را ناخوانا كرد.

استاینبرگ از كلمات نیز به عنوان شخصیت هاى نقاشى هایش استفاده مى كرد. او یك نوع خوش نویسى باشكوه اما مجدداً ناخوانا را خلق كرد. او آثارى با عنوان «مدارك» شامل: گواهینامه ها، دیپلم ها، گذرنامه ها و جوازهاى جعلى را به صورت ناخوانا طراحى كرد تا جنبه ادارى پیدا نكنند.

استاینبرگ با نقاشى هایى هر چند ساده عكس ها را نیز به سطوح نقاشى تبدیل مى كرد. براى مثال او با جوهر روى تصویر یك آشپزخانه نقاشى كرد و یخچال و جا ظرفى را به صورت ساختمان هایى در منظره شهر در آورد . در اوایل دهه 1950 او همچنین آثارى را بر روى اشیا و یا كل فضاهاى عكس نقاشى كرد، مانند تصویر خالى حمامى كه او با نقاشى زنى لمیده در آن آن را با مهارت آفریده است.

عجیب نیست كه بدانیم اولین شبیخون استاینبرگ به مجسمه سازى نظریات سه بعدى او روى آثار نقاشى شده خودش بوده است. انتزاع ناب جوهر و مداد در سال 1976 كه طراح نیز در وسط میز نشسته است یك اثر راجع به كوبیسم نیست بلكه در رقابت با آن است. استاینبرگ مى گوید كه كوبیسم تنها یكى از چندین سبك است كه مى توان با آن نقاشى كرد و یا از طریق آن فكر كرد.

استاینبرگ نقاشى را «راهى براى استدلال روى كاغذ» مى خواند و از دوره اى كه نقاشى به تولید انبوه اختصاص یافته بود با انتقاد یاد مى كند. او به خاطر اهداف بلندش از نقاشى براى فكر كردن راجع به زیبایى شناسى هنر استفاده كرد و معتقد است باید دوباره نشانه هاى سبك شناختى را به زبان جدید كه مناسب زندگى مدرن و كارخانه اى امروز باشد، طراحى كرد. او مانند نام یكى از كتاب هایش «بیننده» بود كه به تمام اشتباهات و ادعاها نگاه مى كند، بعضى مواقع با طرح هایش و بعضى مواقع با نقدها اما همیشه با مهارتى استادگونه.سائول استاینبرگ شخصیتى است كه با هنرمندى تمام ماسك هاى ساخته شده از تمدن قرن بیستم را برداشت.

منبع : روزنامه شرق

هستى نقره چى


لینک :

 25 اكتبر سالروز تولد پابلو پیكاسو (نقاش اسپانیایی) 

 پیکر سازی و پیكاسو 

 19 فروردین (8 آوریل ) سالروز درگذشت پیكاسو 

UserName