• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 497
  • چهارشنبه 1385/6/15
  • تاريخ :

شهرك سینمایی یعنی خیابان لاله زار

وقتی صحبت از هنر سینما و تلویزیون می شود اكثرا به بازیگر فكر می كنند. اما همه هنرها در این زمینه به بازیگری ختم نمی شود چرا كه رشته ها و حرفه های دیگری هم وجود دارند كه كمتر از بازیگری نیستند حتی شاید به مراتب بالاتر هم باشند. طراحی صحنه و لباس یكی از رشته های همین هنر هفت گانه است كه در روند یك كار تاثیر بسزایی دارد. مجید میرفخرایی از آن طراحان قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون است كه تا به حال طراح كارهای زیادی بوده است. كه از جمله آنها می توان به مجموعه های امام علی ع ، مردان آنجلس و فیلم های روز واقعه، گاهی به آسمان نگاه كن، افسانه آه و... اشاره كرد. وی در حال حاضر طراحی صحنه و لباس مجموعه های در چشم باد و یوسف و همین طور فیلم سینمایی اخراجی ها را به عهده دارد. حضور او به عنوان طراح صحنه و لباس این كارها باعث شد كه با وی به گفت وگو بنشینیم.

میرفخرایی از خود و حرفه اش این گونه برایمان گفت:


هنر طراحی چطور در ذهن شما شكل گرفت ؟

به نقاشی علاقه زیادی داشتم و همین موضوع باعث شد كه به سمت طراحی كشیده شوم. كم كم به معماری هم علاقه مند شدم. تا اینكه توسط یكی از دوستانم متوجه شدم رشته ای به نام طراحی صحنه وجود دارد كه از معماری دور نیست و ضمنا به سینما هم مربوط می شود. بنابراین طراحی صحنه را ترجیح دادم.


در آن زمان تا چه حد به این رشته بها داده می شد؟

آن چنان كه باید و شاید به آن اهمیتی نمی دادند. به خصوص در سینما از جایگاه خوبی برخوردار نبود. به همین دلیل برای تحقیقات بیشتر به انگلیس رفتم و زمانی كه به ایران برگشتم شروع كردم به طراحی سریال های مذهبی و فیلم های سینمایی.


امروز و پس از این همه سال فعالیت در رشته طراحی صحنه و لباس تا چه حد به ایده آل هایتان رسیدید

تا حدی به خواسته هایم رسیدم. ولی متاسفانه به دلیل شتاب زدگی ای كه در زندگی همه ما وجود دارد نتوانستم به یكسری از مسائلی كه می خواستم برسم.


خب آن چیزهایی كه می خواستید به آنها برسید اما هنوز از آنها فاصله دارید، چه بوده اند؟

ببینید، به نظرم از نظر طراحی صحنه در ایران به آن موفقیتی كه دلخواهم بوده است رسیده ام، اما در سطح جهانی هنوز خیلی عقب هستیم و هنوز خیلی باید كار كنیم تا بتوانیم به حداقل استانداردها برسیم.


تعریفی كه از طراحی صحنه دارید، چیست؟

به نظرم این حرفه معجونی است از هنر و صنعت.


در ایران اكثر افرادی كه كار طراحی صحنه را به عهده دارند، مسئولیت طراحی لباس را هم عهده دار هستند. تركیب این دو رشته با هم آسیبی به روند كار نمی زند؟

طبیعتا مشكل ایجاد خواهد كرد. چرا كه این دو حرفه كاملا جدای از هم هستند. اما وجود اینها در كنار هم از یك چیز نشات می گیرد كه آن هم نبود بودجه كافی است یعنی تهیه كننده از یك نفر می خواهد كه هر دو كار را انجام دهد. اما به نظرم یك نفر به عنوان مدیر هنری لازم داریم كه بتواند طراح صحنه و طراح لباس را با یكدیگر هماهنگ كند. اما به هر حال این دو حرفه هیچ ربطی به هم ندارند و یك نفر نباید هر دو آنها را با هم انجام دهم.


شاید این مسئله به گونه ای در تلویزیون و سینمای ما به صورت یك عادت درآمده است.

اگر هم بر حسب عادت باشد، عادت شایسته و خوبی نیست و قطعا این مسئله باعث وجود اختلاف نظرهایی هم می شود. ضمن اینكه طبیعتا از حساسیت های كار هم كم می شود. مگر یك نفر چقدر توانایی دارد كه بتواند جای چندین نفر كار كند.


شما تفكیكی برای طراحی تئاتر، سینما و تلویزیون قائل هستید؟

بله، اگر بخواهید تخصصی نگاه كنید سه مقوله جدای از هم هستند. در طراحی تئاتر زندگی ای جریان دارد كه بسیار دلچسب است. طراحی در سینما و تلویزیون همه به هر حال حساسیت های خاص خود را می طلبند. در تئاتر با لنز چشم خودمان نگاه می كنیم ولی در سینما ما كلوزآپ داریم و همین طور در تلویزیون حركت و بعد تصاویر بیشتر است.


در سینما توجه به طراحی صحنه و لباس از نظر مخاطب به مراتب بیشتر از تلویزیون است. چرا

دقیقا همین طور است. چون تلویزیون به نوعی دچار شتاب زدگی ای است كه روی همه چیز اثر گذاشته است. تلویزیون ما خیلی از تلویزیون های خارجی عقب است. در كارها اشكالات عدیده ای وجود دارد كه باید آنها را رفع كنیم. ضمن اینكه به هر حال سینما حرفه ای تر از تلویزیون است و مخاطب توجه بیشتری روی مسائل مختلف دارد.


اكثر سریال های ما دچار یك جور تجمل گرایی شده اند. ضمن اینكه اكثر این فضاها هم به نوعی تكراری اند. چقدر این مسئله را قبول دارید؟

تجمل گرایی و مسائلی از این دست بستگی به قصه و كار دارد. ممكن است از لحاظ دراماتیك بودن یك قصه، این تجمل گرایی را بطلبد. اما مسئله اینجا است كه ما در نشان دادن فضاهای مختلف از جمله تجمل گرایی یا حتی زندگی های معمولی دچار یك نوع بی سلیقگی شده ایم. كه این مسئله خیلی روی كار ما اثر منفی گذاشته اند. برای مثال یك بیننده هیچ وقت به عنوان یك وسیله آموزشی به تلویزیون نگاه نمی كند چون فضاها مصنوعی و غیرقابل باورند.


به نظر شما چرا این گونه است؟

چون ما تربیت طراح نداریم. همین طور مدیریت كافی. فقط یك كاری انجام می دهیم برای اینكه انجام داده باشیم. همین.


شما برای انتخاب یك كار چه ملاك هایی را در نظر می گیرید؟

خب به خیلی چیزها توجه می كنم. اما مهم تر از همه قصه برایم اهمیت دارد. آن هم به این لحاظ كه قصه آنقدر جذاب باشد كه من را جذب كند و جای كار داشته باشد.


كارگردان چقدر در انتخاب تان تاثیر دارد؟

خب زیاد. چون یك كارگردان می تواند یك كار خوب را بد یا یك كار بد را خوب كند. من دوست دارم بتوانم با كارگردانم گفت وگو كنم.


روی چه مسائلی در طراحی حساسیت ویژه ای دارید؟

رنگ و معماری. به نظرم هارمونی رنگ ها و چیدمان صحنه بسیار روی كار اثر می گذارند. ضمن اینكه كج سلیقگی را هرگز نمی پسندم.


نورپردازی چقدر روی كار شما اثر دارد؟

خب خیلی زیاد. نور به نوعی به كار ما جلوه می بخشد.


در كار شما خط قرمزهایی كه وجود دارد، كجا و در چه مواردی است؟

ما هنوز در طراحی لباس خانم ها خیلی دستمان بسته است. زیاد نمی توانیم از رنگ های خیلی شاد برای آنها استفاده كنیم. البته خوشبختانه در طراحی صحنه خیلی فضا بازتر از گذشته شده است و مشكل خاصی نداریم.


كمی هم در مورد كارهای تاریخی صحبت كنیم شما طراحی كارهای تاریخی زیادی را به عهده داشته اید. خودتان تا چه حد با تاریخ آشنایی دارید؟

طبیعتا قبل از انجام هر كاری، تحقیقاتی صورت می گیرد كه این پژوهش ها از طرف یك گروه انجام می شود. اما من خودم شخصا تاریخ معاصر را دوست دارم.


چقدر آرشیو لباس ما برای طراحی كارهای تاریخی كامل و جامع است؟

زیاد كامل نیست. اما می توانیم آن را كامل تر كنیم.


منابع تان از كجا است؟

بیشتر از روی عكس ها و موزه ها و كتاب های تاریخی منابع مان را تامین می كنیم.


برویم سراغ مجموعه در چشم باد. در این كار ما شاهد چند مقطع تاریخی هستیم. این مسئله كار شما را دشوار نمی كند؟

چرا طبیعتا كار را خیلی سخت تر می كند. اما در عین حال لذت بخش هم است. چون كار، كار وسیعی است و جای كار زیادی دارد.


پیش تولید این كارها معمولا چقدر طول می كشد؟

معمولا شش تا هفت ماه به طول می انجامد و بیشترین زمان را ساخت دكورها می گیرند.


چقدر روی انتخاب لوكیشن ها حساسیت دارید؟

خب زیاد. چرا كه بخش اصلی كار ما را دربرمی گیرد.


چه نوع لوكیشن هایی را ترجیح می دهید؟

لوكیشن های طبیعت را خیلی دوست دارم. به خصوص كویر را.


بهترین آثار مجید میرفخرایی از نظر خودش؟

روز واقعه و امام علیع كارهای خوبی شده بودند. ضمن اینكه به نظرم یوسف و در چشم باد همه از آن كارهای مطرح و ماندگار خواهند بود.


امضای خاص مجید میرفخرایی در آثارش؟

مجید میرفخرایی به آبروی حرفه اش توجه خاصی دارد. به همین دلیل مقیدم به اینكه از مسائلی كه به من مربوط می شود به راحتی نگذرم و با تمام وجود سعی می كنم كارم را بی نقص انجام دهم. به نظرم برای رسیدن به این مرحله صحبت خیلی مهم است و می تواند همه چیز را حل كند.


فیلم هایی كه طراح آن نبودید ولی دوست داشتید كه آنها را طراحی می كردید؟

دسته نیویوركی ها و مصائب مسیح.


اگر هم زمانی یك كار سینمایی، تلویزیونی و تئاتر پیشنهاد شود كدام یك را انتخاب می كنید؟

قطعا تلویزیون را به دلیل همان شتاب زدگی ای كه در آن وجود دارد نمی پذیرم. اما سینما و تئاتر را انتخاب می كنم. البته باز هم نه هر تئاتری چرا كه در تئاتر هم دچار مشكلات زیادی هستیم.


هیچ وقت دلتان خواسته كه بازیگری را هم تجربه كنید؟

زمان دانشگاه تا حدی وسوسه می شدم ولی اساسا از این كار لذت نمی برم.


نظرتان در مورد طراحی شهرك سینمایی چیست؟

این شهرك به واسطه همكاری مرحوم خاكدان و حاتمی شكل گرفت. آن هم بر سر ساخت سریال هزاردستان و سپس افرادی آمدند و این شهرك را گسترش دادند برای انجام كارهای مختلف. مثلا من در اینجا لوكیشن های امام علیع را درست كردم و یا آثار خورشیدی لوكیشن های سربداران را هم ساختند. به هر حال برجسته ترین كار حاتمی و خاكدان ساخت همین شهرك بود.


تعریفی كه از شهرك غزالی دارید؟

شهرك سینمایی برای من یعنی خیابان لاله زار.


هنوز چقدر فضا برای ساختن دارید؟

خیلی زیاد. شاید نصف بیشتر آن هنوز خالی باشد.


ماندگارترین كارهای تلویزیون از نظر طراحی كدام یك از مجموعه های آن است؟

سربداران و تنهاترین سردار، ولی در راس همه آنها هزاردستان است. این كار یك كار بی نظیر بود.


هنوز از كارتان لذت روزهای ابتدایی را می برید؟

برای انجام بعضی از كارها آن شوق اولیه را دارم. اما برای یك سری دیگر فقط به حكم وظیفه انجام می دهم.

محبوبه ریاستی

منبع: روزنامه شرق

UserName