• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1408
  • سه شنبه 1383/2/8
  • تاريخ :

آفتاب حسن


بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ای آفتاب حسن برون آ، دمی زابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

در دست هر کسی هست ز خوبی قراضه ها

آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست

یعقوب وار واسفاها همی زنم

دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور روی موسی عمرانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود جسته ایم ما

گفت آنکه یافت می  نشود آنم آرزوست

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد

کانِ عقیق نادر ارزانم آرزوست

پنهان ز دیده ها و همه دیدها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت زهر آرزو و آز

از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست

گوشم شنید قصد ایمان و مست شد

کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست.

مولانا جلال الدین محمد بلخی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
در نعمت نبی اكرم صلی الله علیه وآله

در نعمت نبی اكرم صلی الله علیه وآله

در نعمت نبی اكرم صلی الله علیه وآله
انتظار فرج

انتظار فرج

انتظار فرج
ابر رحمت در مصيبت على(ع)

ابر رحمت در مصيبت على(ع)

ابر رحمت در مصيبت على(ع)
در سوگ امير مؤمنان

در سوگ امير مؤمنان

در سوگ امير مؤمنان
UserName