• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • زینبیان
    زینبیان
    بررسی اجمالی به نقش زن و جایگاه زنان مسلمان در جنگها ی آغازین دین اسلام تا هشت سال دفاع مقدس
  • تفاوت سینمای دفاع مقدس و جنگ
    تفاوت سینمای دفاع مقدس و جنگ
    سینمای دفاع مقدس را نباید با سینمای جنگ یكسان دانست، سینمای جنگ ملزومات و ساختارها و غالب های خاص خودش را دارد كه سینمای شكل گرفته با عنوان سینمای دفاع مقدس هیچ یك از آنان را نمی پذیرد. سینمای دفاع مقدس را می توان مطمئنا منحصر به جنگ تحمیلی ایران و ...
  • زنی در محاصره سوسنگرد
    زنی در محاصره سوسنگرد
    زن ایرانی در دوره‌های مختلف، غیرت و حمیت خود را به نمایش گذاشته است. یکی از آن عرصه‌ها جنگ تحمیلی بود که به عنوان تاریخی روشن، در سوابق زن مسلمان و محجبه ایرانی درج شد و یادآور زنان صدر اسلام گردید و نشان داد، حجاب و متانت، مانع حضور اجتماعی زنان نیست. در
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 2221
  • چهارشنبه 4/5/1391
  • تاريخ :

زنان و دفاع مقدس


با شروع جنگ، زنان در همان ماه های آغازین دفاع مقدس درخطوط مقدم جنگ در چند قدمی دشمن، در شلمچه، خرمشهر و آبادان دوشادوش مردان بی پروا مبارزه می كردند كه گواه این موضوع خاطرات رزمندگانی است كه در مورد زنانی گفته اند آن هاعلاوه بر كار امدادی و تشویق رزمندگان، گاه سلاح بر كف با دشمن می جنگیدند.


زنان و دفاع مقدس

برخی فعالیت های این دختران و زنان علاوه بر دفاع مسلحانه به صورت های مختلف كمك پزشكی، پرستاری و امداد در جبهه های نبرد بود. بسیاری از این زنان كه برای امداد یا پرستاری و مداوا به جبهه می آمدند ، در همان جا نیز به شهادت می رسیدند یا در تنگنای جبهه،سلاح به دست می گرفتند و می جنگیدند و به شهادت می رسیدند.

حضور زنان در 8 سال دفاع مقدس، حماسه همراهی، همدلی، صبوری، ترغیب و برانگیختگی، ایثار و پاكبازی آن ها چنان عظیم و ستودنی است كه بی تردید در تاریخ ایران بی بدیل و بی نظیر است و نمونه هایی هم اندازه صدر اسلام و همانند كربلا در آن فراوان می توان یافت.

حضور شورآفرین زنان در 8 سال دفاع مقدس از چند منظر و چشم انداز قابل بررسی است.

حضور زنان در صحنه رزم، امدادرسانی و مداوای مجروحان

با شروع جنگ، زنان در همان ماه های آغازین دفاع مقدس درخطوط مقدم جنگ در چند قدمی دشمن، در شلمچه، خرمشهر و آبادان دوشادوش مردان بی پروا مبارزه می كردند كه گواه این موضوع خاطرات رزمندگانی است كه در مورد زنانی گفته اند آن هاعلاوه بر كار امدادی و تشویق رزمندگان، گاه سلاح بر كف با دشمن می جنگیدند.

برخی فعالیت های این دختران و زنان علاوه بر دفاع مسلحانه به صورت های مختلف كمك پزشكی، پرستاری و امداد در جبهه های نبرد بود. بسیاری از این زنان كه برای امداد یا پرستاری و مداوا به جبهه می آمدند ، در همان جا نیز به شهادت می رسیدند یا در تنگنای جبهه،سلاح به دست می گرفتند و می جنگیدند و به شهادت می رسیدند.

زنان و دفاع مقدس

شهید پروین حاجی شاه كه بعد در رمان «نخل های بی سر» اثر قاسمعلی فراست، به شهادت او پرداخته شد، از آن جمله است.اسارت برخی خواهران در آغاز جنگ، گواه روشن دیگر بر این ادعاست. در خاطرات دكتر محمدرضا سنگری در مورد آخرین ساعات سقوط خرمشهر چنین آمده : آخرین نیروها، با آخرین گلوله ها می جنگیدند. امكان تامین نیروها نبود. پل خرمشهر در تیررس گلوله های مستقیم بود. رزمندگان كه تعداد آنان در آخرین روز شاید به 40 نفر نمی رسید، سرسختانه مقاومت می كردند. كم كم كوچه ها از خون آخرین یاران ارغوانی می شد. من جزو آخرین نفراتی بود م كه به ساحل رودخانه رسید. به خاطر انفجار در پی انفجار و شهید در پی شهید. امكان گذشتن از پل نبود. آخرین ماشینی كه تعدادی زخمی از پل می گذراند هدف گلوله آرپی جی قرار گرفت و روی پل ماند مجبور شدیم از سقف پل حركت كنیم. آویزان به میله های سقف پل، همراه با تجهیزات سنگین، با اندك رمقی كه مانده بود. گلوله ها به اطراف می خورد. تركش ها صفیر زنان از كنارمان می گذشتند. بیش از 40 دقیقه آویزان به سقف پل، خود را به سوی خرمشهر یعنی آبادان رساندیم.آن طرف رودخانه زخمی های دیگری كه خود را به سمت دیگر پل رسانده بودند افتاده بودند. چند دختر جوان مشغول پانسمان و مداوای زخم ها بودند. دختری جوان سر یكی از رزمندگان را بر زانو گرفته بود. رزمنده جوان تمام سطح لباسش خون آلود بود: «به بچه ها برس»، معلوم شد خواهر و برادرند. دختر جوان، دكمه لباس جوان را كه خون از آن می جوشید گشود گویی تاب دیدن نداشت. جوان آرام زمزمه كرد:

مو از قالوا بلی تشویش دیرم

گنه از برگ و بارون بیش دیرم

اگر لا تنقطوا دستم نگیره

مو از یا ویلنا اندیش دیرم

در آغاز جنگ، در جبهه های جنوب مادرانی در خط مقدم حضور داشتند و مشوق رزمندگان بودند. در جبهه فیاضیه آبادان، پیرزنی با نشاط حتی در سنگر ها حضور می یافت و همه او را «ننه» صدا می زدند. وقتی گلوله های خمپاره و توپ به اطراف می خورد با لحنی آرام و مهربان می گفت: ننه نترسید، ننه چیزی نیست، خدا پشت و پناهتان. در آن لحظه ها و صحنه ها كمتر رزمنده ای بود كه «حلوای ننه» كام او را شیرین نساخته باشد.

صدای رزمنده ای زخمی، دختر جوان را از جا كند.سر برادر را به نرمی بر زمین گذاشت و به سراغ زخمی رفت. خون از سینه برادر می جوشید و دختر جوان تنها با نگاهی خون را بدرقه كرد و به سمتی دیگر شتافت و.... این نمونه ای از هزاران نمونه ایثار، فداكاری و خدمات درخشان زنان در سال های زخم و شهادت و ایثار است و بی تردید در حافظه خاطره رزمندگان از این دست نمونه های فراوان می توان یافت.

حضور در جبهه ها و تشویق رزمندگان

در آغاز جنگ، در جبهه های جنوب مادرانی در خط مقدم حضور داشتند و مشوق رزمندگان بودند. در جبهه فیاضیه آبادان، پیرزنی با نشاط حتی در سنگر ها حضور می یافت و همه او را «ننه» صدا می زدند. وقتی گلوله های خمپاره و توپ به اطراف می خورد با لحنی آرام و مهربان می گفت: ننه نترسید، ننه چیزی نیست، خدا پشت و پناهتان. در آن لحظه ها و صحنه ها كمتر رزمنده ای بود كه «حلوای ننه» كام او را شیرین نساخته باشد.

زنان و دفاع مقدس

حضور زنان در پشت جبهه

ارسال بسته های آجیل و شیرینی همراه با نوشته ها و نامه های دلگرم كننده در طول سال های دفاع مقدس روحیه بخش بود، به ویژه هنگام عملیات ها، فرا رسیدن نوروز و مناسبت های خاص، بسته های شیرینی و آجیل كه توسط خواهران تهیه شده بود به جبهه ها گرمی و نشاط می بخشید. این زنان لباس و پوشاك و وسایل مورد نیاز جبهه ها و رزمندگان را در پشت جبهه ها تهیه و برای آن ها ارسال می كردند. ارسال پیام ها چه به وسیله رادیو و چه به شیوه نامه ها و نوشته ها و طومارها از دیگر كارهای روحیه بخش و پشتوانه روانی جبهه ها در پشت جبهه بود.

فرستادن همسران، برادران، فرزندان و عزیزان خویش به جبهه ها

بدرقه رزمندگان در اشك و لبخند و ازدحام دود و هلهله و ترنم ذكر صلوات از خاطرات فراموش ناشدنی، سال های دفاع مقدس است. مادری كه پس از شهادت همسر، فرزندش را روانه می كرد و پس از شهادت فرزند، فرزند دیگر را.

صبر و شكیبایی مادران كه آرامش بخش دیگر خانواده ها بود. خانواده هایی كه چند فرزند شهید یا چند شهید به انقلاب و اسلام هدیه داده اند فراوانند.یكی از رزمندگان دفاع مقدس در خاطره خود در این باره چنین می گوید: یك بار چند شهید را با هم برای تدفین آورده بودند.عجیب غوغایی بود. یكی از مادران بیش از همه بی تابی می كرد. تلاش برای آرام كردن او چندان نتیجه بخش نبود. ناگهان زنی كه چادر دور كمر گره زده بود پیش آمد و در گوش او چیزی گفت كه آرام شد و او را با خود همراه كرد. بعد معلوم شد كه او مادر شهید است و اكنون پنجمین شهید او را آورده بودند تا به خاك بسپارند؛ مادر پنجمین شهیدش را با دست های خود در مزار نهاد و صبور و آرام بالا آمد و گفت: «پسر من نرفته است. این جوانان( اشاره به جوانان و هم رزمان شهید ) پسران من هستند آن ها عزیزتر از علی اكبر امام حسین(ع) كه نیستند.» آن گاه سمت سخن را عوض كرد و گفت: «عزیزان من، جبهه كربلاست امام حسین(ع) را تنها نگذارید.» حماسه حضور زنان ابعادی وسیع تر و ژرف تر از آن چه گفته شد دارد؛ و در این مجال تنها اندكی از ناگفته های ایثار و مجاهدت زنان غیور ایران است كه در تاریخ 8 سال دفاع مقدس رقم زده شد.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منبع: سایت ساجد خراسان رضوی

UserName