• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4399
  • چهارشنبه 1385/6/15
  • تاريخ :

توقیع براى جمعى از مردم قم

در كتاب «احتجاج» از شیخ موثق ابوعمر عامرى رحمة الله علیه روایت مى‏كند كه گفت: ابن ابى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان درباره فرزند امام حسن عسكرى علیه السلام گفتگو نمودند. ابن ابى غانم مىگفت: حضرت رحلت فرمود و اولادى نداشت. سپس آنها نامه‏اى در این خصوص نوشتند و به ناحیه مقدسه فرستادند (تا وكلاى حضرت به آستان مقدسش برسانند) و در آن نامه نوشتند كه ما بر سر این موضوع كشمكش نموده‏ایم. جواب نامه آنها به خط آن حضرت صلوات الله علیه بدین مضمون صادر گشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند ما و شما را از فتنه‏ها نگه دارد و به ما و شما روح یقین موهبت كند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر تردیدى كه گروهى از شما در امر دین نموده‏اید، و شك و تحیرى كه درباره صاحبان امر خود به دل آنها راه یافته است، به من رسید، ما از این موضوع به خاطر شما غمگین شدیم نه به خاطر خودمان و درباره شما ناراحت شدیم نه درباره خودمان زیرا خدا با ماست و جز به خدا به هیچ كس نیازى نداریم و حق با ماست و بنابر این كسی كه از اطاعت ما سرباز مى‏زند، ما را به وحشت نمى‏اندازد. ما اثر صنع خدائیم و مردم به طفیل وجود ما ، موجود گشته‏اند.

اى مردم! چرا دچار تردید گشته و در حال تحیر مطلب را بر خود مشتبه مى‏سازید. آیا نشنیده‏اید كه خدا مى‏فرماید: یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم یعنى؛ اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا و پیغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت كنید؟ نمى‏دانید كه در اخبار رسیده است كه حوادثى براى ائمه، گذشته و آینده شما روى مى‏دهد، و آیا ندیده‏اید كه خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسكرى سنگرهائى براى شما قرار داده كه به آنها پناه برید و علائمى مقرر داشته تا به وسیله آن هدایت شوید؟ به طوری كه هر گاه یكى از آن علامت‌ها پنهان شود علامت دیگرى ظاهر مى‏گردد و هر وقت ستاره‌اى غروب كند؛ ستاره دیگرى مى‏درخشد؟

پس وقتی كه امام حسن عسكرى علیه السلام رحلت فرمود: گمان كردید كه خداوند دین خود را باطل كرد، و رشته واسطه میان خود و بندگانش را قطع نمود؟ نه . چنین نبوده. و تا روز رستخیز و ظهور امر خدا كه مردم او را نمى‏خواهند، هم چنین نخواهد بود.

امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصیت و علم و فرزند و جانشین او در میان ما است و جز ظالمان گناهكار كسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منكر كافر كسى ادعاى این منصب بزرگ را نمى‏كند.

اگر ملاحظه مغلوب شدن امر خدا و آشكار و علنى گشتن سرّ الهى نبود چنان حق ما براى شما ظاهر مى‏گردید كه عقل‌هاتان حیران گردد و تردیدتان برطرف شود ولى آنچه خداوند خواسته تحقق خواهد یافت؛ و هر چیزى در لوح محفوظ مرقوم است .

پس شما هم از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و كارها را به ما واگذارید. همه گونه خیر و خوبى از ما به مردم مى‏رسد. آنچه بر شما پوشیده است، براى اطلاع از آن اصرار مورزید. و به چپ و راست میل نكنید، مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهید. من آنچه لازمه نصیحت بود، به شما گفتم و خداوند بر من و شما گواه است.

اگر محبت به شما نداشتیم و صلاح شما را نمى‏دیدیم و به خاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترك مىگفتیم ... و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسلیماً.

منبع:

مهدى موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار چاپ قدیم)

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
«قم»، در انتظار منجی آخرالزمان

«قم»، در انتظار منجی آخرالزمان

«قم»، در انتظار منجی آخرالزمان
نقش شهر قم در آخر الزمان

نقش شهر قم در آخر الزمان

نقش شهر قم در آخر الزمان
UserName
عضویت در خبرنامه