• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • مدرنیسم و هنر مدرن
    مدرنیسم و هنر مدرن
    در این مقاله با مهمترین رویکردها در هنر مدرن آشنا می شوید
  • سبک پاپ آرت ، هنر مردمی
    سبک پاپ آرت ، هنر مردمی
    معنای واژه پاپ آرت مخفف(popular art) هنر مردمی یا هنر عامه است. این اصطلاح را لورنس الووی منتقد انگلیسی برای توصیف جنبشی هنری که در اواخر دهه 1950 تا اوایل دهه1970 در بریتانیا و امریکا شکل گرفت، ابداع کرد. این جنبش هنری به مفهوم مصرف گرایی و بر فرهنگ ع
  • آبستره، انتزاع یا تجرید
    آبستره، انتزاع یا تجرید
    یکی از جنبشهای جنجالی و تاثیرگذار مدرن، هنر آبستره بود. در ترجه فارسی برای لفظ آبستره، کلمات تجرید و انتزاع پیشنهاد شد. متن حاضر به تفاوت بنیادهای فکری هنر آبستره و هنر تجریدی می پردازد.
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 2955
  • دوشنبه 10/7/1391
  • تاريخ :

اپ آرت، هنر دیدگانی


 هنر اُپ آرت یا هنر دیدگانی از جمله هنرهای قرن بیستم است که به دنبال ایجاد حس حرکت و عمق بود. ویکتور وازارلی مهمترین هنرمند این جنبش است.

اپ آرت، هنر دیدگانی

برخی از صاحب‌نظران، نفس تغییر و نوآوری را مشخصه‌ی اصلی هنر مدرن دانسته‌اند. یعنی آفرینش هنری را با پدید آوردن هر چیز تازه، متفاوت و مبتكرانه برابر دانسته‌اند. ولی تغییر و دگرگون‌سازی،‌كه هم دارای بار مثبت و هم دارای بار منفی ست، و به هیچ وجه معادل پیشرفت در سیر تحولات هنری نیست، نمی‌تواند فی‌نفسه، ویژگی مُعرّف به شمار آمده و هنر را از غیرهنر ممتاز كند. با این‌همه، برخی از منتقدان هنر در قرن بیستم معتقدند كه پاره‌ای از ویژگی‌های هنر مدرن را می‌توان در قیاس با ویژگی‌های دیگر آن، عمده‌تر و برجسته‌تر دانست، نخست آن‌كه هنرمند تجسمی قرن بیستم، صرفاً به تغییرات سبكی بسنده نمی‌كند و ضمن استفاده از ابزار و مواد و مصالح سنتی، مواد و مصالح و ابزار تازه‌ای را در رشته‌ی خود به كار می‌گیرد. حاصل این امر نه‌تنها تغییرات سبكی، بلكه دگرگون‌سازی مفهوم نقاشی و مجسمه‌سازی و تعریف متعارف آن‌هاست. ویژگی بعدی تأكید بر خودمختاری هنر و دنبال كردن آرمان «هنر برای هنر» است.

هنر می‌خواهد خود غایت خویش باشد،‌نه وسیله‌ی تبلیغ و ترویج و تحكیم آموزه‌های سیاسی و اخلاقی.

نوربرت لینتن، تاریخ هنر مدرن را تا پایان دهه‌ی 1980 پیش می‌برد و با وجود اشاراتی كه به هنر پست‌مدرن دارد از بحث تفصیلی آن خودداری می‌كند. بسیاری از مورخان هنر از جمله «ارنست گامبریج» معتقدند كه تاریخ هنر نمی‌تواند كاملاً روزآمد شود و یك فاصله‌ی زمانی حداقل یك تا دو دهه لازم است كه سبك‌ها و آثار هنری پدید آمده در هر زمان كه شاید تفكیك آن‌ها از متدهای باب روز به سادگی امكان‌پذیر نباشد، معنا و جایگاه تاریخی پیدا كنند. قبل از آن، این منتقدان هستند كه باید آثار نوآفریده را به نقد بگیرند.

در بررسی تاریخ هنر از آغاز تاكنون، شاهد تغییرات و دگرگونی‌هایی هستیم كه یكی پس از دیگری تحقق یافته‌اند، با این‌همه كم‌تر كسی می‌تواند ادعا كند كه پیشرفتی در هنر صورت گرفته باشد؛ زیرا همان اندازه كه خلاقیت و نوآوری برای یك هنرمند اهمیت دارد، رابطه‌ی او با گذشته و با آن‌چه كه برایش به ارث گذاشته شده درخور توجه و ملاحظه است و این ارتباط با گذشته‌ی هنر، هرگز گسستنی نیست.

در سال 1964 مقاله‌ای بدون نام نویسنده منتشر شد که عنوان آن «اُپ آرت: تصاویری که به چشم یورش می‌برند» بود. گرچه این تعریف تا حدودی صحیح به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان گفت کاملاً طبق واقعیت است. زیرا اُپ ارت فقط محدود به چنین تصاویری که نویسنده شرح داده، نمی‌شود. در اُپ آرت، تحریک شبکیه چشم، مهم‌ترین وسیله و معمولاً تنها وسیلهء ارتباط است و هدف از آن، ایجاد واکنش‌های بصری فیزیولوژیک در تماشاگر است. بسیاری از کارهای هنر دیدمانی، چیزی بیش از بازی‌های زیرکانهء ادراکی (یا خطای دید) نیستند.

هنر دیدگانی

هنر دیدگانی (به انگلیسی: Optical Art) یا آپ آرت (Op Art) یک جنبش هنری بود که در سال‌های دههء شصت قرن بیستم میلادی از هنر عامه مشتق شد و به‌صورت مکتبی مستقل درآمد. نقاشان این مکتب، مجموعه‌ای از خط‌ها، شکل‌های خُرد و سطح‌های رنگی درخشان را متقارن و متمرکز به نظم در می‌آورند که لرزنده، پیش‌آینده و پس‌رونده جلوه کنند. آگام و بریجیت رایلی و ویکتور وازارلی از مهم‌ترین نمایندگان هنر دیدگانی هستند.[1]

بسیاری از نمونه‌های مشهور هنر دیدگانی سیاه و سفید رسم شده‌اند، به این دلیل برخی آن را انتزاعی می‌دانند. بیننده‌ای که به آثار این سبک می‌نگرد، ممکن است حرکت، چشمک زدن، خاموش و روشن شدن، چرخش، لرزش یا جهش مشاهده کند.

واژه آپ آرت اولین بار به سال 1964 در مجلهء تایمز آمده، اگر چه بسیاری آثاری که امروزه به عنوان Op Art دسته بندی می‌شوند، پیش از این تاریخ آفریده شده‌اند.

اپ آرت، هنر دیدگانی

در سال 1964 مقاله‌ای بدون نام نویسنده منتشر شد که عنوان آن «اُپ آرت: تصاویری که به چشم یورش می‌برند» بود. گرچه این تعریف تا حدودی صحیح به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان گفت کاملاً طبق واقعیت است. زیرا اُپ ارت فقط محدود به چنین تصاویری که نویسنده شرح داده، نمی‌شود. در اُپ آرت، تحریک شبکیه چشم، مهم‌ترین وسیله و معمولاً تنها وسیلهء ارتباط است و هدف از آن، ایجاد واکنش‌های بصری فیزیولوژیک در تماشاگر است. بسیاری از کارهای هنر دیدمانی، چیزی بیش از بازی‌های زیرکانهء ادراکی (یا خطای دید) نیستند. البته این آثار در بلندمدت نتوانستند اعتبارشان را حفظ کنند و فقط معدودی از آن‌ها توانستند موقعیت خود را به‌عنوان یک اثر هنری حفظ کنند، و از آن میان تنها استثنای درخور توجه، کار بریجیت رایلی بود.[2]

در سالهای اخیر با گسترش و رشد گرافیک کامپیوتری انواع جدیدی از این آثار پدید آمد که نمونهء شاخص آنها، تصاویری بود که در سالهای دههء 70 خورشیدی به نام تصاویر سه بعدی در جراید به چاپ می‌رسید.

ویكتور وازارلی (Victor Vasarly) و اپ آرت:

شاید بتوان گفت كه وازارلی، مهم‌ترین هنرمند سبك اُپ ارت است، زیرا وی از همان آغاز در این سبك، بسیار فعال بوده و همواره گرایش‌های جدیدی در این زمینه خلق می‌كرد. نمی‌توان به سادگی ادعا كرد كه وی فقط در این زمینه نقاشی می‌كشید و طرح‌های جدیدی ابداع می‌كرد؛ چراكه در ورای هركدام از نقاشی‌هایی كه می‌كشید، فلسفه‌ای نهفته بود. او عمیقاً به وجوه علمی نقاشی‌هایش توجه داشت و درواقع نوعی هنر علمی را دنبال می‌كرد. علاوه بر این وازارلی همواره تلاش می‌كرد كه هنرش برای همه قابل فهم باشد؛ یعنی نیازی نبود كه بیننده معلومات قبلی و یا سابقه‌ی ذهنی مشخصی داشته باشد، بلكه با دیدن آثار وی به سادگی از آن‌ها لذت می‌برد. این هنرمند در كنار آثاری كه خلق می‌كرد، همواره افكار و نظرات‌اش را می‌نوشت و در دسترس عموم قرار می‌داد. این متون در نشریات بی‌شماری در امریكا و اروپا به چاپ می‌رسید.

شاید بتوان گفت كه وازارلی، مهم‌ترین هنرمند سبك اُپ ارت است، زیرا وی از همان آغاز در این سبك، بسیار فعال بوده و همواره گرایش‌های جدیدی در این زمینه خلق می‌كرد. نمی‌توان به سادگی ادعا كرد كه وی فقط در این زمینه نقاشی می‌كشید و طرح‌های جدیدی ابداع می‌كرد؛ چراكه در ورای هركدام از نقاشی‌هایی كه می‌كشید، فلسفه‌ای نهفته بود. او عمیقاً به وجوه علمی نقاشی‌هایش توجه داشت و درواقع نوعی هنر علمی را دنبال می‌كرد

بیوگرافی:

ویكتور وازارلی در سال 1908 در شهر «پِش» در مجارستان متولد شد. وی ابتدا در آكادمی بوداپست پزشكی خواند و سپس زیر نظر الكساندر بورتنیك به فراگیری هنر پرداخت. در سال 1930 به پاریس مهاجرت كرد. كار خود را با گرافیك و هنر تبلیغاتی آغاز كرده و در 1944 به نقاشی پرداخت. اندكی بعد، نمایشگاه‌های مكرر خود را در گالری دنیس رُنه برپا كرد.

وی از سال 1947 منحصراً روی هنر كنستروكتیو هندسی كار كرد. وازارلی فرم‌های رنگین پیش ساخته‌ای را برای جفت‌كاری‌های مختلف پدید آورد تا به كمك آن‌ها بتواند هنر ارزان و قابل تكثیری را تولید كند. وی در اواخر دهه‌ی 1950 و در دهه‌ی 1960 به كسب جوایز بین‌المللی متعددی نایل آمد. وازارلی مبتكر اصلی و یكی از آفرینش‌گران هنر دیدمانی به شمار می‌آید. او از سال 1961 عمدتاً در جنوب فرانسه می‌زیست و دو موزه در پُروانس به نام وی نامگذاری شده‌اند. هم‌چنین یك موزه در زادگاه وی، شهر «پِش» مجارستان به نام وازارلی وجود دارد. این هنرمند 6 سال پیش، یعنی در سال 1997 در پاریس درگذشت.

فراوری: سمیه رمضان ماهی

بخش هنری تبیان


منبع:

دانشنامه آزاد ویکی پدیا

پایگاه رسمی انتشارات سوره ی مهر

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName