• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 7110
  • سه شنبه 1382/3/13
  • تاريخ :

گفتگویی با حاج محمود كریمی مداح اهل بیت (ع)

حاج محمود كریمی چهره نام آشنایی برای ملت ما است . بی شك اگر بخواهیم 10 نفر از مداحان برتر و صاحب سبك را در ایران نام ببریم ، یكی ازایشان حاج محمود كریمی است. اما نكته ای كه باعث شد تا به دیدن ایشان برویم این بود كه متوجه شدیم به ورزشهای رزمی علاقه واهتمام ویژه دارند و از رزمی كاران با سابقه هستند ماحصل گفتگوی ما باایشان از نظر شما می گذرد.

س: بفرمائید چه رشته های رزمی را در چه سطح كار كردید؟

ج: من خیلی چیزها را تست كردم. جودو را تا دان 2 كار كردم. استاد اولم حاج آقای مهر آیین و بعد آقای مرادی، آقای شكیب وآقای صدیق بودند . چند سالی در قالب بسیج تكواندو كار كردم. استاد ما آقای امیرهاشملو بودند. بعد از آن سراغ كاراته رفتم  . در بین سبك های كاراته، كیوكوشین را انتخاب كردم بدین جهت كه مبارزه اش آزاد بود.

بعد ازآن سبك شین ذن كاراته را كه یك سبك ایرانی در كاراته بود شروع كردم. شین ذن كاراته اندكی با كیوكوشین متفاوت بود؛ اوایل كه ما در خدمت آقای سلطانی كار را شروع كردیم شاید حدود چهل پنجاه نفر بودند. اما الان بسیارگسترده شده است.  من در شین ذن كمربند سیاه دان پنج دارم.

س: شما در مسابقات داخلی یا خارجی هم شركت كرده اید؟ اگر شركت كرده اید چه مقامهایی را به دست آورده اید؟

ج: ببینید؛ زندگی ما به این صورت است كه مداحی اصل زندگی ماست و سایركارها و ورزش ، گوشه هایی ازآن را تشكیل می دهند.  من فكر می كنم اگر بروم مسابقه، كسی را كه نمی زنم؛ ممكن است ضربه ای هم بخورم و در نهایت مرا از روضه خواندن درمجالس باز بدارد. اما خوب جوانتر كه بودم، یك بار در مسابقات تكواندو بسیج در تهران دوم شدم. در مسابقات داخلی باشگاه و آزمون های كمربند هم شركت می كنم. اما در كل هدف من در ورزش، حفظ سلامتی است واین فرمایش مقام معظم رهبری كه امر به ورزش، امر به معروف است.

س: به غیر از ورزشهای رزمی، ورزشهای دیگری را هم انجام می دهید؟

ج: من با شنا خیلی مانوس هستم، یادم هست زمانی كه شنای پروانه را تازه یاد گرفته بودم، سنم خیلی كم بود. آنقدر شنای پروانه رفتم كه وقتی شب رفتم منزل دستهایم به شدت می لرزید. مادرم می گفتند مگر تو بیكاری كه شنای پروانه می كنی؟! خوب یك شنای دیگر برو. من می گفتم اینو یاد گرفتم، ذوق می كنم!

ورزشهای دیگر هم هر چیزی كه با رفقا پیش بیاید. كشتی هم هست. الان اصل كار من در ورزش، كشتی است با بچه های بسیج مسجد جعفری در چهار راه دروازه دولاب، "هیات یا زهرا " كشتی كار می كنیم. مربی ما هم آقای علی یعقوبی هستند.

س: آیا فرزندان شما هم به هنرهای رزمی علاقه مندند؟

ج: (با خنده ) من یك دختر و یك پسر دارم . دخترم سه چهارسال دارد. او هنر رزمیش خیلی خوب است . از صبح تا شب مرا  می زند! اما پسرم داود، كه یازده سال دارد، مدتی رزمی كار كرده ، الان هم كشتی تمرین می كند.

س: حاج آقا، بفرمائید مداحی را از كی و چگونه شروع كردید؟

ج: شروع كار مداحی را به یاد ندارم. به قول شاعر كه می گوید

چندین هزاران سال پیش از خلقت انگور     باده خوری و می كشی جزء كمالم بود

تا آنجایی كه می گوید، در بحث عشق یادم نمی آید دقیقاً چند سالم بود! نمی دانم از كی شروع كردم . البته من پدرمن هم مداح بودند.

س: تآثیر این مداحی و خدمتگزاری بر آستان اهل بیت- علیهم السلام- روی زندگی شما چه بوده است؟

ج: وقتی مداحی بشود كل زندگی آدم، عشق بازی شود كل زندگی آدم، تأثیرش را آنوقت می فهمید. ما همه زندگیمان را از امام حسین (ع) داریم چیزی نیست كه از آقا نداشته باشیم . هیچ چیز.

س: پس شما این شعر" تموم زندگی مال حسینه" رو شخصاً تجربه كرده اید؟

ج: همه تجربه كرده اند.

س: حاج آقا، شما كه خودتان، هم از یادگارهای دوران دفاع مقدس هستید و هم رزمی كار، بفرمائید آیا این فنون رزمی دردفاع مقدس كاربری داشت یا نه. و یكی از خاطراتتان را هم بفرمائید.

ج: ببینید كسی فن رزمی را نباید برای دعوا و درگیری یاد بگیرد. اگر مثلاً شما در خیابان درگیر بشوید تا بخواهید گارد بگیرید و آماده اجرای فن بشوید، یك بیل یا  یك چوب می خورد توی سرتان. در بحث جنگ، مگر چقدر پیش می آمد یك رزمنده با دشمن تن به تن رو در رو بشود. اگر هم پیش می آمد، اواسلحه داشت، چاقو داشت، سرنیزه داشت؛ شما هم داشتید. مساله این است كه شاید شما یكبار هم درباشگاه با مثلاً جنگ سرنیزه برخورد نداشته اید. آن چیزی كه مهم است تقویت روحیه جنگجویی و مقاومت در راه اسلام است؛ فنون رزمی به شما روح جنگاوری را تلقین می كند وگرنه بسیاری از این بچه ها در جنگ بودند، مثلاً حسین فهمیده كه آوازه اش در عالم پیچیده، نه كمربند مشكی داشت نه سفید. شاید لباس كاراته را یك بارهم به تن نكرده بود ولی حسین فهمیده هزار تا از اساتید كونگ فو و كاراته و... را توی یك مشتش گرفت و رفت( پرید) بحث رزم وفن رزمی، روحیه آدم را تقویت می كند كه همیشه بدونیم ما در حال جنگیم! جنگ با شیطان نفس! جنگ با دشمن!

حالا خاطره ای هم كه در این مورد می توانم بگویم این است كه وقتی ما در بسیج در خدمت آقای امیر هاشملو تكواندو كار می كردیم. در یك اعزام همه بچه های بسیج با هم بودیم درقلاجه، اسلام آباد، آقای هاشملو هم در دسته ما بودند. ما بچه ها قرار گذاشته بودیم  صبح به صبح ایشان ما را می بردند و تمریناتی را كه در تهران داشتیم، ادامه می دادیم. یعنی  كلاس رزمی ما در لشكر 10 سید الشهدا ادامه داشت.

س: در دوران غیبت، بفرمائید رابطه بین" رزمی كار كردن" و" انتظار" چیست؟

اگر كسی حال انتظار داشته باشد، نه فقط دررزمی، كه در هر ورزشی موفق تراست. چون به خودش این را تلقین می كند كه من منتظرم تا آقا امام زمان تشریف بیاورند و من یك سرباز سالم در ركاب ایشان باشم. علی الخصوص  در رزمی كار كردن كه وقتی می خواهد مثلاً یك مشت حتی به كیسه بزند، سراپا عشق و محبت نسبت به وجود مقدس امام زمان و بغض و كینه نسبت به دشمنان ایشان می شود.

س: این نظریه مطرح است كه در ورزشهایی مثل رزمی و بدنسازی كه به بعد فیزیكی انسان می پردازد، زمینه دوری از بعد معنوی برای انسان بیشتر است. نظر شما در این مورد چیست و اگر این نظریه درست است، جهت مقابله چه كار باید بكنیم؟

ج: بدنسازی بدین جهت كه نمای بیرونی انسان را می سازد . این خودش آدم را از خدا دور می كند. ورزش های رزمی هم انسان را از لحاظ قدرت بدنی درست می كند . و طرف دیگر از كسی نمی ترسد. می گوید من از این ها قویترم و این یك خود بزرگ بینی در شخص  به وجود می آورد.دراین قضایا، سازندگی روحی خیلی مهم است !

س: حالا برای همین سازندگی روحی، كار خاصی هست كه بچه ها انجام بدهند؟

ج: الان یكی از یادگاری های زمان جنگ و دفاع مقدس كه هنوز هم در بعضی كلاسهای رزمی اجرا می شود، قرائت سوره عصر است كه بچه ها با آهنگ مخصوص آخر كلاس می خوانند. اگر به بچه های رزمی كار بفهمانیم كه این سوره والعصر را چرا می خوانیم؛ بفهمانیم كه ما داریم خسارت می كنیم، داریم ضرر می كنیم، آن موقع رزمی كار كردن یك جلوه دیگری خواهد داشت. باید به بچه های رزمی كار گفت كه این رزمی را كه شما دارید تمرین می كنید، درحقیقت شما دارید شمشیر امام زمان می شوید. نه اینكه به گونه ای عمل كنید و رفتار كنید كه مردم از شما بترسند و احیاناً جرأت نكنند به شما اعتراض كنند!

س: حاج آقا كریمی به نظر شما مهمترین و با ارزشترین خصلت یك مرد رزمی چیست؟

ج: " افتادگی آموز اگر طالب فیضی   هرگز نخورد آب زمینی كه بلند است!"

درخت هر چه بارش بیشتر بشود، سرش پایین تر می آید . این همان چیزی است كه از قدیم به همه آموختند ولی الان لقلقه زبانها شده. اگر زورت برسد و زور نگویی مهم است اگر چشم داشته باشی و به نامحرم نگاه نكنی مهم است. اگر زور نداشته باشی، یا مثلاً چشم نداشته باشی و بعد بگویی من خودم را كنترل می كنم كه هنر نیست. مهم آن است كه قدرت داشته باشی وخودت را كنترل كنی!

س: مدتی است كه شاهدیم باشگاه ها دارند به باشگاه بیلیارد تبدیل می شوند. تحلیل شما از این قضیه چیست و علت آنرا در چه می بینید؟

ج: به نظر من علت آن تضعیف ورزش های رزمی در جامعه ماست. این تضعیف جنبه های مختلف دارد كه من نمی خواهم وارد بحث های خصوصی و شاخه ای بشوم. ولی آنطور كه شایسته است از این ورزش ها استقبال نمی كنند. مثلاً همین ورزش شین ذن كاراته كه در حال حاضر بچه هایی بسیار قوی دارد اگرتیم ملی سبك بخواهد برای مسابقات به كشوری برود، بایدهزینه سفر را خودشان بدهند. خوب معلوم است كه نمی روند!

من در تأیید بیلیارد حرفی ندارم بزنم. بازی فكری خوبست، ورزش هم خوبست. اما ورزش فكری با ورزش جسمی فرق می كند. اگر قرار باشد باشگاه رزمی، باشگاه مرتبط با بدن ، تبدیل به باشگاه بیلیارد بشود، این روا نیست.

س: به عنوان یك آدم فرهنگی كه در ورزش هم دست دارید، چه توصیه ای به مسؤولان رزمی دارید و چه توصیه ای به مسؤولان فرهنگی كشور؟

ج: از مسؤولان رزمی خواهش می كنم دلشان برای ورزش های رزمی بسوزد؛ این مطلب را سربسته می گویم، خودشان متوجه می شوند كه من چه می گویم.

مسؤولان فرهنگی هم باید فرهنگ را آمیخته با ورزش بكنند، هم ورزش را آمیخته با فرهنگ. باید" فرهنگ ورزشی بودن" را توسعه بدهند. نه ورزش را. فرهنگ ورزشی بودن را!

س: شما همیشه در مجالستان صحبتی با جوانها دارید. علت این سبك و شیوه عمل شما چیست؟

ج: بالاخره جوان ها سرمایه های اصلی این جامعه هستند والگو می گیرند درحالیكه همسن وسالان من راه خودشان را رفته اند
( ونقش خود را گرفته اند) از طرفی شاید من الگوی جوانها باشم ولی هنوز هم در شرایطی قرار ندارم كه بتوانم به بزرگترها توصیه كنم.

س: حاج آقا كریمی، سؤالات مصاحبه ما تمام شد. اما سؤالی كه ممكن است برای خوانندگان جوانتر ما پیش بیاید، فلسفه و اثر خواندن "والعصر" بعد از تمرینات است. اگر می شود لطفاً در این زمینه بیشتر توضیح دهید؟

ج: والعصر، ان الانسان لفی خسر: این خیلی واضح است . قسم به زمان. انسان در خسران وزیان است. الاالذین آمنوا، بجز كسانی كه ایمان آوردند. و عملواالصالحات، وعمل كردند به صالحات، عمل كردند به نیكی. فقط حرف نزدند. رفتند توی میدان و با شیطان جنگیدند. این یك نمونه جنگ است با شیطان. وقتی می خواهیم به كیسه مشت بزنیم، اول باید كیسه را خودمان ببینیم كه داریم می كوبیم! باید نفس خودمان را بگذاریم جلو و مثل كیسه بوكس بكوبیم! من گاهی اوقات هر قسمت از كیسه را یك چیزی تصور می كنم. بالایش را مثلاً غیبت، پائینش را تهمت، سمت چپش را دروغ، این طرفش را افترا ؛ هر عیبی را در خودم بیشتر سراغ دارم، آنجا را بیشتر می بینم.

الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، عمل می كنند به صالحات. و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر، ورزش می كنی، مشت می زنی، لگد می زنی، ولی توصیه كن به حق و به صبر، پای حق بایست و مشت بزن، پای حق بایست و مشت بخور، صبرت هم در مشت زدن و مشت خوردن زیاد بشود.

از فرصتی كه در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزارم.

UserName