• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5145
  • پنج شنبه 1383/11/15
  • تاريخ :

زندگی دکتر امیر عباس نوربخش برگزیده جشنواره خوارزمی از نگاه همسرش محبوبه نوربخش



دکتر امیرعباس نوربخش (متولد 1344 تهران) تحصیلات کارشناسی را در دانشگاه اصفهان به پایان رسانید و در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه علم و صنعت تهران تحصیل کرد و برای ارائه طرح تولید صنعتی دریچه های کشویی آلومینا- گرافیت فولاد- برگزیده هفدهمین جشنواره خوارزمی شد.

دکتر نوربخش در سال 1367 با محبوبه نوربخش ( متولد 1349 اصفهان) ازدواج کرد، در باره این آشنایی و ازدواج و نقشی که همسرشان در زندگی خانوادگی داشته اند می گوید:

"سال دوم دانشگاه بودم. برای تحصیل از تهران به اصفهان آمده بودم. پدرم علاقه زیادی به خانواده همسرم داشتند و بین ما هم علایقی به وجود آمده بود. به رسم آن روز عقد کرده بودیم. پس از یک سال پدرم فوت شد و من در اصفهان تنها بودم ( پدر2 هفته یک بار برای دیدنم به اصفهان می آمد) می خواستم انتقالی بگیرم برای تهران ، ولی همسرم به من دلگرمی داد و خواست که در اصفهان بمانم. از همان سال ها راهنمایی های ایشان در زندگی ام خیلی مؤثر بود. من پسر بزرگ پدرم بودم و بعد از او مسئولیت های زیادی داشتم. اگر وجود همسرم نبود در خانه آرامش نداشتم و نمی توانستم فکرم را بر درس و مطالعه متمرکز کنم.

در تمام دوره فوق لیسانیس و دکترا با وجود داشتن بچه همه شرایط را برای من فراهم کردند، من در شهر دیگری درس خواندم، سفرهای زیادی داشتم، در 9 کنگره بین المللی شرکت کردم و مشوق من همیشه ایشان بودند. یک سال بعد از لیسانس تصمیم به ادامه تحصیل نداشتم. با وجود مسئولیت های مختلف، رفتم سربازی ( که در نیشابور گذراندم). وقتی برگشتم، 18 روز به امتحان فوق مانده بود، همسرم از من خواست که این 18 روز را در خانه باشم تلاش زیادی کرد که من بتوانم با خاطر آسوده درس بخوانم، روزی را که قبول شدم هیچ وقت فراموش نمی کنم؛ من خودم را مدیون همسرم می دانم".

خانم نوربخش یکی از نتایج مثبت تلاش و گذشت های خود را به ثمر رسیدن مطالعات و تحقیقات همسرش می داند، خود را در این موفقیت ها شریک می داند و آرزو دارد درباره بچه ها نیز همین نتیجه را داشته باشد.

دکتر نوربخش با اشاره به سال های زندگی مشترکش و نقش کلیدی همسرش می گوید: "به هر صورت هر زندگی مشکلاتی دارد. اگر اختلاف نباشد، تفاهم معنی پیدا نمی کند. بعد از سال ها آدم وقتی زندگی را مرور می کند می بیند که بعضی جاها، افرادی نقش های کلیدی در زندگی داشته اند، با راهنمایی ها و همکاری هایشان در مقاطع مختلف زندگی".

خانم نوربخش در گفتگو با ما از شروع زندگی و  تلاش و اهداف خانواده گفته اند که در پی می آید:


وقتی در 16 سالگی تصمیم گرفتید ازدواج کنید، چه تصوری از شریک زندگی و خانواده داشتید؟

با وجود این که بچه بودم فکر می کردم شرایط ازدواج را دارم. ایشان اصفهان بودند و در سال دوم دانشگاه درس می خواندند. من هم سال دوم دبیرستان بودم. با روابط خانوادگی که از قبل داشتیم، احساس علاقه در ما پیدا شده بود و البته آن زمان دید افراد مثل حالا نبود. ولی برای اول زندگی خوب بود.


چه مواردی در شخصیت ایشان برای شما اهمیت داشت؟

ایشان از نظر شخصیت فرد مورد پسند من بودند. این که تحصیل کرده بودند و به علم هم علاقه داشتند برایم مهم بود و در ضمن، خانواده اش را خوب می شناختم.


بارزترین خصوصیت اخلاقی ایشان چیست؟

ایشان در طول این سال ها با وجود این که در حال تحصیل بودند به خانواده اهمیت زیادی می دادند، یعنی بعد از درس با خانواده و بچه ها بودند.


چه بخشی از مسئولیت های خانه با شماست؟

تمام مسئولیت ها با من است. ایشان صبح می روند شرکت و عصر بر می گردند. ساعاتی هم که هستند یا مشغول کار با رایانه و یا نوشتن مقاله هستند؛ 98 درصد کارهای خانه و بچه ها با من است.


از این که بیشتر اوقات همسرتان صرف مطالعه و تحقیق می شود خسته نمی شوید؟

مسلماً مواقعی به نقطه ای می رسم که احساس خستگی می کنم، ولی در موفقیت هایشان خود را شریک می دانم مثل این است که من آن را به دست آورده ام. این حس هم باعث می شود که به ایشان کمک کنم و کمتر احساس خستگی کنم.


چه عواملی را در دوام زندگی مشترکتان مؤثر می دانید؟

ایشان که همسر مورد نظر من بودند و این مورد مهمی برای من بود، کلاً هر دو تلاش خود را در چارچوب خانواده گذاشتیم و این نکته مثبتی بود برای دوام زندگی مشترک ما.


نسبت به سال های شروع زندگی مشترک چقدر تغییر کرده اید؟

احساس می کنم از نظر تفکر و پیشرفت آدم به مرور بزرگتر می شود، ایده هایش عوض می شود، زمانی مسائل اقتصادی برای خانواده اهمیت دارد ولی بعد نه، شاید مسائل اقتصادی آن اهمیت گذشته را نداشته باشد و اهداف بزرگتر شود.


شما الان در چه مرحله ای هستید؟

الان با توجه به داشتن بچه، در این مقطع نمی توانیم بگوییم که مسائل اقتصادی را در نظر نداریم ولی به مسائل فرهنگی هم حساس شده ایم ؛ به خصوص در گروه سنی که بچه های من هستند مواردی است که باید به آنها بگوییم.


سختی زندگی در این سال ها چه بود؟

چند سالی که بچه ها کوچک بودند و همسرم دانشجو بود، در عین این که سخت بود خیلی شیرین هم بود. زمان هایی که بچه ها مریض می شدند این سختی را بیشتر حس می کردم. البته در این سال ها خانواده ام به من کمک زیادی کردند.


خاطره ای از آن روزها دارید؟

وقتی همسرم در تهران برای فوق لیسانس درس می خواند، دخترم 10 ماهه بود، بچه دوم را باردار بودم،

دخترم تب شدیدی کرد که مجبور شدیم ببریمش بیمارستان، آن شب را هیچ وقت فراموش نمی کنم. خیلی سخت گذشت.


نقش زن را در مناسبات بین افراد خانواده چگونه می بینید؟

فکر می کنم پایه و اساس خانواده زن باشد؛ اگر یک همسر دید خوبی نسبت به خانواده و زندگی داشته باشد با مشکلات کنار می آید و مشکلات آقایان هم راحت تر حل خواهد شد تا این که زن و مرد در یک راه نباشند.


در تربیت بچه ها به چه مسائلی توجه داشتید؟

مسلماً هر پدر و مادری در تربیت بچه هایش می خواهد که آنها اجتماعی شوند، تحصیلات خوب داشته باشند و نمونه باشند. برای ما هم اینها ارزشمند بود و دلم می خواهد آنها در هر رشته ای که دوست دارند تحصیل کنند و موفق باشند، این که هدف مثبت داشته باشند و مثل پدرشان با تلاش و هدف زندگی کنند.


چقدر تحت تاثیر رشته پدرشان هستند؟

برای انتخاب رشته که هنوز زود است؛ پسرم 10 ساله است و دخترم 11 ساله ؛ ولی تأثیر گرفته اند، پسرم خیلی دوست دارد مثل پدرش باشد. ما سعی کردیم به مطالعه علاقه مند شوند چون گاهی بچه ها تأثیر منفی می گیرند.


بچه ها حرفهایشان را با شما در میان می گذارند یا پدرشان؟

ما در خانواده همه با هم هستیم به همان مقدار هم صحبت ها در جمع خانواده مطرح می شود، فکر می کنم بچه ها با من حالت نزدیکتری دارند ولی با پدرشان هم رفیق هستند.


چه توقعی از زندگی دارید؟

این که در آینده بچه ها به آنچه در نظر دارند برسند. من بیشتر عمرم را برای شوهر و بچه هایم گذاشتم، دوست دارم درباره ی بچه ها به نتیجه مثبت برسیم. در ارتباط با شوهرم به این نتیجه رسیده ام، امیدوارم درباره بچه ها هم این طور باشد. آرزو می کنم که خانواده سلامت باشند و این کانون هیچ وقت از هم نپاشد و در کنار هم باشیم.


چه لحظاتی از زندگی در این چاردیواری را بیشتر دوست دارید؟

وقتی که هر چهار تا دور هم هستیم که معمولاً شبهاست که ایشان خانه هستند.

لینک ها

 ناسازگاری در زندگی زناشویی 

 چگونه در دل شوهر راه یابیم؟ 

 رازهای یك خانواده خوشبخت! 

 آیا شوهر بی عیب وجود دارد؟ 

 چرا صحبت های دلنشین میان همسران از بین می رود 

 علت یابی و راهیابی مسائل خانوادگی 

 

UserName