• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1042
  • دوشنبه 1383/10/21
  • تاريخ :

خلاصه داستان:


سالار كه از طریق قاچاق چوب زندگی می‌گذراند، در توطئه‌ای از جانب میرزآقا دستگیر و زندانی می‌شود. میرزآقا همسر سالار را برای گرفتن خسارت اره‌برقی زیر فشار می‌گذارد. پسر نه ساله سالار برای كمك به مادرش با قاچاقچیان همكاری می‌كند و به همین دلیل از ادامه تحصیل باز می‌ماند. لطیف، داماد سالار كه سرباز پاسگاه روستاست، جلال را تعقیب می‌كند و به دام قاچاقچیان چوب می‌افتد و در مراسم عاشق‌كشی جان می‌بازد. سالار از زندان آزاد می‌شود و بازمی‌گردد تا سور و سات عروسی دخترش با لطیف را فراهم كند...

UserName