• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • زندگی منهای اضطراب
    زندگی منهای اضطراب
    دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم با تمام شگفتی ها، زیبایی ها وپیشرفت ها آکنده از ترس ونگرانی است. اضطراب بخشی طبیعی از زندگی ما را تشکیل می دهد. از آنجایی که اضطراب نقش مهمی در زندگی ما دارد، درک معنای اضطراب بسیار مهم است.
  • آرامش روحی ندارم!
    آرامش روحی ندارم!
    شما که فکر می کنید آرامشتان را از دست داده و تا حد زیادی از نگرانی و افسردگی و یاس و .. رنج می برید؛ توصیه می کنیم این یادداشت را بخوانید...
  • آنها که در مشکل گم می شوند
    آنها که در مشکل گم می شوند
    مردمي که انعطاف‌پذيري دارند از وقايع زندگي به عنوان فرصتي استفاده مي‌کنند تا جهت‌دهي تازه‌اي پيدا کنند. در حالي که بعضي‌ها ممکن است با بروز تغييرات ناگهاني، خرد شوند،
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 2181
  • يکشنبه 9/7/1391
  • تاريخ :

باور نمی کنم ،تو دیگه نیستی!


زندگی در کنار تمام خوبی ها و زیبایی هایش ،مشکلات و سختی هایی دارد که اجتناب ناپذیر است ،سخت ترین آنها وقتی است که عزیزمان را از دست می دهیم.

تنهایی، از دست دادن عزیزان

از دست دادن عزیز، تنش زا ترین رخداد زندگی است که چه بسا به بحران عظیم عاطفی می انجامد.  

رابطه پیچیده ای بین ابتلا به افسردگی و داغ عزیزان وجود دارد. هر چند معمولاً داغ عزیزان باعث بروز افسردگی نمی شود، اما در مواردی داغ موجب بروز افسردگی می شود.

 

در داغ عادی 3 مرحله را می توان تشخیص داد

حالت ماتی و بی تفاوتی: زمانی که فرد فوت می کند، شاید دچار هیجانات زیادی شوید. بنا به اظهار بسیاری افراد، همین که عزیزشان از دنیا می رود، اولین حالت بهت زدگی پدید می آید. این حالت از چند ساعت تا یک هفته طول می کشد. بیمار فکر می کند شخص از دست رفته، نمرده است و یا اینکه نمی تواند واقعیت مرگ او را بپذیرد.

گریه و زاری: گریه و زاری از یک هفته تا شش ماه طول می کشد. فرد ممکن است غمدیده و افسرده باشد، زیاد گریه کند، پریشان و مضطرب باشد، و قدرت تمرکز حواس او کم شود. بعضی از آنها هم احساس گناه می کنند و فکر می کنند نتوانسته اند برای عزیز از دست رفته شان کمک و اقدامی کافی انجام بدهند.

پذیرش: شش ماه بعد از این مرحله، مرحله پذیرش شروع می شود. علایم قبلی فروکش کرده و شخص مرگ عزیزانش را پذیرفته و سعی می کند به حالت طبیعی خود بازگردد.

این احساسات(انکار، خشم، حسرت، گناه، نومیدی، ناباوری، اندوهگینی) بهنجار بوده و واکنش هایی عادی در برابر داغدیدگی اند. امکان دارد شما آماده چنین هیجاناتی نباشید. شاید در مورد پایداری بهداشت روانی تان دچار تردید شوید، ولی مطمئن باشید که این احساسات، مفید و مناسب اند و به شما کمک می کنند که با مصیبت پیش آمده کنار بیایید.

اندوه ناشی از داغ عزیزان طبیعی بوده و احساس فرد را بیان می کنند. اندوه مرحله ای است که باید روند طبیعی خود را طی کند، در غیر این صورت، احساسات شخص در بدن کهنه و تبدیل به عقده خواهد شد که در نهایت به شکل افسردگی، گریبانگیر او می شود. غمگین شدن، نمایشگر خارجی ضایعه ای بوده که بر فرد وارد شده است. چه بسا که غم به طور جسمی، عاطفی یا به لحاظ فیزیولوژی ابراز شود.به عنوان مثال، درحالی که افسردگی ترجمان فیزیولوژی است. گریه و زاری، نمود جسمی به شمار می آید. بیان این احساسات از اهمیت بسزایی برخوردار هستند. کنار آمدن با مرگ، برای بهداشت روان شما ، حیاتی است. وقتی دلبندی چشم از جهان می بندد، غمگین شدن امری طبیعی است. بهترین کاری که می توانید بکنید، این است که به دامان غم پناه ببرید.

راهکارها چیست؟

**معمولاً بهترین اقدام این است که پیش خانواده و دوستانتان بروید. بیشتر اوقات خود آنها هم عزادار هستند و کمک و حمایت آنها به شما موجب خواهد شد که آنها نیز با آن پیش آمد ناگوار کنار بیایند.

خویشاوندان و دوستانی را بیابیدکه بتوانند احساسات شما را درباره مصیبت دریابند، با افرادی همراه شوید که دچار ضایعه ای مشابه شما شده اند، شما خودتان را به آنها تحمیل نکرده اید. و این موضوع دو طرفه است، یعنی آنها نیز به کمک شما احتیاج دارند.

مراقب سلامتی خویش باشید.مبارزه و پایان دادن به احساسات، با سعی و کوشش، بسیار دردناک است ، اما تنها راه برگشت به حالت طبیعی می باشد.مرتب با پزشک خانوادگی تان تماس بگیرید و از تغذیه مناسب و خواب کافی غافل نشوید، از خطر وابستگی به داروها حذر کنید

**احساسات خود را بیان کنید.سایرین را از احساساتان آگاه سازید. موضوع بسیار با اهمیت این است که به فرد داغ دیده اجازه داده شود، تا احساسات خود را ابراز کند. بیشتر افراد فکر می کنند که آنها نیاز دارند که بگویند، فرد از دست  رفته چقدر خوب بوده است، اما اغلب اوقات حمایتی که فرد داغدیده نیاز دارد این نیست.می خواهد به او اجازه داده شود که بگوید چقدر احساس ناراحتی می کند، چقدر پریشان است، و از اینکه او باقی مانده است، احساس گناه و ناراحتی می کند. این عمل کمک می کند که بر فرایند غصه چیره شوید.

**مراقب سلامتی خویش باشید.مبارزه و پایان دادن به احساسات، با سعی و کوشش، بسیار دردناک است ، اما تنها راه برگشت به حالت طبیعی می باشد.مرتب با پزشک خانوادگی تان تماس بگیرید و از تغذیه مناسب و خواب کافی غافل نشوید، از خطر وابستگی به داروها حذر کنید.

**بپذیرید که باید به زندگی ادامه دهید.

 

 

 

فرآوری:آسیه ملک دار

بخش خانواده ایرانی تبیان


منابع:

1.راهنمای پزشکی خانواده(افسردگی) پرفسور کوام مکنزی- ترجمه اعظم چاوشی

2.ابوالفضل امیر دیوانیMental health americaنشریه     

UserName