• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2574
  • چهارشنبه 1385/6/15
  • تاريخ :

تشرف آقا سیدمهدى قزوینى در شب عید فطر

گل

عالم كامل، آقا سیدمهدى قزوینى فرمود: سالى براى زیارت فطریه (شب عید فطر) وارد كربلا شدم و در شب سىام، كه احتمال شب عید در آن مـىرفـت، نـزدیك غروب، هنگامى كه اگر بنا بود شب عید هم باشد، در آن وقت هلالى دیده نـمـىشود، در حرم مطهر بالاى سر مقدس بودم .

شخصى از من سؤال كرد: آیا امشب، شب زیارت مـىبـاشـد؟ و مـقـصودش آن بود كه آیا امشب شب عید است و ماه ناقص مىباشد تا آن كه اعمال زیارت شب عید را بجا آورد، یا آن كه شب آخر ماه رمضان است .

مـن در جـواب گـفـتم: احتمال دارد امشب شب عید باشد، ولى معلوم نیست كه عید ثابت شود.

ناگاه دیدم شخص بزرگوارى كه به هیئت بزرگان عرب بود، با مهابت و جلالت نزد من ایستاده اسـت .

ایشان با دو نفر دیگر كه در هیبت و جلالت از دیگران ممتاز بودند، در آن جا تشریف داشت .

آن شخص به زبان فصیح كه از اهل این اعصار و زمان‌ها بىسابقه است، در جواب سؤال كننده فرمود: نعم هذه اللیلة لیلة الزیارة؛ آرى، امشب شب عید و شب زیارت است .

وقتى این سخن را از او شنیدم كه بدون تزلزل و تردید، عید را اعلام فرمود، به او گفتم: عید بودن امـشـب را از كـجا مىگویید؟ آیا به گفته منجم و تقویم اعتماد كرده‌اید یا دلیل دیگرى براى آن دارید؟ اعتناى درستى به من نكرد، مگر همین قدر كه فرمود: اقول لك هذه اللیلة لیلة الزیارة؛ به تو مىگویم امشب شب زیارتى است .

این را گفت و با آن دو نفر به سوى در حرم به راه افتاد.

وقـتى از من جدا شدند گویا الان به خود آمده باشم، با خود گفتم این جلالت و مهابت معمولا از كـسـى دیـده نشده است و این طور مكالمه و خبر دادن‌ها از غیب، از غیر بزرگان دین و اهل اسرار انـجـام نمىشود، لذا با عجله هر چه تمام‌تر ایشان را دنبال كردم و بیرون آمدم، اما آنها را ندیدم .

از خـادمى كه كنار در بودند پرسیدم: این سه نفر كه فلان لباس و فلان شكل را داشتند و الان بیرون آمدند كجا رفتند؟ گـفـتـند: ما چنین اشخاصى را كه مىگویى، ندیده‌ایم .

با وجود آن كه معمولا نمىشود كسى از زوار، مـخـصـوصـا اگر امتیازى بر دیگران داشته باشد، داخل صحن یا ایوان یا رواق یا حرم شود و خدام او را نبینند، بلكه غالبا آنها مىدانند كه اهل كجا و چه كاره‌اند و از منازل هر یك اطلاع دارند و حـتـى پـیش از ورود اشراف و بزرگان به حرم، مطلع مىشوند و مىدانند كه چه وقت و از كجا وارد مـىشـونـد.

چـنانكه هر كس بر عادت خدام اطلاع داشته باشد، اینها را مىداند.

به علاوه زمانى نگذشته بود كه ایشان رفته بودند.

بـالاخـره از در خـارج شـدم و از خدامى كه در رواق و بین البابین بودند پرسیدم و همان جواب را شنیدم .

همچنین در ایوان و كفشدارى گشتم، اما اثرى دیده نشد، با این كه هر یك از زوار ناگزیر باید از جلوى كفشدارى بگذرند.

بـاز بـرگـشتم و رواق و حجره‌ها را گردش نمودم و از ساكنین و ملازمین آنها، یعنى قراء قرآن و خدام و غیره پرسیدم، ولى به همان ترتیب خبرى از سه نفر به دست نیامد.

از طـرفـى در اواخر آن شب و روز بعد معلوم شد كه شب، شب عید و زیارت بوده است، بنابراین از مشاهده این امور و تصدیق قلبى، یقین كردم كه به غیر از آن بزرگوار، یعنى حضرت بقیة اللّه عجل اللّه تعالى فرجه الشریف كس دیگرى نبوده است.

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـیـاقوت الاحمر) مىباشد.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تشرف شیخ انصاری محضر حضرت ولی عصر(عج)

تشرف شیخ انصاری محضر حضرت ولی...

تشرف شیخ انصاری محضر حضرت ولی عصر(عج)
تشرف سید بحرالعلوم در مسجد سهله

تشرف سید بحرالعلوم در مسجد سهله

تشرف سید بحرالعلوم در مسجد سهله
تشرف سیدمحمد جبل عاملى

تشرف سیدمحمد جبل عاملى

تشرف سیدمحمد جبل عاملى
تشرف شیخ محمد رشتى

تشرف شیخ محمد رشتى

تشرف شیخ محمد رشتى
UserName
عضویت در خبرنامه