• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1791
  • پنج شنبه 1383/11/1
  • تاريخ :

زیر باران عرفه



باز این اشك است كه از جاده‏هاى دل مى‏گذرد و در كویر نیاز ساكن مى‏شود . دوباره كبوترهاى محرم خیال، با خاك عرفات، تیمم مى‏كنند . نمى‏دانم! اما هر چه هست من زائر كوى حسینم . مى‏خواهم با زمزمه‏هاى حسینى در صحراى عرفات، محرم درگاه خدا شوم، زیر باران عرفه ...

احسان دیرینه تو را قرن‏ها و سال‏هاست مردمان شناخته‏اند . تو همانی که كاروان را براى نجات یوسف فرود آوردی تا از چاه به جاه رسانى‏اش و از بندگى به سلطنت . چشم سپید یعقوب را به دیدار یوسف روشن كردى! اى یاور ایوب كه بلا و رنج و سختى را از او دور كردى! اى آن كه دستان ابراهیم را از ذبح اسماعیل نگاه داشتى، تا وعده‏ات تحقق یابد! اى اجابت كننده دعاى زكریا! اى آفریننده یحیى! اى حامى یونس! که او را از شکم ماهی نجات دادی.  تو را مى‏شناسم . اى آن كه به امر خود، دریا را براى بنى‏اسرائیل شكافتى و فرعون و لشكرش را در گرداب قهر خویش غرق نمودی! تو را مى‏شناسم . این را نیز مى‏دانم که اگر بنده‏اى نافرمانى كند، عزلش نمى‏كنى . مگر نبودند ساحران كه سال‏ها غیر تو را پرستیدند و فرستادگان تو را تكذیب كردند، اما تو با آیه لطیف هدایت، از هر چه جهالت رهایشان كردى و به سمت نور رهنمایشان شدى، آى اى خدا اى بدیع بى همتا، اى پاینده بى‏مثال، اى عالمى كه به هر كس به قدر گنجایشش، بخشیدى . من اكنون زیر باران عرفه، زمزمه‏هاى حسین (علیه السلام) این بنده عاشق تو را زمزمه مى‏كنم . او كه تو را با واژه‏هاى آسمانى اشك مى‏خواند و با تمام بزرگیش چه خاشعانه با تو سخن مى‏گوید . این همان آغاز كربلایى ‏شدن است ...

مهربانا! خطاهایم بزرگ شد و رسوایم نكردى . گناهانم را دیدى و پوشاندى .

اى لطیف! خرد بودم و ضعیف، روزى‏ام دادى و نگاهم داشتى . بزرگ شدم! هنوز نمى‏توانم نعمات تو را شماره كنم . اى كه بى‏منت عطا مى‏كنى؛ آن ‏گونه كه من در آیینه دلم لطف و احسان تو را مى‏بینم و تو در آیینه كردار من جرم و عصیان را . با این‏ همه گنهكارى راهنمایم شدى به سوى ایمان . هر چند هنوز در شكر این همه احسان ناتوان بودم، بیمار شدم، خواندمت؛ درمان كردى . عریان بودم، پوشاندى‏ام . گرسنه بودم، سیرم كردى . تشنه بودم، از تو سیراب شدم . ذلیل بودم، عزیزم كردى . غریب بودم، آشنایم نمودی . مسكین بودم، توانگرم ساختى . و خود كریمانه، احسان آغاز نمودى . پس به راستى كه حمد و سپاس براى توست! اى خداى بى‏همتا! لب‏هایم اكنون با طراوت دعا ترنم گرفته‏اند . چشمانم در بارش توبه، امان از دست داده‏اند . دل بى‏قرار عرفات حسین (علیه السلام) شده است! یا قدیم الاحسان ما را بیامرز و دعاهایمان را مستجاب گردان که جز تو کسی را نداریم و چشم امیدمان به درگاه تو که کریم و رحیم هستی؛ می باشد.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
شست‌وشوی جان در عرفان زلال حسین علیه السلام

شست‌وشوی جان در عرفان زلال حسین...

شست‌وشوی جان در عرفان زلال حسین علیه السلام
اسرار عرفات از زبان  امام سجاد (علیه السلام)

اسرار عرفات از زبان امام سجاد (علیه...

اسرار عرفات از زبان امام سجاد (علیه السلام)
وقوف در سرزمين عشق و معرفت

وقوف در سرزمين عشق و معرفت

وقوف در سرزمين عشق و معرفت
دور نمايي از دعاي عرفه

دور نمايي از دعاي عرفه

دور نمايي از دعاي عرفه
UserName