• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 940
  • يکشنبه 1385/7/16
  • تاريخ :

هفتادوهشتمین سالروز تولد شاعر رنگ و كلمه

  

سهراب سپهری ازجمله شاعرانی است كه نظرات مختلف و متفاوتی را درباره‌ی خود ایجاد كرده است.اظهار نظر برخی بزرگان ادبیات کشور را به نقل از ایسنا ملاحظه می نمایید:

سیروس شمیسا درباره‌ی او معتقد است: چیره‌دستی سپهری در شعر و توانایی شاعرانه‌اش در توصیف عناصر و اشیای پیرامون غیرقابل انكار است، بویژه در شعرهای «صدای پای آب» و «مسافر» و «حجم سبز». اما از یاد نباید برد كه دقیقا در همین شعرها، اندیشه‌های صوفیانه و بازتاب عارفانه‌ی او وجهی شدیدا اثرگذار پیدا می‌كند.

وی شعر سهراب را حاصل و برآیند یك مثلث می‌داند: «فكر عارفانه»، «شعر فارسی» و «زبان فارسی».

صالح حسینی ـ مترجم ـ نیز گفته است: سپهری یك شاعر رمانتیسم است و طبیعت‌گرایی‌اش مهم‌ترین دلیل برای این مساله عنوان شده است.

به‌اعتقاد احمد شاملو هم كه به‌گمانش به لحاظ شعری چندان نمی‌توانسته با سپهری به توافق برسد، فقط زیبایی در شعر كافی نیست، و شعرهای سپهری چنین بوده‌اند.

مهدی اخوان ثالث نیز با بیان این‌كه یكی از هدف‌های شعر ابلاغ پیام است، اعتقاد داشت: او در اشعار قبلی‌اش (اولیه) بیهوده به این‌طرف و آن‌طرف می‌رفت و می‌خواست كاری انجام دهد كه دیگران انجام نداده بودند. شعرهای اخیر سهراب شدیدا تحت‌ تاثیر شعرهای آخر فروغ فرخزاد است.

به‌عقیده‌ی وی، شعر سهراب به‌هیچ‌وجه چنان نیست كه برای مردم كوچه و بازار بتواند جالب باشد.

اما رضا براهنی تاكید دارد: سهراب با عرفان سروكار دارد و شاعری است بسیار صمیمی، اما من در گذشته با عارف بودن در عصرمان مخالفت كرده‌ام. از جهت تكنیك، شعر سپهری به قدرت شعر نیما و اخوان و شاملو و یا فروغ نیست. شاعری كه تكنیك نمی‌داند، نمی‌ماند. در كار سپهری زبان فاقد آن تكنیك نیرومند است.

حمید مصدق نیز فكر می‌كرد، سهراب در شعرهایش بیش‌تر به بیان حالات روحی و احساسی خودش می‌پرداخته و به این ترتیب الزاما قصد بیان یك مكتب عرفانی را نداشته است.

سیدعلی موسوی گرمارودی، از دیگر كسانی كه بر شعر این شاعر نظر داده است، می‌گوید: او از كسانی بود كه راه نیما را شناخته بود، اما آن‌را با پای خود و با شخصیت یگانه‌ی خویش پیمود. او خود را با رنگ و كلمه بیان می‌كرد و مصالح خلاقیتش، هم رنگ بود و هم كلمه. او با این هر دو نقاشی می‌كرد، یا با این هر دو مأموریت ادبی انجام می‌داد. سپهری نخستین شخص یا دست‌ كم مهم‌ترین شاعری است كه زبان شعر نو را با زبان محاوره پیوند زد.

بیژن جلالی نیز بر این عقیده بود كه سپهری دین خود را به جهان و شعر ادا كرده است؛ با ایثار و افتادگی، و ما و شعر فارسی به سپهری و شعرش مدیون هستیم؛ با دوستی، با عشق.

بخش دیگر كار سهراب سپهری تجربه‌هایش در هنر نقاشی را دربرمی‌گیرد.

مرتضی ممیز ـ پیر گرافیك ایران ـ درباره‌ی او می‌گفت: چیزی كه بیش‌تر درباره‌ی آثار سهراب می‌توان گفت، چه در شعر و بویژه نقاشی‌هایش، قضیه‌ی سادگی آن‌هاست؛ به‌معنای بی‌تكلفی. سادگی به معنای وارستگی، سادگی مضامین. پرهیز از موضوعات، حرف‌ها و فرم‌ها و مسائل پیچیده كه تماشاچی را بی‌جهت مرعوب می‌كند.

بنا به عقیده‌ی ممیز، كارهای سپهری از شفافیت خاصی مملو است كه وقتی به آن نگاه می‌كنید، همه چیز را در یك‌جا و به‌آسانی و سادگی می‌بینید.

آیدین آغداشلو نیز بر این عقیده است كه شعر او مجموعه‌ای است از تصاویر پیاپی. پیامش سادگی و لطف را تبلیغ و تحسین می‌كند. قالبش «هایكو»های متصل‌اند. این حركت از كل به جزء و نگرشی كه از بیرون آغاز و تا به درون ممتد و منحصر می‌شود، تنها به شعرهایش اختصاص ندارد. در نقاشی‌هایش هم همین را می‌بینیم و هماهنگی شعر و نقاشی‌اش از همین‌جا شكل می‌گیرد. در نقاشی‌هایش كه بیش‌تر با رنگ‌های رقیق ساخته می‌شوند و به فن نقاشی چینی و ژاپنی وابسته است، آرام‌آرام و در طول سال‌ها از كل منظره به اجزای آن می‌رسد.

منصور اوجی، سیمین بهبهانی، نصرت رحمانی، نادر نادرپور و فریدون مشیری به همراه تعداد دیگری از شاعران معاصر ازجمله كسانی بودند كه در روزهای پس از درگذشت سهراب سپهری در رثای او شعر گفتند.

در این میان، داریوش آشوری، كریم امامی و حسین معصومی همدانی هم از اولین كسانی بودند كه درباره‌ی كار سهراب دست به قلم بردند.


پی‌نوشت‌ها:

در نگارش این مطلب از كتاب‌های: «از مصاحبت آفتاب» (زندگی و شعر سهراب سپهری) تألیف كامیار عابدی، «باغ تنهایی» (یادنامه‌ی سهراب سپهری) به‌كوشش حمید سیاهپوش، «معرفی و شناخت سهراب سپهری»، شهناز مرادی كوچی و «نگاهی به سپهری» نوشته سیروس شمیسا استفاده شده است.


لینک:

 بزرگداشت سهراب سپهری 

 ویژه نامه سهراب سپهری 

 آلبوم تصاویر سهراب سپهری 

 سالروز تولد سهراب سپهری 

حرف های تکان دهنده مادر آرمیتا

حرف های تکان دهنده مادر آرمیتا

حرف های تکان دهنده مادر آرمیتا
هميشه خراشي هست روي صورت احساس

هميشه خراشي هست روي صورت...

هميشه خراشي هست روي صورت احساس
از حراجي تا نمايشگاه

از حراجي تا نمايشگاه

از حراجي تا نمايشگاه
شاعري با چشم‌هاي آرام

شاعري با چشم‌هاي آرام

شاعري با چشم‌هاي آرام
UserName
عضویت در خبرنامه