• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9843
  • پنج شنبه 1382/3/8
  • تاريخ :

مصاحبه با ادموند بزیك

ادموند را بیشتر بشناسیم:

نام

: ادموند

شهر

ت:بزیك

نام پدر

: ماتئوس

محل تولد

: تهران

وضعیت تاهل:

متاهل

تحصیلات

: سیكل

تاریخ تولد

: 21/5/1354

شروع فوتبال

: از تیم سیپان

اولین مربی

: پطروسیان

اولین باشگاه

: آرارات

تعداد بازی ملی

: 1 بازی ملی

افتخارات:

یك بار آقای گل جوانان تهران، آقای گل امید تهران ، قهرمان جوانان و امید با آرارات ، دوبار سوم آسیا و یكبار چهارم، با پرسپولیس سال 75، 77 و 78 قهرمان ایران با پرسپولیس، یكبار قهرمان جام حذفی با پرسپولیس.مثل همه فوتبالیست های ارمنی ایران با پیراهن نارنجی آرارات شروع كرد. بازیهای خوب و گلهای حساسش در تهران و با پیراهن پرطرفدارترین تیم پایتخت نوید روزهای خوب را می داد، روزهایی كه " ادموند" آرزوی دیدن آنها را داشت، اما ناگهان" پسر گلزن" پرسپولیس با افت شدیدی روبرو شد و تاوان آن افت ناگهانی را با جدایی اش از پرسپولیس پس داد. را خیلی ها جدا شدن از پرسپولیس را پایان كار او می دانستند اما او حالا می خواهد ثابت كند كه تمام نشده است.

هنوزهم اگر به سراغ فوتبالی های ارامنه كشور بروید و از آنها در مورد" ادموند" سؤال كنید متوجه می شوید كه " ادموند" برایشان همان محبوبیت سابق را دارد، محبوبیتی كه نه با جدایی اش از آرارات كم شد، نه بارفتن از پرسپولیس .

" ادموند" این روزها مصصم تر از قبل تمرین می كند، شاید او می خواهد روزهای از دست رفته را جبران كند ، شاید هم من و شما از افكارش بی خبریم و نمی دانیم او پایان كار را كجا می داند؛ آقای گلی و قهرمانی با پیراهن سپاهان یا رسیدن به پیراهن تیم ملی؟

آرارات قدرتمند

س: ادموند فوتبالت را از كجا شروع كردی؟

ج: من فوتبالم را از زمین خاكی" رافی" تهران شروع كردم و بعد هم عضو یك تیم كوچك به نام " سیپان" شدم. تیم خوبی بود در واقع یك باشگاه كوچك بود، بعد ازآن هم به تیم " ماسیس" رفتم و از آنجا به عضویت نوجوانان آرارات در آمدم و سپس جوانان آرارات. فكر می كنم سال 69، 70 بود. آرارات آن سالها رده امید نداشت، نوجوانان بود و جوانان. مربی بزرگسالان آرارات هم آقای حسن حبیبی بود كه فكر می كنم من انتخاب ایشان بودم. البته آن زمان آقای " ایشخان ست آقایان" هم بود.

س: آن سالها با آرارات در چه مسابقاتی شركت داشتی؟

ج: آن زمان دسته اول تهران بودیم، من، هاكوپیان، ورژ بخشی، ادموند اختر، فردملكیان، ژورس غازاریان، وازگن صفریان با هم همبازی بودیم.

س: جالبه، یعنی تو با " وازگن صفریان" هم همبازی بوده ای؟

ج: البته آن روزهای آخر بازی كردن صفریان بود و بعد از فوتبال خداحافظی كرد.

س: چرا آرارات كه تیمی با سابقه بود ناگهان دچار افت شد ، به خصوص طی سالهای اخیر؟

ج: آرارات امكانات داشت ولی از لحاظ مالی در مضیقه بود.

س: فقط همین؟

ج: شما حساب كنید همین الان ببینید چند تا بازیكن خوب ارمنی بیرون از آرارات بازی می كنند. اگر همه ما با هم بودیم و در آرارات بازی می كردیم، تیم اول ایران می شدیم. تیمی كه نفراتش سه چهار سال كنار هم بازی كنند موفق می شود،" آرسنال" را نگاه كنید چهار سال است كه ارنج این تیم تغییر نكرده است و خوب هم نتیجه می گیرد، ما هم می توانستیم مثل آرسنال در كنار هم بمانیم. اما نشد، سال 74 ادموند اختر رفت استقلال ، من و فرد ملكیان هم بعد از او رفتیم. بالاخره ما هم باید از لحاظ مالی تامین می شدیم.

س: خب چرا طرفداران آرارات، همان ارامنه به این تیم كمك مالی نمی كردند؟

ج: نمی توانستند . قبلاً هم همین طوری بود. اما در كل خاطرات خوبی در آرارات داشتم. تیم ما نیم فصلهای اول واقعاً عالی كار می كرد اما همان موقع هم بازیكن كم داشتیم. درست است كه  تعداد نفرات زیاد بود اما در حد بازیهای بزرگ نبودند. یادم است سال 74 رفتیم از ارمنستان " لئون استپانیان" را به ایران آوردیم.

س: حتماً آن سال لئون در اوج آمادگی به سر می برد؟

ج: الان هم خوبه و آماده است.

س: چطور شد از آرارات جدا شدی؟

ج: من رفتم خدمت سربازی و مدتی در نیروی زمینی بازی كردم ، اما باز هم از آرارات جدا نشدم.

بازی در پرسپولیس

س: یعنی هم در تیم نیروی زمینی بازی می كردی هم درآرارات؟

ج: بله اما بگذریم، در این رابطه صحبت نكنیم بهتر است.

س: و بعد؟

ج: هم از استقلال پیشنهاد داشتم هم پرسپولیس. حتی یك تیم نروژی مرا می خواست.

س: چرا نرفتی؟

ج: چون سرباز بودم. سال 74 بود كه باشگاه كشاورز مرا خواست ، همان سالی بود كه مرحوم سیروس قایقران رفته بود كشاورز. چند وقتی آنجا بودم اما بازی نكردم ، چون آرارات رضایتنامه ام را نمی داد. بعد از آن اوایل سال 75 بود كه " استانكو" شد مربی پرسپولیس و من هم با پیشنهاد پرسپولیسی ها و آقای عابدینی به عضویت این تیم درآمدم. فرشاد پیوس، مهدی مهدوی كیا، رضا ترابیان، مجتبی كرمانی مقدم و علی دایی مهاجمان آن سال پرسپولیس بودند. من حدود یك ماه از بازیها دور بودم  چون هنوز رضایت نامه ام را نداده بودند تا رسید بازی با پاس كه 1-1 مساوی شدیم. در آن بازی من در تركیب پرسپولیس قرار گرفتم و اولین بازی خودم را برای این تیم انجام دادم. آن موقع من و مهدی مهدوی كیا مهاجمان پشت سر علی دایی بودیم و دایی مهاجم نوك بود.

س: نگفتی چرا پرسپولیس را انتخاب كردی؟

ج: من با استقلالی ها مذاكره ای نكردم ، حتی یكی دوبار آمدند درب خانه ما برای صحبت كردن ، ولی چون شرایط پرسپولیس بهتر بود به آنجا رفتم.

س: ادامه بده؟

ج: بعد از چند بازی،  علی دایی از پرسپولیس رفت و من دیگر بازیكن فیكس شدم البته قبل از آن هم ذخیره نبودم و حتی در مسابقات آسیایی هم بازی كردم.

س: استانكو چطور مربی بود؟

ج: مربی خیلی خوبی بود اما ما آن سال مهره هم خیلی داشتیم در كل مربی با هوش بود. او مراخیلی دوست داشت.

س: اولین گلت را برای پرسپولیس در كدام بازی زدی؟

ج: در جام حذفی بود ولی یادم نیست مقابل چه تیمی بود ؛ بعد از آن هم مقابل ماشین سازی در لیگ گل زدم.

س: و بعد استانكو رفت و درخشان آمد؟

ج: بله بعد از ده ماه درخشان آمد اما ما با استانكو روزهای خوبی در پرسپولیس داشتیم ؛ آقای درخشان هم مدتی سر مربی تیم ما بود.

طلسم استقلالی ها شكست

س: از بازی استقلال- پرسپولیس سال 75 صحبت كن؟

ج: آن بازی خیلی حساس بود، پرسپولیس 7 سال بود كه استقلال را شكست نداده بود. قبل از آن بازی مصدوم شدم وحتی به تبریز هم نرفتم . تیم كه از تبریز برگشت یك هفته مانده بود به بازی با استقلال،  من هم حسابی تمرین كردم تا به آن دیدار برسم. بازی خوبی بود ما داشتیم گل می خوردیم البته یك توپ به تیر دروازه استقلال زدیم، ادموند اختر هم یك توپ به تیر دروازه ما زد تا بالاخره دقایق آخر بازی من گل پیروزی را زدم.

س: فكر می كردی بتوانی گل بزنی؟

ج: به نظرمن هر كسی كه بگوید گل می زنم حرف چرتی زده است. چون در فوتبال پیش بینی كردن درست نیست. همه دوست دارند گل بزنند ولی هر كس كه بگوید مثلاً امروز گل می زنم بیخودی حرف زده است.

اگر گل زدی بدان كه قسمت بوده . شاید هم من اشتباه می كنم اما اعتقاد دارم این طوری است. حتی بازیكنان بزرگ دنیا فیگو و زیدان هم اگر چهار تا بازی مثل هم بازی كردند و در همه بازیها در اوج قرار داشتند من فوتبال را كنار می گذارم.

س: دلیلت برای زدن این حرف چیست؟

ج: چون بستگی به شرایط دارد. شاید یك روز فشار روی بازیكن زیاد باشد یك روز كم. شاید یك روز كشش مغز بازیكن كمتر شود. رونالدو هم وقتی رفت رئال مادرید ، همه گفتند آقای گل می شود ولی حالا چند تا گل زده است؟

س: بعد از زدن آن گل ، چهره ای ناخوشایند نزد استقلالی ها شدی؟

ج: بالاخره فوتبال است. شاید اگر من نمی زدم یكی دیگر آن گل را می زد. درسته، استقلالی ها با من خوب نیستند. ولی من تماشاگران استقلالی را می شناسم كه مرا خیلی دوست دارند.

س: بعد از درخشان ، " مت كوویچ" به پرسپولیس آمد. او چطور بود؟

ج: به نظرم تمرین دهنده خوبی بود ولی جرات ریسك كردن نداشت. فكر می كنم او در حد پرسپولیس نبود و بیشتر به درد كار كردن در تیمهای پایه می خورد تا بزرگسالان.

س: قبل از بازگشت پروین به پرسپولیس در مورد او چطور فكر می كردی؟

ج: من آقای پروین را یك بار قبل ازحضورش در پرسپولیس دیده بودم.

بعد از بازی استقلال- پرسپولیس سال 75 كه 1 بر صفر بردیم به همراه مهدی مهدوی كیا رفتیم پیش علی آقا و ایشان خیلی از ما تعریف كرد.

استانكو- پروین

س: به اعتقاد خیلی ها تو با اعتقادی كه استانكو به نحوه بازی كردنت داشت به آن سطح رسیدی، استانكو در زمین از تو چه می خواست؟

ج: او به پرس كردن اعتقاد زیادی داشت ، خدایی هم ما آن سال این كار را خوب انجام می دادیم و به همه تیمها 3 تا 4 تا گل می زدیم.

س: علی پروین از تو چه می خواست؟

ج: علی آقا دوندگی را دوست داشت می گفت دریبل بزنید ، در كل به فوتبال فانتزی علاقه داشت.

س: سالهای اول حضور پروین در پرسپولیس ، البته منظورم بازگشت او به پرسپولیس است ، تو خوب كار كردی و خوب هم گل زدی. دلیل آن افت ناگهانی در سال آخر حضورت در این تیم چه بود؟

ج: یك سری مشكلات داشتم كه از لحاظ روحی آزارم می داد. در ضمن آن موقع مثل الان فكر نمی كردم، وقتی گل نمی زدم فكر آن آزارم می داد ولی الان فهمیدم كه یك مهاجم نباید به این موضوع فكر كند. این را هم یادآور شوم من آن سال هم برای پرسپولیس بد بازی نكردم ، فقط گل نمی زدم.

س: پس دلیل آن افت ، مشكلات روحی بود؟

ج: الان خوشبختانه تو ایران جا افتاده كه مهاجمان نباید حتماً گل بزنند و فقط گل زدن كار آنها نیست، اما آن زمان این طوری نبود.

س: پس وظیفه مهاجم چیست؟

ج: به نظر من كار مهاجم فقط گل زدن نیست.

س: مهاجمان الان پرسپولیس را در چه سطحی می دانی؟

ج: وا... چه بگویم.

س: از آن سالها بیشتر صحبت كن به خصوص سال آخر حضورت در پرسپولیس؟

ج: خیلی ها فكر می كردند ادموند بزیك در سن 25 سالی تمام شده است ؛ من هم بعد از كنار گذاشته شدنم از پرسپولیس ، علیه پروین صحبت نكردم چون نان و نمك آنها را خورده بودم.

س: راستی ادموند بزیك! تا به حال به این موضوع فكر كردی كه برای ملی پوش شدن چه چیزی كم داری؟

ج: به این كه زیاد فكر كرده ام.

سال 75 به تیم ملی دعوت شدم اما بعد خط خوردم . زمان آقای مایلی كهن بود اما بعد از آن خداداد به عنوان یار كمكی به پرسپولیس آمد و بعد دعوت نشدم. من نمی گویم از خداداد بهترم ولی می توانستم ذخیره خوبی برای او باشم. اوایل برایم خیلی مهم بود اما این اواخر اصلاً برایم فرقی نمی كرد كه دعوت شوم یا نشوم. زمان مربیگری ایویچ هم انتخاب شدم و خط خوردم . فقط زمان منصور خان پور حیدری بود كه من با تیم ملی ماندم و یك بازی مقابل ژاپن انجام دادم.

س: خب من هم همین را پرسیدم، چرا در این سالها در تیم ملی ناكام بودی؟

ج: شاید به سیستم تیم ملی نمی خوردم. البته در تیم های جوانان و امید بازی كرده ام.

اخراج از پرسپولیس

س: نا امید هم شدی؟

ج: نه زیاد . اگر ناامید می شدم كه الان فوتبالم تمام بود.

س: برگردیم به پرسپولیس و آن اخراج دسته جمعی؟

ج: دوست ندارم درباره  آن حرف بزنم.

س: اما تو جزو 9 نفر اخراجی پروین بودی؟

ج: الان همه آنها هستند ؛ فقط من به تیم برنگشتم.

س: چرا؟

ج: لزومی نداشت برگردم.

س: چرا اخراج شدید؟

ج: دلیلش را نفهمیدم؛ می گفتند چون در مراسمی كه مدیریت آن زمان( انصاری فرد) گذاشت شركت كردید اخراج شدید!

س: اما خیلی ها در آن مراسم بودند.

ج: بله حتی تقی پور هم بود، پس چرا فقط من و چند تای دیگر فقط اخراج شدیم.

س: می گفتند در آن مراسم به شما جوایزی داده اند كه " پروین" به همین دلیل ازدستتان ناراحت بوده.

ج: بعدش همه گرفتند حتی انصاریان هم گرفت.

س: بعد چی شد؟

ج: بعضی ها عذر خواهی كردند و برگشتند.

س: تو چرا عذرخواهی نكردی؟

ج: كاری نكرده بودم كه عذرخواهی كنم، من اگر می دانستم ، به آن مراسم نمی رفتم . پس چطور از آن 17 نفری كه شركت كردند فقط تعدادی اخراج شدند؟

س: بعد از آن دیگر قید پرسپولیس را زدی، درسته؟

ج: نه من شمال بودم كه گفتند این اخراجها صورت گرفته. جالبه كه من بعد از آن اخراج ، مقابل استقلال رشت برای پرسپولیس فیكس بازی كردم و بعد از عید گفتند دیگر نیایید سر تمرین.

س: الان چه احساسی داری؟

ج: هیچی، من احساس خاصی ندارم. اگر همین الان بدانم در سپاهان زیادی هستم می روم و ناراحت هم نمی شوم ، چون بازیكن تحمیلی نیستم و از اول فوتبالم تا حالا پارتی نداشته ام و بدون پارتی به اینجا رسیده ام.

سپاهان و فرهاد كاظمی

س: از روزهای بعد ازاخراج از پرسپولیس بگو؟

ج: مدتی برای آرارات بازی كردم وبعد به اصفهان رفتم و با سپاهان قرارداد بستم. استانكو مرا می شناخت و به محض اینكه شد سرمربی سپاهان ، خواست تا من بروم آنجا.

س: چه برخورد جالبی . هر دوی شما سالها قبل در پرسپولیس بودید او مربی و تو مهاجم اول؟

ج: به نظر من انتخاب درست تیم برای یك بازیكن از پول گرفتن مهمتر است. استانكو مهره های خوبی نداشت و به همین دلیل پارسال خوب نتیجه نگرفتیم.

س: خودش از سپاهان رفت یا كنارش گذاشتند؟

ج: دقیقاً نمی دانم. بابا من اینجا تمرین كه تمام می شود می روم خانه و به كسی كاری ندارم.

س: دوست نداری برگردی؟

ج: كجا؟

س: پرسپولیس؟

ج: فعلاً به سپاهان فكر می كنم.

س:هیچوقت؟

ج: ترجیح می دهم بعد از پایان قراردادم با سپاهان صحبت كنم.

س: حضور در سپاهان برای تو برگشت به عقب نبود؟

ج: بالاخره باید بازی می كردم؛ نمی توانستم بنشینم داخل خانه. حالا هم راضی ام.

س: تیم كه خوب نتیجه بگیرد همه راضی می شوند؟

ج: بله خدا را شكر خوب تیمی شده است.

س: دلیل موفقیت تیم شما از هفته های اول لیگ برتر تا حالا چیست؟

ج: آقا فرهاد مربی باهوشی است، و بازیخوانی بلد است، بچه ها هم كه با هم دوست هستند این دلایل كافی نیست؟

س: ولی مشخص نیست این روال تا چه موقع ادامه پیدا می كند؟

ج: ما استقلال را زدیم نوشتند استقلال افتضاح است . چرا نمی گویند سپاهان خوب بازی كرد و همه این بردها را شانسی می دانند؟ من درآن حد نیستم كه از مطبوعات انتقاد كنم فقط می گویم اگر بردیم بنویسند خوب بازی كردیم. اخیراً كه یك روزنامه نوشت  " ادموند" تاكتیك تیم سپاهان را به پروین گفته است. آخر مگر علی پروین دو روزه مربی شده كه از من تاكتیك تیم را بخواهد.

س: راستی چرا این قدر از مصاحبه كردن فراری هستی؟

ج: این طوری راحت ترم چون اهل این حرفه نیستم.

س: الگوی خارجی تو در فوتبال چه كسی است؟

ج: یك زمان "ماركوفان باستن " را دوست داشتم.

س: از فردملكیان چه خبر؟

ج: مصدوم بود. كار می كنه تا سال دیگر بازی كند.

س: بهترین بازیكن ارمنی ایران؟

ج: ورژ بخشی و ویگن كوایان ؛البته آندرنیك اسكندریان جای خودش را دارد.

س: الگوی خودت در ایران؟

ج: ویگن كوایان .

س: چه آرزویی دارید؟

ج: از خدا می خواهم همیشه سالم زندگی كنم.

ادموند از نگاه دیگران

غفور جهانی: حضور ذهن دارد اما....

بازیكن موثر و فرصت طلبی است. یك مقدار در بازیها عصبی است كه اگر عصبانیتش از بین برود چون حضور ذهن دارد و می داند كجا جا بگیرد موفق خواهد شد. یك مقدار باید از حاشیه هایش كم كند. وقتی توپ به او می رسد خوب عكس العمل نشان می دهد. اگر تمام حواسش به بازی باشد بهتر از این خواهد شد.

عبدالعلی چنگیز: در نتایج اخیر نقش مهمی داشته

فقط چند بازی از او دیده ام اما به نظرم بازیكن فوق العاده متحركی است و برای گل زدن زیاد تلاش می كند. محجوب است و موقعیت سنج. اما فكر نمی كنم تمام توانایی های خود را نمایش داده باشد چون او می تواند بهترازاین باشد. دو سه سال اخیر به خصوص امسال چهره ای خوب از خود به نمایش گذاشته و در نمایش های خوب سپاهان امسال نقش مهمی داشته است.

ناصر محمد خانی: باید بیشتر كار كند

اولین بار بازی او را در آرارات دیدم . در همان بازی خیلی خوب نشان داد و حتی یك ضربه سر زیبا هم زد. ضربات سرش خوب است، باهوش و فرصت طلب است ضمن اینكه باید كار كند تا با تلاش بیشتر بهتر از اینها بشود.

به نظر من در تیم ملی به حق خود نرسیده ؛ هر چند كه بارها دعوت شده اما از بخت بدش ، مهاجمانی چون دایی و خداداد عزیزی درتیم ملی حضور داشتند و او نتوانست به حق واقعی اش برسد.

صمد مرفاوی: باید بیشتر دفاع كند

بزیك نسبت به قبل با تجربه تر شده و در خط حمله سپاهان می تواند حرف اول را بزند. نقطه قوت او این است كه همواره در اختیار تیم است. حركات بدون توپ اوعالی است و می تواند برای مهاجم كناری اش و هافبك ها توپ سازی كند. نقطه ضعف او این است كه كمتر در كارهای دفاعی شركت می كند. این را هم بگویم از قدرت و فیزیك بدنی خوبی سود می برد.

فرشاد پیوس: نعمت بزرگی بود

یك بازیكن باهوش است كه اگر به او روحیه بدهند بازی خوبی انجام می هد، پاس گل می دهد و گل می زند، خوب سر می زند و یكی دیگر از مشخصه های خوبش تك ضرب بازی كردن است. به نظر من پرسپولیس با از دست دادن او، نعمت بزرگی را از دست داد.

درمورد نقاط ضعفش باید بگویم زیاد به لب خط ها می رود در صورتی كه مهاجمی باهوش بالای او، باید بیشتر داخل هجده قدم بازی كند.

ادموند اختر: جزو بهترین های ایران است

ادموند را سالهاست كه می شناسم و با او همبازی بودیم. بچه خوب، با معرفت و مهربانی است. از لحاظ فنی هم جزو بهترین مهاجمان ایران به حساب می آید كه توانایی های زیادی در گلزنی دارد به خصوص در زدن گلهای حساس و سرنوشت ساز.

من معتقدم كه او در سطح ملی به حق واقعی خود نرسیده است و می توانست تعداد بازی های ملی اش بالاتر از این باشد.

UserName