• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1512
  • پنج شنبه 1382/9/27
  • تاريخ :

پادشاهی بر خود



آورده اند که چون کار بقراط حکیم در حکمت بالا گرفت وحکمت خود در بسیط عالم بسط کرد، عزلت اختیارکرد، و درغاری تنها بنشست، و روزگار می گذرانید تا پادشاه وقت را علتی(1) پدید آمد و طبیبان از معالجت آن فرو ماندند. پس رسولی به بقراط فرستاد و او را بخواند. بقراط امتناع نمود و نیامد. وزیر او برفت تا مگر به قول او بیاید. چون برفت او را دید درغاری مقام کرده و لباس خود از گیاه ساخته. وزیر او را استدعا کرد. بقراط گفت:" من از سر مخالطت مردمان برخاسته ام و عزلت اختیارکرده ام و من بعد گرد پادشاهان نخواهم گشت." هر چند جهد نمود، بقراط به وی التفات نکرد. وزیر برنجید و گفت: " اگر توخدمت ملک توانستی کرد، تو را گیاه نبایستی خورد.(2) بقراط بخندید و گفت:" اگر تو گیاه توانستی خورد، خدمت سلطان نبایستی کرد."

و این کلمه جان حکمت و جان موعظه است؛ که هر که برخود پادشاه تواند بود، او را بندگی کردن پادشاهان عارآید.


پی نوشت :

1- یعنی بیماری

2- در چند سطر پیش آمده :" لباس خود از گیاه ساخته " و در اینجا " خوردن گیاه " مطرح شده است، ظاهراً مغایرت دارد.

حکیم طماع

حکیم طماع

حکیم طماع
الهه ی عشق و باروری

الهه ی عشق و باروری

الهه ی عشق و باروری
2فیل با 1 فنجان

2فیل با 1 فنجان

2فیل با 1 فنجان
عیب پنهانی

عیب پنهانی

عیب پنهانی
UserName
عضویت در خبرنامه