• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2587
  • سه شنبه 1382/12/26
  • تاريخ :

نوروز و هنر



در زندگی مردمان روزگاران پیشین، چیزی به نام هنر، كه تنها هنر باشد، شناخته نبوده، و هنر جدا از زندگی ، معنا و مفهومی نداشت. شكل بهتر، زیباتر و نیرومند تر هر پدیده با صفت هنر وهنری، توصیف می شد، و هنر در خوبی، زیبایی و قدرت متجلی می گردید. و این هر سه، سه معیار و سه اصل بنیادین در هنری توصیف شدن هر پدیده بود.

در سرزمین ما، و در سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی و دیگر سرزمین های شرقی، هنر، جایگاه اهورایی و خدایی نیز پیدا كرد. در هستی شناسی و جهان بینی ایرانی، از عرصه های سه گانه هنر، تنها قدرت و آن هم به میزانی و تا به زمانی، از آن اهریمن و نیروهای اهریمنی می توانست باشد.

اما زیبایی و نیكی كه دو صورت از ماهیتی یگانه اند، تنها می توانستند اهورایی و خدایی باشند. در جهان ایرانی، آنچه كه در زندگی انسان، نیك بود، از جلوه های آفرینش نیك به شمار می آمد و از زیبایی به حد كمال بهره داشت. توصیف اردویسور آناهیتا در آبان یشت نمونه برجسته ای از این گونه است، وهمه آنچه هنری بود، چنین بود.

دربرابر، آنچه اهریمی بود، زشت بود، سرشت پلید داشت، و هر اندازه نیرومند بود، از زیبایی و نیكی بهره نداشت. بنابر این اهریمن و عناصر اهریمنی، نمی توانستند جایگاه هنری داشته باشند. هنر، چه در عرصه های قدسی و چه عرصه های زیستی مردمان جایی برای اهریمن وهر آنچه اهریمنی بود، نداشت.

آیین ها ومراسم نیز در شكل های گوناگون خود، با یاد و برای زنده كردن و زنده نگهداشتن نیكی ها پدید آمدند. در هیچ آئینی، بدی و زشتی را پاس نداشته اند. اصل و بن همه آیین ها نیایش و ستایش زیبایی و نیكی و آرزوی دور داشتن زشتی و پلیدی است.

ماه و خورشید هم ، این آئینه می گردانند. چرا كه پدید آوردنده نورند و زداینده تاریكی، كه نهفتن گاه زشتی و پلیدی است. حتی در پاره ای باورهای كهن مردم ما، « ماه» به این لحاظ كه دنیای تاریكی را روشن می كند از خورشید ارجمندتر است. و آتش نیز چنین جایگاهی دارد و شمع و چراغ و هر آنچه كه زداینده تاریكی، است و همه آیین هایی كه بر این پایه برپا می شوند.

بنابر این بن مایه و جانمایه نیكی، كه زیبایی را نیز در خود نهفته دارد، وجه مشترك هنرها و آیین ها است. از این رو همیشه ، هنرها در قالب آیین های گوناگون سوك و سور، نیایش ، شكر گزاری، گذار و جز این ها، رخ می نمایند، و رسم و آیین هر اندازه فراگیرتر و بزرگتر باشد وهر اندازه با عرصه های گوناگون زندگی بیشتر پیوند بخورد، و با رابطه های انسان و محیط در عرصه های طبیعی، انسان ساخت، فراطبیعی بیشتر مربوط باشد،زمینه های بروز هنر، در آن بیشتر است و ظرفیت بیشتری برای بروز هنرها دارد. نوروز چنین بود، و چنین هست.

نوروز، در سرزمین ما و در تاریخ ما و در همه سرزمین هایی كه مردمانش با ما تبار مشترك و جهان بینی و آیین های مشترك و همسان دارند ،جشن آفرینش انسان و باز آفرینی طبیعت و جشن بزرگ شگفتگی و نوزایی بوده است و هنوز هم هست.

در نوروز هر كس می خواهد تا آنجا كه در توان دارد، در هر چیز ودر هر كار بهترین ها را پدید آورد، و نیكی ها را در بهترین و زیباترین قالب و با بهترین آرزوها، بنمایاند.

و چنین بود كه نوروز با زایش هنر توام شد. و چنین بود كه هنرهایی از گونه نمایش، موسیقی، آواز، سخنوری، شعر ، سرود، نگارگری وهنرهای دستی، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی در گستره جهان ایرانی همه از نوروز متاثر بودند و در كنش متقابل خود با نوروز، بر آن اثر داشته اند و در استمرار نوروز تا به زمانه ما، همچنان با آن همراهند

UserName