• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • اثر اذن ولی در نکاح دختر
    اثر اذن ولی در نکاح دختر
    قانون مدنی در مادۀ 1043، اذن پدر یا جد پدری را در نکاح دختر باکره لازم شمرده است. ماده مذکور، قبل از اصلاحیۀ سال 1361 این گونه مقرر می داشت : « نکاح دختری که هنوز شوهر نکرده است، اگر چه بیش از 18 سال تمام داشته باشد ، متوقف به اجازۀ پدر یا جدّ پدری اوست
  • تصرف دارایی‌های زن و فروش جهیزیه‌!
    تصرف دارایی‌های زن و فروش جهیزیه‌!
    حتما بسیار پیش آمده كه در موقعیتی قرار گرفته‌اید كه نمی‌دانسته‌اید مشكل‌تان را چگونه حل كنید یا اینكه نسبت به شرایط حقوقی محقق شدن آن فعل و آثار احتمالی آن آگاهی كافی نداشته‌اید. در مجموعه نوشتاری تحت عنوان «آیا می‌دانید» شما را با برخی از این موارد آشنا
  • نفقه حقى براى بخشیدن یا گرفتن؟
    نفقه حقى براى بخشیدن یا گرفتن؟
    در جامعه اى که حق طلاق به مرد قدرت و اختیارى بخشیده است که حتى بدون ارائه هیچ دلیل و مدرکى قادر به طلاق دادن زن خود است، بسیارى از زنان هم ناچارند با درگذشتن از حقوق قانونى خود نظیر مهریه و حتى نفقه موفق به گرفتن طلاق از همسران خود شوند.
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 7111
  • يکشنبه 22/5/1391
  • تاريخ :

شرایط قانونی فسخ نكاح


انحلال عقد نکاح به چند طریق امکان پذیر است به نحوی که بعد از طرح این مسئله دیگر عقد ازدواج از رسمیت می افتد و به موجب م 1120 ق م عقد دائم به فسخ ، طلاق و عقد منقطع به پایان مدت یا بذل مدت منحل می شود و زن و مرد از یکدیگر جدا می شوند.

طلاق- ازدواج

در قانون مدنی تفاوت هایی میان فسخ ازدواج و طلاق وجود دارد. در فسخ ازدواج شرایطی پیش می آید که به موجب آن می توان عقد ازدواج را باطل کرد یعنی زن و مرد در شرایط معینی می توانند بدون رعایت تشریفات خاص طلاق، عقد نکاح را فسخ کنند و آنرا بر هم زنند اگر چه برای اثبات آن باید به دادگاه مراجعه کرد امّا طلاق مستلزم رعایت تشریفات ویژه ای است که انحلال عقد را دشوارتر از فسخ آن می کند حق فسخ در تمام موارد فوری است یعنی به محض اطلاع از وضعیتی که از موجبات فسخ است باید بلافاصله به آن مبادرت ورزد در غیر اینصورت حق فسخ ساقط می شود و تشخیص امکان استفاده از خیار فسخ نکاح با عرف و عادت است.

اصولا باید گفت هر قراردادی که منعقد می شود مدتی برای حیات یا ممات آن دارد که بسته به شرایط آن می شود آنرا محدود کرد مانند: نکاح دائمه ولکن در نکاح متعه یا منقطعه این مدت نقش مهمی در حیات یا ممات آن دارد.

در طلاق و فسخ نکاح ایقاعی بودن هر دو آنها و قطع رابطه زوجیت است. همانطور که مقنن موارد فسخ نکاح را محصور کرده در موارد 1121 ق م و 1128 و 1130 و 1131 و 1132 ق م، البته جالب است که ماده آخر 1132 ق م شرایط فسخ و قطع رابطه ناکحیه را از دوش طلاق برداشته است.

منظور از فسخ نکاح آنست که زن یا شوهر نسبت به طرف دیگر و خصوصیات وی در اشتباه بوده و چون از شرایط لازمه نکاح تراضی و توافق زوجین است و در این مورد که یکی از آنها نسبت به طرف دیگر در اشتباه بوده و تصور باطلی از او در ذهن داشته مثلا گمان می کرد که وی از سلامت کامل برخوردار بوده ولی بعدا متوجه شده که وی علیل و معیوب می باشد. در اینصورت بعد از عقد حق فسخ نکاح و بر هم زدن آنرا دارد و این در صورتی است که نسبت به عیب یا نقصی که در طرف دیگر است هنگام عقد جاهل بوده.

نادار شدن به نحوى كه شوهرقادر به پرداخت مهریه نباشد، زن در این شرایط مى‏تواند قبل از دخول نكاح را فسخ كند و اگر دخول انجام گرفته، حق فسخ نكاح را ندارد، بلكله عقد نكاح به قوت خود باقى و مهریه بر ذمه او است، زن نیز باید به خواسته شوهرتن دهد

فسخ نکاح از مواردی است که به واسطه آن رابطه زناشویی و نکاحیه منحل می شود.

فسخ نکاح موردی غیر از طلاق است به طوری که رعایت و تشریفات طلاق در فسخ نکاح جاری نمی باشد.

عیوب موجب حق فسخ

عیوبی كه به آنها حق فسخ می دهد، بر دو دسته اند: بعضی از آنها مختص زن یا شوهر و بعضی مشترك است.

عیب مشترك، دیوانگی است. مقصود از دیوانگى، فساد و آشفتگی عقل در جمیع اوقات یا بعض اوقات است.

اگر بعد از عقد زناشویی بر یكی از زوجین معلوم شود كه دیگری دیوانه بود، حق فسخ دارد.

همچنین اگر بعد از عقد و حتی بعد از آمیزش، مرد دیوانه شود، زن می تواند ازدواج را فسخ كند، ولی اگر زن بعد از آمیزش دیوانه شود، مرد حق فسخ ندارد. در مورد این كه اگر زن بعد از عقد و قبل از آمیزش، دیوانه شود، تردید كرده اند كه آیا مرد حق فسخ دارد، یا ندارددر این مورد هم گفته اند: حق فسخ ندارد، زیرا اصل، لزوم عقد است و به علاوه ‏، حق فسخ را در مورد مرد مشروط به این ساخته است كه زن تدلیس كرده باشد و چون قبل از عقد، زن از لحاظ عقلی سالم بوده و حالت جنون بعداً عارض شده و زن مرتكب تدلیس و نیرنگ نشده است، مرد حق فسخ ندارد، اعم از این كه آمیزش شده یإ نشده باشد.

انواع عیوب موجب فسخ نکاح برای مرد

1- عنن: عنن یک نوع بیماری است که به واسطه آن کمر مرد سست شده و در نتیجه از عمل نزدیکی عاجز می گردد.

راههای اثبات عنن: از آنجا که بیماری مزبور از امراض خفیه است و مانند سایر امراض آشکار نیست لذا شاهد بر این عیب پذیرفته نیست و دعوی عنن به یکی از طرق ذیل اثبات می گردد: اقرار زوج – شهادت شهود بر اقرار زوج به عنن نزد آنان – سوگند مدعی در صورتیکه منکر از سوگند نکول کند یا سوکند را به مدّعی ردّ کند.

اگر زن یا مرد پیش از عقد به معایب مورد اشاره آگاهی داشته باشد و با علم به آن مبادرت به عقد نکاح کند، حق فسخ او ساقط می شود

2- خصاء

3- ناتوانی جنسی و وجود مشکل در دستگاه تناسلی . اگر ناتوانی جنسی پس از عقد نیز انجام شود باز هم زن می تواند فسخ نکاح را بخواهد.

4- جنون مرد که این مورد نیز حتی اگر پس از عقد بروز کند از موجبات فسخ خواهد بود.

عیوب مخصوص زن

1)قرن

2)جذام

3) برص

4)افضاء

5)زمین گیری

6)نابینایی از دو چشم

فسخ نکاح

- نکته: _اگر زن یا مرد پیش از عقد به معایب مورد اشاره آگاهی داشته باشد و با علم به آن مبادرت به عقد نکاح کند، حق فسخ او ساقط می شود.

 _اگر زن بعد از عقد به یکی از معایبی دچار شود که در لحظه‌ی وقوع عقد به مرد حق فسخ می داد، حق فسخ برای مرد نخواهد بود.

 _جنون و عنن در مرد، هرگاه بعد از عقدهم حادث شود، موجب حق فسخ برای زن خواهد بود

از دیگر موارد فسخ نکاح

1)یکی از عیوبی که به عنوان علت فسخ نکاح در بعضی از کتب مطرح شده «دو جنسی بودن» است.

2) فریب: مانند اینكه با همسرى كه در ظاهر مسلمان است ازدواج مى‏كند، ولى بعد ثابت مى‏شود كه آن زن اهل كتاب است و نه مسلمان، یا با همسرى نكاح مى‏كند به گمان اینكه آزداه است و بعد ثابت مى‏شود كه كنیز است.

3) نادار شدن به نحوى كه شوهرقادر به پرداخت مهریه نباشد، زن در این شرایط مى‏تواند قبل از دخول نكاح را فسخ كند و اگر دخول انجام گرفته، حق فسخ نكاح را ندارد، بلكله عقد نكاح به قوت خود باقى و مهریه بر ذمه او است، زن نیز باید به خواسته شوهرتن دهد.

4) نادار شدن به نحوى كه شوهرقادر بر تأمین نفقه نباشد، هرگاه شوهراز دادن نفقه عاجز شد، زن به امید توانگر بودن او در حد توان انتظار كند و بعد مى‏تواند با توسل به مراجع ذى صلاح شرعى خواستار فسخ نكاح شود.

5) هرگاه شوهربراى مدت مدیدى غایب شد و آدرسش مشخص نبود و مالى براى نفقه همسر نگذاشته و كسى را براى تأمین نفقه همسر توصیه نكرده باشد و كسى دیگر نیز مسئولیت نفقه را بر عهده نگیرد در چنین حالتى زن مى‏تواند با توسل به مراجع ذى صلاح شرعى، خواستار فسخ نكاح شود. قاضى او را نخست به صبر توصیه مى‏كند، اگر راضى نشد و تن در نداد، قاضى طلاق نامه را مبنى بر غیبت شوهر تنگدست بودن همسرش در حضور گواهانى كه شوهرو همسر را مى‏شناسند تنظیم مى‏كند، بعد حكم فسخ به اجرا در مى‏آید، و این فسخ یك طلاق رجعى محسوب مى‏شود، اگر شوهردر ایام عدت پیدا شد و به خانه برگشت، رجوعش ثابت شده و به زندگى خود ادامه بدهند.

فرآوری : طاهره رشیدی

بخش حقوق تبیان


منابع: 1- دادستانی کل کشور / 2- دادخواهی / 3-وبلاگ حقوق

UserName