• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 1196
  • پنج شنبه 21/2/1391
  • تاريخ :

شوروی چرا از ایران رفت؟

بازخوانی خروج ارتش شوروی از ایران پس از جنگ جهانی دوم


هر چه به پایان جنگ جهانی دوم، كه بهانه نیروهای متفق برای حضور در ایران بود، نزدیك تر می شدیم، نگرانی ها از عدم خروج ارتش سرخ از ایران پس از پایان جنگ بیشتر می شد. این مسئله ای بود كه حتی انگلیسی ها و آمریكایی ها را نیز نگران ساخته بود. تا حدی كه در ماه های پایانی جنگ، مسئله خروج نیروهای متفق از ایران در دستور كار كنفرانس های بین المللی متفقین یعنی كنفرانس های یالتا، پوتسدام و مسكو قرار گرفت.

شوروی

از آغاز حكمرانی دومین پادشاه قاجار تا پایان جنگ جهانی دوم، به طور مداوم، یكی از دغدغه های ایرانیان حضور نیروهای خارجی در ایران بود. از یك سو روسها از شمال و از سوی دیگر انگلیسی ها از جنوب به دفعات نیروهای خود را وارد خاك ایران نمودند و یا به اشكال مختلف  و به طور مستقیم در امور داخلی ایران دخالت كردند. این مسئله حتی پس از سقوط دولت تزاری و روی كار آمدن دولت شوروی نیز ادامه یافت.

حضور نیروهای شوروی در ایران

چندین سال پس از سقوط حكومت تزاری روسیه و برپایی حكومت شوروی، در 26 فوریه 1921(7 اسفند 1299) ایران و شوروی، پس از پنج ماه مذاكره فشرده عهدنامه مودتی را میان خود به امضاء رساندند كه بر طبق آن تمامی امتیازات دولت تزاری در ایران از جمله امتیازات ناشی از قرارداد 1907 میان روسیه و انگلیس، قروض شوروی از ایران(11 میلیون لیره انگلیسی)، بانك استقراضی روس، اموال و متعلقات روسیه در ایران، قضاوت كنسولی (كاپیتولاسیون)، امتیازات خط راه آهن، حق كشتیرانی روسیه در خزر و جزایر آشوراده و غازیان و ... از بین رفت.(1)

این عهدنامه اگرچه امتیازات فراوانی برای ایران داشت، لیكن بر طبق یكی از بندهای آن «هرگاه خطری از ناحیه ایران متوجه شوروی شود، دولت شوروی حق داشت راساء قشون خود را وارد ایران نماید و نیروهای مزبور را از بین ببرد». ماده ای كه  سرانجام بلشویك ها از آن سود جستند و نیروهای نظامی خود را وارد خاك ایران نمودند.

تسلیم شدن ژاپن از یك سو و تلاش انگلیسی ها برای خروج از ایران نیز باعث نشد تا روس ها نیروهای نظامی خود را از ایران بیرون كنند

در واقع از آنجا كه در ایران زمان رضاشاه آلمان مهمترین هم پیمان اقتصادی و تجاری ایران بود، متخصصان اقتصادی این كشور در ایران به عنوان ستون پنجم آلمان در جنگ با متفقین عمل می نمودند. از جمله این افراد مایر بود. «وی به سمت نمایندگی كمپانی های تجاری و بیمه آلمان در تمام ادارات و وزارتخانه ها و نقاط حساس و حیاتی كشور رفت و آمد داشت»(2) همین مسئله بهانه ای شد تا روس ها نیز در كنار انگلیسی ها در ساعت چهار بامداد روز سوم شهریور 1320 طی نامه ای به دولت ایران با استناد به اینكه دولت ایران «در بیرون كردن عمال آلمانی هیچ گونه اقدامی ننموده» نیروهای خود را وارد خاك ایران نمایند(3) و تا پایان جنگ، شمال ایران در اشغال نیروهای شوروی و جنوب ایران در اشغال نیروهای انگلیسی شود.

چگونگی خروج ارتش سرخ از ایران

هر چه به پایان جنگ جهانی دوم، كه بهانه نیروهای متفق برای حضور در ایران بود، نزدیك تر می شدیم، نگرانی ها از عدم خروج ارتش سرخ از ایران پس از پایان جنگ بیشتر می شد. این مسئله ای بود كه حتی انگلیسی ها و آمریكایی ها را نیز نگران ساخته بود. تا حدی كه در ماه های پایانی جنگ، مسئله خروج نیروهای متفق از ایران در دستور كار كنفرانس های بین المللی متفقین یعنی كنفرانس های یالتا، پوتسدام و مسكو قرار گرفت.(4) اما نتیجه چندانی در برنداشت.

از آغاز حكمرانی دومین پادشاه قاجار تا پایان جنگ جهانی دوم، به طور مداوم، یكی از دغدغه های ایرانیان حضور نیروهای خارجی در ایران بود

تسلیم شدن ژاپن از یك سو و تلاش انگلیسی ها برای خروج از ایران نیز باعث نشد تا روس ها نیروهای نظامی خود را از ایران بیرون كنند. همه این مسائل سبب شد تا سرانجام دولت حكیمی به شورای امنیت سازمان ملل روی آورد. اما ناكامی وی در رویارویی با روس ها باعث استعفای او و روی كار آمدن قوام در 6 بهمن 1324 شد. اگرچه روی كار آمدن قوام برای روس ها دلنشین بود و دولت شوروی او را جهت مذاكره به شوروی دعوت نمود، لیكن این مذاكرات نیز ثمره چندانی نداشت.

آنچه سرانجام باعث شد تا ارتش سرخ مجبور به ترك خاك ایران شود، فشار غرب بود. البته غرب نگران ایران و ایرانیان نبود. آنچه غرب را نگران می نمود، این ترس بود كه ایران نیز همچون اروپای شرقی در چنگال كمونیسم گرفتار شود و این بازی دومینو فراگیر شود. اینگونه بود كه جرج كنان كاردار آمریكا در تلگرافی به مولوتوف روسی نوشت:«تصمیم دولت شوروی مبنی بر نگهداری نیروهای نظامی خود در ایران بعد از تاریخ تعیین شده در پیمان سه گانه 1942 وضعیتی را به وجود آورده كه دولت ایالات متحده نمی تواند به هیچ عنوان آن را نادیده گرفته و نسبت به آن بی تفاوت بماند.»(5) در آن زمان ایالات متحده تنها كشوری بود كه بمب اتم داشت و آنها در خروج روس ها از ایران مصمم به نظر می رسیدند. اینچنین بود كه رادیو مسكو در 4 فروردین در اطلاعیه ای رسمی تصمیم روس ها مبنی بر خروج ارتش سرخ از ایران را طی چند هفته (تا 19 اردیبهشت) اعلام نمود.(6)

روس ها تلاش نمودند تا دست خالی از ایران نروند و از این رو خروج ارتش سرخ از ایران را مشروط به امضای توافقنامه نفتی و ایجاد شركت مختلط نفت ایران و روس برای سرمایه گذاری مشترك در نفت شمال نمودند. البته قوام نیز پذیرش این توافقنامه از سوی ایران را مشروط به تصویب مجلس پانزدهم كه هفت ماه پس از خرج نیروهای شوروی از ایران دایر می شد نمود. قراردادی كه به تصویب مجلس شورای ملی نرسید.

 نوكران شوروی در ایران،به روایت تصاویر
اهمیت خروج نیروهای شوروی از خاك ایران

حضور روس ها در ایران تبعات بسیاری برای ایران داشت. اما مهمترین این تبعات تصمیم آنها برای جدا نمودن بخش هایی از خاك ایران بود. آذربایجان و كردستان دو منطقه ای بودند كه روس ها چشم طمع به آن داشتند و ایادی آنها در ایران نیز در راستای این حركت جدایی طلبانه همراهشان بودند. در آذربایجان سید جعفر پیشه وری كه سردبیر روزنامه آژیر بود و علنا از جدایی و خودمختاری آذربایجان حمایت می نمود و به همین دلیل اعتبارنامه اش در مجلس چهاردهم رد شده بود، طی حركتی بدون خونریزی در اواخر سال 1324 ارتش آذربایجان را خلع سلاح نمود و اعلام خودمختاری كرد.(7) واقعیت این است كه پشتوانه این خودمختاری حضور ارتش سرخ در ایران بود كه مانع از هجوم ارتش ایران به آذربایجان برای سركوب پیشه وری می شد. زیرا در این زمان از نظر استالین آذربایجان ایران همچون میوه رسیده، چیده شده و آماده خوردن بود. شوروی آذربایجان را در اشغال خود داشتند. آمریكا و انگلیس به دنبال خروج نیروهای خود بودند و تلاش می نمودند در درگیری جدید شركت نكنند. حكومت مركزی ایران ضعیف بود و بنابراین انضمام آذربایجان به شوروی بی دردسر می نمود.(8)

در جنوب آذربایجان كردها نیز اینچنین نقشه ای داشتند. چند روز پس از تاسیس دولت در آذربایجان در 24 آذر 1324 قاضی محمد رهبر با سابقه كردها به تبعیت از پیشه وری تشكیل حكومت خودمختار كردستان را اعلام نمود و در دوم بهمن همان سال مجلس ملی كردستان منعقد شد و قاضی محمد را به سمت صدر حكومت ملی كردستان انتخاب كرد. تشكیل حكومت كردستان نیز كاملا به پشت گرمی ارتش سرخ صورت گرفت.(9)

در واقع از آنجا كه در ایران زمان رضاشاه آلمان مهمترین هم پیمان اقتصادی و تجاری ایران بود، متخصصان اقتصادی این كشور در ایران به عنوان ستون پنجم آلمان در جنگ با متفقین عمل می نمودند

از سوی دیگر با ادعاهای جدایی طلبانه حزب توده بخش هایی از این حزب چهره ای دیگر به خود گرفت. این حزب به طور غیر رسمی دیدگاه كمونیستی داشت و كاملا در راستای منافع روسیه عمل می نمود. در شانزده شهریور سال 1324 كمیته های محلی این حزب در آذربایجان به فرقه آذربایجان پیوستند و بنابراین در ادعاهای جدایی طلبانه آنها سهیم شدند.(10) مسئله زمانی بغرنج تر می شد كه با توجه به مرام كمونیستی بلشویك ها دو فرقه آذربایجان و كردستان نیز به عنوان ایادی دولت شوروی به سمت نگرش های چپ گرا حركت نمودند.(11) اما سرانجام خروج شوروی از ایران باعث شد تا روس ها در قبال یك موافقت نامه نفتی بی ثمر ایادی خود در ایران را وا بگذارد و از ایران خارج شود. اینگونه بود كه كردستان و آذربایجان بار دیگر به آغوش وطن بازگشتند.

منابع

1-علیرضا امینی،تاریخ روابط خارجی ایران از قاجاریه تا سقوط رضاشاه، تهران، خط سوم، 1382، ص 245

2-جامی، گذشته چراغ راه اینده است، تهران، ققنوس، 1385، چاپ هشتم، ص  73

3- همان، ص83

4- علیرضا ازغندی، روابط خارجی ایران 1320-1357، تهران، قومس، 1383، چاپ چهارم، ص 140

5-همان، 151

6- عبدالرضا هوشنگ مهدوی، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1300- 1357، تهران، انتشارات البرز، 1375، ص 114-115

7- محمد علی همایون كاتوزیان، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه: محمد رضا نفیسی و كامبیز عزیزی، تهران، نشر مركز، 1379، چاپ هفتم، ص 195

8-ریچارد كاتم، ناسیونالیسم در ایران، ترجمه: احمد تدین، تهران، نشر كویر، 1383، چاپ چهارم، ص 141

9-علیرضا ازغندی، همان، ص 143

10-یرواند آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ترجمه كاظم فیروز مند و ...، تهران، نشر مركز، 1381، ص 365

11-محمد علی همایون كاتوزیان، همان، ص 197

بخش تاریخ ایران و جهان تبیان

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی- محمد صادقی

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName