• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2153
  • شنبه 1382/12/2
  • تاريخ :

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

غزل آتش

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت

بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت

آبی که دستبوس عطش بود شعله زد

آتش، سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت

ابری برای گریه نیامد ولی زسنگ

خون، غنچه غنچه خاک تو را در میان گرفت

" اسبی ز سمت علقمه آمد" دگر بس است

تیری امام آینه ها را نشان گرفت

مانده است در حکایت این سوگ، شعر من

چندان که جسم سوخت و آتش به جان گرفت

از آخرین شراره چنین می رسد به گوش:

باید تقاص عافیت از کوفیان گرفت

" سید ضیاء الدین شفیعی"

به سوی کربلا

ای خمیره تو از"هو"، ای قتیل در محرم

از غم تو شعله ور شد گنبد عتیق عالم

طبل و سنج می نوازند لیل و النهار، درعرش

حضرت مسیح رفته ست بر صلیب نوحه و غم

می رسد به ناکجاها نوحه خوانی ملائک

سینه می زند پیمبر، اشک می فشاند آدم

کربلا! دگر تو در خویش خونی از خدا نداری

گمشده گل من و تو، گم شده گل دو عالم

دجله و فرات! اسمی ذکر صبح و شام من شد

ای حسین اسم من باش، ای حسین؛ اسم اعظم!

دل به سوی کربلا شد ناگهان، تبارک الله!

ما طفیل عشق اوییم صل آله و سلم

"صالح محمدی امین"

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار

آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار

آنجا نشسته چشم کبودش به انتظار
کیست عیدش را فدای حضرت زهرا کند؟

کیست عیدش را فدای حضرت زهرا کند؟

کیست عیدش را فدای حضرت زهرا کند؟
آرزوی گمشده

آرزوی گمشده

آرزوی گمشده
تو فقط غصه نخور

تو فقط غصه نخور

تو فقط غصه نخور
UserName