• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6968
  • دوشنبه 1383/7/20
  • تاريخ :

تأثیر پذیری حافظ از خواجوی کرمانی


. تأثیر پذیری حافظ از سعدی شیرازی

. تأثیر پذیری حافظ از عطار نیشابوری

. تأثیر پذیری حافظ از  نظامی گنجوی


خواجو (متوفای 753ق)

ابوالعطاء کمال الدین محمود معروف به خواجوی کرمانی (689- 753 ق) از شعرای بزرگ قرن هشتم است که در قصیده و مثنوی و غزل طبع توانائی داشته است. گرایش حافظ به شیوه سخنوری خواجو و تتبعی که در اشعار او می کرده و شباهت شیوه سخنش با او مشهور است ( برای تفصیل مقدمه مصحح دیوان خواجو آقای احمد سهیلی خوانساری، بویژه صفحات 47- 55). سخن خواجو هم پایه کلام کمال الدین اسماعیل است که با حافظ – که وامدار هر دوی آنان است- هر سه در حسن تشبیه و حسن تعلیل و ابهام مهارتی به سزا دارند. چنانکه مکرر گفته ایم درمیان همه ی شعرای متقدم سه شاعر بیشترین تأثیر را بر حافظ داشته اند که عبارتند از کمال الدین اسماعیل اصفهانی، سعدی، و خواجو. طرز سخن پردازی و ایهام ورزی و باریک اندشی و ظرافت لفظ و مضمون خواجو با حافظ ،شباهت فوق العاده ای دارد و این بیت که یکی از معاصران حافظ درباره ی آن دو گفته است دقیقاً درست است:

استاد غزل سعدی است نزد همه کس اما دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو

مقایسه ها تضمین و شباهتهای لفظی و معنوی:

1) خواجو: همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

حافظ: کاینچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

2) خواجو: خرقه رهن خانه ی خمار دارد پیر ما

حافظ: روی سوی خانه ی خمار دارد پیر ما

3) خواجو: ای بسا عاقل که شد دیوانه ی زنجیر ما

حافظ: عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

4) خواجو:

خرم آن روز که از خطه ی کرمان بروم          دل و دین داده ز دست از پی جانان بروم

حافظ:

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم    راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم

5) خواجو: دل صنوبریم همچو بید می لرزد

حافظ: دل صنوبریم همچو بید لرزانست

6) خواجو: خوش خبر باش ای نسیم شمال

حافظ: خوش خبر باشی از نسیم شمال

7) خواجو: هزار یوسف مصری اسیر چاه زنخدان

حافظ: هزار یوسف مصری فتاده درچه ماست

8) خواجو: آتش از چشمه ی خورشید درخشان طلبند

حافظ: تا لب چشمه ی خورشید درخشان بروم

9) خواجو: نسیم صبح سعادت به خون دل یابی

حافظ: نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی

10) خواجو: مکن به چشم حقارت نظر به مردم از آنک ...

حافظ: مکن به چشم حقارت نگاه در من مست

11) خواجو: چون کمیت اشک را بر قطره کردم گرم رو

حافظ:گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو

12) خواجو: بوی روح از دم جانبخش سحر می شنوم

حافظ:بوی جای از لب خندان قدح می شنوم

13) خواجو:

گویی بت من چون ز شبستان به در آید  حوریست که از روضه ی رضوان به در آید

حافظ:

هشدار که گر وسوسه ی عقل کنی گوش          آدم صفت از روضه ی رضوان به در آیی

14) خواجو: ولوله از جان شیخ و شاب برآمد

حافظ: خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز

15) خواجو: خیز تا رخت تصوف به خرابات کشیم

حافظ: خیز تا خرقه ی صوفی به خرابات بریم

16) خواجو: همچو موسی ارنی گوی به میقات آیند

حافظ: همچو موسی ازرنی گوی به میقات بریم

17) خواجو: بگو که ای مه نامهربان مهر گسل

حافظ: فغان که آن مه نامهربان مهر گسل

18) خواجو: که جز به زر نتوان کرد دست در کمرش

حافظ: که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود

19) خواجو:

گرم به هر سر مویی هزار جان بودی   فدای جان و سرش کردمی به جان و سرش

حافظ:

بگفتمی که چه ارزد نسیم طره ی دوست          گرم به هر سر مویی هزا جان بودی

20) خواجو: نه من سوخته خون می خوردم و خاموشم

حافظ: مُهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم

21) خواجو: زمین ببوس و بیان کن بدان زبان که تو دانی

حافظ: حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی

22) خواجو: جان بی جمال جانان پیوند جان نجوید

حافظ: جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

23) خواجو: عَلَم چگونه زنی بر فضای عالم قدس

حافظ: چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس

24) خواجو: چو از رخش گل صد برگ می توان چیدن

حافظ: به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

منبع : حافظ نامه(جلد1)- بهاءالدین خرمشاهی

مردی که مرد

مردی که مرد

مردی که مرد
جایزه ای برای زنی معترض

جایزه ای برای زنی معترض

جایزه ای برای زنی معترض
عاشق جزئیات ملکوتی

عاشق جزئیات ملکوتی

عاشق جزئیات ملکوتی
او از کودکی خود متنفر است

او از کودکی خود متنفر است

او از کودکی خود متنفر است
UserName
عضویت در خبرنامه